American Manhunt: Osama bin Laden

American Manhunt: Osama bin Laden

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

American Manhunt Osama bin Laden S01E02 Gloves Are Off 720p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 American Manhunt: Osama bin Laden 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-04
Downloads: 38
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

او ثروت شخصی‌ای حدود ۲۵۰ میلیون دلار دارد.

او در غاری بالای یک رشته‌کوه در افغانستان زندگی می‌کند.

از آنجا، او شبکه‌ای از کمک‌های مالی، لجستیکی

و راهبردی را به گروه‌های اسلامی سنی کنترل می‌کند

که مشغول به انجام آنچه خودشان جهاد یا جنگ مقدس می‌دانند، هستند.

جان میلر از شبکه ABC اخیراً برای یک مصاحبه نادر

با بن لادن به افغانستان سفر کرد.

مصاحبه بن لادن یک ریسک حساب‌شده بود.

بله، ما ریسک کردیم. خطرناک بود.

خبرنگارها به خودشان فشار می‌آورند.

باید خودم را وارد حلقه یکی از این آدم‌ها می‌کردم،

نه فقط با دیدن یک ویدیوی تبلیغاتی دیگر.

می ۱۹۹۸ بود، در اسلام‌آباد.

ما سوار پروازی شدیم که به اتوبوس‌ها منتهی شد،

و بعد پشت وانت‌هایی که جاده‌ای نداشتند.

بالاخره به بالای این کوه رسیدیم.

همه تفنگ‌هایشان را به هوا گرفتند و شروع به شلیک گلوله‌های ردیاب کردند.

یک پسر بچه کوچک کنارم بود.

او یک کلاشینکف داشت و از این فاصله نزدیک به گوشم شلیک می‌کرد.

و من اسلحه را کنار زدم،

و او دوباره آن را برگرداند و تمام خشاب را خالی کرد.

او پسر اسامه بن لادن بود.

یکی از جنگجوها گفت: «خبر خوبی برایت دارم.»

«آقای بن لادن موافقت کرده است که به تک تک سؤالات شما پاسخ دهد،

اما ما پاسخ‌ها را ترجمه نخواهیم کرد.»

و من گفتم: «خب، چطور سؤالات تکمیلی بپرسم؟»

او گفت: «سؤالی تکمیلی در کار نیست.»

مصاحبه را شروع می‌کنیم و سؤالات را مطرح می‌کنیم.

«آیا شما توطئه‌هایی را برای منفجر کردن هواپیماها بر فراز مسیرهای اقیانوس آرام

پر از مسافر تأمین مالی کردید؟»

«ترور پاپ در مانیل؟»

«آیا توطئه‌ای برای کشتن رئیس‌جمهور کلینتون وجود داشت؟»

و من آنجا نشسته بودم و همینطور سر تکان می‌دادم،

و با خودم فکر می‌کردم: «خب، چی به دست آوردیم؟»

در پایان مصاحبه،

من برگشتم پیش رابطمان در عقب،

و گفتم: «چی گفت؟»

و او گفت: «خیلی چیزها گفت.»

«باید نوارها را برداریم و باید برویم.»

وقتی به هتل برگشتیم و ترجمه‌های اصلی انجام شد،

تکان‌دهنده بود، وحشتناک بود.

ما بین کسانی که لباس نظامی پوشیده‌اند تفاوتی قائل نمی‌شویم

و غیرنظامیان، همه آنها در این فتوا هدف هستند.

وای خدای من! او داشت پیامی را منتقل می‌کرد.

او می‌خواست از این مصاحبه به عنوان سکویی برای اعلام جنگ علنی علیه آمریکا استفاده کند.

شما آن موقع ترک خواهید کرد که اجساد سربازان و غیرنظامیان آمریکایی

در جعبه‌های چوبی و تابوت‌ها فرستاده شوند.

آن موقع است که شما می‌روید.

این بازی را عوض می‌کند.

طبق گزارش‌ها، آمریکا فرصت داشت اسامه بن لادن را دستگیر کند اما این کار را نکرد.

مبارزان دستگیر شده القاعده می‌گویند بن لادن در نبرد تورا بورا حضور داشت.

واشنگتن پست گزارش می‌دهد که او فرار کرد

چون ارتش نتوانست نیروها را دنبال او بفرستد.

بن لادن در تیررس ما بود.

باید بن لادن را در تورا بورا می‌کشتیم و این کار را نکردیم.

و حالا تقریباً مطمئن بودیم بن لادن به پاکستان فرار کرده است.

کمی از دولت عصبانی بودم،

چون گذاشتید او از جایی که تحت کنترل ما بود برود،

نسبتاً مهار شده بود و می‌دانستیم کجاست،

و حالا به جایی که اساساً غرب وحشی پاکستان است،

که واقعاً غیرممکن است آدم‌ها را در آنجا پیدا کرد.

و برای همین...

خب، کمی هم عصبانی بودم.

می‌توانستیم کار را تمام کنیم و به جلو برویم.

