The first 200 lines.
"بــمــبـــئــي"
بعد از 2 سال اومدي بايد اخبار جديد رو بشنوي
دست از سر من بردار
نميخواي بدوني که کيا ازدواج کردن
يا چه کلاهبرداريهاي انجام شده بسه-
زن موتيا با پسر بهادر فرار کرد
توي سينما همديگه رو ميديدن
ساکت شو
شيشمين دختر سيتو هم به دنيا اومد
آخرين باروني که اومد خيلي سنگين بود ولي محصول خوبي برداشت کرديم
...توي اون بارون هي گمشو-
از خونه زدي بيرون و رفتي بمبئي
ولي حالا برگشتي
دوباره ميخوام برم
بمون وگرنه عصباني مشيم
از شما به ارث بردم
چي گفتي؟ گفتم به شما رفتم-
به خاطر درس خوندن اينقدر دور شدي
ولي در عوض با نمرات خوب درسش رو تموم کرد
موافقم ولي حالا چي؟
فقط دارم ميپرسم الان ميخواي چکار کني؟
توي بمبئي کار پيدا کرده
همونجا هم سرکار ميره هم درسش رو توي خبرنگاري ادامه ميده
ميشنوي؟
چي بود گفتي؟ روزنامه نگاري-
اونوقت هزينهها چي ميشه؟
کي ميخواد هزينهها رو پرداخت کنه؟ پول روي درخت رشد نميکنه
براي کار با يه روزنامه هماهنگ کردم
همه چي من رو ميدونن
يعني به کمک بابات نيازي نداري درسته؟
هرکاري دلت ميخواد ميکني ولي به روستا برنميگردي ،درسته؟
تو براي شمال هند ساخته نشدي
اينجوري نيست
ما از قبيله پيلايايم،توي روستا آبرو و احترام داريم
دختر گجراتي يا پنجابي توي خونواده نياري
وحشتناکـه حالا بخور
از بمبئي اومدم که فقط باديگارد تو بشم؟
با اين کار چيزي رو از دست نميدي
مگه بابا بهت نگفت که مثل داداش مسئوليت پذير باشي؟
اون کلاً بيکاره
بابات نيومده؟ رفته شهر-
هي من معلم تاميل تو بودم آره-
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم:فاطمه
"سکوت و مخفي کاري"
"همهتون آشفتهايد و لبهاتون مهر سکوت خورده"
"با اين چهره دوست داشتني يه چيزي رو بگو"
"يه روياي شيرين رو از توي چشمهات خونديم"
"از ما خجالت نکش و برامون تعريف کن"
چه چيزي براي گفتن وجود داره" "چشمهام با يه غريبه روبهرو شد
"گويي داستان عشق آغاز شده"
"آرزوهايي که تا الان نداشتم توي قلبم شکوفا شدن"
با وجود اينکه اسم همديگه رو نميدونيم" "ولي قلبهامون رو رد و بدل کرديم
"هيچ فرصتي براي حرف زدن نيست"
"بيماري عشق رو چطور ميشه درمان کرد؟"
چه چيزي براي گفتن وجود داره" "چشمهام با يه غريبه روبهرو شد
"گويي داستان عشق آغاز شده"
"آرزوهايي که تا الان نداشتم توي قلبم شکوفا شدن"
با وجود اينکه اسم همديگه رو نميدونيم" "ولي قلبهامون رو رد و بدل کرديم
"هيچ فرصتي براي حرف زدن نيست"
"بيماري عشق رو چطور ميشه درمان کرد؟"
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
"...نگاه نافذ و گيراي تو"
"قلبم رو از خوشي به وجد مياره"
"صورتت رو توي يه نظر ديدم"
"خون توي رگها جريان داره"
"ذهنم مثل يه برگ آشفته توي طوفان در پروازه"
"يه قطره کوچيک شبنم چکار ميتونه بکنه؟"
"وقتي که توي آتيش سوزي يه جنگل بيوفته"
"اونم مثل آتيش ميشه"
چه چيزي براي گفتن وجود داره" "چشمهام با يه غريبه روبهرو شد
"گويي داستان عشق آغاز شده"
"آرزوهايي که تا الان نداشتم توي قلبم شکوفا شدن"
با وجود اينکه اسم همديگه رو نميدونيم" "ولي قلبهامون رو رد و بدل کرديم
"هيچ فرصتي براي حرف زدن نيست"
"بيماري عشق رو چطور ميشه درمان کرد؟"
"سکوت و مخفي کاري"
"همهتون آشفتهايد و لبهاتون مهر سکوت خورده"
"با اين چهره دوست داشتني يه چيزي رو بگو"
"يه روياي شيرين رو از توي چشمهات خونديم"
"از ما خجالت نکش و برامون تعريف کن"
"نگاهت مثل رعد و برق در من نفوذ ميکنه"
"اشتياقي وصف نشدني من رو فرا گرفته"
من ديگه خودم نيستم" "احساس ميکنم وارد دنياي متفاوتي شدم
اگه تو رو از دست بدم" "مثل يه گل بدون شهد ميشم
"از خودم ميپرسم اين واقعيت داره يا روياست؟"
"فقط با ديدنت حرف زدن يادم ميره"
چه چيزي براي گفتن وجود داره" "چشمهام با يه غريبه روبهرو شد
