The first 200 lines.
پاييز سال 1933 ميلادي کليولند، ايالت اوهايو
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
ارائه اي از سپهر، ارسلان، هومن SepehrDtj20 & Arsalan.H & Raylan Givens
صبح بخير
همگي، صبح بخير کسي پيراهن من رو نديده؟
مامان، تو پيراهن من رو نديدي؟
همونجاييـه که آخرينبار گذاشتي
کسي نديدهاش؟- نه-
پيراهنـت اينجا پيش منـه
بدش بهم
بفرماييد
بس کن، کوئينسي
اين تنها پيراهن منـه - بيخيال شو ديگه -
مشکل چيه؟ حالا ديگه براي ما خيلي باکلاس شدي، بچه دانشگاهي؟
اين يعني چي؟
من هميشه هزينهها رو دادم ميدوني که هر چي بتونم، ميفرستم
خداحافظ، مامان
مامان، داري چيکار ميکني؟
اولين پسر من که داره به دانشگاه ميره بايد ظاهر آبرومندي داشته باشه
ازش خوشـت مياد؟
مامان، ما از عهدهي مخارج اين بر نميايم
امتحانـش کن
«مـــســــابــــقـــه»
مامان، اونجا دانشگاه ايالتي اوهايوـه مدرسهي يکشنبه» که نيست» مدرسهي يکشنبه: کلاسهايي که در روز يکشنبه برگزار ميشوند تا به کودکان ] [ دربارهي دين مسيحيت و يهوديت، آموزشهايي داده شود
وقتي پنج سالـت بود فکر ميکردم تو رو از دست ميدم
ولي حالا يه نگاه به خودت بنداز
...وقتي که اون تکه رو از توي بدنـت خارج کردم
ميدونستم که تو براي کارهاي بزرگي، به دنيا اومدي
آره
خداوند به يه دليلي يه شانس دوباره بهت داد
ايناهاش
خوشتيپ شدي
يه مرد بايد تصويري رو به دنيا ارائه بده
يادت بمونه جيمز کليولند اُونز
آره مامان، ممنون ممنونم، مامان
خداحافظ، لورن
بابا امروز نمياد پايين؟
اميدوارم بياد ميدونه که داري ميري
به اميد ديدار، بابا
اوضاع قراره عوض بشه، بابا
حالا ميبيني
اون، «کن سايتز» از دانشگاه ايالتي اوهايوـه توي زمين
اين چارلي پارسونز هست و فوي دريپر
از دانشگاه ايالت کاليفرنياي جنوبي
و يک نمايش ضعيف ديگه از دانشگاه ايالتي اوهايو
مسابقهي خوبي بود
هي، اين هم از مربي
سلام
لري
چه خبر، دين؟
تا حالا چند تا شده؟
عوضي
متاسفم مربي، ايندفعه ديگه فکر ميکردم که شکستشون ميدم
آره، خب پس احتمالاً به همين دليل نتونستي
...با اين، شد سه باخت متوالي
براي لري اسنايدر و دانشگاه ايالتي اوهايو
بعد از گذشت دو سال ...و هيچ بُردي در سطح ملي
«بايد به اين فکر کنيد که «باکآيها ...با آوردن اسنايدر
به سمت مربيگري تيم دانشگاه سابق خودش يه اشتباه رو مرتکب شدن
اون توي زمان خودش، ورزشکار فوقالعادهاي بود
ولي اين دليل نميشه که مربي خوبي هم باشه
...اگر الان جاي لري اسنايدر بودم
نگران اين بودم که بتونم شغلـم رو حفظ کنم
اين هم از مردي که با بُرد ...غريبه نيست
مربي تيم دانشگاه کاليفرنياي جنوبي دين کرامول
با چهار مدالآور طلاي المپيکي، از طرف خودش
بيجهت نيست که بهش ميگن «سازندهي قهرمانها»
ممنون از وقتـي که گذاشتيد آقاي کرامول
باعث افتخارـه ...من رو «دين» صدا کنيد
اوه، نه اون رو برگردون همونجا
...چرا؟ تا ببينيم که کل عصر رو يه گوشه بشيني
و براي خودت ابراز تاسف کني؟
از کجا ميدوني که برنامهام چيه؟
من از برنامه خبر دارم
اعضاي جديد
سلام، حال شما چطوره؟ من ديو هستم
هواي خوبيـه، مگه نه؟
ديو، تو خيلي وراجي ميکني
ديو، بايد مزاحم هر دختري که ميبيني، بشي؟
من مزاحم هيچکدومـشون نميشم
اونا قبلاً هيچ بچه دانشگاهي نديدن تحتتاثير قرار گرفتن
آره، خب تو که هنوز يه بچه دانشگاهي نشدي
خيليخب، پس بجنب، بيا بريم
خيليخب، ده دقيقه بهم فرصت بده يه دوش آب سرد بگير يا يه کار ديگه بکن
ميشه اون شانه رو برام بياري؟
گلوريا، گلوريا
بيا اينجا، عزيزدلم - يه لحظه بهم فرصت بده -
بيا پيش بابا
من دارم کار ميکنم، جسي تو نميتوني وقتي که دارم کار ميکنم، بياي اينجا
فقط سعي ميکني من رو از خودت بروني
ببين، اين همون نوع صحبتکردنيـه که ما رو توي دردسر مياندازه
واقعاً؟
بيا بريم بيرون، مرد گٌنده يالا، بريم
از اين به بعد، وضع ماليـم يهکم بد ميشه
...تا اون موقع
اين رو بگير
همين که يه کار پيدا کردم پول بيشتري ميفرستم
بايد يه مقدارش رو براي عروسي، بذاري کنار
بالاخره ميخواي با من ازدواج کني، جسي اُونز؟
