The first 128 lines.
" مرکز خرید تاکا - آماهارا "
" فروشگاه لوازم خانگی "
" غذاهای دریایی "
هشدار میدم ، به تمامی انسان های احمق . یک ویروس مرگبار گسترش یافته .
" تیم خانه یاکویا "
متاسفانه ، نژاد بشر منقرص خواهد شد .
میکا ، مدیر ...
یو - چان ، حواست به بقیه باشه .
مدیر ، مدیر !
هر چند ما میدونیم این ویروس تاثیری روی بچه های زیر 13 سال نذاشته .
داداش یو ...
پس ما واحد اصلی از جدّ سوم ، کرول تپیس ...
" محافظت " از کودکان رو از این منطقه شروع میکنیم .
" چهار سال بعد ... "
بعدی .
یاکویا یوئیچیرو .
خوب ، بعدی .
یاکویا میکائلا .
باز نمیخوای بخوری ؟ داغون میشی .
نمیتونم این بد مزه ها رو بخورم !
از اونجا که خیلی مشکل پسندی .
دیگ به دیگ میگه روت سیاه : دی
فکر نکنم چیز بدی باشه .
خدایی !؟
نمی تونیم اینجا کُشته بشیم ،
و مهمتر باید با خانواده زندگی کنیم .
این کافی نیست ؟
من حیوان خونگی نیستم .
واقعاً که ! میدونی که ... لج بازی دردی رو دوا نمیکنه : دی
هوی !
یو - چان ، نــه !
معذرت ...
معذرت خواهی کن !
امم ، ببخشید ! اون خیلی اسگل و شیرین عقله ...
هوی !
پس امم ، اونو ببخشید !
تمومش کن میکا ! من دخل اینا رو ...
سلام علیک .
اون یه نجیب زاده ـست ؟
فیرید - ساما !
سلام میکا - کون ... داشتی چیکار میکردی ؟
چیزی نبود ، فقط یکی از اعضای خانواده ـم کمی دردسر درست کرده بود ...
واقعاً خیلی مشکلات داری ، جون خودم .
بهرحال ، امشب دوباره به عمارت من میای ؟
به روی چشم .
ای پسر خوب .
از اونجایی که خونت خیلی خوشمزه ـست حسابی ازت استقبال میکنم .
امشب اونم بهمون می پیونده ؟
ها ؟ عمراً بیام ...
اون خیلی خجالتیه ، ایشاالله دفعه بعد .
که اینطور ؟ خیلی بد شد .
چرا معذرت خواهی کردی ؟
میخواستم حسابم اونا رو برسم !
دوباره داری چرت میگی .
میدونی ، هیچ راهی وجود نداره که انسان بتونه از خون آشام قوی تر باشه .
تا موقعی که سعی نکنیم نمی فهمیم !
نه نه ، چجوری میخوای بفهمی ؟
بهرحال یو - چان ، زیاد به خودت فشار نیار .
کمی قبل واقعاً خطرناک بود .
تو ، اون نجیب زاده رو میشناسی ؟
مشکلی هست ؟ اگه خونم رو به فیرید - ساما بدم همه چیز بهم میده .
میتونیم چیزهای خوشمزه بخوریم .
برای زنده موندن در چنین جایی باید از عقلت استفاده کنی .
یو - چان ، تو هم چیزی هست که ...
نخیر !
بازم اومدی اینجا .
داری چیکار میکنی ؟
با میکا نیستی ؟
نیستم ، با اون اسگل .
ها ؟ چرا عصبانی هستی ؟
خفه بابا ، زود پسر خاله نشو : دی
چرا نه ؟ ما همه خانواده هستیم .
من خانواده ای ندارم .
داری ، مدیر میگفت همه کسانی که در تیم خانه یاکویا هستن یه خانواده بیدن .
چه احمقانه !
خوب همگی ...
امروز عضو جدیدی برای خانواده داریم یوئیچیرو - کون میباشد .
لطفاً باهاش خوب رفتار کنید .
چشم .
سلام یو - چان .
من میکائلا هستم ، یک یتم مثل تو ... اما الان یه خانواده بزرگ دارم .
و امروز تو هم ...
چه احمقانه ، " خانواده ؟ "
من بخاطر اینکه پدرمو کُشتم به اینجا اومدم .
مادرم ، داد زد و بهم گفت پسر شیطان و بعدشم خودشو کُشت .
میفهی ؟ برای من خانواده اصلاً ...
اه ، حتماً بهت سخت گذشته ...
اما از حالا ما خانواده تو هستیم .
" خوش اومدی یوئیچیرو "
خوب ، دیگه بریم .
همه برای خوردن شام منتظر تو هستن .
یک راست بیا ، باشه ؟
یو - چان .
داداش یو دیر کردی . من گرسنمه . منم دیگه .
واا ، اینقدر ول نخورید .
میدونی میدونی ، امشب کاری داریم .
آکانه کاری درست کرده .
کاری ؟
اما چجوری ...
تعجب کردی ؟ کمی قبل میکا مواد اولیه رو اورد .
اوّلین باره که برای یه جشن آشپزی میکنم بخاطر همین حسابی هیجان زدم .
اون اسگل ...
خوشمزه ـست . لذیذه .
داداش یو چی شده ؟ نمی خوری ؟
هوم ، ها ... هویج ، داخلش هویج داره !
امروز خوب ، میدونی مثل جشن تولد منه .
جشن تولد منم هست .
نامردیه ! جشن تولد منم هست .
منم .
پس بیاید امروز جشن تولد همه رو جشن بگیریم .
ایول .
" داداش بزرگ میکائلا "
باید از داداش میکا حسابی تشکر کنید .
به چشم .
داداش میکا کجاست ؟
چرا اینجا نیست ؟
داداش یو ، داداش میکا کجاست ؟
هااا ، میکا راستـش ...
تایچی مال منه !
پس تایچی رو با کاری معامله میکنم .
امکان نداره !
خیلی بدجنسی !
سلام ، برگشتم یو - چان .
که اینطور .
نمیخوای بهم " خوش اومدی " بگی ؟
بهرحال ، من سهم کاری تو رو خوردم .
امکان نداره !
شوخی کردم . همه بچه ها خوشحال بودن .
No comments yet. Be the first to leave one.