The first 72 lines.
خب؟
یه دانش آموز قضیه رو فهمید؟
آره...
بهت گفتم که مواظب باش
پس وضعیت اِنی چطوره؟
از اتاقش بیرون نمیاد...
پس، فقط با خودم می برمش!
تو این شرایط اینکار خیلی مهم نیست
من میرم
مشکل اون چیه؟
احساساتی شده؟
چا اِنی
من و یه آدم برفی...
میدونم، میدونم
حتما خیلی بُهت زده شدی
چون اون یه دوستی بود که بهش اعتماد داشتی
منم درک می کنم
اما احتمالا اونم همین احساسُ داشته
بخاطر اینکه این برای اون دور از انتظار بوده
پس، آدما...
ممکنه که به ایده ی اندرویدی ها(ربات های انسان نما) عادت نداشته باشن
هی...
نمیدونی منم اولش چقدر گیج شده بودم
اولش واقعا دوستت نداشتم...
اما حالا...
حالا...
فکر کنم دیوونه شدم
گفتی هر وقت منو میبینی حس عجیبی بهت دست میده
منم وقتی که تو رو می بینم
واقعا حس عجیبی بهم دست میده اینجا داری چیکار میکنی؟
تو...
اینجا داری چی کار میکنی؟
چرا از اونجا اومدی؟
رفته بودم قدم بزنم
شنیدم که از اتاقت نمیای بیرون
فقط یه کم احساس خفگی کردم
میشه بری کنار؟ ها؟
می خوام برم تو اتاقم
آره بفرما تو برو تو
دوباره خودتُ شارژ کن و استراحت کن
شنیدی؟
قبلم داره تند تند میزنه...
خيلي خجالت زده شدم
اِنی، امروز میتونی استراحت کنی
میرم جیون رو می بینم و... مشکلی نیست
ها؟
من از پَسِش بر میام
بیا بریم
وای... حالا دیگه مثل آدم بزرگا بنظر میرسی
اِنی، اِنی، اِنی
آخر هفته رو چطوری گذروندی؟ با برادرت بودی؟
سلام
چیه، بین شما دو نفر مشکلی پیش اومده؟
با هم دعوا کردید؟
جیون از همونجا حرف بزن
متاسفم
برای چی؟
فقط...
بخاطر اینکه من اینطوری ام
من از تو ترسیدم
نه، نه. من...
جلو نیا
بدونِ من دارید چیکار می کنید... ازت متنفرم! ازت میترسم! گمشو!
هی... تو چت شده؟
گمشو از جلوی چشام!
اِنی! اِنی!
هی، مگه دیوونه شدی؟ چرا با اِنی اینطوری میکنی؟
اِنی!
یون وو
بله
چی شده شما دو نفر اومدید اینجا؟
No comments yet. Be the first to leave one.