The first 200 lines.
«:: مــتـرجـم :نهال ، امــیــررضــا ::» |^| Amirr3z4،iredprincess |^|</font
- سلام - سلام دخترا
حالتون چطوره؟
- چی؟ .- اِدی
- ادی، بوگی و دیدی؟ .- اونطرفه
.مرسی
.بوگز
.بوگی، بیا اینجا
.من الان طبقهی پایین توی زیرزمین بودم
.فِنویک داره پنجرهها رو با دستاش میشکونه
.داره به پنجرهها مشت میزنه
.و همه پنجرهها رو میخواد بشکونه
.میرم باهاش حرف میزنم
چهخبرته فن؟
.شیشههارو میشکونم بوگ
.استراحت کوتاهی میکنیم و دوباره برمیگردیم
برای چی؟
.حال میده
.بیخیال، انقد احمق نباش
.میدونم که شیشه از شن ساخته میشه
آخه چطوری میشه اینو تشخیص داد؟
.شیشهها رو ول کن مشکلت چیه؟
.- حال میده، فقط همین .- دارم عصبی میشم
.فنویک میزنم تو گوشِت اگه یه شیشه دیگه بشکونی
خب، دوستدخترت کو؟
.دادمش رفت
- چی؟ .- دادمش رفت دیگه
.دیوید فریزر گفت خیلی جیگره
".پس منم گفتم: "اگه ازش خوشت میاد، بگیرش مالِ تو
>"<font color="#ff0000 چی هستی تو، عضو ارتش رستگاری؟ ((سازمان خیریه بینالمللی
.روش 5 باک شرط بست
.بیا طبقه بالا
.بیا
.واقعا دیوونهای
.پس اون چی؟ مجبور نبود بره .من دیوونم و این گیرم میاد
.وقتی با یازدهمیها قرار میذاری همین گیرت میاد
.- مغزشون هنوز رشد نکرده .- آره ولی سینههاش که رشد کرده
.- حجمدهندهس - جدی؟
.خبر دسته اوله
لعنتی، پس من چرا عصبانیم؟
.هی ادی، بنظر میرسه خیلی بهت خوش میگذره
.سرحال باش
- چطور تونستی فریزر و به فن ترجیح بدی؟ - چونکه
دایان، میدونستی فریزر 5 باک روت شرط بسته؟
.همچین آدمیه
جدی؟
میخوای با...؟ میخوای با فریزر بری؟
.نه واقعا، از فنویک میترسم
.آدم خوبیه
چرا تو منو نمیبری خونه؟
.الان دیگه دانشکده حقوق میرم .باید برم خونه و درس بخونم
.فقط بخاطر اینکه آهنگهای ایتالیایی و تحسین میکنم اومدم
.- فکر میکردم توی سالن آرایشی کار میکنی .- آره در طول روز اونجا کار میکنم
میشه یه لطفی بهم بکنی؟ میشه با فن بری خونه؟
باشه؟
باشه؟
- سردته؟ .- نه
.میتونم بخاری و روشن کنم
.اِلیس حس میکنه ادی راجعبه عروسی داره خیلی حساس میشه
.آره میدونم، راجعبش حرف زدیم
میدونی از چه کلمهای خوشم نمیاد؟
."فرقجزئی." اصلا یه کلمه واقعی نیست .مثلا "حرکت." "حرکت" کلمهی خوبیه
.حداقل وقتی میگی "حرکت" میدونی منظورت چیه
.ولی "فرقجزئی"، نمیدونم .شاید من اشتباه میکنم
- سردت نشده؟ .- نه، نه، من خوبم. سردم نیست
- خیلی تند میرم؟ .- نه، نه
.حرکت فنویک و ببین
.مادر الیس برای ادی خیلی ناراحته
.اونا یه تم سفید و زرد و برای عروسی انتخاب کردن
.مثل خودمون ...دستمال، رومیزی، ساقدوش عروس
.ساقدوش داماد، همشون .در هر صورت، ادی مخالفت کرد
.تم آبی و سفید دوست داشت، مثل لباس تیم کلتز
.اصلا تصمیمشو عوض نکرد
خب؟
.خب، خودت که میدونی ادی چقدر لجبازه
.میتونست بدتر از اینم بشه
.مشکی طلاییم میتونست انتخاب کنه، مثل رنگ تیم استیلرز
.صبح بیلی با قطار میاد
.فکر میکردم موقع عروسی قراره بیاد
.نخواستیم همه بدونن .میخوایم ادی و غافلگیر کنیم
- چه خبر شده؟ .- نمیدونم
.همینجا بمون
.وای خدا
.ای پدرسگ
خوب اسکلتون کردما، نه؟
.چند هفتهس که این قوطی کچاپ و همهجا با خودم دور دادم
.- ای عوضی .- چند هفته
.منم پشت ماشین قایم شدم. نمیخواستم لباسم کچاپـی بشه
.چند هفتهس که منتظر وقت مناسبم
.خب، من واقعا گول خوردم. خدایا، فکر کردم واقعا مُردی
.اینکه جلوی خندم و بگیرم، خیلی سخت بود .خیلیی سخت
.- واقعا ترکوندی فنویک .- خیلی کار بزرگونهای بود فنویک
.گور بابای بزرگی
.هی، هی
.متاسفم بث
خودت برگردوندیش؟
.آره، آره کمکم کن
.بهمنچه
.هی بیخیال بچهها
