The first 200 lines.
عشق بی پایان
...این پرونده
در ارتباط با رئیس سازمان امنیت و اطلاعات ملیه که
...برای پیروزی در انتخابات
از سرمایه های ملی که مثل خونِ کساییه که مالیات میدن استفاده کرد
...این مقدار از دست رفته از صندوق خزانه داری
که برای سرمایه های انتخاباتی مورد استفاده قرار گرفت باعث اختلال ملی شد
با توجه به اقدامات غیرقانونی و ضددموکراتیکِ متهم پارک یونگ ته
مایلم حقیقتِ اساسی آشکار بشه
به زودی، حقیقتِ این فریبکاری روشن میشه
...در این ماجرا
سرمایه هایی که باید برای امنیت ملی استفاده میشدن
به صورت غیرقانونی برای انتخابات مصرف شدن
...نه تنها مبلغِ وجوهِ دزدی شده از حد تصور خارجه
بلکه به این علت که قربانی این دزدی کشور و مردم بودن
یبشتر از هر سرقت دیگه ای
این دزدی باید به عنوان یه نمونه ی تاریخی ثبت بشه
....متهم پارک یونگ ته
به صورت غیرقانونی 120 میلیون دلار از سرمایه های ملی
رو برای این انتخابات بین اعضای حزب پخش کرد
...این عمل
انجامِ انتخابات به روش دموکراتیک رو همونطور که در قانون اساسی ذکر شده به خطر انداخت
و یه جرم ضد دموکراتیک بود
...متهم پارک یونگ ته
به خودش میگه شاه ساز
اون این جرم رو مرتکب شد تا در انتخابات پیروز بشه
...با خودت
اسلحه آوردی دادگاه؟
...به علاوه، این اتفاق
آگاهانه احتمال شکست رو چندین برابر کرد و
با عزم و محاسبات سیاسی در سطوح بالا انجام شد
اینکار یه جرم سازمان یافته بوده
...این واقعه ی بزرگ
فقط یه حدسِ جسورانه بود
ولی به خاطرِ پیگیری بی امانِ سرمایه ها توسط دادستانی
کاملاً آشکار شد
در آخر
سیاست نمیتونه قانون رو دور بزنه
...هیچ چیز به جز واقعیت و عدالت
در این دادگاه پذیرفته نمیشه
با صدورِ یک حکم دقیق
مجازات شدیدی باید برای متهم در نظر گرفته بشه
این موضوع مهمه
کارهای غیرقانونی زیادی انجام شده
برای اینکه بشه با جرایم ضددموکراتیک مقابله کرد
...به علت خشم و سرزنش مردم
...و با در نظر گرفتن اهمیت تاریخی این جرم
مجازات متهم رو خواهانم
...متهم پارک یونگ ته
باید به بیست سال زندان محکوم بشه
...به علاوه، باید مبلغ 120 میلیون دلار
رو به عنوان غرامت بپردازه
هر دو طرف خواهان طلاقن؟
بله
درسته
درسته
خدا رو شکر که هیچ خبرنگاری اینجا نیست
همشون رفتن سراغ سو این ائه؟
احتمالاً الان میخوای بری دادگاه سو این ائه
زندگی خوبی داشته باشی
باشه
... شواهد کافی برای اینکه متهم پارک یونگ ته
از بودجه ی ملی برای انتخابات استفاده کرده وجود نداره
این مدارک واقعی نیستن
...در تنظیم ادعا نامه ی این پرونده
...در صورتی که مدرکی دالِ بر وقوع جرم وجود نداشته باشه
بنا بر ماده ی 325 قانونی کیفری بندِ دوم
متهم، مجرم شناخته نمیشه
!این دیگه چه مزخرفیه؟
چی؟
بیا تو
میخوام یه چیزی بگم
...عالیجناب
یه چیزی هست که شما همیشه به دانشجوهای حقوقتون میگفتین
...قانون
ابزاریه که باهش میشه به عدالت رسید
حتی اگه آسمون سقوط کنه هم
عدالت رو رها نکنین
خب؟
...امروز
تلاش دانشجوی حقوقِ شما بر باد رفت
...ولی
من تحمل میکنم
...اما
درخواستِ تجدید نظر میدم
و مطمئن میشم با نشون دادن اینکه سیاست نمیتونه عدالت رو زمین بزنه، از عدالت محافظت کنم
...حتی اگه آسمون هم سقوط کنه
....عدالت
برپا داشته میشه....
