The first 200 lines.
تانوي، ميدوني چه اتفاقي افتاد؟
سيما رو با شوهرش ديدم
تو اون وضع
ويک
من باردارم
با سيما خوابيدم
و بعد از اون اتفاق، مدارک طلاق رو برام فرستاد
فقط يه شرط داشت
که ديگه هرگز جلوش ظاهر نشم
جدي ميگم
بايد بفهمي چه خبره
بايد ازش بپرسي که چرا باهات اينکار رو کرده؟
شکار، کسي که تو فکر ميکني شوهر ايده آليه
با دوست دختر جديدش سرش حسابي گرمه
يادته گفته بودي يه وکيل طلاق ميشناسي؟
آره
دوست دختر سابق کارن
يه نفر داره خواهرت رو به طلاق تشويق ميکنه
نيتيا
تو خيلي بهم کمک کردي
حتي يه وکيل برام گرفتي
لاســـي خـنـک و چـيـکـن ماســالا
جونيد، بس کن
رابدي رابدي از زبونت نمياُفته
منم گوشت رو گذاشتم رو آتيش
ميترسم بسوزه
بچهها، جريان چيه؟
منظورم اينه، مامان ويکرام داخله
دارم بهتون ميگم اين قضيه خصوصيه
آره، درست ميگي سوشما
در حقيقت، غير از نيتيا همه رو بيرون کردن- دقيقا-
طلاق
دومين باريه که تو خونوادهمون اين اتفاق مياُفته
اصلا ميدوني طلاق يعني چي؟
مامان، هيجان زده نشو لطفا
فشار خونت ميره بالا
بهش برگ کاري بده
حالش خوب ميشه
فشار خون من رو برگ کاري درمان نميکنه
نه ساله که فشار خونم رفته بالا
بسه پسرم
ببين
ببين چه پسر غم خواريه
اين روزها، بخاطر مزخرفات آزادي زنان
پسراي بيچاره زجر ميکشن
مامان، اون بچهي شما نيست من دخترم
سعي کن يادت بياد
تو دور و زمونهي ما ما زنها ازدواج رو نگه ميداشتيم
...چند تا رويا ديدين
و يادتون رفته همهي آرزوها برآورده نميشن
آرزوها ميتونن آدم رو خورد کنن
يه چيزي به اسم مسوليت و خانواده هست
ولي نسل شما که اين چيزها رو نميفهمه
فقط ميخوان همه چيز رو بشکنن
چرا به نيتيا زل زدي؟
اون که کاري نکرده
فقط داره به من کمک ميکنه
...پسر من 9 سال پيش
از اين طلاق گرفت
بله، منم طلاق گرفتم
ببخشيد، خاله
بعدا درمورد داستانهاي طلاق حرف ميزنيم
بذاريد برم سر اصل مطلب
شکار مرتکب زنا شده
چي؟
در حقيقت هنوزم داره بهش خيانت ميکنه
گوري- ...خدارو شکر-
که قانون زنا تازه عوض شده-
وگرنه ممکن بود بياُفتي زندان
اون کيه؟
گمونم شوهر سابق نيتياست
شنيدم سرآشپز نيتيا مطلقهست
بر و بچ
دارم راستش رو ميگم قضيه درمورد ازدواجه
کارتون تموم شده؟
بريم، داداش
...اون فقط
زنا
من شبيه زناکارام؟ آره؟
داداش، اون دختره خودش بهم پيام ميده
اونم نصف شب
حتي بيصداش هم کردم
هنوزم بهم پيام ميده من چيکار کنم؟
اصلا چرا نيتيا دخالت ميکنه؟
تو تقصيري نداري، شکار
نيتيا درون هر مردي، من رو ميبينه
دنبال خطاهايي که مرتکب شدم ميگرده
ميشناسمش
...بخاطر تنظيمات اوليه تو
من افتادم تو دردسر...
