The first 200 lines.
ترجمه و زیرنویس از مرتضی ریواز و محمد ریواز
~Enjoy!
،انساننما»ها»
انسانهایی مهندسیزیستی شده هستند، که توسط شرکت «تایرل» برای استفادهی دنیای بیرون طراحی شدهاند
نیروی تقویتیافتهشان آنها را تبدیل به بردههای کاری ایدهآل کرد
،بعد از مجموعهای از شورش های خشونت آمیز
تولید آنها ممنوع شد و شرکت «تایرل» ورشكسته شد
فروپاشی اکوسیستمها در اواسط دههی 2020
،منجر به ترقی "نیاندر والاس" صنعتگر شد
کسی که مهارتش در کشاورزی مصنوعی از خشکسالی جلوگیری کرد
والاس" بقایای شرکت «تایرل» را صاحب شد"
و خطی جدید از «انساننما»ها را خلق کرد که اطاعت میکنند
تعداد زیادی از نمونههای قدیمی - سری نکسوس8
با طول عمر بیانتها - زنده ماندند
آنها شکار و «بازنشسته» میشوند
کسانی که آنها را شکار میکنند ...همچنان با این اسم شناخته میشوند
||بلید رانر||
«کالیفرنیا - سال 2049»
«پلیس لسآنجلس»
شماره ثبت خودرو: اس99821
"کارآگاه "کدی6 - 3.7 وضعیت: فعال
امیدوارم بدتون نیاد من به خودم اجازهی ورود دادم
.مراقب بودم تا خاکی نیارم داخل
.من از خاک بدم نمیآد
...از دیدارهای ناگهانی
.بدم میآد
تو پلیس هستی؟
شما "ساپر مورتون" هستین؟ ؟ NK68514 شماره اجتماعی
.من یه کشاورز هستم - .خودم این رو دیدم -
چی کشت میکنین؟
.یه مزرعهی پروتئینـه
."طرح "والاس
بوی همین داره به مشامم میخوره؟
.اون رو فقط برای خودم کاشتم
.سیر
.سیر
.راحت باش، یهخرده امتحان کن
.نه، ممنونم
ترجیح میدم تا شکم رو خالی نگه دارم تا زمانی که بخش سخت روز تمام بشه
چند وقت اینجا بودین؟
.از سال 2020
،اما تو که همیشه یه کشاورز نبودین بودین؟
.کیفتون
.در پزشکی مستعمراتی کاربرد داره
متعلق به ارتشـه
کجا بودین؟ «کالانتا»؟
.حتماً وحشیانه بوده
قصد داری من رو بازداشت کنی؟
بذاری اونها یه نگاهی بهداخل بیاندازن؟
..."آقای "مورتون
...اگر بازداشت شما یک گزینه باشه
من خیلی اون رو به گزینهی... ثانوی ترجیح میدادم
من مطمئنم شما میدونستین که بهمرور زمان یهنفر میآد
.متأسفم که باید من میبودم
.فرقی با بقیه نداری
...حالا، اگه بدتون نمیآد
اگه میتونین فقط بالا رو... نگاه کنین و به سمت چپ، لطفاً
.لطفاً بلند نشین
چه حسی داره همنوع خودت رو میکشی؟
من همنوع خودم رو بازنشسته نمیکنم چون ما فرار نمیکنیم
.تنها نمونههای قدیمی فرار میکنن
و شما نمونههای جدید با ...خوشحالی گندها رو تمیز میکنین
.چون هیچوقت یه معجزه ندیدین...