"گويي داستان عشق آغاز شده"
"آرزوهايي که تا الان نداشتم توي قلبم شکوفا شدن"
با وجود اينکه اسم همديگه رو نميدونيم" "ولي قلبهامون رو رد و بدل کرديم
"هيچ فرصتي براي حرف زدن نيست"
"بيماري عشق رو چطور ميشه درمان کرد؟"
چه چيزي براي گفتن وجود داره" "چشمهام با يه غريبه روبهرو شد
"گويي داستان عشق آغاز شده"
"چشمهام با يه غريبه روبهرو شد"
گوش بده اگه بيحرمتي کنيم اونا ولمون نميکنن
بيا مشکل درست نکنيم
ولي ما فقط اينجا وايستاديم
اين خودش يه دردسره بزرگـه
همين جا بمون
اينجا چکار ميکنيد؟
سلام عليکم برادر
..شيکر
اگه بدونن چشم به راه دخترايم سرمون رو ميزنن
بذار بزنن
!تو عاشق شدي نه من
دارن ميان
يا خدا ما چکار ميکنيم
کدوم دختره؟ از کدوم جهنمي بايد بدونم؟-
هنوز خيلي دير نشده بيا بريم
فهميدي کدوم يکي بود؟ نه-
اين همه مصيبت به خاطر هيچي
شيکر يکيشون برگشته نگاه ميکنه کدوم يکي؟-
!کيف قرمز
کيف قرمز کجا ميري شيکر؟
اسمت چيه؟
عجله کن خيلي کار داريم
اومدم
مگه ديوونه شدي؟
احمق بانو-
مامان
زود باش کيفت رو با من عوض کن
براي چي؟
عوضش کن
هي کيف قرمز
پس به خاطر اون بود
يه دقيقه بهم وقت بده ميخوام يه چيزي بگم
نميدونم چطور بايد بگم ولي به هر حال
گريه نکن چرا گريه ميکني؟
من که هنوز چيزي نگفتم
من شهلا نيستم
شهلا بانو مرسي-
معذرت ميخوام
کيف قرمز رو که ديدم تو رو با اون اشتباه گرفتم
شهلا بانو
شــهـــلا بانو
کتاب شيمي
يه دقيقه
لاکشمي
لاکشمي
لاکشمي رفت داخل
يادت نره فردا برام بياري
شهلا بانو
اونا دستت رو قطع ميکنن شيکر
بذار قطع کنن دو تا دست دارم
چرا با آتيش بازي ميکني؟ يه عروس خيلي بهتر پيدا ميکني
خودت با همون عروسي کن لطفاً گوش بده-
بهت التماس ميکنم اين کار رو نکن
غُر نزن
زينت زود باش بيا
اون زينتـه؟ يکي ديگهست؟-
عزيزم حواست باشه آروم بيا
زينت چه خبره خيلي خوشحال به نظر مياي؟
مراقب باش قايق رو کج نکني
گفتي که امروز نمياي
رضايت نامه گرفتي؟
کيفت کجاست؟ چطور ممکنه کيف رو يادت بره؟
چي شده؟ چرا جيغ ميزني؟-
چي شده؟ زينت دستش رو بگير
نه دستش رو بگير نترسه-
دستش رو محکم بگير وگرنه الان ميوفته توي آب
حاضرم همه چي رو به خاطرت ول کنم باهام همراه ميشي؟
تا آخر عمرم عاشقت ميمونم
فردا توي قلعه منتظرت ميمونم اگه دوستم داري بيا اونجا
چرا انقدر دير کردي؟
مغازه خيلي شلوغ بود
براي بابا قهوه حاضر کنيد
داره بارون مياد
"عزيزترينم بيا و با من يکي شو"
"عزيزترينم بيا و من رو با خودت يکي کن"
"بيا و بخشي از خاطرات من شو"
"اي ماه زيبا با آسمون يکي شو"
اگه عشق وجود داره بذار" "جلوي چشمهام شکوفا بشه
اگه تقدير خواست دخالت کنه" "سرنوشتم رو خودت بنويس
"عزيزترينم بيا و با من يکي شو"
"عزيزترينم بيا و من رو با خودت يکي کن"
همچون زندگي که توي جونمـه" "تو هم مثل نفسمي
اگه گل نرگسم از اينجا نياد" "اين کوه برام خاکستر ميشه
"برام مهم نيست زنده بمونم يا نه"
"وقتي که دليل اين ترانه همراهم نباشه"
".. داشتن آينده روشني با تو"
"اين چيزي که ميخوام"
"اين آغازه يا پايان؟"
"اين رو به عهده تو گذاشتم"
"عزيزترينم امروز با تو يکي شدم"
"به خاطر عشق تو از خودم گذشتم"
"خاطرات تو بخشي از من شدن"
"روياهاي تو بخشي از واقعيت من شدن"
اگه عشق وجود داره بذار" "جلوي چشمهام شکوفا بشه
اگه تقدير خواست دخالت کنه" "سرنوشتم رو خودت بنويس
"عزيزترينم بيا و با من يکي شو"
"عزيزترينم بيا و من رو با خودت يکي کن"
"فقط با يه نگاه خودم رو گم کردم"
"چطور ميتونم از تو دور بمونم؟"
"وقتي يه چشمم از عشقت روشن شده"
"اون يکي نبايد روشن تر بشه؟"
مثل رودي که بين صخره جاريست" "براي ديدن محبوبم اومدم
"مثل نسيمي که در حال عبوره"
"اومدم تا صداي عشقم رو بشنوم"
"حتياشکهامم امروز شيرين شدن"
No comments yet. Be the first to leave one.