Lion of the Desert

Lion of the Desert

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Lion of the Desert 1980 REMASTERED 1080p BluRay REMUX AVC DTS-HD MA 5 1-FGT
A Commentary by AMIRHOSSEINMONSEFI
🟣| t.me/SubAvaliHa | دریافت زیرنویس‌های تبدیل‌شده بیشتر در کانال ما |🟣

Tags

BluRay
1080
TS
HD
REMUX
Published on: 2023-10-03
Downloads: 96
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

در اين عصر قدرت قرن بيستم ... تقريبا هر کشور

در دنيا زماني رو در جنگ گزرونده

ستمگران و ستمديده گان فاتحان و فتح شده گان

مردمان در جنگ محزون از ادعاي تمدن ما هستند

... زماني ، اکثر کشورهاي دنيا به دنبال

راهي براي توسعه نفوذ ، قدرت و ثروت بودند

سرشار از آرزوها براي ... بازگرداندن شکوه و جلال رم

در سال 1911 ايتاليا به جمع سلطه طلبان پيوست

هدف ليبي در آن سوي مديترانه بود

شروع کار در "تريپولي" بود

بن قاضي ، زوارا ، سرت ، درنا و توبروک

جمعيت محلي مبارزات زيادي انجام دادند

غُرنده و محکم در برابر

مهاجمان ايستادگي کردند و بدين گونه جنگ را به بن بست رساندند

در سال 1922 ايتاليا شاهد يک تغيير بزرگ بود

آغاز دوران ديکتاتوري موسيليني

کشمکش در ليبي به بيشترين حد رسيد ... و فاشيست هاي بيشتر بايد

در مقابل مقاومت جانانه ي جمعيت محلي قرار ميگرفت

"ما دنيا را فتح خواهيم کرد"