اول احتیاط کردن رو یاد بگیر
دادستان ویژه سو این ائه
چی گفتی؟
...حقیقت و عدالتِ تو
پوچ و توخالی از آب دراومد
حالا چیکار کنی؟
حرفای بزرگتر از دهنت میزنی
...به زودی
رئیس پارک یونگ ته مثلِ یه شاه به قدرت برمیگرده
نمیترسی؟
صبر کن
درخواستِ تجدید نظر حقیقت رو نشون میده
کسایی که پشت پرده دارن اعمال نفوذ میکنن هم مجازات میشن
بازم داری حرفای گنده میزنی
من حقیقت و عدالتی که نمیشناسی رو نشونت میدم
زندگی طولانی ای داشته باش
سو این ائه
حقیقت رو بهم بگو
...تو
...دخترِ نخست وزیری
نه؟...
دادستانی که لباس دادستان ها رو پوشیده و حرفای گنده میزنه
نمیتونه دروغ بگه، نه؟...
...با همون حقیقتی که عاشقشی
...صادقانه
صادقانه جوابمُ بده
هر طور دوست داری فکر کن
فقط یه چیزی هست که میخوام به تو بگم
تو و پارک یونگ ته مادرِ منُ کشتین
پس، هیچوقت شما دو تا رو نمیبخشم
فقط همینُ بدون
...انتظارشُ داشتم
که اینطور
برای همینه که انقدر شبیهشی
حتی همون چشمهای خشن و دریده رو داری
پوشیدن لباس دادستان ها خونِ پستتُ پنهان نمیکنه
...بهت نشون میدم که دنیا
دور پروانه ی فولادی نمیچرخه...
!سو این ائه
این طلاس
این پر از آثار هنریه
یه عالمه کانتینر مثل این هست
...پارک یونگ ته
مقدار زیادی سرمایه ی مخفی رو آماده کرده
بیا مدرک جمع کنیم و بفرستیم برای دادستانی
باشه
!درُ باز کن
...جانگ چیل سونگ و یونگ هاک سو
موشهای کوچولو
چطور جرأت میکنین جنس های شرکتِ دائه رویک رو انگولک کنین؟
خیلی دل و جرأت دارین
!باز کن
کوانگ چول
تو دردسر افتادیم
چیل سونگ رو دزدیدن
چی؟ دزدیدن؟
توی کارگاه اینچئون نیست؟
...یونگ هاک سو بُردش
مخفیگاهِ پارک یونگ ته
پارک یونگ ته
خوشحالین؟
احساس میکنم رسیدم به تهِ جهنم
...سو این ائه
چندین ساله که یه چاقو فرو کردی پشتم
حقارتی که تو، هان کوانگ هون و برادرش باعث شدین تحمل کنم
...رو با مرگ
براتون جبران میکنم
کیه؟
فکر میکنی کیه؟ منم
بهت گفتم به محض اینکه آزاد شدی بیا دیدنم
اول باید برم سراغ رئیس جمهور قبلی که نجاتم داد
زود میام
چی شده؟
واقعاً مریضی؟
کجات درد میکنه؟
نه
حالم خوبه
نمیمیرم
هر اتفاقی هم که بیفته نمیمیرم
بهم بگو
حقیقت رو بهم بگو، تا بتونم درستش کنم
یه پزشکِ ماهر داره درمانت میکنه؟
!پارک یونگ ته
نه، کیم گون پیو
به جاش به من شلیک کن
!نه
!بکش کنار مین هه رین! پارک یونگ ته
داری چیکار میکنی؟
نه! کیم گون پیو
به جاش به من شلیک کن
!تو حق نداری به پارک یونگ ته شلیک کنی
!بکش کنار
مین هه رین
!مین هه رین
!مین هه رین
!مین هه رین
!هه رین
بانو مین
!هه رین
الو
هان کوانگ چول
پارک یونگ ته
پارک سه کیونگ اونجاست؟
پارک سه کیونگ؟
تلفنُ بده به من
منظورت چیه که میگی پارک سه کیونگ؟
هان کوانگ چول
حالا که به آخر خط رسیدم میگم
...سه کیونگ
دخترِ منه...
د...دختر؟
No comments yet. Be the first to leave one.