The first 200 lines.
از 1970، برنامهی حفاظت از شاهدین فدرال
،هزاران شاهد رو جا به جا کرده
،بعضی مجرم، بعضی نه
.به محلههایی در سراسر کشور
تک تکِ اون اشخاص یه صفتِ منحصر به فردی دارن
که باعث میشه با بقیهی جمعیتِ عمومی تفاوت داشته باشن
،و اون اینه که یه نفر میخواد مُرده باشن
استتن آیلند، نیویورک
من و تو و تو و من
مهم نیست تاس رو چطوری بندازیم
...باید
چیه؟ - هیچی -
چشمهات به خیابون باشه بابا
یه کاری میکنید حالت تهوع بگیرم
آره؟ نمیتونم صبر کنم تا ببینم خودت بچه دار شی
و به نظرشون تو یه پیرِ مسخرهی احمق بیای
شرمنده که خوش گذرونیت رو خراب میکنم ولی من نمیخوام بچه دار شم
چی؟ - دنیا الانش هم بیش از اندازه جمعیت داره -
زبونت رو گاز بگیر
.باید برام نوه جور کنی وگرنه
وگرنه چی؟
وگرنه مجبورم میشم خودم چندتا بچهی دیگه درست کنم
چرا وایسادیم؟
،خب، "پیتی" مریضه و به "دامینیک" قول دادم
.یه سری خرت و پرت براش برسونم
خیله خب
،سعی کن بجونبی، چون اگه نه "جای خوبی گیرمون نمیاد، "فرانک
.نگران نباش یه دقیقه طول میکشه فقط. حتی کمتر
به "پیتی" بگو امیدوارم حالش بهتر بشه
به چشم
.و تو سر به سر من نذار
باید برام نوه بیاری، میشنوی؟
بله، مامان
درسته
اوه، خدا
اون حرومزادهی چاق چطوری هر روز خدا از این پلهها بالا پایین میاد؟
کیه؟
کاپیتان کانگروـه
فرانکی"، تویی؟"
.آره، اره. "فرانکی"ـم. بجنب "زود باش. عجله دارم، "پیتی
!"هی، "فرانکی
."سلام، "پیتی از "دامینیک" یه بستهی تحویلی برات دارم
آره؟ - آره -
پیتی؟
کجایی؟
مُردی؟
نه
...خدای
اصلاً نمیدونم چطور اون اتفاق افتاد
فرانسیس سانتُرو هویت در برنامه حفاظت از شاهدیت: فرانسیس آماتو پروندههای در حال بررسی: دامینیک مسترو
.آلباکرکی، نیومکزیکو سه ماه بعد
.نزدیک نشین! پلیس خیله خب، برگردین عقب
آلباکرکی، نیومکزیکو سه ماه بعد
تمام مسافرین سوار قطار جنوب غربی لسآنجلس بشن
..."با ایستگاه در "دالاس"، "فلگاستف
هم اکنون سوار بشین
خیلی بینهایت عقب موندهست
،اول از همه دیگه از کلمهی عقب مونده استفاده نمیکنیم
حتی به اونجا پارک کردن فکر هم نکن
مارشالهای یو.اس
بهتره ماشین وقتی برگشتیم همونجا باشه
.و دوماً، عقب موندگی نیست بازاریابیـه
پس، بازاریابیِ عقب موندهایه
...ببین. تشبیه ادبی و استعاره
خدا رو شکر
هی. چه خبر؟
به نظر خواهرت ترجیح میده یکی دیگه بیاد دنبالش ببرتش
چی؟ بده دستش
مری" میخواد حرف بزنه"
سلام
سلام" نکن بهم. داری چه غلطی میکنی؟"
هیچی. ولی عمراً راه نداره سوار ماشینِ یه
عقدهی "امیر تتلو" بشم که قبلاً هیچوقت ندیدمش
چرا نمیتونی بیایی دنبالم؟
.چون دارم کار میکنم اون سرِ دیگهی شهر
ولی من خواهرتم
هی. میدونی چی؟ یا میتونی پیشنهاد سخاوتمندانهی دوستمُ قبول کنی
.یا شروع کنی به راه رفتن
باشه. سوار ماشینش میشم
همین کارو بکن
بیا
مشکل؟
برندی" امروز صبح رسیده"
واسه مهمونیِ سوپرایزم، بدون شک
.تسلیت میگم حالا، داشتم میگفتم
تشبیه ادبی و استعاره خیلی وقته برای فروشِ محصولات استفاده میشه
،لطفاً، خدایا منو ببر پیش خودت دیگه
واسه مثال فوردِ موستانگ رو در نظر بگیر
به اسمِ یه حیوانِ قوی و فِرز
.ویژگیهایی که تو یه اتوموبیل هم میبینیم بهش میگن انتقال صفت
.آره. خب وسیله معاینهم چی؟
اون دقیقاً چه تصویر و تشبیهی باید منتقل کنه؟
،چون تمام چیزی که گیرم میاد لباسهای کاغذی بیمارستان جاپاییهای فلزی و باز نگه داشتنِ لِنگهامه
دقیقاً فرایندِ فکری پشت اون بازاریابی چی بوده؟
بگو، "باب"، استعارهی یه روندِ بگی نگی تحقیر آمیز و تهاجمی چی میشه؟
چون واقعاً یه چیزی لازم داریم تا با (اسپکولومِ شِوی" رقابت کنه (یه وسیله پزشکی برای معاینه رحم"
،خدایا چرا من دارم این گُه رو میخورم؟
قراره تموم روز اینطوری باشی؟
چی؟ - ...اینجوری -
میدونی
