The first 200 lines.
.خبرهای خوبی آوردم
.زمان سفر حداکثر شش ماه بیشتره
.حداکثر
!بیا بغلم
.اون توی حرفهاش اغراق زیاد میکنه
.اینجا محل حرفهای خوبه
.خبر بد داری، جلو نیا خانم
.شنیدم ناسا دست کمک دراز کرده و تو با لگد پسش زدی
!گور بابات ناسا
.جو الهامبخش همهی ما بود
.روحش شاد
.دور ما میچرخه
.این کشتی اونقدر بزرگـه که قطب گرانشی خودش رو داره
ویژگی خوبیـه نه؟
.کسی از کشتی بیامکانات خوشش نمیاد
،سه مسافر مصدوم
.مردند
!زامبی
،زامبی نیستند
.جسدهای بدون دست و پای دوستان خدا بیامرز ما هستند
.دیگه حق ندارند با ما مثل یه گله گاو برخوردند کنند
!آره - درست نمیگم؟ -
!لعنت بر سرمایهداری - .اون دیگه نه -
.به صدای نفس کشیدنم گوش کن
میبینی چه صدای آرومی دارم؟
.آرام باش
.آرام
.تمام بدنت نرم و سست و بیاستخوانه. هیس
.اینجا خیلی آرومه. هیس
...ذهن تو بیقید و آزاده
فیلیمو تقدیم میکند hossein 2 :ترجمه و زیرنویس
.صبح بخیر .راحت باشین
.پسرها و دخترهای خودم .آپدیتم کنین
.حواستون رو جمع کنین
.مدس، محاسبات مسیر پرواز
.پرواز ایمنی داریم، کاپیتان
.پرواز صحیح
.خوبه. نادیا
...دنیامیک مدار و زیرسیستمها
ناهار چی میخوای بخوری؟
.تصمیمی نگرفتم
...هوس غذای تند کردم
مدس، تمام سیستمها ردیفاند؟
.بله قربان. صد البته
...خوبه. سارا
.سنسورهای کمکی درگیر هستند .آنتن پشت فعال شد
سلام میا. حالت چطوره؟
اوه، سلام راو. حال من چطوره؟
.توی زندان مختلطم
آخ کمرم... خوابیدن روی زمین
.واسه ما به اندازه سگها راحت نیست
شاید بهتر باشه... نوبتی بخوابیم؟
.من رو زمین بخوابم؟ عمراً
هنوز به خاطر تاخیر صدات رو نشنیدم
ولی از حرکات لبها میتونم بفهمم که
.یه فحشی چیزی نثارم کردی
.تمیزکارم
...چی؟ صبر کن. ببخشید میشه بری بعد بیای
.نه - .خوش آمدید. ایشون همسر منه -
.عاشق خوابیدن با ماساژورهاست
.رفلکسولوژیسته، داگ
.علم پزشکیه - .بله صد البته -
جایزه نوبل هم میبرند نه؟
ببخشید، صبر کن. اون چیه؟
...نمیخواد بگی، این رو میدونم. این
حولهس؟ - .بابا بامزه -
...نخیر، معمولاً طوری تا میشه
.که شبیه قو یا خرگوشه
.این عین ماتحت آدمه
.آره، ماهیچهی باسطه
من درگیر فاجعهای هستم
،که شما گرفتارش شدین
.لذا... من رفتم دیگه
...نه! راو! ما هنوز حرف داریم !نرو
سلام دوستان. همسایههای خبرچینتون بهم اطلاع دادند که
.شما پر سر و صدا هستین و همش دعوا میکنین
.گور باباشون
کاری از دست من برنمیاد؟
.تمیزکارتون یه ماهیچه باسطه انداخته رو تختمون
.تخت من
.نه، به نظرم اون... ماتحته
.چه جمعشدگی زیبایی داره
.خیلی خب. بعد میتونم کمکتون کنم - .بسیار عالی -
.امم... اون سفارش املت با سوسیس کنارش داد
خب، این غذا از یه حیوان مردهی متفاوت دیگه
.و تخممرغ متفاوت دیگهس
خب چیزی که اون سفارش داد متفاوت نبود، درسته؟
چطوره با چشمهای بسته بخوریش؟
.عجب غافلگیریای
.طولی نمیکشه که آشغالهاشون رو به خوردمون میدند
.خوشمزهس
.و اشتباه
.کاپیتان. بیا اینجا
.میدونم که من رو میبینی
.مت
میشه بیشه جلیقه ضد فحشم؟
.صد البته - .خانم کلی -
چه کمکی ازم برمیاد؟
فرنک، به این دو تا آقای اخمو
.در مورد دابل چیکنت بگو
.خب، به من مرغ و تخممرغ دادند
اول مرغ بود یا تخممرغ؟
!حقیقتش هر دو با هم اومدند. چه خوشمزه
.باعث شد خوشحال بشی .فرنک، تو معرکهای
میدونی چی معرکه نیست؟ .لحن تیکه انداختنت
.آره، منم دارم از خشم آکنده میشم
خیلی خب، آمادهاین؟ .مکس، بهشون بگو
.رو بالشتم آدامس پیدا کردم
،خب، در برخی فرهنگها
