The first 200 lines.
رزا
با معرفی: آنتونی چاو
بازرس تین
تهیهکننده: سامو هونگ
.آیا همه چیز آماده است؟ بله
تدابیر امنیتی؟
.هر گوشهای پوشش داده شده است. افراد ما در تمام جهات مستقر شدهاند
.بازرس تین، همین که وارد شوید، او را دستگیر خواهید کرد
.خبرنگاران نیز اینجا هستند
.این پرونده حتماً بسیار مهم است. بازرس تین شخصاً اینجا حضور یافتهاند
.شما عزیزان با این کار به من لطف بزرگی میکنید
.بازرس تین، ما کار را انجام میدهیم اما اعتبارش برای شماست
هی! آیا مسلح است؟
!حتی اگر هم باشد، نهایت کارد است. کارد؟! مگر کارد نمیتواند آدم بکشد؟
.بازرس تین، چند دقیقه به ما فرصت دهید تا محل را آماده کنیم
!تازهکار
با بازی: یوئن بیائو
با شما صحبت میکنم! من؟
!بیایید اینجا
.هی، مردی در داخل هست که بسیار بدنام و خطرناک است
.او در کارش یک جیببر است و به «پادشاه جیببرها» معروف است
.به داخل بروید و تمام سلاحهایش، از جمله کارد و سنجاق را ضبط کنید
آیا باید دستگیر شود؟
.بله، اما نه توسط شما. فقط پس از اتمام کارتان، بیرون بیایید
.هی! کارتان را با دقت انجام دهید
با بازی: لاول لو، لو شیائو-فن، کارا هوی، پل چان
پادشاه جیببرها
قربان، آیا مرا با کسی اشتباه گرفتهاید؟
.شما تنها مشتری اینجا هستید. پس خودتان بفرمایید
.حتماً یک اتفاق تصادفی است
.تصادفی نیست، از پیش برنامهریزی شده بود
!برخیزید
مدیر پروژه: جسیکا چان
.بخت با شما همراه نیست
.پای مرغتان را تمام کنید و برای زندان آماده شوید
.قربان، فرصتی به من بدهید
.فقط یک بار کافی است
.من شما را دستگیر نمیکنم. مافوقم شخصاً این کار را خواهد کرد
.التماس برای بخشش فایدهای ندارد. به خوردن ادامه دهید
.بازرس تین، او را کاملاً بازرسی کردم. فقط یک کارد همراهش بود
.به خبرنگاران بگویید عکس بگیرند
.هی، همه خبرنگاران برای عکاسی آماده شوید
.بفرمایید این طرف. بسیار خب، میآیم
فیلمنامهنویسان: بری وونگ، وونگ کار-وای
.آنها بیرون میآیند
.رفیق، شلیک نکن
!هی! از عکاسی بپرهیزید
!عکاسی ممنوع! متوقف شوید
!کار احمقانهای نکنید. به آنها بگویید دور شوند
!همین الان دور شوید! دور شوید
!اگر جرات دارید، نزدیکتر بیایید
!دور شوید
.بازرس تین، نترسید. اگر جرات دارید، ماشه را بکشید
!هی، نکن! شما با جان من قمار میکنید
!اگر نزدیکتر بیایید، او را با گلوله خواهم کشت. هی
!شلیک کن
!دستبند بزنید
.توقف کنید! بازرس تین
!حرکت کنید
.بازرس تین، همانطور که گفتم، نیازی به ترس نیست
!عکس بگیرید
!چرا با من چنین کردید؟
کارگردان: جو چئونگ
رئیس
!عجله کن! شاهزاده مینیبوسها
!برو داخل! یالا
شاهزاده مینیبوسها! آیا امروز هنگ آدمکها را اینجا آوردهای تا بمیرند؟
!آرزویش را داری
!تپل! بله
.به آنها درباره جوایز نقدی و هدایا اطلاع بده
.آقایان! هر کس که بازی کند، نیازی به پرداخت هزینه اجاره نخواهد داشت
.یکصد دلار هنگکنگ برای مساوی، و سیصد دلار هنگکنگ برای برد
.به نظرتان خوب است؟ اگر موافقید، لطفاً تشویق کنید
!عالی
.هیولای کوچک، روحیه تیمی آنها قوی است
.شاهزاده مینیبوسها، با تمام ناوگان پدرت اینجا آمدهای
.بسیاری از کسب و کارت را از دست خواهی داد
.خب که چه؟ من هوس بازی با توپ کردهام
.من دوست دارم با هر نوع توپی بازی کنم
.بسیار خب، بگذارید روشن کنیم. این بار نمیتواند مثل دفعه قبل باشد
.دفعه قبل بعد از اینکه در نیمه اول ۱۱-۰ باختید، رفتید
.این بار تا انتها بازی خواهیم کرد
.تپل! بله
!شروع
مری، به نظرت این ماشین قشنگ است؟
.در هنگکنگ، از این نوع فقط همین یکی است
.اما کِی، ماشینی چنین گرانقیمت را نباید همینطور در خیابان رها کرد
.اهمیتی ندارد
!یالا
!شوت کن
.اوه، نه! مشکلی نیست
اگر تو رفتگی پیدا کند، شما هزینه را پرداخت خواهید کرد؟
.آن توپ من است، لطفاً
