The first 200 lines.
حقوق مترجمين را که بيهيچ چشمداشتي » « زحمت ميکشند محترم بشماريم
"محصـولي از "شوچيـکو
• سـه سـامـورايـي ياغـي •
با مشارکـت "توليدات سامورايي"
"تهيـه کننـدگان: "جينيـچي کيشيـموتو "و "تتـسورو تامبـا
،"فيلمـنامه: "کيـچي آبـه "ايزابـورا شيـبا" و "هيدئـو گوشـا"
:فيلمـبردار "تاداشـي ساکاي"
:تدويـن "کازوئـو اوتـا"
:مديـر هنـري "جونيـچي اوسامـي"
:با شرکت
"تتسـورو تامبـا"
"ايسامـو ناگاتـو"
"ميکيجيـرو هيـرا"
"ميـوکي کوانـو"
"يوشيـکو کايامـا" "کيـوکو آئـوي"
"کامـاتاري فوجيـوارا" "تاتسـويا ايشيـگورو"
"هياشـي ايـگاوا" "ايچيـرو ايـزاوا"، "جـون تاتارا"
"توشيـه کيـمورا" "يوکـو ميـهارا"
:کــارگــردان "هيـدئـو گـوشـا"
cycles از تيــم ترجمــة فارســي سابــتايتل با افتخــار تقديــم ميکنــد
...جلو نيا
!وگرنه ميکشيمش
اينجا چه خبره؟
.ظاهره دختره به اشرافيها ميخوره
!منو بکش
بهش تجاوز کردين؟
.نخير، از اين خبرها نيست
شايد دختر قاضي به ما رعيتها ...به چشم يه مُشت کِرم نگاه کنه
ولي همون کِرم هم !واسه خودش روح داره
دختر قاضي؟
ما دخترش رو گروگان گرفتيم تا شايد اينجوري .مجبورش کنيم باهامون مذاکره کنه
درخواست مذاکره با زور؟
،چون امسال محصول کمي برداشت شده .کشاورزها دارن ميميرن
قاضي حتي هم حاضر نيست .به پيشنهادمون گوش کنه
.درک ميکنم
اما حتي اگه قاضي حاضر بشه ...با پيشنهاد شما موافقت کنه
بازم بخاطر دزديدن دخترش .مجازات ميشين
.ما پيش رو به تنمون ماليديم
حتي اگه به قيمت جونتون باشه؟
...کشاورزهاي هشت روستا
شديداً مشتاقن .تا تکليف اين قضيه روشن بشه
.خواهش ميکنيم. شما مداخله نکن
،به دلايل مالي ...من قرار بود شب رو بيرون بخوابم
.لااقل بذارين شب رو اينجا بمونم .قول ميدم دردسري درست نکنم
!نه، برو بيرون
،سه تا دهقان ...در مقابل قاضي
،بهمراه يه دختر خوشگل .اونم فقط واسه دلخوشي
خب، حالا که فعلاً اينجام .ميشينم از نمايش لذت ميبرم
!لعنت بر تو
احمقا! بريد شمشيرهاتون رو .سمت اون دختره بگيريد
...اگه مراقب نباشين
.واسه هيچو پوچ جونتون رو ميبازين
!جناب قاضي، قربان
!قربان
.ما دخترتون رو پيدا کرديم - چيکار کردين؟ -
.تو يه آسياب نزديک پل
:بدست سه تا از دهقانها گروگان گرفته شده ."جيمبي"، "گوزاکو" و "يوهاچي"
جيمبي"؟ "گوزاکو"؟"
حال "آيا" خوبه؟
اونا دخترتون رو دزديدن .تا خواستهشون رو مطرح کنن
.بنظر اونا، دخترتون گروگانِ باارزشيــه
در هيچ صورتي .جرأت ندارن آسيبي به دخترتون برسونن
!دهقانهاي ابله
.همه فوراً برن سمت آسياب
!عجله کنين
!"ياسوگورو"
!برو سمت آسياب. زود باش
!"کيکيو"
.کيکيو"، قاضي باهات کار داره" .بريم
.من لازم نيست بيام
.موضوع ضروريــه .تو براي همين موارد اينجايي
ارزش نداره مهارتم رو .صرف جنگيدن با اون دهقانها کنم
.اين کار به شما مربوط ميشه
.اين حرف رو به قاضي برسون
چي به سر "جيمبي" و بقيه مياد؟
.احتمالاً گردنشون رو ميزنن
حتي اگه بانو آزاد بشه؟
.فرقي نميکنه .دهقانهاي احمق
.هيچ کمکي به تجديدنظر در حکم نميکنه
جيمبي" از همون موقع که کوچيک بودم" .با من خوب و مهربون بوده
هيچ راهي نيست که نجاتشون داد؟
.بعيد ميدونم
اگه آروم نباشي .زياد دووم نمياري
!خفه شو! از تو چيزي به ما نميماسه
.تو خيلي بدگماني
،خلاصه مراقب باشين .درضمن دَرو هم بدون نگهبان گذاشتين
.حرکت عاقلانهاي نيست
!پدر - !لعنتي -
،بازم يه حرکت غير عاقلانه
همتون دختره رو .بدون نگهبان ول کردين
.گوزاکو"، پيش دختره باش" .يوهاچي"، در رو داشته باش"
.حالا اين شد استراتژي
.بعدش نوبت غذا خوردنه
اينجا غذا مَذا پيدا ميشه؟
زده به سرت؟
چطور ميتوني توي چنين زماني به غذا فکر کني؟
درسته، اگه گرسنه باشيم .نميتونيم بجنگيم
