Sleepy Hollow

Sleepy Hollow

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Sleepy Hollow S04E04 720p HDTV x264-SVA
Sleepy Hollow S04E04 HDTV x264-SVA
Sleepy Hollow S04E04 720p HDTV x264-FLEET
Sleepy Hollow S04E04 HDTV x264-FLEET
A Commentary by StarTak
►♣ WwW.Show-Time.iNFO ♣◄

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
Published on: 2017-01-29
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در "سلیپی هالو" گذشت...

‫گفتی اگه اومد، بهت خبر بدم

‫هیچ نظری نداری که چرا اومده به دی سی؟

‫اگه اسب سوار، رئیس جمهور ‫آمریکا رو هدف گرفته باشه،

‫هیچ چیز نمیتونه مانع از رسیدن به هدفش بشه

‫کل زندگیم باور داشتم که یه چیز

‫گُنده تری اون بیرون هست ‫و حالا میفهمم که حقیقت داره

‫یادم بیار که محکم تر از همیشه، مُشت بهت بزنم

‫تو اطلاعات مهمی رو ازم پنهون کردی

‫راجب اینکه کی هستی، از کجا اومدی

‫از چه زمانی هستی و راجب دخترم

‫سلامتِ مالی کاملاً تضمین شده است

‫که بخاطر همین هیچکدومتون ‫نزدیکش نمیشین

‫سلام

‫سلام

‫آه، مامانت خونه است؟

‫آه آره، ولی بهم گفت که نباید با ‫تو...یا دوستات حرف بزنم

‫مالی، برگرد داخل، همین حالا

‫اینجا چیکار میکنی؟

‫اومدیم صحبت کنیم

‫کرین اومده؟ گفت که قراره منو ببینه

‫نه اینجا نیست

‫به هردوتون گفتم که ازمون دور شین

‫ببین من میدونم که برات سخته از پس این بربیای،

‫اینکه بفهمی مالی، شاهد بعدیه

‫من میدونم این چجوریه و باهاش زندگی کردم،

‫بخاطر همین باید بهمون گوش کنی

‫تنها کاری که باید بکنم، حفاظت از دخترمه

‫میدونم البته،

‫و من فقط سعی دارم بگم که...

‫لعنتی، کرین کجاست؟

‫قرار بود با هم این صحبت ها رو بکنیم

‫خب وقتی پیداش کردی،

‫هردوتون میتونین دیگه نیاین اینجا

‫خوب پیش رفت

‫آقای درایفس

‫ملاقاتتون با "دکتر لانرگن" چطور بود؟

‫دکتر لانرگن گفت که سطح ‫امید به زندگی فعلیم، 85 ساله

‫85؟

‫واسه خیلیا، کافیه

‫وقتی 85 سالم بشه، تازه میخوام شروع کنم

‫به دستاورد هایی که تا به الآن بهشون دست یافتم و بعد به ‫دستاورد های بیشتری که میتونم به دست بیارم، فکر کن

‫اینطور نیست که من وقت بیشتری لازم دارم بلکه ‫دنیا نیاز داره که من وقت بیشتری داشته باشم

‫بخاطر منفعتشه

‫البته...

‫و به اتفاقی که هنگام مرگ برای ‫روح ابدی تون می افته، ربط نداره

‫دوستِ من...

‫متاسفانه فکرت خیلی محدوده

‫بازم ممنون

‫من تشویقت میکنم که کلی ‫فکر کنی ولی جزئی عمل کنی

‫برگردیم به اصل مطلب، پیدا کردن ‫طلسم بعدی به کجا رسید؟

‫هنوز دنبالشم ولی در همین حین

‫من نقشه ی "خطوط لای" رو پیدا کردم ‫(خطوط فرضی روی نقشه های جغرافیایی که به نظرِ محققان، اماکن تاریخی و مهم در امتداد آن قرار دارند)

‫سرچشمه هایی که نیروهاشون درش جمع میشن

‫امشب قراره تو یه موزه بیاد

‫فوق العاده است

‫بالاخره داریم میفهمیم که کجا میتونیم این ‫تیکه های پازل دوست داشتنی رو سوار کنیم

