Frequency

Frequency

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Frequency S01E08 480p HDTV x264-RMT
Frequency S01E08 HDTV x264-mSD HI C Interference
Frequency S01E08 720p HDTV x264-KILLERS HI C Interference
Frequency S01E08 HDTV x264-KILLERS HI C Interference
A Commentary by abed.alinejad
Abed | IranFilm.Net

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
480p
480
Published on: 2016-12-02
Downloads: 42
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ اسم من کارآگاه ریمی سالیوانه

‫ پدرم در سال 1996 کشته شد

‫دیشب...

‫- الو؟ ‫- هی

‫باهاش حرف زدم

‫- پدرت؟ ‫- بابا؟

‫پس داری میگی 20 سال دیگه با دخترم

‫سر یه کار هستیم؟

‫نه ‫تو فردا میمیری

‫ بابا نجات پیدا کرد

‫ ولی نجات جونش همه چی تغییر داد

‫ما هویت بقایای جسد تو باتلاق رو پیدا کردیم

‫متاسفم ریمی، مادرته

‫ تحت تعقیب ترین قاتل سریالی نیویورک مادرم رو دزدید

‫ حالا، هر کاری که میکنیم، ‫ هر چی تلاش میکنیم که کارارو درست کنیم،

‫ تاریخ هی عوض میشه

‫- اسمت دانیل لورنسه ‫- اسمم رو از کجا میدونی

‫دوست دخترتم!

‫من اصلاً تو کوئینز نبودم

‫تو رو هم نمی شناسم ‫شرمنده

‫ تمام چیزی که من میخوام برگشت چیزهایی که از دست دادم

‫ آنچه در فرکانس گذشت...

‫کارآگاه ریمی سالیوان، پایگاه بیست و یکم

‫چرا بهم اونطوری نگاه میکنی؟

‫سالیوان

‫اشکال نداره بهم زنگ نزدی

‫امروز با یه کارآگاه رو یه پرونده کار میکردم

‫هیچ تجدید خاطره ای تا قبلش نداشتم

‫- امشب یه قرار دارم ‫- قرار میزاری؟

‫- آره، ما جدا شدیم، فرانک ‫- چه مدت، دو هفته؟

‫هر دومون میدونیم که بیشتر از این حرفهاست

‫ازم پرسیدی به سرنوشت اعتقاد دارم

‫آره، سرنوشت، قسمت، هر چی که میخوای بهش بگی

‫فکر کنم واقعاً تا حالا هیچ دلیل نداشته

‫ما اردوگاه کوهستان هایدوی رو داریم

‫لاریسا فقط تو اون اردوگاه پرستار بود

‫معنیش اینه که نایت اینگل تو اون اردوگاه بوده

‫چی پیدا کردی؟

‫همه چی

‫ این یه موفقیت مهمه

‫ که این قاتل رو بگیریم

‫ پس اگه هر کسی چیزی میدونه،

‫ کس رو میشناسه که مورد توجه بوده

‫ یا تو اردوگاه کوهستان هیدوی کار میکرده،

‫ لطفاً با این شماره مستقیم با تماس بگیره

‫ 212-851-3122

‫ میخوام مستقیماً با خانواده ی قربانی ها صحبت کنم

‫ من یه کارآگاه هستم، ‫ ولی یکی از شماهام

‫ مادرم به قتل...

‫ پدرم هم قبل از اینکه قاتلش رو بگیره مرد

‫ ما هنوز مدارکی داریم...

‫ بابت اینکه اومدید از همه اتون تشکر میکنیم

‫ این پایان این کنفرانس خبریه

‫ اگه کسی سوالی داره، ‫ شماره امون رو میدونه

‫ شما میتونید با ما در حوزه تماس بگیرید

‫ ..:: فرکانس ::.. ‫ . قسمت هشتم از فصل اول .

