The first 200 lines.
جینی برو تو تخت خوابت
اون خونِ؟
سلام بابابزرگ
زود باش بخور عزیزم نمیخوای که روز اول دیر برسی؟
خدایا ببین چقدر شیر هست
فقط بشین بابا بشین همونجا و اون یکی پات رو بهم بده
بابا من فکر کنم فهمیدم کی پنی گیلیس رو کشته
اینکارو نکن هیلدی دارم بهت هشدار میدم
الان نه هیلدی باشه؟
اول از همه رده پاهایی که اونجا بود شبیه مثلث بودن
همینه، نه اون پایین داری چیکار میکنی؟
اون اقاهه کیه؟ من اون کفشای عجیب مثلثی رو...
توی دفتر مدیر دیدم اون اقاهه پدر بزرگته
و این خونه ی اونه
مت، میتونی ایزی رو برسونی مدرسه؟
مطمئنم یه سری برگه های مختلف دارم که باید بنویسمشون
اره خب من یجورایی الان مشغولم
فکر کنم مدیر کالینز یه چیزی رو از پنی دزدیده بوده
و بعد کشتتش فقط اروم باش
اگه اونجا دلقکای ترسناک داشته باشن چی مامانی؟
نه اونا هیچ دلقکی ندارن
قراره اهنگ بخونی و نقاشی بکشی
و همه جور اسباب بازی و اینجور چیزا هم هست
اگه یکی از اسباب بازیا دلقک باشه چی؟
خیلی ممنون عزیزم
بابا، دارم جدی میگم
عالیه هیلدی ، نه کافیه، کافیه
اگه اون اینجا زندگی میکرده چرا باید یهو از اینجا بره؟
میدونید چیه؟ پدربزرگتون الان یکم کمک نیاز داره باشه؟
جین! کفشای خوبم رو توی اتاق گِلی گذاشتم؟
کفشامو میخوام جین؟ بابا
بابا، مامان رفته اینجا نیست باشه؟
بفرما بابابزرگ دوتا شیرینی بدون شیر
خب اونجا یه قفسه ی قفل شده هست و من یجورای حسی بهم دست داد که ...
رییسِ کوفتی اینجا کیه؟
میخوام که کوچیکترین سیر و اماده تا ده ثانیه ی دیگه دم در باشه
الان نه هیلدی، ایناهاش رییس اینجاس
نه نکن فقط مراقب باش بابا تو اصلا به من گوش نمیدی
من معمای قتل پنی گیلیس رو حل کردم
هیلدی بیخیال بس کن بس کن
بیخیالش شو
واو واو واو میدونم همتون میخواید چی بگید
و بله مدرک هم دارم من رفتم!
من رییس اینجارو میخوام میفهم میفهمم
میشه فقط دستتو بکنی تو لباست؟ اینکارو نمیکنی؟
یاد بگیر اتاقت رو تمیز کنی نابغه بیا بریم
فهمیدی؟ باشه؟ مشکلی پیش نمیاد؟ خیلی خب
اوکی بعدا میبینمت باشه
روز خوبی داشته باشید
خوش بگذره هی خوشحالم که دیدمت
منم همینطور سیلوستر
اون یارو چشم ابیه کجاست؟
من همیشه عاشق اون دختر چشم ابیه بودم
اره باشه بیخیال بابا
تو خوبی؟ اره
اوکی مراقب باش
سرده اره نه نه میفهمم
حواستو بده پاتو کجا میزاری بابا
منو به اون زندان برنگردون
هی بیا بیا این زندان نیست باشه؟
این خونته تو اینجارو دوست داری
بابا...
چی تو اون قفسه ی قفل شده تو اتاق زیر شیروونیه؟
ها؟
چرا بحث رو عوض کردی؟
من نگران خونه بودم
اما دوباره دارن کشته میشن
بخاطر اینه که فرار کردم فرانکی
نه نه من فرانکی نیستم بابا
من مَتَم پسرت
میدونم میدونم
خیلی خب خیلی خب بیا بریم داخل
اقای سیپل؟ من دارم یه سری حقایق رو...
در مورد داستانِ جمع اوری میکنم
ناراحت نمیشین اگه ازتون چند تا سوال در مورد پدرم بپرسم؟
توی سالنامه نوشته که شما معلم علوم پدرم بودید
اسم پدرت مت لیسکوعه، درسته؟
خدایا بچه ی خیلی شیطونی بود
بیشتر وقتش رو صرف شوخی میکرد
بقیه بچه ها عاشقش بودن
من جوان بودم و فقط میخواستم تدریس کنم
بابات فقط میخواست بخنده
بابام؟
تا وقتی که...
ریچی فایف
از اون لحظه به بعد
همه چیز تغییر کرد
اینجوری بود که قبل قبل قبل... و بعد
هی
هی یه نکته ی مهم
اگه حتما باید فوتوشاپ کنی که خوب بنظر بیای معنیش اینه که خوب نیستی
و دفعه ی بعد بهتره از اولین عکسی که...