به بازماندگان در نیویورک یک جور آرامش‌خاطر می‌داد.

این بهترین فرصتی بود که تا به حال داشتیم،

و خب، متأسفم که از آن استفاده نکردیم.

فکر کردم او را کشتم. فکر کردم او را کشتم.

فکر کردم، «خب، باید دوباره سراغ این کار برویم.»

«احتمالاً من نخواهم بود، اما شخص دیگری باید این کار را انجام دهد.»

یک ویدیوی تبلیغاتی دیگر از اسامه بن لادن امروز در جهان عرب منتشر شد.

ما نزدیک به حدود ۸۰۰ ساختمان و برج تخریب‌شده هستیم.

در این ویدیو، بن لادن مثل کسی که مورد حمله قرار گرفته، به نظر نمی‌رسد

یا در حال فرار برای جانش.

او از دست ما فرار نمی‌کند.

این مردی است که سه ماه پیش کنترل یک کشور را در دست داشت.

حالا او... شاید کنترل یک غار را در دست دارد.

او می‌داند که ما دنبالش هستیم.

و من وضعیت ما را به وضعیت او ترجیح می‌دهم.

با اینکه هنوز خبری از بن لادن نیست، تعقیب و گریز ادامه دارد.

سؤال اینجاست: بن لادن کجاست؟

این نگرانی وجود داشت که، هنگامی که بن لادن و دیگر اعضای القاعده

افغانستان را ترک کردند،

او می‌توانست هرجایی برود.

آنها می‌توانستند از مرز به پاکستان، به ایران ناپدید شوند،

فرار کنند و به هر کجا که می‌خواستند بروند.

مشکل اینجاست که این احتمالات بی‌نهایت هستند.

او سال‌ها بود که از دست نیروهای امنیتی ما فرار می‌کرد، حتی قبل از ۱۱ سپتامبر.

ما از سال ۱۹۹۶ دنبالش بودیم. پس او احمق نبود.

او می‌دانست چه کاری باید انجام دهد تا خودش را در امان نگه دارد.

پس بالاخره، شروع به فکر کردن کردیم،

«آیا راه دیگری هست که به این موضوع نگاه کنیم؟»

سؤال این نیست که «بن لادن کجاست؟» بلکه این است که «چه کسی ممکن است با بن لادن باشد؟»

من یک مأمور FBI بودم که مسئول بودم

تحقیق در مورد حملات القاعده در سراسر جهان

و بازجویی از اعضای آن.

مأموریت فقط دستگیری اسامه بن لادن نبود،

بلکه جلوگیری از حملات بیشتر نیز بود.

بعد از اینکه بن لادن از تورا بورا فرار کرد،

نیروهای آمریکایی به دنبال هرگونه سرنخی بودند که ممکن بود ما را به او برساند.

و در یک خانه امن القاعده،

یک نوار پیدا کردند

که بن لادن داشت عملیات رو توضیح می‌داد.

و هر بار که 11 سپتامبر رو توضیح می‌داد،

به کسی که دوربین رو گرفته بود اشاره می‌کرد،

و می‌گفت: "مختار".

تو خواب، مختار رو دیده بود.

"خدا مختار رو بیامرزه."

تو همون نوار،

پسر بن لادن، که اون موقع یه بچه کوچیک بود،

یه تیکه از یه پهپاد پیدا کرد،

و شروع کرد به داد زدن: "مختار، مختار، بیا اینو ببین."

اون مرد با دوربین اومد، اونو گرفت، نگاهش کرد.

این نوار نشون داد که مختار جزو حلقه نزدیکان بن لادن بود،

و شاید یکی از معدود کسانی بود که می‌دونست بن لادن کجا پنهان شده.

پس داشتیم سعی می‌کردیم بفهمیم مختار کی بود.

ما نمی‌دونستیم چه شکلیه، چون هیچ‌وقت تو نوار نشون داده نشده بود.

ما فقط با اسم مستعارش، "مختار"، کار می‌کردیم.

ما در مورد "بن لادن، بن لادن، بن لادن" حرف می‌زنیم،

اما من حس می‌کردم که در این مقطع زمانی،

اون دیگه تحرکی نداشت،

که خیلی از این کارها به این دست‌نشانده‌ها واگذار می‌شد.

این‌ها بودن که همه کارهای کثیف اون رو انجام می‌دادن.

اون چهره‌های همه این معاونین کوچیکش رو داشت

که همه جا پخش بودن.

بن لادن، البته، در رأس بود.

بعد از اون، معاونش، الظواهری بود.

بعد از اون، چند تا از معاونین بودند

که اونها هم به بن لادن خیلی نزدیک بودند.

ابوزبیده بود،

که گمان می‌رفت مسئول اصلی عملیات بن لادن باشه،

و یه عملیاتچی مرموز که فقط با نام "مختار" شناخته می‌شد.

الله اکبر!