‫چی دارید؟

‫لعنت

‫- چقدر؟ ‫- نمیدونم، 10 یا 15 یا شاید بیشتر

‫تمام چیزی که میخواد مستقیماً با خودت صحبت کنه

‫چی میتونم بگم؟ ‫دیونه ها دوستم دارن

‫خیلی خنده داره

‫میدونی، باید بگم، ‫خیلی خوشحال نیستم که

‫با تو وسط همه ی اینهام

‫از وقتی که 8 ساله بودم وسط همه ی اینها بودم ‫خوب میشم

‫هی، اطلاعات دی.ان.ای رو گرفتیم

‫لاریسا ابوت دختر بود

‫که اون بعد از بسته شدن اردوگاه تو سال 94 اونجا نگه میداشته

‫پزشکی قانونی فکر میکنه اون سال 94 یا 95 به قتل رسیده

‫پس اون اولین مقتول نایت اینگل بوده

‫ولی چرا اون؟

‫دقیقاً

‫راستی من با برادرش، جسی دوباره حرف زدم

‫میخواستم ببینم شاید اون هر چیز قدیمی از خواهرش ‫داره که ما بتونیم روش کار کنیم

‫خوب؟

‫گفت وقتی برگشت همه رو ریخت دور

‫- جداً؟ ‫- آره

‫کی؟

‫2001؟

‫خانواده اش باید وقتی جسدش پیدا شده ریخته باشنش دور

‫ولی تو میتونی بری خونش

‫میتونی اتاقش رو بگردی تا وقتی که اونها هنوز سرجاشونن

‫- بهشون چی بگم؟ ‫- داری در مورد چی حرف میزنی؟

‫اونها حتی نمیدونن دخترشون مرده، ریمز

‫حالا تو داری میگی که اون تا 5 سال دیگه پیداش نمیشه؟

‫که اون 5 سال براشون عین جهنمه

‫میدونم

‫و گرفتم

‫- ولی تو هیچی نمیتونی بگی ‫- چطور نمیتونم بگم؟

‫چون اگه داریم با این سر نخ ها تو سال 2016 کار می کنیم ‫اینطوری امنتره

‫اونطوری هیچی تغییر نمیکنه

‫اگه بتونم این یارو رو امروز پیدا کنم

‫اون اصلاً سال 96 نمیاد تورو ببینه

‫پس اونها رنج میکشن؟

‫همین الان، تو این اطلاعات رو داری

‫با ارزش تر از اونه که خانواده اش داشته باشن

‫قول میدم

‫و میدونم چطور به نظر میاد، حس میکنم

‫ولی در عین حال میدونم حق با منه

‫باشه، خب...

‫دقیقاً باید دنبال چی بگردم؟

‫هر چیزی که به اردوگاه مربوط باشه

‫هر جایی که ممکنه اون چیزی مخفی کرده باشه

‫گنجه، تخت خواب، میز، صندوق امید

‫صندوق امید؟

‫بهم اعتماد کن

‫واقعاً، مهماتی که بهم میدادی رو تصور کردی، درسته؟

‫اگه مامانت حتی اجازه بده برگردم خونه،

‫چیزای جدی دارم که باید بهش رسیدگی کنم

‫بین شما دوتا چطوره؟

‫بهش دارم فضا میدم

‫باشه

‫فکر میکنی شاید باید سعی کنی باهاش حرف بزنی؟

‫چیزی که به من در مورد اینکه چطور کار برات بهتره گفتی، ‫بهش بگی؟

‫گوش کن، ریمز، ممنونم کمک میکنی، ولی فقط...