.يه خورده جو توي سطل هست
.يه ذره شوربا درست کن
.اومدن
!پدر
چيکار کنيم؟
.هر کاري که از دستتون برمياد
.من بازي رو از اينجا تماشا ميکنم
.نگران نباشيد
.نزديک دختره بمونيد
!وايسيد !جلوتر نيايد
.دهقانها، "آيا" رو آزادش کنين
.نميکنيم
ما دختر رو پس نميديم، مگر اينکه .اول به درخواستمون گوش داده بشه
شما فکر ميکنين اينقدر قوي هستين که آخر اين ماجرا رو ببينين؟
،ما ميدونيم که گردنمون رو ميزنن .بااينحال دختره رو نگه ميداريم
شايد اين کار کمک کنه .تا چشم خاندان عاليـرتبه باز بشه
.ميفهمم
بياين همين حالا .اين موضوع رو راست و ريس کنيم
به درخواست شما ...به شکل عادلانهاي گوش خواهد شد
.پس "آيا" رو آزاد کنين
،سريع همين کار رو بکنين .و شما هم بخشيده خواهيد شد
ميشنوين چي ميگم؟
پس خواستههامون چي ميشه؟
دوست ندارم اين قضيه .به گوش تمام خاندان برسه
.آيا" رو پس بديد" .منم مجازاتتون نميکنم
واقعاً داره جدي ميگه؟
کجاش خنده داره؟
پس همين بود اون عزمتون؟ ترسيدين که يه وقت مجازات بشين؟
.فکر کنم ذاتِ آدميزاد همين جوريــه
پس واسه چي ميخندي؟
راستي راستي فکر کردين که شما رو مجازات نميکنن؟
ترس از مرگ .روي تصميمتون تأثير گذاشته
شما به حرفهاي پدرم شک دارين؟
...اون باوري که به پدرت داري
دهقانها هم ميتونن روش حساب کنن؟
.حق با اونه
.بدون گروگان، ما هيچي نداريم
.مثل سگ ميزنن ما رو ميکشن
...اونا هميشه با هر ترفندي
.سرمون رو شيره ماليدن
.اين بار اينطوري نميشه
!بيشعورها
،اگه ميخواي "آيا" برگرده !جوابيهي خاندان رو به ما برسون
يه قولنامهي کتبي بيار ...با امضاء خود ارباب
!که مالياتهات کم شدن
!اونا رو نکشين !دستگيرشون کنين
.تا پاي جونتون از اين گروگان حفاظت کنين
.وضعيت همونطوريــه که قبلاً بود
.ادامه بدين
تو کي هستي؟
،يه سامورايي سرگردون ."به اسم "ساکون شيبا
چرا به اون دهقانها کمک کردي؟
.همينطور بيدليل
شايد براي اين باشه که .يه شب رو باهاشون زير يه سقف گذروندم
!بکُشيدش
جناب قاضي، اينطوري ممکنه .جون "آيا" به خطر بيفته
.فعلاً بياين بريم
.از اينجا ميريم
گفتي اسمت "ساکون شيبا"ـئه؟
.تو رو يادم ميمونه
.از سر لطفـتونه
.اما در عوض به فکر جون خودت باش
.جناب قاضي
!"آيا"
!بريد، بريد
کشاورزان هشت تا روستا، دارن با دقت .وقايع اين ماجرا رو دنبال ميکنن
.اين قضيه ممکنه باعث شورش بشه
بذاريد از سران خاندان .درخواست نيروهاي کمکي بکنيم
و اونوقت اينطوري بيآبروييِ خودم رو بندازم سر زبونها؟
نه، اين موضوع ميبايد .در خفا حل و فصل شه
تا 10 روز ديگه، ارباب بزرگ خاندان .از اين آبادي عبور ميکنه
!دهنت رو ببند
به همين علت .موضوع بايد سريع فيصله پيدا کنه
.کيکيو" رو خبر کن"
."هيتا"
اين سه تا دُزدن؟
.اونا دو نفر از خادمين رو کشتن
.براي همين حتماً گردنشون رو ميزنن
چرا فقط واسه کشتن دو سه تا دهقان بايد گردنمون رو بزنن؟
امکانش هست .که اين محکوميت شما لغو بشه
مطمئنين که ميتونين از پس يه سامورايي ماهر بر بياين؟
.داره ميپرسه مطمئنيم
مگه تا الان کسي بوده که به کمک همديگه نتونسته باشيم برش پيروز شيم؟
."کيکيو" .اين سه نفر رو با خودت ببر
،اگه سعي کردن فرار کنن .دو شقهشون کن
.پس که اينطور
،موردي که از سَم .براي مقابله با سَم استفاده ميشه
.بيارشون بيرون
!تند باشين
.صبر کن ببينم
اون کيه ديگه؟
يه سامورايي ولگرد که .بدليل نداشتن برگة عبور دستگيرش کرديم
اسمش چيه؟
بنظرم گفت اسمش .کيوجورو ساکورا"ست"
شمشيرزنيش خوبه؟
.خبر نداريم .موقع دستگيريش مقاومت نکرد
.امتحانش کنين
!پاشو بينم
شماها چتونه؟
مردم رو بدون محاکمه اعدام ميکنين؟
.محاکمهاي در کار نيست .از سلولت بيا بيرون
يعني دارين آزادم ميکنين برم؟
.درسته
No comments yet. Be the first to leave one.