.شما ضربه عالیای زدید، نزدیک بود ماشینم تو رفتگی پیدا کند
.متأسفم. بسیار سپاسگزارم
.نیازی به عذرخواهی نیست
.بفرمایید
!هی... شما
هی! چه میکنید؟
چه شده است؟ او چطور توانست؟
واقعاً، تو؟ گذاشتی به همین راحتی در بره؟
این خیلی خجالتآوره
من سالها توپ بازی کردم ولی هیچوقت توپی رو نترکوندم
!داداش، وایسا! چی؟
من مأمورم. دنبال اون ماشین بیفت
کدومش؟
!اونجا
اون زرده
!دستاتو بکش
چطور تونستی اینطور رفتار کنی؟ ببخشید... یه سوتفاهم بود
!دنبال اون ماشین
!هی! وایسا برام
داری چیکار میکنی؟ اگه من نیام، چطور میتونم دوچرخهام رو پس بگیرم؟
درست بشین
!میخوای ما رو بکشی؟
هی! خوبی؟
!هی
آقا سبیلو، داری چه غلطی میکنی؟
سبیلو، تو جرئت میکنی چراغ قرمز رو رد کنی؟
خب که چی؟ چراغ قرمز هیچوقت به چشمم نمیاد
!هر وقت بخوام از چراغ قرمز رد میشم. میخوای چیکار کنی؟
از آدمایی که چراغ قرمز رو رد میکنن متنفرم
!هر وقت بخوام میگیرمت. میخوای چیکار کنی؟
!تکون نخور
!آگاهی! خم شو روی ماشین
ببخشید قربان. میشه یه فرصت بهم بدین؟
!خم شو
خواهرم تو بیمارستانه
عجله داشتم و ناخواسته از چراغ قرمز رد شدم
عمداً نبود
چه برادر دلسوزی هستی. این چیزا کم پیدا میشه
فکر میکنی باورت میکنم؟! مگه میشه همچین تصادفی؟
مرکز، با ۲۲۸۸
!همینجا بمون
۲۲۸۸ هستم
خواهر کوچیکت تو بیمارستانه. وضعیتش هنوز معلوم نیست
میخوام یه تست رانندگی بکنم. لازم نیست، خانومم
اگه خوشت اومده، فقط بخرش
بهتره یه دور امتحانی بزنیم
!دخالت نکن
ولش کن. میترسه هیچوقت نتونه پدر بشه
همینطوریه دیگه. رانندگی خطرناکه
اصلاً اینطور نیست. موتور عالی، شاسی قوی. در برابر تصادفات ماشین مقاومه
ساکت بودن به این معنی نیست که مردم فکر کنن لالی
!هی، خانومم، نه
چت شده؟ من فقط هشت ماهه حاملهام
نه اسب سواری، نه طناب زدن، نه جودو و حتی الان نه تست رانندگی
میخوای منو از بیحوصلگی بکشی؟
!ولی... ولی چی؟ برو کنار
من باهات میام
هی، نیازی نیست! خودم میرم
!هی، خانومم
!ای وای! وای نه
چطور تونستی اینطوری رانندگی کنی؟ حالت خوبه، خانومم؟
ببخشید. خواهرم تو بیمارستانه. عجله دارم
شماره پلاک ماشینم رو بردار. من مسئولیتش رو قبول میکنم
!هی! نرو
!خداحافظ
!هی! آقا سبیلو
آقایی! خانومم، حالت خوبه؟
آره
بچهمون... چی شده؟
!داره میاد! زایمان زودرس؟
هی، حالش چطوره؟ حالش خوبه؟
دکتر معاینهاش کرد و گفت حالش خوبه. ولی باید تحت نظر باشه
شما کی هستی؟ برادر بزرگش
برادر بزرگ؟
به هم شبیه نیستن
پس شما کی هستی؟ من خواهر کوچیکت رو اینجا آوردم
پس تو لطف بزرگی به من کردی. ممنون که آدم خوبی هستی
خواهش میکنم. در واقع اون به خاطر من تو بیمارستانه
پسرک، بیا با من
چطور به خواهر کوچیکم آسیب رسوندی؟
یه تصادف بود
معلومه. اگه عمداً بود الان روی زمین افتاده بودی
با این حال، سه تا از دندههات میشکنه
و از سه سالگی،
هر مردی که بدون اجازه من بهش نزدیک میشد یا دست روش میذاشت،
باید سه تا از دندههاش میشکست. پس الان شش تا دنده ازت میشکنم
تو اینقدر بیرحم هستی؟
!تا حالا آدم بیرحم ندیدی؟ نشونت میدم
!لعنت بهت
!چی شده؟ ولم کن
!دکتر، این دیوونه است! دیوونه؟! من پلیس آگاهیام. ولم کن
!این دیوونه است. به حرفش گوش نکن. اون از آگاهیه؟ من خودم آگاهیم
!داداش بزرگ
هی! چرا دارید دعوا میکنید؟
یه سوتفاهم بود. من خوبم. حتماً برنده میشم
نه، داداش بزرگ. من همین الان خواب دیدم که سه تا از دندههات شکسته بود
!من؟
!هی
انگار واقعاً دندههات شکسته
تو
هی، کمکش کنید بیاد داخل
ببخشید
تقصیر من نیست. من مقاومت نکردم. اون خورد به مشتم
!پسرک، هنوز داری چرت و پرت میگی؟! با تمام وجود باهات میجنگم
اول تو برو. برادرم بدخلقه
زنگ بزن بهم
من دیگه میرم
No comments yet. Be the first to leave one.