‫چرا به والدین اجازه نمیدی، والدین باشن، باشه؟

‫من بهش رسیدگی میکنم

‫هی، باید برم ‫بعداً حرف میزنیم

‫بیا تو

‫چه خبر؟

‫چه خبر؟

‫هم اتاقیت خونه نیست؟

‫ببین، دیگه لازم نیست در مورد میرسلا نگران باشی، حله؟

‫ولی تو هستی

‫- استن یه کارت هشدار براش گذاشته ‫- جداً؟

‫- همین یه کارتو بازی میکنه؟ ‫- منظورت چیه؟

‫منظورم اینه که میخواد کاری که با جی کوچیکه کرد با اینم بکنه

‫مرگ تو ماشین ، با دو تا تیر تو جمجمه

‫- بگو اشتباه میکنم ‫- من جزئیاتش رو نمیدونم

‫نمیخوای جزئیاتش رو بدونی

‫ببین، ولی اینو میدونم که همینطوری نمیتونی ‫بری اینور و اونور از این حرفا بزنی

‫چرا ازش دفاع میکنی، استچ؟

‫- ها؟ تو میدونی اون چیه ‫- جداً؟

‫- آره! ‫- واقعاً، منگلی؟

‫دارم از تو دفاع میکنم

‫ممنونم

‫آره، خب، لازم نیست بگی

‫خیلی خب، دخترا، جشن تموم شد

‫خداحافظ، میشل

‫سلام، مامان

‫هی، موکی ویلسون

‫- تمرین چطور بود؟ خوب بود ‫- خوب

‫- محکم زدیشون ‫- ممنون، مربی

‫وسایلاتو بزار کنار

‫دوباره ممنونم

‫سعی کردم زود بیام دنبالش، ولی...

‫شلوغ بود

‫البته، خوشحالم کمک کردم

‫به زودی میبینمت

‫میدونی... اونروز روز خیلی عالیی داشتم

‫آره...

‫منهم، اون روز

‫تفریحی بود

‫شاید بتونیم دوباره بکنیم

‫هفته ی بعد من خیلی وقت آزاد دارم

‫آره

‫آره، باید بکنیم

‫به نظر خوبه

‫خیلی خب

‫یه قراره

‫آره

‫- هِم ‫- اوه، اون...

‫- نه، نه، نه، اون... ‫- اشتباه من بود

‫- به زودی می بینمت ‫- آره، باشه، البته

‫خب من تمام اسمهای تو پرونده های اردوگاه رو بررسی کردم

‫کارکنان، مشاورها، اونایی که اردو رفته بودن

‫چیزی گیر آوردی؟

‫نه واقعاً، 8 تا رانندگی در حال مستی، ‫چندتا دزدی حیوون خونگی، یه کم خطا

‫ولی هیچ کدومشون زیر رادارمون نمیرن

‫- پس هیچی گیرمون نیومد؟ ‫- نه، نه کاملاً

‫ببین، فقط یه تماس بگیرم

‫ظاهراً، اونجا یه گروه جوون بودن

‫که با اردوگاه همکاری میکردن

‫اونها تو نوجونی خلاف کرده بودن

‫همسایه هاشونو هر تابستون به مدت هفته با اتوبوس می آوردن

‫فرشته های سنت ابیگل

‫امید بخشه، درسته؟

‫خب، آدمی که میروندتش، تو شهر کار میکنه

‫و الان احضارش کردم

‫هی

‫فکر میکنی دوتاشون حتی شانس داشتن؟

‫چه فکری براش کردی؟

‫خب، میدونی، اگه بخوام رو یه زوج شرط ببندم،

‫رو اونها میبندم

‫میدونید دخترم کجاست؟

‫میدونید لاریسا کجاست؟

‫مامان، قبلاً بهت گفتم، ‫اونها گفتن

‫هیچ اطلاعات جدیدی ندارن

‫خانم، اسم من کارآگاه فرانک سالیوانه

‫از پلیس نیویورک هستم

‫پلیس نیویورک؟

‫شما اینهمه راهو اومدید اینجا چیکار؟

‫ما تو یه پرونده جستجو میکردیم

‫که، شاید آره شاید هم نه

‫مربوط به ناپدیدی لاریسا باشه

‫چه پرونده ای؟

‫خانم، واقعاً آزاد نیستم که بگم

‫یه تحقیق در حال اجراست

‫کار اون قاتل سریالیه؟

‫نایت اینگل؟

More Farsi Persian subtitles for Frequency

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left