.فقط از همهچیز عکسبرداری کن
.خانم، لطفاً
مخابرهی رمزگذاری شده دریافتی از ادارهی پلیس لسآنجلس
.تو آسیب دیدی. من پول اون رو نمیدم
.چسبش میزنم - و؟ -
.یکی از «نکسوس8»های پایانی
قیافهاش طوریـه که میتونست سرت رو جدا کنه
.سعی کرد
...بعد از «کالانتا» از ارتش فرار کرد
با چند نفر دیگه از اکیپش... که من بدم نمیآد دورهی عمرشون بسته بشه
فقط اون؟ - .فقط اون -
.برای خط مبنای خودت به خانه بیا
.یک لحظه، خانم
.سی متر تا حداکثر عمق
اون چیه؟
.یه تیم حفاری میفرستم
.قبل از طوفان بیا به خانه
ادارهی پلیس لسآنجلس
."افسر "کدی6 - 3.7
بیا شروع کنیم. آمادهای؟ - .بله، قربان -
.خط مبنای خودت رو بازگو کن
و پوچی به رنگ خونسیاه شروع به چرخش کرد
سامانهای از سلولها بهم پیوسته درون سلولها
بهم پیوسته درون سلولها، بهم پیوسته درون یک سلول بنیادی
.برو گمشو، پوستپوش
،و بهطرزی وحشتناک متمایز در مقابل تاریکی یک آبنمای بلند سفید ظاهر شد
.سلولها - .سلولها -
تا حالا در یه مؤسسه بودی؟ سلولها «آزمایش خط مبنا پس از ضایعه روانی»
اونها تو رو در یه سلول نگه میدارن؟ سلولها - .سلولها - «افسر کدی6 - 3.7»
،وقتی درحال انجام وظایفت نباشی اونها تو رو در یه جعبه کوچک نگه میدارن؟ سلولها «30ژوئن سال 2049»
.بهم پیوسته - .بهم پیوسته -
نگه داشتن دست کسی که دوستش داری چطوریـه؟ بهم پیوسته
اونها بهت یاد دادن تا چطور لمس انگشت به انگشت داشته باشی؟ بهم پیوسته
تو آرزو داری تا قلبت رو با کسی پیوست بزنی؟ بهم پیوسته
تو خواب بهم پیوسته شدن رو میبینی؟ - .بهم پیوسته -
نگه داشتن بچهات در آغوشت چطوریـه؟ بهم پیوسته
حس میکنی که بخش از وجودت هست که گم شده؟ بهم پیوسته
.درون سلولها بهم پیوسته - .درون سلولها بهم پیوسته -
چرا این رو سه بار نمیگی؟
.درون سلولها بهم پیوسته .درون سلولها بهم پیوسته
.درون سلولها بهم پیوسته
.کارمون تموم شد
."نتایج ثابتـه، "ک
.میتونی پاداشت رو برداری
.ممنونم، قربان
.هشدار، فاصله را حفظ کنید
.هشدار، فاصله را حفظ کنید
.هشدار، فاصله را حفظ کنید
در هر زمان، در هر مکان با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنید
.بستهها تا 20 دقیقه دیگر آغاز میشوند
.گزینههای فراوانی در دسترس میباشند
.جوی» هرجایی که شما بخواید بره میره»
در هر زمان، در هر مکان با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنید
.بستهها تا 20 دقیقه دیگر آغاز میشوند
چهخبر ای سرباز خوشگل حلبی؟
پس حالا اومدی خانه، ای عوضی؟
کدوم خری اینجا منتظر توئه؟
!میزنم پات رو در میارم، ای حرومزاده
«برو گمشو، پوستکن»
ک"؟ صدات رو نشنیدم. زود اومدی"
میخوای من برگردم؟
.فقط برو خودت رو بشور - .بله، خانم -
جلسهات چطور بود؟
.هميشگي
روز تو چطور بود؟
.من داره از تنهایی حوصلهام سر میره
.99.9درصد آب معدنی