درضمن تيم دو نفره نيتيا-گوري تا کي ادامه داره؟
چرا ازش نميپرسي؟
زناکار؟؟
خب بچهها همين الان بريد بيرون، يه سيگاري بکشيد
دختر، من که سيگاري نيستم
توي اين رستوران بيشتر از غذا درست کردن استراحت ميکنن
دِوِن، جونيد، بيرون
وگرنه اخراجين زود
نيتيا
بگو ببينم مشکلت چيه؟
يا بايد حدس بزنم؟
مشکلت اينه که چطوري با گوري دوست شدم
درسته؟
بله، طي 8 سال گذشته با هم در ازتباط بوديم
نه بخاطر اينکه خواهرته
بلکه بخاطر اينکه دوستمه
و هميشه هم دوستم ميمونه
و اگه اينقدر زورت مياد داد و بيداد کن
ولي هيچ اتفاقي نميافته
چون هنوزم از گوري حمايت ميکنم
چون اون شکار عوضي يه خيانتکاره
و نميذارم بلاهايي که سر من اومد سر گوري بياد
چي؟
به نظرت خنده داره؟
ويکرام، از اين رفتار بوپاليـت دست بردار
سبيلـت رو بردار و از اينجا برو
درمورد يه چيز اشتباه گفتي
فقط تو ميتوني سبيل کِش بري
همهي مردها ويکرام نيستن، نيتيا
پس لطفا اون رو با معيار من قضاوت نکن
شکار يه پسر خوب و يه همسر خوبه
اون عاشق خواهرمه
حتي تو هم قبلا عاشقم بودي
سرآشپز ويکرام
ولي پايان اون عشق چي شد؟
من فقط يه چيز رو ميدونم
آدم خيانتکار
هميشه يه خيانتکار ميمونه
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
عمو شکار اينجاست
سلام گوري
داشتم فکر ميکردم ...اگه فقط 5 دقيقه
ويوان- بله-
بهش بگو که سرمون شلوغه
ميتونه بره و با دوست دخترش حرف بزنه
منظورم دوستشه
گوري، من دوست ديگهاي غير از تو ندارم
اوه، چه غمگين، شکار
منم فقط يه دوست دارم
وکيلم، مريناليني
مريناليني، مامان دوستم تاراست
وقتي بزرگ بشم با تارا عروسي ميکنم
پسرم، توي زندگي هر کاري ميخواي بکن ولي لطفا زن نگير
يعني، ازدواج کن
ولي نه با يه وکيل
راستش
با هر کي خواستي عروسي کن
هر کاري دوست داري انجام بده
...آره، چون اگه ازدواج کني
...و بعد ازدواج، دوستاي جديد پيدا کني
همگي با هم دوست ميشيم- نابغه-
تو خيلي باهوشي، ويوان
چون تو، تارا، و دوست جديدت فقط با هم دوست ميمونين
نه بيشتر
قطعا نه
ويوان يه بچه کوچيکه
قبل از اينکه فحشت بدم و از خونه پرتت کنم بيرون
خودت برو بيرون
ببين گوري فقط گوش کن
...ما ميتونيم- خداحافظ، دوست-
پروژهاي مدرسه تارا، من رو ياد روزهاي مدرسه ميندازه
هر تابستون از اين پروژها داشتيم
خيلي خوش ميگذشت
واقعا خيلي خوشم ميومد
ميدونم
مجبور بوديم خودمون همه کارها رو انجام بديم
پدرمادرمون هيچوقت کمکمون نميکردن
گوش کن، بهت گفتم؟
مادرشوهر سابق نيتيا رو ديدم
اوه- هووم-
بايد قيافش رو ميديدي
بابت هر چيز فقط نيتيا رو مقصر ميدونست
...از عوام فريبي گرفته تا گرمايش جهاني
...تا کاهش ارزش پول
به هر حال، خوب شد
که مامانت قبل از ازدواجمون پر زد و رفت
اصلا خنده دار نبود
به هيچ وجه
راستي از نيتيا خوشت مياد، درسته؟
آره بهترين دوستمه
اوه، فکر ميکردم من دوست جون جونيتم
تو جون جوني نيستي مثل هيولايي
چي؟- يعني، خودت که ميدوني چجوريه-
مثل هم نيست
البته، من همه چيز رو ميدونم
خواهش ميکنم، نميخواد ما رو به هم برسوني
رئيس، لطفا
اينقدر مثل بازيگراي خرپول احمق سرخ نشو
و بهتره زودتر يه حرکتي بزني
شوهر سابق نيتيا دوباره به زندگيش برگشته
...و همسر سابق، در قلب يه زن
جايگاه ويژهاي داره
بايد اين رو بدوني
از اين خبرا نيست
اون ازش متنفره
ولي چندانم بيعلاقه نيست، درسته؟
ميدوني، حرفايي که درمورد اين ميزنن ...که عشق و نفرت
دو روي يه سکهست حقيقت داره
پس خواهشا اينقدر اين رو سرسري نگير
هاه
No comments yet. Be the first to leave one.