‫کرین؟

‫سلام؟

‫کرین؟

‫منو با دیانا ول کردی

‫چندبار بهت گفتم که یه قفل مثل آدم بگیر؟

‫یه بچه پنج ساله هم دزدکی میتونه بیاد تو

‫کرین؟

‫کرین؟

‫طبق چیزی که طیف سنج نشون داده،

‫ده درصدش یه نوع پروتئین ناشناخته است ‫و 90 درصد بقیه، هیدروکسید آهن ــه

‫تار عنکبوت ــه

‫تار عنکبوت؟

‫کل آپارتمان کرین رو گرفته بود

‫خب پس لابد یه عنکبوت غول پیکره

‫- نشونه ی خوبی نمیتونه باشه ‫- خب، باشه

‫دیانا شاید بتونه ترتیبِ یه جستجوی ‫همگانی واحد های پلیس رو واسه کرین بده

‫میدونی شاید هم باز رفته ‫به مرکز خرید و گُم شده

‫نه اون جواب تماس و ‫پیامک هاش رو هم نمیده

‫خب پس شاید بتونه یه ردی...

‫نه نیازی نیست بهش زنگ بزنیم

‫به علاوه، کرین هرجا که هست ‫یه پلیس نمیتونه کمکی بهش بکنه

‫آخرین باری که دیدمش تو خیابان ج بود

‫درایفس گفت که قبلاً ‫هیولا ها رو توش گیر مینداختن و...

‫ممکنه یه چیزی رو با خودمون آورده باشیم

‫یه چیزِ شرور

‫- یا یه چیزی که کرین رو گرفته؟ ‫- آره

‫یه چیزی که از نور خوشش نمی یاد

‫هر چیزی که اینو درست کرده ‫معلومه خیلی ضدآفتاب میزده!

‫یه لحظه صبرکنین

‫آه آره آره، یه چیزی رو تو دفتر ‫خاطرات بنجامین فرانکلین خونده بودم

‫آه...اینجا

‫در سال 1778

‫فرانکلین راجب برخورد کردن ‫با یه ماده ی مرموز، نوشته

‫یه ترشحات چسبناک

‫که خواص مال اون دنیا رو نشون ‫میداده و دچار نورگریزی بوده

‫فرانکلین این ماده رو کجا پیدا کرده بود؟

‫از یه سری مهاجر تو ایالت مری لند

‫ظاهراً یه کشاورز از شهر ویلیامز ‫تو ایالت ویرجینیا گُم شده بوده

‫آه اونا جسدش رو یه هفته بعد تو ‫یه غاری در جنگل "آبردین" پیدا کردن

‫جسدش با این ماده، پیله شده بوده

‫"غارِ نومیدی" ‫(به زبان لاتین)

‫غار نومیدی

‫اوه آره اصلاً به نظر شوم نمی یاد

‫عرض جغرافیایی 39 درجه و طول 76 درجه

‫"آبردین پروو گراوند" ــه

‫صبرکن، فکر میکنی غار هنوز اونجاست؟

‫فقط یه راه واسه فهمیدنش هست

‫آبردین یه منطقه ی نظامی با نیرو های ‫ارتش ــه که سلاح های ارتشی دارن

‫و بین من و اون غار قرار گرفته

‫به خاطر سپرده شد

‫- خب پس ماهم باهات می یایم ‫- ما؟

‫آره اگه تو قراره بری اونجا ‫ما هم هواتو داریم

‫ممنون

‫ولی این یکم خارج از حیطه ی شماست

‫اگه تنهایی برم، راحت تره

‫فکر میکنه ما از پسش برنمی یایم

‫فکرمیکنی ما از پس 5 تا 10 سال حبس ‫بخاطر تجاوز به یه پایگاه نظامی برمی یایم؟

‫الکس، ما تو گرفتنِ یه اسب سوار ‫آخرالزمان، کمک کردیم

‫باشه، روزایی که اینجا مینشستیم و فقط ‫سپری شدن روز ها رو تماشا میکردیم، تموم شدن

‫جنی بهمون نیاز نداره

‫واقعاً؟ الکس،

‫کاتولیک هایی که بنیانگذار مری لند بودن، اعتقاد داشتن که ‫این غار، خونه ی "سیکاریوس سپی" بوده یعنی قاتلِ امید

‫خب، این موجود، شکل زنده ی نومیدی ــه ‫و کارش فقط کشتن قربانی هاش نیست

‫نه...