.من سر کار دچار یه حادثه شدم .فکر کنم پیرآهنم رو خراب کردم
.من مطمئنم میتونم اون رو برات درست کنم .بذار یهنگاه بهش بیاندازم
.من به یه نوشیدنی نیاز دارم
اول یه نوشیدنی میخوای؟ - برای من یکی بریز، باشه؟ -
.من دارم یه دستور پخت جدید رو امتحان میکنم .فقط به یهخرده تمرین بیشتر نیاز دارم
.بیخود جوش نزن
.باید بیشتر توی چاشنی میخوابوندمش .امیدوارم خشک نباشه
میدونستی این آهنگ روی صفحه گرامافونهای رپریز رکوردز» در سال 1966 منتشر شده بود؟»
.توی فهرست پرفروشترینها شمارهی یک بود
.دیگه زیاد طول نمیکشه .فقط دارم ریزهکاریهای نهایی رو اضافه میکنم
.خیلیخب، آمادهست .امیدوارم ازش خوشت بیاد
.بهت که گفتم بیخود جوش نزن
...و با اینحال
.بفرما! نوش جان
.دلم برات تنگ شده بود، شیرین عسل
.عزیزم، این قشنگـه
.فقط پات رو بیار بالا
.استراحت کن
یه روز بود؟
.یه روز بود
برای من میخونی؟
.اینکار حالت رو بهتر میکنه
.تو از اون کتاب متنفر هستی - .من هم نمیخوام کتاب بخونم -
.بیا برقصیم
،میخوای برقصیم یا میخوای هدیهات رو باز کنی؟
کدوم هدیه؟
.این یکی - مناسبت چیه؟ -
...بیا فقط بگیم
.سالگرد ماست... - واقعاً؟ -
.نه، ولی بیا فقط بگیم که هست
خیلیخب؟
.سالگردمون مبارک
.یه ساطعگر
ساطعگر» شناسایی شد» قد: 165، نوع بدن: باریک اندام نوع چهره: کلاسیک، رنگ پوست: سبزه
رنگ چشم: قهوهای، رنگ لب: خنثی، رنگ مو: خرمایی مدل مو: چتری، قومیت: کوبایی، زبان: انگلیسی
«ادغام داده ها با ساطعگر»
.ممنونم
عزیزم، تو حالا میتونی هرجا در دنیا که بخوای بری
اول میخوای کجا بری؟
.من وقتی با تو هستم خیلی خوشحالم
.تو مجبور نیستی این حرف رو بزنی
«پیغام صوتی»
.حفاری موفقیتآمیز بود .ما یه سرنخ جدید داریم
.بیا این پایین
پیشبینی کربن: 14.6 گالن در ساعت
،جعبهی شما یه صندوق نظامیـه ...که به "ساپر مورتون" تعلق گرفته
بهصورت خلاقانه بهعنوان یه استخواندان تغییر کاربرد داده شده، جعبهای از استخوان
.چیزی جز مو داخلش نیست
نمونههای خاک نشون میده که اون زن برای 30 سال دفن بوده
،استخوانها تماماً جدا شدن، کاملاً تمیز شدن .با دقت زیاد دفن شدن
«زن؟»
دلیل مرگ، "کوکو"؟
بدون شکستگی، بدون اثری از ...ضربهی جسمی، به استثناى
.یه شکستگی در استخوان تهیگاهی
.یه کانال تولد باریکـه .بچه حتماً گیر کرده
اون حامله بوده؟
پس "ساپر مورتون" اون رو نکشته؟
.اون در زایمان بچه مرده
اون چیه؟
.برو عقب
.نزدیکتر
.نزدیکتر
اون چیه؟
.شکاف در ستیغ تهیگاهی
،شکافهای خوبی هستن مثل شکاف چاقوی جراحی
این مثل یه عمل سزارین اضطرارى میمونه
.برشها تمیز هستن .اثری از تقلا نیست
اون یه بهدار جنگي بود. شاید سعی کرده تا نجاتش بده، و فقط نتونسته
.اون بهنظر نمیاومد اهل نجات دادن باشه
به خودش زحمت داد تا دفنش کنه
No comments yet. Be the first to leave one.