و بنابراین سرنخ‌های زیادی بود که دنبالشون بودیم،

و در بحبوحه اون، فکر می‌کردیم یه حمله دیگه در راهه.

وقتی القاعده از افغانستان فرار کرد، پنهان نشدند.

اونا به توطئه و برنامه‌ریزی ادامه دادن.

کشور در وضعیت آماده‌باش کامل باقی موند

بعد از اینکه اطلاعات آمریکا چیزی رو شنید که "گفتگوهای مشکوک" می‌خوندنش.

یه اتفاق نگران‌کننده در هواپیما

یک جت امریکن ایرلاینز امروز بعدازظهر.

مقامات می‌گن یه مهماندار یه مسافر رو پیدا کرده

که یه بمب تو هواپیمای جامبو جت حمل می‌کرده.

شکی نیست که این مرد قصد خودکشی داشت

و می‌خواست هواپیما رو سرنگون کنه.

مقدار کافی مواد منفجره تو کفش‌هاش بود تا باعث، به قول خودشون، "یه فاجعه بزرگ" بشه.

ریچارد رید، به اصطلاح "بمب‌گذار کفشی"،

اولین تلاش القاعده بود برای حمله مجدد به یه هواپیمای دیگه

با یه حمله وحشتناک دیگه.

می‌تونین تصور کنین اگه هواپیماهای مسافربری آمریکا از آسمون سقوط می‌کردن چی می‌شد؟

آمریکا امشب به شیوه‌ای کاملاً جدید در حالت آماده‌باشه.

اگه در مورد یه شرکت بزرگ حرف می‌زنین،

و یکی از دفاترش تو یه زلزله نابود بشه،

آیا این به این معنیه که اون سازمان دیگه کار نمی‌کنه؟

آیا به این معنیه که اونا مقرشون رو جای دیگه منتقل نمی‌کنن؟

اونا پایگاه‌هایی تو سراسر دنیا داشتن، و این توطئه‌ها از قبل در حال اجرا بودن.

احساس می‌کردیم به بن‌بست رسیدیم.

اما بعد سرنخی از ابوزبیده پیدا کردیم.

ابوزبیده کسی بود که مسئول تدارکات،

جذب نیرو و برنامه‌ریزی عملیات بود.

من ابوزبیده رو دست راست بن لادن می‌دونستم.

مسئول عملیاتش.

از طریق یک سری پیشرفت‌های اطلاعاتی،

شروع کردیم به شناسایی الگوی سفرهای ابوزبیده در پاکستان.

تونستیم سفرهایش رو محدود کنیم به،

تا جایی که یادمه، حدود 17 مکان.

و بنابراین، ما یه تصمیم بی‌سابقه گرفتیم.

تصمیم گرفتیم سعی کنیم 17 مکان رو همزمان هدف قرار بدیم.

وقتی حمله اتفاق افتاد، اون فرار کرد،

و داشت از پشت بوم به پشت بوم می‌پرید،

و به شدت زخمی شد.

اون رو به بیمارستان بردن،

و من و همکارم برای بازجوییش احضار شدیم.

ابوزبیده به شدت مجروح شده بود.

یکی از پزشکان اومد و گفت،

"اگه می‌خواین باهاش حرف بزنین، بهتره امشب حرف بزنین چون عفونت داره."

"احتمالاً... صبح می‌میره."

بهش گفتم: "مرگ گزینه نیست. هر کاری می‌تونین بکنین تا زنده بمونه."

تو بیمارستان، ما به مصاحبه ادامه دادیم.

همه شوکه شده بودن که اون داره همکاری می‌کنه.

و اون اسم یه عملیاتچی القاعده رو برد که داشت یه حمله رو برنامه‌ریزی می‌کرد.

گفتم: "اوه. اگه عکس اون آدم رو بهت نشون بدم، می‌تونی بگی خودشه؟"

گفت: "حتماً."

همکارم یه دستگاه سونی داشت. شبیه پالم پایلوت بود.

و روی این دستگاه، عکس همه تروریست‌های تحت تعقیب رو داشت.

و اون رفت و داشت با قلمش تو دستگاه می‌گشت.

عکس رو رد کرد.

پس گفتم: "این همون آدمه؟"

و گفت: "نه."

چیزی که من متوجه نشده بودم این بود که همکارم روی عکس اشتباهی زوم کرده بود.

پس گفتم: "اوه، ببخشید."

گفتم: "هی، استیو، تو عکس اشتباهی دادی، رفیق."

گفت: "راستی، این دیگه کیه؟ بهم بگو."

گفت: "این مختاره."

پس من به عکس نگاه کردم.

حالا، خیلی نگران بودم. می‌خواستم ببینم این مختار لعنتی کیه.

و این عکس خالد شیخ محمد بود،

که به KSM هم معروف بود.

اون تروریستی بود که سال‌ها دنبالش بودیم.

من هیچ ایده‌ای نداشتم که KSM عضو القاعده است.

American Manhunt: Osama bin Laden subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for American Manhunt: Osama bin Laden

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left