ميخوام درست انجامـش بديم
سلام، حال شما چطوره؟
ديدي اون سياهپوست چطور بهم فشار آورد؟
سلام، حال شما چطوره؟
...يه کتشلوار تن يه سياهپوست بکني
عجله کن، کوتوله
ميخوام قبل از فارغالتحصيلي، برسم اونجا
...بازي خوبي بود
حالا، شما پسرها فکر کرديد که دارين کجا ميريد؟
فقط ميخوايم از حمام استفاده کنيم
نه تا قبل از اينکه ما ازشون استفاده کنيم
شما کاکاسياهها صبر کنيد تا نوبتتون برسه
...آره، باورتون ميشه که اجازه دادن
اين سياهسوختهها از رختکن ما استفاده کنن؟
بيا از اينجا بزنيم بيرون
اونا حتي فوتبال هم بازي نميکنن، ديو
نه، قربان
OSU
OSU
بايد ميزدم در کون اون عوضي
ايدهي خوبي به نظر مياد
قبل از اينکه وسايلمون رو هم باز کرده باشيم ما رو از اينجا پرت ميکردن بيرون
ديو، اين تنها فرصت ماست
باشه؟ خرابـش نکن
هي، اُونز
مربي ميخواد تو رو ببينه
همينالان بريم، بريم
بايد چيکار کنم؟ اول کونـش رو ببوسم و بعد براش تميزش کنم؟
نه، آقا
ببين، تو فقط لبخند بزن و درست رفتار کن
بذار همهي اين سفيدپوستهاي بدبخت تمام تلاش خودشون رو بکنن
ببخشيد
چه لباس قشنگي
چه خبره؟ رژهي مبارزه با نژادپرستيـه؟
آروم، پسر
خب، اين رو ببين
پگي، اينجا کي رو داريم؟
مربي اسنايدر من جسي اُونز هستم
چه کُت قشنگي
فکر کنم من هم قبلاً توي مدرسهي يکشنبه يکي از اينها رو داشتم
مياي داخل يا نه؟
در رو ببند
ميتوني بشيني
چارلي رايلي ميگه که تو ميتوني بدويي
بله، قربان
خب، ميگه که تو ذاتاً اينکارهاي بهترين کسي که تا حالا ديده
خب، فکر کنم
من شخصاً به کسايي که ذاتاً اينکاره باشن، اعتماد ندارم
چون اونا فکر ميکنن که نيازي نيست کار کنن
...من ميگم
تو ميتوني بدويي
و پسر، ميتوني بپري
چيزي که ميخوام بدونم اينه که ميتوني برنده هم بشي؟
و منظورم از اين حرف اينه که ميتوني کار کني؟
ميدوني، شايد مامانت بهت ياد داده باشه ...که چطور لباس بپوشي
ولي کاملاً مطمئنم که چيزي در مورد آداب معاشرت بهت ياد نداده
وقتي يه مرد باهات صحبت ميکنه بايد توي چشمهاش نگاه کني
ميتوني کار کني؟
وقتي شش سالـم بود روزي صد پوند پنبه ميچيدم
شما تا حالا پنبه چيدي؟
طوري که وقتي اون رو برميداري دستت رو ميبُره؟
بله، آقا ميتونم کار کنم
مربي رايلي، مرد باهوشيـه
ولي من امروز داشتم تو رو اونبيرون ...تماشا ميکردم، اين رو بهت بگم
شروعـت خوب نيست، آهنگ حرکت و طرز ايستادنِ خيلي بدي داري
ولي ميتونيم همهي اينها رو درست کنيم کار راحتيـه
ولي اگر ميخواي برنده بشي به بيشتر از دو تا پا، نياز داري. خب؟
تو اينبالا برنده ميشي
و اين بخشي از توئه که هنوز چيزي در موردش نميدونم نميدونم که اون رو داري يا نه
من پارسال توي شيکاگو صد يارد رو توي 9.4 ثانيه دويدم
«يعني درست مثل «وايکوف اين يه رکورد جهانيـه
رکوردها پشيزي ارزش ندارن
ميدوني چيه که اهميت داره؟
مدالها
يه بچهاي از ناکجاآباد مياد و خيلي راحت، رکورد تو رو ازت ميقاپه
ولي يه مدال طلا؟
اون براي تمام زندگيـت مال خودتـه
اون، شما هستين؟
اين تيم المپيک آمريکا در مسابقات پاريس سال 1924ـه
يالا، برو يه نگاه بنداز
«سمت راستيـه منم، کنار «چارلي پداک
شما همراه چارلي پداک، به مسابقات پاريس سال 1924 رفتين؟
نه
خب، چرا نه؟
ميخواي يه مدال طلا ببري؟
آره، البته
ميخواي اينکار رو توي برلين، انجام بدي؟
خب، يعني مگر اينکه تصميم داشتي صبر کني
...ميدوني، من
من شنيدم که اونجا، مردم خيلي به سياهپوستها اهميت نميدن
خب، مردم همينجا توي «کلمبوس» هم خيلي به سياهپوستها اهميت نميدن
مشکلي ايجاد ميکنه؟
نه، قربان من فقط اومدم اينجا که بدوم
...خب، پس براي 28ماه آينده
يا بايد سر کلاس درس باشي و يا توي زمين دو ميداني
هر ساعت، هر روز
و نمرههات هم برام اهميتي ندارن، واقعاً ندارن
...و برام مهم نيست اگه رفيقهات
يه بشکه دارن که براي حملکردنـش نياز به کمک دارن
و بهخصوص برام مهم نيست ...اگر يه دختر توي خونه داشته باشي
که جوراب ابريشمي پوشيده و يه نگاه خاص، توي چشمهاشـه
No comments yet. Be the first to leave one.