و سپس پرچم فاشيسم" "را به احتزاز در مي آوريم

تفنگ ها به جلو

... بيشتر ... و بيشتر متوجه نميشم

اگه ما باديه نشين ها رو شکست داديم چرا هنوزم اونا رو اعدام ميکنيم ؟

چرا من بايد بيخودي به جنگي برم که قبلا درش پيروز شدم ؟

. آه ، اميدوارم حق با جنرال هام باشه دو پيغام متناقض

... يکي از پيروزي پر افتخارشون به خودشون ميگه

و ديگري به من از شکست هاشون ميگه

نميشه ازش گزشت ... من ازش نمگيزرم

... اينجا

... اين سبز ، اين سبز کمرنگ

جايزه شماست ، بقيه ش کاغذ قهوه ايه

فقط به يک نفر نيازه که به اندازه کافي دلير باشه که بتونه اينو جمعش کنه

گراتزياني

با من بيا

بيست سال

بيست سال بيهوده رو در اين جنگ تلف کرديم

پنج فرماندار رو توي اين پنج سال به ليبي فرستادم

... نه منطق نظامي فاشيسم مصالحه نميکنه

! همشون يه مرگيشون بود آلوي ، جيادا ، بايونتس ، بانو ، دون

چيزي که ما براش ميجنگيم در واقع فقط رهبر عشيره ست ، يه روحه

من ميخوام رهبرشون اينجا آورده بشه

من ميخوام اونو برام بيارن و شورش ها سرکوب بشن

اسمش چيه ؟ - عمر مختار -

عمر ؟ - عمر مختار -

عمر مختار

ميدوني جنرال

اون مستعمره نشين هايي که فرستاديم مخصوصا سمت جنوب

اونا از ما يه رهبر براي رهبري خواستن

اگه بتونيم توي گراند هتل جاشون بديم

پس يه جاي کار ميلنگه

... نه

من يه مشت باديه نشين رو قبول نميکنم

اين پيشرفت چهل ميليون ايتاليايي رو متوقف ميکنه

من ليبي رو به تو ميدم جنرال

حداقل اسم تو اونها رو به وحشت ميندازه

قربان من اينو بعد از سرکوب آشوب ها ميگم

من اينکارو با روح و وجدان پاک انجام ميدم

مختار قبل از شورش ها چکار ميکرده ؟

اون يه معلم بود

معلم ؟ - بله -

منم يک معلم بودم

مواظب باش سرنوشت تو هم مثل اون پنج نفري که قبلا فرستادم نشه

از اونا درس بگير

خب ، من کسي هستم که نبرد رو دوست دارم به ليبي برو

... جنرال

! مختار رو براي من بيار

يا بهش رشوه بده يا گردنش رو بشکن

به نام خداوند بخشنده و مهربان

اين خداي رحمت است کسي که آدم را به قرآن آشنا کرد

او انسان را آفريد و به او گفت سخن بگو

او گردش ماه و خورشيد را به آنها داد

او آسمان ها را آفريد و تعادل را بين همه چيز برقرار کرد

همينجا بايست

... فکر ميکني چرا هر بخش از قرآن رو

با "بسم الله الرحمن" شروع ميکنيم ؟

چون يکي از اسم هاي خدا "رحمن" هست

بله ، درسته

و چطور خدا رحمت خودش رو نشون ميده ؟

او به مردم صحبت کردن آموخت

صحبت کردن درسته ، آره

و اونجا چيز ديگه اي هم بود که ما خونديم

... کسي ميتونه ميتوني به من بگي اون چي بود ؟

... اون - ... بزاريد راهنمايي کنم -

اون چي بود ؟ - اون تعادل بود -

... درسته تعادل

و چرا خدا تعادل رو برقرار کرد ؟

! پسرها چرا خدا تعادل رو برقرار کرد ؟

... چون بدون تعادل همه چيز از نابود خواهد شد

بزاريد ببينم چي خونديد

به هر حال همه چيز بهم ريخت

صديق عمر کجاست ؟

بله "بو متاني" ؟ خبر جديد چيه ؟

... يه فرماندار جديد - دوباره ، ها ؟ ... -

اونا هميشه مثل شير وارد ميشن و بعد مثل بز لاجون برميگردن خونه شون

خب ، اين دفعه کيه ؟ - گراتزياني -

قصاب صهيون - ... گراتزياني -

تا قبل از اينکه بزارن به سمت ما شليک کنه اين فقط يه سوال بود

اين يعني يه حمله جديد

: پدرم هميشه ميگفت ... اوني که پشتت رو خالي نميکنه بزرگ"