‫از بدبختی و بیچارگی شون تغذیه میکنه ‫تا وقتی که به خودکشی سوق شون بده

‫فکرمیکنی اون واسه این آماده است؟

‫حرومزاده رو دار بزنید، دار

‫- قاتل! ‫- غل و زنجیرش کنین!

‫من کجام؟

‫به حق خدا، این دیگه چیه؟

‫نظم!

‫کاپیتان ایکابد کرین

‫هیئت منصفه ی پروردگار قادرمون اظهار میکنن ‫که شما چندین جنایت ناشی از بزدلی

‫بی فکری و فاصله گرفتن از وظایف مقدس تان ‫به عنوان شاهد، مرتکب شدید

‫شما متهم به چندین فقره ی قتل هستید

‫قتل؟

‫قتلِ کی؟

‫کی این اتهام رو به من زده؟

‫نه

‫امکان نداره

‫سلام پدر

‫این واقعی نیست

‫این یه جور کابوس یا...

‫یه رویا یا...

‫من جلوم دارم یه دختر مُرده میبینم؟

‫ولی من تو خونه ام بودم و بعد...

‫بهت اطمینان میدم،

‫من مثل گناهِ در قلبِ پر جنب و جوش ات، واقعی ام

‫نه، تو پسر من نیستی

‫هنری مُرد

‫تو ارواح زیادی رو دیدی ‫که از مرگ برگشتن، پدر

‫منو نگاه کن

‫من همون بچه ایی نیستم که ولش کردی؟

‫همون بچه ایی که ولش کردی تا آزار و اذیت داده بشه؟

‫همون مردی نیستم که مثل یه سگِ خندون، کُشتیش؟

‫اگه واقعاً خودت هستی،

‫هنری،

‫پس منم مُرده ام،

‫و اینجا هم یه جور برزخ ــه ‫که منتظر جزای ابدی ام هستم

‫اگه باعث میشه احساس بهتری داشته باشی، بله

‫حالا اگه اجازه بدین،

‫من میخوام شروع به گفتن اظهاریه ایی کنم...

‫که ثابت میکنه ایکابد کرین ‫بخاطر قتلِ ابیگیل میلز گناهکاره

‫سرجات وایسا!

‫"پیت" خودتی؟ مسخره بازی درنیار

‫اینجا یه منطقه ی محدود ــه ‫اینجا چیکار میکنی؟

‫آه صبرکن تو که پیت نیستی

‫کیف رو بذار زمین

‫- چی؟ ‫- کیف رو بذار زمین

‫آه باشه آه...

‫- دستا بالا ‫- باشه

‫آه فکر کردم تو دوست پسرمی

‫ببخشید، داشتیم سعی میکردیم ‫راه رو پیدا کنیم و اون رفت جلوتر

‫اون حالش خوبه؟ کجاست؟

‫اینجا یه منطقه ی نظامیه

‫- چی؟ ‫- وقتی اومدین تو، تابلو ها رو ندیدین؟

‫نه نه من چیزی رو ‫ندیدم. خیلی متاسفم

‫من تو دردسر افتادم؟

‫بیا، از اینجا میبریمت بیرون

‫- خودم میگیرمش ‫- دارمش

‫هی این چیه؟

‫دستتات رو ببر بالا! دستا بالا!

‫بهش دستبند بزن

‫دستات رو بذار پُشت

‫اصلاً خوب نیست

‫باید کمکش کنیم

‫چجوری؟

‫بریم بپرسیم با آرشیو کردن مجانی ‫مبادله اش میکنن؟

‫من یه فکری دارم

‫خانوما...

‫آقایون،

‫دوستان،

‫ما صرفاً بخاطر انتقام،

‫یا یه پیروزی جزئی، اینجا نیستیم

‫ما بخاطر عدالت برای کسی ‫که واقعاً شایستشه هستیم:

‫گریس ابیگیل میلز

‫اون یه جنگجو بود،

‫یه قهرمان،

‫و زندگیش بخاطر اعمال احمقانه ی ‫مرد مقابل تون، کوتاه شد

‫قاتل!

‫این دیوانگیه

‫ستوان مُرد تا همگی بتونیم زنده بمونیم

‫اون خودش رو بخاطر شماها فدا کرد

More Farsi Persian subtitles for Sleepy Hollow

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left