.این میتونه براتون خوششانسی بیاره
.آره - .تیم، بزنش -
.اگه خوستی فیزیکی
،خانم تو بهداری .به پسرم گفت خوک
،خب از نظر چینیها، که بیشترین جمعیت رو دارند
.خوک مظهر ثروت و تلاش زیاده
اونها جانورهای چاق و کثافتخوری که
.همه فکر میکنند نیستند - من رو مسخره کردی؟ -
.باشه. ممنون مت
.ممنون. میتونی بری سراغ کارت - .باورنکردنیه -
،برو با جاد بازی کن
.چون در حد مرگ بهدردنخور بودی
مکس، واقعاً ناراحت شدم
.که چشمت به اون بالشت افتاد
،اگه لطف کنی و اون آدامس رو بدی
میریم روش آزمایش انجام میدیم
.و با شخص خاطی از کارکنان برخورد میکنیم
.اون هم سفارش حوله و آبدرمانی داره
.و همچنین این
کارن، میشه یه صحبتی داشته باشیم؟
پس پسر خوک من چی میشه؟
...میدونی من - .سلام -
متوجه شدم که شما تبحر خاصی در
.کنترل مسافرین دارین - .ممنونم -
شاید من و تو بتونیم یجوری
.مهارتهای جنگستیزانهیی مسافران رو تحت کنترل دربیاریم
.صحبت جذابی بود - .جذب شدم -
.خب، واسه صحبت بیشتر میدونین کجا پیدام کنین
.حتماً پیداتون میکنم
!معرکه بودی !عجب حرکت معرکهای
!مثل ژان دارک بودی
.عزیزم ژان دارک رو سوزوندند
.خب عزیزم، تو خود آتیشی - .ای بابا -
.میتونی غذات رو بخوری
.بیا داخل
.در خونه من همیشه شکسته
...خب اگه بازیگری کارته
.آماده باش که برگهات بریزه
.اینم مسیر جدید شما
خوشمزه نیست؟
.مشخص شد که کورش فقط ناز و ادا نبود
.پس تاییده
.احسنت جوان
!فقط لازمـه یکی این در لعنتی من رو درست کنه
.درها کار متـه .مت رو مقصر بدون
.بیاین مت رو سرزنش کنیم
میتونیم تقصیرها رو بریزیم تو بشقاب مت
.و غذای تمام تقصیرات سرو کنیم
.نگران نباشین ،در عرض شش ماه
دیگه لازم نیست مت
.یا 4500 نفر همسلولی دیگه رو ببینین
.پنج هزار - تعداش اینقدره؟ -
.من که حس میکنم 5 میلیونه .بیشترشم به خاطر کارن
،میرم برای بار آخر به اون اعداد ور برم
.و بعد همه چیز ردیفه
.خدا به همراهت دوست کوچولوی من
.فقط... اجازه نده متوجه ترست بشه
.اوه، یه چیز جالب دیگه یوهان رو یادت میاد؟ پرتغالیه؟
قد بلنده، مرده، که اون بیرونه؟ - .آره -
،دستش یخ کرد و از بدنش جدا شد
.بعد الان دست و آرنجش دور تابوتش میچرخند
بابا ایول، حتی تو هم داری قانع میشی که
.فضا گاهی وقتها خیلی سرده
.جدی؟ آخه این حقیقت بچهها رو میترسونه
.همینطور خانمها، همینطور آقایون
.کشتی دچار 18 درصد کسری منابع غذایی شده
تمام مایعات دور ریختنی رو به آب آشامیدنی تبدیل میکنیم
.بعد باغمون هم فقط پر قارچ میشه
.شگفتآوره، و در عین حال پر کننده
.مثل خوردن یه تشک سبک میمونه
.میبینم که کرم نواری از بدنم خارج شده و کتوشلوار تنش کرده
.دلیل حضور مت در اینجا اینـه که من به مغزهای بیشتری نیاز دارم
،آخرین باری که یه کاری بهت سپردم
بیرون از پنجره سه تا مشتری مرده دیدم
.که داشتند برام دست تکون میدادند - .دست تکون نمیدادند -
اونها توپهای پروتئینه؟ میشه یکی بردارم؟
.نخیر نمیشه .برای نمایشم لازم دارم
نمایش؟ - !بله -
،میخوام یه ماموریت نجات انجام بدم
.درباره اینکه چطوری تک تک 5000 نفر رو از کشتی خارج کنیم
،تصور کن این توپ پروتئینی زمینه
.و این توپ پروتئینی شاتل نجاته
پس زمین و شاتل نجات
.اندازهشون یکیه
.چی؟ نه؟ ای بابا
الان یکی از کشتیها رو پرتاب کردی
یا زمین رو نابود کردی؟
آقای عقل کل. از عقلت استفاده کن
.تا تصور کنی یه چیزی شبیه چیز دیگهس
.دیدی؟ اون میتونه .آفرین به تو آیریس
.ما اینطوری دور میزنیم. زمین رو بگیر
No comments yet. Be the first to leave one.