The first 200 lines.
آنچه در "سلیپی هالو" گذشت...
گفتی اگه اومد، بهت خبر بدم
هیچ نظری نداری که چرا اومده به دی سی؟
اگه اسب سوار، رئیس جمهور آمریکا رو هدف گرفته باشه،
هیچ چیز نمیتونه مانع از رسیدن به هدفش بشه
کل زندگیم باور داشتم که یه چیز
گُنده تری اون بیرون هست و حالا میفهمم که حقیقت داره
یادم بیار که محکم تر از همیشه، مُشت بهت بزنم
تو اطلاعات مهمی رو ازم پنهون کردی
راجب اینکه کی هستی، از کجا اومدی
از چه زمانی هستی و راجب دخترم
سلامتِ مالی کاملاً تضمین شده است
که بخاطر همین هیچکدومتون نزدیکش نمیشین
سلام
سلام
آه، مامانت خونه است؟
آه آره، ولی بهم گفت که نباید با تو...یا دوستات حرف بزنم
مالی، برگرد داخل، همین حالا
اینجا چیکار میکنی؟
اومدیم صحبت کنیم
کرین اومده؟ گفت که قراره منو ببینه
نه اینجا نیست
به هردوتون گفتم که ازمون دور شین
ببین من میدونم که برات سخته از پس این بربیای،
اینکه بفهمی مالی، شاهد بعدیه
من میدونم این چجوریه و باهاش زندگی کردم،
بخاطر همین باید بهمون گوش کنی
تنها کاری که باید بکنم، حفاظت از دخترمه
میدونم البته،
و من فقط سعی دارم بگم که...
لعنتی، کرین کجاست؟
قرار بود با هم این صحبت ها رو بکنیم
خب وقتی پیداش کردی،
هردوتون میتونین دیگه نیاین اینجا
خوب پیش رفت
آقای درایفس
ملاقاتتون با "دکتر لانرگن" چطور بود؟
دکتر لانرگن گفت که سطح امید به زندگی فعلیم، 85 ساله
85؟
واسه خیلیا، کافیه
وقتی 85 سالم بشه، تازه میخوام شروع کنم
به دستاورد هایی که تا به الآن بهشون دست یافتم و بعد به دستاورد های بیشتری که میتونم به دست بیارم، فکر کن
اینطور نیست که من وقت بیشتری لازم دارم بلکه دنیا نیاز داره که من وقت بیشتری داشته باشم
بخاطر منفعتشه
البته...
و به اتفاقی که هنگام مرگ برای روح ابدی تون می افته، ربط نداره
دوستِ من...
متاسفانه فکرت خیلی محدوده
بازم ممنون
من تشویقت میکنم که کلی فکر کنی ولی جزئی عمل کنی
برگردیم به اصل مطلب، پیدا کردن طلسم بعدی به کجا رسید؟
هنوز دنبالشم ولی در همین حین
من نقشه ی "خطوط لای" رو پیدا کردم (خطوط فرضی روی نقشه های جغرافیایی که به نظرِ محققان، اماکن تاریخی و مهم در امتداد آن قرار دارند)
سرچشمه هایی که نیروهاشون درش جمع میشن
امشب قراره تو یه موزه بیاد
فوق العاده است
بالاخره داریم میفهمیم که کجا میتونیم این تیکه های پازل دوست داشتنی رو سوار کنیم
کرین؟
سلام؟
کرین؟
منو با دیانا ول کردی
چندبار بهت گفتم که یه قفل مثل آدم بگیر؟
یه بچه پنج ساله هم دزدکی میتونه بیاد تو
کرین؟
کرین؟
طبق چیزی که طیف سنج نشون داده،
ده درصدش یه نوع پروتئین ناشناخته است و 90 درصد بقیه، هیدروکسید آهن ــه
تار عنکبوت ــه
تار عنکبوت؟
کل آپارتمان کرین رو گرفته بود
خب پس لابد یه عنکبوت غول پیکره
- نشونه ی خوبی نمیتونه باشه - خب، باشه
دیانا شاید بتونه ترتیبِ یه جستجوی همگانی واحد های پلیس رو واسه کرین بده
میدونی شاید هم باز رفته به مرکز خرید و گُم شده
نه اون جواب تماس و پیامک هاش رو هم نمیده
خب پس شاید بتونه یه ردی...
نه نیازی نیست بهش زنگ بزنیم
به علاوه، کرین هرجا که هست یه پلیس نمیتونه کمکی بهش بکنه
آخرین باری که دیدمش تو خیابان ج بود
درایفس گفت که قبلاً هیولا ها رو توش گیر مینداختن و...
ممکنه یه چیزی رو با خودمون آورده باشیم
یه چیزِ شرور
- یا یه چیزی که کرین رو گرفته؟ - آره
یه چیزی که از نور خوشش نمی یاد
هر چیزی که اینو درست کرده معلومه خیلی ضدآفتاب میزده!
