The first 118 lines.
انتـــخـــاب فیــــــلــم و تــــــرجــــمــــــه MAZDOSHT / مـــزدُشـــــت
پایان سن پطرزبورگ
کارگردان: وسیوالاد پودوفکین
مدیرعامل Mikhail Doller
سناریست Nathan Zarkhi
مدیر فیلمبرداری Anatoli Golovnia
کارگردان هنری Sergei Kozlovski
دستیاران کارگردان A. Ledashchev
A. Faintsimmer, V. Shtraus A. Gendelshtein
بازیگران کارگر کمونیست A. Chistiakov
همسرش V. Baranovskaia
پسر روستائی I. Chuvelev
لِبِدِف، صاحب کارخانه V. Obelenski
رئیس پلیس منطقه S. Komarov
میهن پرست ضد آلمانی V. Tsoppi
تولید شده در Mezhrabpom-Rus Studio Moscow, U.S.S.R. 1927
این فیلم بازسازی شده و در سال 1969 در استودیوی مسکو فیلم، صداگذاری شده است
مدیر ترمیم فیلم D. Vasiliev
موسیقی V. Yurovskiy
طراح صدا V. Ladyigina
تدوین E. Tobak
استاد مشاور A. Golovnya
ادیت I. Rostovtzev
ارکستر برای کمیته ی سینمائی وزرای شوروی
به رهبری E. Khachaturian
مردم پنزا
...مردم ِ نوگورود، مردم تِور
!مادر داره میمیره
ما را از طریق کانال تلگرامی ِ * ناسینما * دنبال کنید @NAcinema @Naacinema
یه دختره
یه دهانِ دیگه که باید بهش غذا داد
...و حالا
...یک پرولتر دیگر
...اون باید بره
به شهر تا خرج زندگی رو دربیاره
پطرزبورگ
اهالی ِ پولیتوف کارخانه ی آبوخوف و لبدِف
یک بولشویک
یک سهامدار کارخانه
نمی شه تحمل کرد
!دست نگه دار
اهالی ، پولیتوف، اوبوخوف ، لبدِف
...خرید و فروش
کنارِ بورس
...ما عرضه می کنیم
!به مزایده میذاریم
!لبِدف بالا می ود
لِبدف
من یه قرارداد بزرگ دولتی بدست آوردم
ششصد تا پیشنهاد دادن ما رو هزار تا می مونیم
!بهر قیمتی ... همه شو بخر
!ماشینم
...من مسئولیت قرارداد رو به عهده ی تو میذارم
روز کاری باید طولانی تر بشه
.تو مدیر کارخانه خواهی شد
مردم پنزا، نووگورود، تِوِر
...ما برای کار اومدیم اینجا .دنبال ی مردی از اهالی روستامون می گردیم
اون عصری از کارخونه برمی گرده
خیلی زود دیگه چیزی برای خوردن نخواهیم داشت
مردم دوباره دارن تو کارخونه شورش راه میندازن
!شورشیان ِ لِبِدِف
!کارخانه یه قرارداد دولتی بدست آورده
باید به نفع ملت، روزهای کاری طولانی تر بشه
!یک دقیقه بیشتر هم نه
چرا اینقدر زود اومدی؟
ما توی اعتصابیم
بذار آقایون بیان داخل
شما بد موقعی اومدین
.ما امروز کار نمی کنیم ...تو اعتصابیم
درو قفل کن
...کار از سر گرفته نخواهد شد
لبدف نمی تونه بیشتر از یه سال دووم بیاره
تا یه هفته دیگه ما از گشنگی تلف شدیم
...تو تنهائی ولی ما
...این بچه ها رو داریم
حرفای اون کچله برات کافی نبود؟
.برین دنبال کار .قرار نیست کسی شکم تونو سیر کنه
مردم ِ پنزا، نووگورود و تِور را
می آورند تا جایگزین اعتصابیون کنند
کارخونه تو اعتصابه، واسه همین دارن ما رو استخدام می کنن
می گن کلی کار هست
.باشه . بدون معطلی می بریمت سرِ کار
.در کارخانه ی لبدف
از اعتصاب حمایت کنید
!دارن میارنشون داخل
!بذارین از دروازه رد شن
!برادرها شما دارین در برابر مردم خودتون قرار می گیرین
همه ش زیر سر اون یارو کچله ست
اون داره رو مخ تون کار می کنه ... بهتون میگه کار نکنید
اون افرادی که تحریک می کردن رو میشناسه قربان
آدرس شونو بلدی پسر؟
تقصیر اون کچله ست قربان
قربان اون از اهالی روستای ماست چرا بُردنش؟
.با این یادداشت، فردا بی معطلی کار پیدا می کنی
!باید اوضاع رو درست کنم
پیشبینی نزدیک بودن ِ وقوع جنگ
این مطلب را خدمت جنابعالی مرقوم می نمایم
اینهمه داد و قال واسه چیه؟
...اون از اهالی روستای منه، بذارین بره
.اون عیالواره و چیزی هم برای سیر کردنشون نداره
!از اینجا بیرونش کنید
!منو ببرین پیش رئیس
!رئیس
ناحیه ی اوختا پاسگاه پلیس ِ پطرزبورگ
قوانین رو زیرپا میذاری؟
اعتصاب به صلاح تونه؟
...پتریوک توجیهش کن
محکم تر
!از اینجا ببریدش بیرون
...و در همان شب
!میهن فرا می خواند
!میهن فرا می خواند
...اعلان جنگ شده
و علاوه بر مزایای ذکر شده، یک مورد دیگه هم هست
تو مناطق کارگری، سد و مانع گذاشتن
با این جنگ، روسیه رو از دست انقلاب نجات می دیم
!میهن ما را فرامی خواند
هورا
No comments yet. Be the first to leave one.