The first 124 lines.
چقدر از اون فانتزی های پر ستاره فراموش شدن
رویاهای قدیمی دیگه نمی درخشن
مسیرهایی که با هم رفتیم، پنج هایه گرانبهایی هستن
هیچی نمیتونه ما رو عقب نگه داره
من نمی ترسم امشب چقدر طول میکشه
تا وقتیکه کنارم باشی
اسمون شب رو مثل اولین درخشش سپیده دم سوراخ کن
و همه تلاشم رو می کنم تا زمین رو روشن کنم
از زنجیر سرنوشت بشکن
بدون طفره رفتن
بدون تسلیم
تو میدون نبرد نگاهت به من قدرت می ده
هیچ ترسی برای بغل کردن امید نیست
کبودی مدال منه
کبودی مدال های منه
قسمت نهم آخرین احضار، فصل 1، قسمت 9
آه جی! آه جی!
اون خون زیادی از دست داده،
و زخم هاش عمیقه
من اونو یه کم میبندم.
میاوو هم تب داره
زخم هاش عفونی شد
فقط امیدوارم که Destroyer ها خیلی زود به ما نرسند.
بوق، بیپ، بیپ! هشدار قرمز!
نوسانات شدید انرژی معنوی شناسایی شد!
به سرعت به این مکان نزدیک می شود!
چی؟
تیغه سایه،
رهایی!
که سریع بود!
ویرانگرها...
تبدیل شدن از شکارچی به طعمه شدن چه حسی داره؟
طعم ناامیدی رو بچشید.
میاوو!
استن!
ناامید کننده.
این همه چیزیه که شما دارید؟
خدتو کنترل کن.
بعد از مرگت آخرین کلماتت رو مستقیماً از مغزت میخونم.
برش فضایی.
آه جی!
آه جی!
من...
من کجا هستم؟
این یه شکاف بین زمان و مکانه .
متاسفم که این رو به تو میگیم ،
اما تو خط زمانی خیلی فرق داره،
شما مردید
دورا!
میاوو!
استن!
همه مرده
بعدش، دسترویر ها همه ارواح احضار شده شمارو جذب کردن
و خاطرات
لعنتی!
همه باید تاوان شکست شونو بدن
حتی اگه این قیمت بالا باشه.
همش تقصیر منه... که کاری از دستم بر نمیاد!
تقصیر منه که به اندازه کافی قوی نیستم!
اگه بهت میگفتم...
میتونم به تو سه دقیقه پیشنهاد بدم تا همه چیز رو نجات بدی،
میتونید اونودور خدت بچرخونی؟
بهترینت رو بده، آه جی.
و بخاطر داشته باش:
وقتی همه اینا به پایان می رسه،
من تو کوره شیطان منتظر تو میمونم.
د...
بابا...
اون خون زیادی از دست داده
و زخم هاش عمیقه
من اونو یه کم وصله می کنم.
اون واقعا زمان رو به عقب برگردوند...
سه دقیقه تویه گذشته است.
آه جی!
همه گوش کن
به هر کلمه ای که میخوام بگم گوش کن.
ما به زودی میرسیم به مقصد.
هدف ما:
کشتن تو چشم
فهمیدید.
تیغه سایه،
رهایی!
کسی نیست؟!
شمارش معکوس.
سه...
دو...
یک...
این یه تله است!
تایید تخریب .
یکی از اونا تو انفجار گرفتار شد.
که نزدیک بود.
همه اینها به لطف برنامه آه جی برای تعویض ماشینه که به سلامت از اون فرار کردیم.
این کار زمان زیادی برای ما نداره.
ویرانگرها به زودی به سراغ ما میان.
ما باید هانا رو برداریم قبل از اینکه اونا به اون برسن .
فهمیدم!
تقویت نیترو!
هانا!
وسایلت رو جمع کن و با ما بیا!
اون کجاست؟
چرتو پرت نگو. یعنی من الان دیر کردم؟
تازه پیام هم گذاشتم
سلام! بیاین، شما دو نفر!
من یه خبر خوب و بد دارم براتون
خبر بد این که دسترویر ها تنها دو کیلومتر با ما فاصله دارن!
خبر خوب چیه بعد؟
خبر خوب...
این که من هلیکوپتر هانا رو برای فرارمون قرض گرفتم!
بیا بریم!
حالت مخفی رو فعال کنین!
به عبارت دیگه، حنا گم شده.
نامه تمام چیزیه که اون پشته سر گذاشته بود.
درسته.
من تو کوره شیطان منتظرتونم. -حنا
بهتره زنده بیای!!
"من در کوره شیطان منتظرتونم."
دوباره کوره شیطان؟
درست مثل چیزی که پیرمرد قبلا گفته بود.
وقتی همه ی اینا به پایان برسه،
من در کوره شیطان منتظرتون میمونم.
کوره شیطان؟!
آشنا به نظر میاد.
قبلاً وقتی در مورد برادرم می پرسیدم،
یکی به من گفت که اون اونجا بوده.
No comments yet. Be the first to leave one.