یه لحظه صبرکنین
آه آره آره، یه چیزی رو تو دفتر خاطرات بنجامین فرانکلین خونده بودم
آه...اینجا
در سال 1778
فرانکلین راجب برخورد کردن با یه ماده ی مرموز، نوشته
یه ترشحات چسبناک
که خواص مال اون دنیا رو نشون میداده و دچار نورگریزی بوده
فرانکلین این ماده رو کجا پیدا کرده بود؟
از یه سری مهاجر تو ایالت مری لند
ظاهراً یه کشاورز از شهر ویلیامز تو ایالت ویرجینیا گُم شده بوده
آه اونا جسدش رو یه هفته بعد تو یه غاری در جنگل "آبردین" پیدا کردن
جسدش با این ماده، پیله شده بوده
"غارِ نومیدی" (به زبان لاتین)
غار نومیدی
اوه آره اصلاً به نظر شوم نمی یاد
عرض جغرافیایی 39 درجه و طول 76 درجه
"آبردین پروو گراوند" ــه
صبرکن، فکر میکنی غار هنوز اونجاست؟
فقط یه راه واسه فهمیدنش هست
آبردین یه منطقه ی نظامی با نیرو های ارتش ــه که سلاح های ارتشی دارن
و بین من و اون غار قرار گرفته
به خاطر سپرده شد
- خب پس ماهم باهات می یایم - ما؟
آره اگه تو قراره بری اونجا ما هم هواتو داریم
ممنون
ولی این یکم خارج از حیطه ی شماست
اگه تنهایی برم، راحت تره
فکر میکنه ما از پسش برنمی یایم
فکرمیکنی ما از پس 5 تا 10 سال حبس بخاطر تجاوز به یه پایگاه نظامی برمی یایم؟
الکس، ما تو گرفتنِ یه اسب سوار آخرالزمان، کمک کردیم
باشه، روزایی که اینجا مینشستیم و فقط سپری شدن روز ها رو تماشا میکردیم، تموم شدن
جنی بهمون نیاز نداره
واقعاً؟ الکس،
کاتولیک هایی که بنیانگذار مری لند بودن، اعتقاد داشتن که این غار، خونه ی "سیکاریوس سپی" بوده یعنی قاتلِ امید
خب، این موجود، شکل زنده ی نومیدی ــه و کارش فقط کشتن قربانی هاش نیست
نه...
از بدبختی و بیچارگی شون تغذیه میکنه تا وقتی که به خودکشی سوق شون بده
فکرمیکنی اون واسه این آماده است؟
حرومزاده رو دار بزنید، دار
- قاتل! - غل و زنجیرش کنین!
من کجام؟
به حق خدا، این دیگه چیه؟
نظم!
کاپیتان ایکابد کرین
هیئت منصفه ی پروردگار قادرمون اظهار میکنن که شما چندین جنایت ناشی از بزدلی
بی فکری و فاصله گرفتن از وظایف مقدس تان به عنوان شاهد، مرتکب شدید
شما متهم به چندین فقره ی قتل هستید
قتل؟
قتلِ کی؟
کی این اتهام رو به من زده؟
نه
امکان نداره
سلام پدر
این واقعی نیست
این یه جور کابوس یا...
یه رویا یا...
من جلوم دارم یه دختر مُرده میبینم؟
ولی من تو خونه ام بودم و بعد...
بهت اطمینان میدم،
من مثل گناهِ در قلبِ پر جنب و جوش ات، واقعی ام
نه، تو پسر من نیستی
هنری مُرد
تو ارواح زیادی رو دیدی که از مرگ برگشتن، پدر
منو نگاه کن
من همون بچه ایی نیستم که ولش کردی؟
همون بچه ایی که ولش کردی تا آزار و اذیت داده بشه؟
همون مردی نیستم که مثل یه سگِ خندون، کُشتیش؟
اگه واقعاً خودت هستی،
هنری،
پس منم مُرده ام،
و اینجا هم یه جور برزخ ــه که منتظر جزای ابدی ام هستم
اگه باعث میشه احساس بهتری داشته باشی، بله
حالا اگه اجازه بدین،
من میخوام شروع به گفتن اظهاریه ایی کنم...
که ثابت میکنه ایکابد کرین بخاطر قتلِ ابیگیل میلز گناهکاره
سرجات وایسا!
"پیت" خودتی؟ مسخره بازی درنیار
اینجا یه منطقه ی محدود ــه اینجا چیکار میکنی؟
آه صبرکن تو که پیت نیستی
کیف رو بذار زمین
- چی؟ - کیف رو بذار زمین
آه باشه آه...
- دستا بالا - باشه
آه فکر کردم تو دوست پسرمی
ببخشید، داشتیم سعی میکردیم راه رو پیدا کنیم و اون رفت جلوتر
اون حالش خوبه؟ کجاست؟
اینجا یه منطقه ی نظامیه
- چی؟ - وقتی اومدین تو، تابلو ها رو ندیدین؟
نه نه من چیزی رو ندیدم. خیلی متاسفم
من تو دردسر افتادم؟
بیا، از اینجا میبریمت بیرون
- خودم میگیرمش - دارمش
هی این چیه؟
دستتات رو ببر بالا! دستا بالا!
بهش دستبند بزن
دستات رو بذار پُشت
اصلاً خوب نیست
باید کمکش کنیم
چجوری؟
بریم بپرسیم با آرشیو کردن مجانی مبادله اش میکنن؟
من یه فکری دارم
خانوما...
آقایون،
دوستان،
ما صرفاً بخاطر انتقام،
یا یه پیروزی جزئی، اینجا نیستیم
ما بخاطر عدالت برای کسی که واقعاً شایستشه هستیم:
گریس ابیگیل میلز
اون یه جنگجو بود،
یه قهرمان،
و زندگیش بخاطر اعمال احمقانه ی مرد مقابل تون، کوتاه شد
قاتل!
این دیوانگیه
ستوان مُرد تا همگی بتونیم زنده بمونیم
اون خودش رو بخاطر شماها فدا کرد
No comments yet. Be the first to leave one.