تو گوگل میاد استفاده نکنی
خدانگهدار
تبریک میگم به توقیف خوش اومدید
شما اینجایید که یک ساعت بیشتر از بقیه تو مدرسه باشید
اگه خوشتون نمیاد دفعه بعد میتونید انتخاب های بهتری داشته باشید
اروم بخونید، تکالیفتون رو انجام بدید یا بجاش فردا هم میتونیم همدیگه رو همینجا ببینیم
هی بچه ها چطورید؟
سلام هیلدی سلام
هی تو خوبی؟
خب غیر از اینکه...
زندگیم گوهه، خواهرم عنه، جسیکا مزخرفه
صددرصد،عالیم
در مورد حادثه ی پاریس شنیدم
خب حداقل فوتوشاپت بد نبود
احمقانه بود نه تو مهارتشو داری، از این چیزا خوشم میاد
جدی؟ اره باید دنبالم کنی
میدونی من به آیدیت برای این کار نیاز دارم
اوه بفرما
واو اینارو کجا گرفتی؟
تو همین شهر، میتونم نشونت بدم
اوه اینجارو ببین
بیا بریم، میخوای بشینی اونجا؟
سلام من بریجیت جنسن هستم تلفنی صحبت کرده بودیم
جینی بود درسته؟
حافظه ی خوبی داری
تقلب کردم، اسمشو تو دفتر کاری نوشتم وقتی که تلفن رو قطع کردیم
ام ببخشید من فامیلی خودم رو بعد از ازدواج نگه داشتم
اون فامیل باباشو داره لیسکو ل-ی-س-ک-و
میدونی چیه؟ یه لحظه صبر کن
چیشده؟
یه شبدر؟ باید بیشتر رنگش کنی
خیلی متاسفم دخترتون صلاحیتی مبنی بر
خواسته های دولت نداره
ولی تو میدونستی که ما داریم میایم کاغذ بازیاشو انجام دادی
اره
روز خوبیه مراقب بقیه باش خوشحال شدم دیدمت
منم همینطور
جینی بیا بریم قبل اینکه مامانی عصابش تخمی بشه
دختر بزرگتون یه خبر نگاره درسته؟
اره اره درسته
خوابیده؟
فکر میکنم داره مطالعه میکنه
چشماش کاملا بستن
اه اه اتیش
اون خوابیده
خب پس
اون چیه؟
تحقیق
اون دختر کوچولو رو میبینی؟ اون مدیر کیم کالینزه
باورم نمیشه اونم بچه بوده
و اون بچه رو اونجا میبینی؟
اون ریچی فایفه
اونا تو همه ی عکسا با همن
خب وقتی که ریچی فایف 31 سال پیش ناپدید میشه
مدیر کالینز بهترین دوستش رو از دست میده
اون یارویی که برای دزدیده شدن ریچی گرفته بودن
برادر پنی گیلیس بوده،سم گیلیس
خب احتمالا مدیر کالینز برای همیشه از پنی متنفر بوده
پس چرا الان کشتتش؟
نمیدونم اون یه سری ویدیو که در مورد ادم ربایی بوده رو دزدیده
فک کنم پنی میخواسته از اونا برای بیرون اوردن سم از زندان استفاده کنه
ادامه دارد
ما باید بریم خونه ی پنی تا مدارک بیشتری گیر بیاریم
ولی... اونجا یه صحنه ی جرم نیست؟
دقیقا
حس خوبی راجبش ندارم
فقط عقب نک عقب نکش همینه همینه
پامو ول کن فقط یکمش مونده وایسا
فقط اروم باش میتونی؟ لطفا
وقتی اروم میشم که رییس هیئت مدیره اینجا باشه
خب رییس هیئت مدیره کیه؟
تو اینجا چیکار میکنی؟ تو کدوم خری هستی؟
بیخیال منم فرانکی یادته؟
فرانکی من این کلاه بردار رو نمیشناسم
کل روز نشسته پاهای منو با چاقو میبره
بابا اینو بهش نگو نمیزاره با رییس هیئت مدیره صحبت کنم
چی؟
رییس هیئت مدیره کیه؟ بیا
کل روز داره همینو میگه اره؟
خب اون فرانک سیناترا رو دوست داره
بیخیال رییس هیئت مدیره
بفرما پسر خوب
نمیدونستم به شهر برگشتی اره تازه برگشتم
خیلی وقت بود، 25 سال؟ فکر نمیکردم دیگه برگردی
اره خب مامانم که فوت کرده بود اومدم پس...
اره درسته چهار ساعت، شش سال پیش
میدونی مردم باید برن خونه هاشون مت
دیدن خانوادشون دیدن دوستانشون
اره خواهرم خوبه مرسی که پرسیدی
میدونی، بابام امروز صدام کرد فرانکی
خیلی این طرفا میای؟
چی؟ اون یه چیزیش هست
یکی باید مراقبش باشه
نه، فقط
یه دست و یه پا برام اب خورد که اون اینجا باشه، پس...
اره خب تو اون رو از خونه ی خودش بیرون کردی
بدون اینکه به زندان بری و ببینی چه خبره
اره خب از صداش میشد فهمید که اون نیاز به کمک داره
خوشحالم میتونی کامل تشخیص بدی متی
هی اینجوری صدام نکن
کی اینکارو کرد
کی پنی رو کشت؟
هیچکی، سیل
یه حادثه بود
یه حادثه ی وحشتناک
هو هو خیلی حال میده
بزن بریم
اروم تر برید صبر کنید
No comments yet. Be the first to leave one.