.هی بوگ؟ مودِل، بیاین دیگه
.هی بچهها بیاین
.هی
.فنویک خودت اینجوریش کردی .خودتم درستش کن
.اما بخاطر مسیر راحت بود انجام دادنش
...- بدبختیه اگه بخوام - بیخیال. اصلا امتحان کردی؟
.مطمئنم اصلا امتحانم نکردی
>"<font color="#ff0000 .میریم داینر به حساب من ((رستوران
.میدونی فنویک، خیلی احمقی
.پنج ثانیه بیشتر اصرار میکردی، مجانی کمکت میکردیم
بچهها توی داینر میبینمتون باشه؟
تو مریضی، میدونستی؟
.آدم نرمالی نیستی
شما مردا واقعا مریضین، میدونستی؟
.بخاطر اینکه هیچ حس شوخ طبعیای ینداری
.آره، آره
.نمیتونی متیس و سیناترا رو باهم مقایسه کنی .اصلا نمیشه، اصلا
.خیلی باهم فرق دارن
.ادی، هردوتاشون خوانندههای خیلی خوبین
میدونی بدیِ سیناترا چیه؟ .خوبهها ولی خیلی لاغره
.خوشم نمیاد از این
.آره ولی نمیتونی مقایسشون کنی سیناترا خداست، خب؟
.توی فیلمها که میدرخشه .توی کابارههام همینطور
:بذار یه سوال دیگه ازت بپرسم
اگه بخوای باهاشون رابطه برقرار کنی، کدومشون و انتخاب میکنی؟ متیس یا سیناترا؟
.- سوال احمقانهایه .- یه سوال پرسیدم، جواب بده
.سوال بیخودیه .جواب نمیدم. متیس
بفرما. تو چی شِرو؟
.- من متاهلم، با کسی رابطه برقرار نمیکنم .- خندهداره
- جورج، چسبزخم داری؟ .- نه
.- بیخیال مگه میشه نداشته باشی .- ندارم
- مشکل چیه؟ .- نمیدونم
.- نمیدونم .- دستم و بریدم
.شرمنده بابت دایان .نمیدونستم بهش علاقمندی
.آره، آره اشکالی نداره
خب، 5 باک من چی؟
.- چندروز بهم وقت بده - چند روز؟
.سیبزمینی و سس گریوی با نوشابه خنک لطفا
.بنظرم سیناترا فستفود دوست نداره
.ببین کی اینجاست
هی چیشد؟
.خیلی خوب، بهم گفت دیگه نمیخواد ببینتم
تو خیلی دلربایی، میدونستی؟
- چیشد؟ .- ماشین و توی یه جادهی خلوت و قشنگ نگه داشتم
بهش نگاه کردم و گفتم "?I said, "Fuck or fight
.هی چه جمله خوبی .بعدا ازش استفاده میکنم
.- دیوونهای .- همیشه میدونی دقیقا چی باید بگی
.- خوشم میاد - خب چند سالشه؟
.- سن قانونی برای سکس و نداره - چند سالشه مگه، 12؟
.- داره 12 سالش میشه .- کوشولو
".- "داره 12 میشه .- به اندازهای بزرگ هست که درست فکر کنه
.شوخی کردم، شوخی کردم .گفت که میخواد دوباره ببیندم
.یه جورایی از من خوشش میومد
.- برو بیرون .- بیخیال
.جورج میشه بیای یه چیزی بهش بگی؟ داره عصبانیم میکنه
این چیه؟ رستبیف؟
.دیگه اینو نپرس ازم مودل، آره
تا آخر میخوریش؟
.آره میخورمش، واسش پول دادم .به توعم نمیدمش
.اگه نمیتونی بخوری، بدش من
.- چی میخوای؟ درست بگو .- نه اگه میخوای بخوری بخور، همین فقط
.بگو که "من از ساندویچت میخوام" تا یکم بهت بدم
...- میشه لطفا بس کنید؟ همیشه ...- حرفشو نمیزنه. فقط
- میدونی منظورش چیه دیگه، نه؟ .- نمیدونم منظورش چیه
.اگه بگه که میخواد، بهش میدم
اگه میخواستم، نمیگفتم بهت؟
.- پس بپرس، تو میدونی که میخواد .- ولش کن دیگه
.- ساندویچ میخواد .- مثل سگ رو مخی
.من رو مخم؟ من فقط دارم غذام و میخورم
...اگه میخوای ساندویچت و بهش بدی، بده بهش. اگه
...- نمیخوام که .- پس ساندویچت و بخور و خفه شو
.- نگاش کن .- من یه سوال پرسیدم
میدونی مشکلت چیه؟ .غذات و نمیجویی
.بخاطر همین عصبی میشی .قورت میدی غذاتو
.یه رست بیف توی شکمته که قراره همونجا بمونه
.وای مودل واقعا واقعا واقعا داری عصبیم میکنی. خونم داره بهجوش میاد
.- من ساندویچ و میگیریم ...- نکن
.- باشه خودم ساندویچ و میخورم !- ببین چیکار میکنی، همیشهی خدا
چرا سر من داد میزنی؟ .اون ساندویچت و گرفت
- میخوای اینو؟ .- نه
- میخوای؟ .- نمیخوامش
No comments yet. Be the first to leave one.