"و قدرتمندش کن

به گراتزياني چندتا از تيغ هاي پشتمون رو نشون ميديم

به من گفته اند گراتزياني عاشق خونه ؟

من دوست ندارم اون داستان ها رو باور کنم

ولي حالا باور دارم

کي مياد ؟ - توي بن قاضي مراتب رو براي ورودش آماده کردن -

خانم ها ، آقايون ... ايشون جناب

جنرال گراتزياني فرماندار سيرينايکا

ايشون پرنس آمادئو ، دوکِ آئوستا هست

آقايان ، متشکرم اما خانم ها حاظر هستند

ما بايد آزاد باشيم بزاريد رقصيدن ادامه پيدا کنه

جنرال سرهنگ سارساني

آقاي توملي

سرهنگ ديوديچه ، قربان

آه ، بله

ديوديچه

من گزارشات شما رو خونده م

ميگن ميتوني با يه دست دادن با باديه نشين ها دوستي کني

مطمئن نيستم که دلم بخواد چنين کاري برام بکني

اکثريت دارن تلاش ميکنن که صلح برقرار کنن

قربان ، 5 هزار باديه نشين تبعيد شده بالا دست نيروهاي من هست

من هيچ غذايي براي اونها ندارم

... به زور اونها رو کنترل ميکنم و نياز دارم به

چيزي که تو نياز داري سرهنگ ... چيزي که تو نياز داري

... کمي بيشتر از اونه

اون مرد کيه ؟

شريف ال قارياني

اون کاملا به دردمون ميخوره دوست قديمي عمر مختار

گفتي به درد بخور ؟ - آره -

بيارش اينجا

فکر ميکنم متوجه خواهيد شد که ميتونيد روي اون حساب باز کنيد

جنرال گراتزياتي ، ايشون جناب شريف ال قرياني هستند

من ميدونم که تو عمر مختار رو ميشناسي

ميشناختم

چجوري ميشه اونو به چنگ آورد ؟

نميدونم ، اون از بچگي سرسخت بود

اما اگه به هر شکل بتونم کمک کنم با کمال ميل اينکار رو ميکنم

متوجه بخشندگي و دوستي ما خواهي شد

ستوان جنيري ، پيام فوري قربان

نميتونه صبر کنه ؟ ميبيني که مهمانان من رو آشفته ميکنه

ببخشيد آقايون

ميگن پرچمدارمون سه هفته ست گم شده

موقع اعزام که خواب بوده

اين چيه ؟ يه مانور الکي ديگه ؟

چندتا ايتاليايي مردن ؟ 20 نفر زخمي و 50 نفر مجروح قربان

و گزاشتن دوباره در بره ؟

بله قربان

اما اينبار ديده شده - ديده شده ؟ -

از کجا ميدونن ديده شده ؟ کسي که اونو نميشناسه

از کجا ميدونن اون ديده شده ؟

فقط براي يه لحظه ديدنش قربان اما مطمئنن عمر مختار بوده

فکر ميکنم بايد بهشون مدال بدم ! براي اينکه فقط عمر مختار رو ديدن

اينجا ميتونه باشه ... اينجا ميتونه باشه هرجايي ميتونه باشه

توملي ، ازت ميخوام يه حمله ضربتي و سريع انجام بدي

فراموش کن عمر مختار چجوري بوده

ما همه عقده ي ديدن اون رو داريم

برو براي خونش جريان خونش رو متوقف کن

انقلابي که درون باديه نشين هاست رو نابود کن

مختار به صورت نامنظم مبارزه ميکنه براي سه ماه باهاش مقابله ميکنيم

... سه ماه آينده صلحشون

توملي ، مصالحه نکن

! برادرت رو بگير

! زنها قايم بشن

مردها رو به صف کنيد

اون سه تا اون پشت

... و

اون دوتا عقبي ها

... و

! ... بله

... بزاريد اين بچه

بعضي از شما سربازهاي وظيفه هستيد

به جاي اينکه سه ماه با مختار باشيد

يک سال رو يه کار مفيد انجام بديد

جايي که بيرون از شهر هستيد

اون سهمي که به مختار دادن رو به آتش بکشيد

نصف همه چيز رو آتش بزنيد

تير باديه قربان

تو براي مختار ميجنگيدي ، درسته ؟

چه حرفي براي گفتن داري ؟

چه حرفي براي گفتن داري ؟

چه حرفي ؟

خيلي خب ، مسئوليتش با خودت اعدامش کنيد

! نه ، اونجا نه ، همينجا بزاريد اينا هم ببينن

محض رضاي خدا بزاريد دعاش رو بخونه

به تو اخطار داده شده مواظب باش

! سليم

! قاتل ها ، قاتل ها

! عاييشه

! عاييشه

مادر من بايد يه کاري بکنم

عايشه بيچاره

اون روسريش رو نبرد

! خداي من

! من بايد يه کاري کنم

حميد اونا خانواده ش رو سوزوندن

من ديدم چه اتفاقي افتاد عاييشه و برادرم

! و پدرمو ببين من ميرم پيش صديق عمر

هنوز نوبت تو نشده

من امروز به اندازه کافي بزرگ شدم مادر

خدايا

من بهت نياز دارم

More Farsi Persian subtitles for Lion of the Desert

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left