گمونم بستگی به این داره که چقدر مونده باشه به تولدم
تمام روز - اینم از این -
اینم از این
یه تصور غلطِ عمومیِ هست که عضویت
تو انجمن آدم خوبها
شرطِ لازمِ پذیرش تو
برنامهی حفاظت از شاهدینِ فدرالـه
خدایا، فقط کاش حقیقت داشت
تاشا ساموا هویت برنامه حفاظت از شاهدین" تاشا تُرسشیوا پرونده درحال بررسی" هیچ
،خیلی از شاهدین آدمهای معمولیان
که، بدون اینکه خودشون ،در فعالیتِ مجرمانهای شرکت کنن
اتفاقی اطلاعاتِ بیچاره کنندهای درمورد یه سری افرادِ خیلی خطرناک به دست آوردن
،این بازندههای بدشانس آهنربای مشکلاتن و هر موقع ممکنه باید ازشون فرار کرد
مرسی
آها
که تو خط کاریِ من میشه تقریباً هیچوقت
جریمه؟ شوخی میکنی؟
،ماشین هنوز اونجاست نیست؟
کون نشسته
.طوری نیست. حواسمون بهت هست جات امنه
پس، الان اینجوری شاهدها رو منتقل میکنیم؟
استعارهست
آره؟ واسه چی؟ گوه؟ بریم. زودباش
قابلت رو نداشت
برداشت شاهد - رافائل برده دنبال برندی - خودم-تولد -
.خب، به آلباکُرکی خوش اومدی اسم کوچیکت چیه؟
دا. آه، بله
چند وقته آمریکا بودی؟
سه سال. تو نیویورک
.خب، اینجا خیلی با منهتن فرق میکنه و یه دنیا هم با مسکو تفاوتشه
من اهل "کِیو"ـم
اُکراینِ زیبای زیبا
روسی حرف میزنی
یه خورده. تو دههی هشتاد یاد گرفتم وقتی شماها هنوز کمونیست بودین
،تو اکراین ما اکراینی حرف میزنیم
...آم
خفه شو
"سلام، "استن
سلام، "مری". "استن"ـه
."میدونم تویی، "استن ".واسه همین گفتم، "سلام، استن
.صحیح خب شاهده رو برداشتی؟
آره، الان تو راهِ آپارتمانیم
گوش بده. الان یه تماس از ...پلیس آلباکرکی داشتم و، آه
اوه، پسر
و، آه، اوه، پسر" چی، استن؟"
.اونجور صدا رو میشناسم یه اتفاقی افتاده
"آره، ممکنه بچهی "فرانکی سانتُرو دیشب بهش شلیک شده باشه
چی؟ کجا؟ مُرده؟
."گفتم "ممکنه خیله خب؟ ممکنه
یه جنازه تو یکی از اون مناطق ساخت و ساز بیرون آزاد راهِ "پناَم" پیدا کردن
تو راهم
.اونم یه انتخابه ولی بردن یه شاهد به محل قتل یه شاهد دیگه
حداقل شیش تا از کُدهای اداره رو نقص میکنه
.میدونم داری چی کار میکنی تلفنُ گرفتی بیرون پنجره
!استن. نمیشنوم چی میگی !داری قطع میشی
.تلفنُ گرفته بیرون پنجره مری، گوش کن چی میگم
استن"؟"
...من صد در صد
برنامه عوض شده
بچهی فرانکی سانتُرو رو ممکنه دیشب زده باشن زمین
باید با چشم خودم ببینم
پس این چی...؟
باهامون میاد
باحال میشه
"سلام، "استن
...مارشال
.چی؟ شرمنده استن داری قطع میشی
،فرانکی سانتُرو به اسم فرانکی کسخل (مغزها) هم شناخته میشه
یه لقب که به دلیل عشقش ،به فندقیجات روش گذاشته نشده
بلیطش واسه ورود به حفاظت از شاهدین رو با موافقت برای شهادت دادن
علیه رئیس سابقش "دامینیک مسترو" به دست آورد
آخرین کله گندهی "دان"ها
فرانکی اونقدر بدشانس بود که "پینی لوروسو" رو
درحالی که تحت نظر اف.بی.آی بود سَقَط کرد
که به شکلی تصادفی بدشانسیِ پیتی هم بود
وای. دقیق مثل فیلمها
میتونم چیزی برات بیارم؟ ضد اسید معده؟
.تاشا، فقط تو ماشین بمون فقط چند دقیقهای طول میکشه
باشه
لطفاً نذار بچهی فرانکی باشه
فرض کنم الان شانس نیاوردیم و به خواهرت بگم مهمونیت رو کنسل کنه؟
،اگه دوستِ به درد بخوری بودی این کارو خیلی وقت پیش میکردی
سرنخی داری؟
آره، متأسفانه
"کارآگاه "درشوئیتز
درشوئیتز"؟ جدی؟"
آره، داستانش طولانیه
شرط میبندم
."همه بهم میگن "بابی یا بابی دی
،مری شنون مارشال ایالات متحده
خب، چرا با مارشالها تماس گرفتی، کارآگاه؟
.خب، دوتا بچهی مُرده داریم یه دختره هست به اسم "برک"، اونجا
و یه پسر با این تو کیف پولش
و این
گذاشته شده بود پشت اون یکی
.بچهای با دو هویت به نظرم احتمال داره تحت حفاظت از شاهدین باشه
همه اینا رو از روی کارت ملی جعلی گفتی؟
آره. همچین حسی دارم
خیله خب، مرسی
آه.. اون مدرکه
No comments yet. Be the first to leave one.