The first 200 lines.
تنظيم شده توسط سايت
.ضربه ي خوبي بود
.ضربه ي خوبي بود، سگ شکاري
خوشت اومد؟
،ضربه ي خوبي بود .سرور م
.قبلاً گفتم ضربه ي خوبي بود
.بله، سرور من
نفر بعدي کيه؟ - ..."لوتور برون" -
سوارکارِ آزاد که براي... .لرد "بيليش" خدمت ميکنه
جناب "دونتوس" پيشروي ."فرمانرواييِ "هولارد
جناب "دونتوس" پيشروي !"فرمانرواييِ "هولارد
.من اينجام
.من اينجام
.ببخشيد، سرورم
.از صميم قلب عذر ميخوام
تو مستي؟ - .نه -
.نه. نه، سرورم
.من فقط دو ليوان شراب خوردم - دو ليوان؟ -
.اين اصلاً زياد نيست
،خواهش ميکنم .يه ليوان ديگه هم بخور
مطمئنيد، سرورم؟
بله. براي جشن گرفتنِ .روز نامگذاريِ من
.هرچقدر که دوست داري بخور
،باعث افتخارمه .سرورم
جناب "مرين"، به جناب "دونتوس" کمک .کن روز نامگذاري من رو جشن بگيره
.مطمئن شو که شکمش پر بشه
.تو نميتوني
چي گفتي؟
گفتي من نميتونم؟
...فقط منظورم اين بود
که اگه کسي رو تو روز نامگذاريتون... .بکشيد، براتون بدشانسي مياره
کدوم روستاييِ احمقي ...ميخواد اين فکر رو بکنه
.اون دختر درست ميگه
اگه در روز نامگذاريتون کاري رو انجام .بدين، در تمام سال انجام خواهيد داد
.از اينجا ببريدش
.فردا اين احمق رو ميکشم
.اون يه احمقه .شما خيلي باهوشيد که اينو فهميدين
اون بيشتر به .احمقا ميخوره تا يه شواليه
اون لياقت بخشش يه .مرگ سريع رو نداره
،شنيدين بانوي من چي گفت جناب "دونتوس"؟
،از امروز به بعد .تو احمقِ جديد من ميشي
.ممنون، سرور من
.و شما، بانوي من، ممنون
.خواهرزاده ي دوست داشتنيِ من
.ما توي کارزار دنبالت ميگشتيم
.جايي نميشد پيدات کرد
،من اينجا بودم .فرمانروايي رو اداره ميکردم
.چه کارِ خوبي انجام دادي
.نگاش کن
.از هميشه زيباتر
!و تو
تو بزرگتر از ...اون سگ شکاري ميشي
.ولي خيلي خوش قيافه تر...
.اين يکي از من خوشش نمياد
.نميتونم تصور کنم چرا
.شنيده بوديم که مُري - .خوشحالم که نمُردي -
.منم همينطور، عزيزم ...مرگ خيلي خسته کننده ست
،مخصوصاً الان... .که اينهمه چيزهاي هيجان انگيز تو دنيا هست
بانوي من، بخاطر کسي که .از دست دادين، متأسفم
کسي که از دست داده؟
.پدرش يه خائن بود که اعتراف کرد
.ولي هنوزم پدرشه
قطعاً از اونجايي که تو هم پدرتو تازه .از دست دادي، ميتوني باهاش همدردي کني
.پدر من يه خائن بود
.مادرم و برادرم هم خائن هستن
"من به "جافري .دوست داشتنيم وفادارم
.البته که هستي
خب، از روز نامگذاريت .لذت ببر، سرور من
اي کاش ميتونستم بمونم ...و جشن بگيرم
.ولي کاري هست که بايد انجام بدم...
چه کاري؟
براي چي اومدي اينجا؟
امروز صبح خبرچين .از "سيتادل" رسيد، بانوي من
...شورا جلسه داشتن
از تمام فرمانروا هاي... ...هفت اقليم تأييديه گرفتن
...و اعلام کردن که تابستان امسال...
!بالاخره کارش تموم شد...
طولاني ترين تابستانيه .که هيچکس يادش نميره
روستايي ها ميگن، تابستانِ طولاني .يعني يه زمستانِ طولاني تر
.يه توهمِ ديگه
براي يه زمستانِ 5 ساله .گندم به اندازه ي کافي داريم
...اگه بيشتر طول کشيد
.روستايي ها رو کمتر ميکنيم...
،شهر داره توي جمعيت مهاجر غرق ميشه .بانوي من، داره به سمت جنگ ميره
.جايي براي خونه دادن به اونها نداريم .و با اومدن زمستان، فقط اوضاع بدتر ميشه
،شما به نگهبانان شهر فرمان ميدين درسته لرد "اسلينت"؟
.بله، بانوي من
تو لردي هستي که از من دستور ميگيري؟
من لقب و همچنين سرزمين هام رو .مديون سخاوت شما هستم، بانوي من
.پس کارِت رو انجام بده .دروازه ها رو روي روستايي ها ببند
اونا متعلق به زمين هاي .کشاورزي هستن، نه پايتخت
.بله، بانوي من
.بلند نشيد
،مسحور کننده تر از هميشه .خواهر بزرگتر
.ما همه با تو موافقيم
ببخشيد مزاحم .حرف زدنتون شدم. ادامه بدين
تو اينجا چيکار ميکني؟
.سفر فوق العاده اي بود
نگهباناي لبه ي ...ديوار رو عصباني کردم
تو يکي از سلول هايي که... .تو آسمون بود خوابيدم
با قبيله هاي ساکن .تپه ها مبارزه کردم
...ماجراجويي هاي زيادي داشتم
خيلي چيزا که... .بايد ازشون ممنون باشم
اينجا چيکار ميکني؟ .اين يه شوراي محرمانه ست
بله. خب، فکر ميکنم که دست پادشاه .بايد در تمام جلسات شورا حضور داشته باشه
.پدر ما دستِ پادشاهه
...بله، ولي در نبود اون
...پدر شما لرد "تايرين" رو
وقتي که در جنگ هستن و حضور ندارن... .بعنوان دست پادشاه نامگذاري کردن
!بيرون! همتون بريد بيرون
دوست دارم بدونم چطور .پدر رو گول زدي اينکار رو بکنه
،اگه ميتونستم پدر رو گول بزنم .تا الان امپراطور دنيا ميشدم
.تو خودت باعث اينکار شدي
.من هيچ کاري نکردم
،تقريباً درسته ...تو هيچ کاري نکردي
وقتي که پسرت دستورِ... .جدا کردن سر "ند استارک" رو داد
.حالا تمام شمال عليه ما به پا خاستن
.سعي کردم جلوشو بگيرم - .واقعاً؟ شکست خوردي -
اون يه پسر از اين به بعد .ميفته دنبالمون نسلمون رو نابود ميکنه
.راب استارک" يه بچه ست" - .که در تمام جنگ هاش پيروز شده -
ميفهمي داريم جنگ رو ميبازيم؟
تو درباره ي ميدون جنگ چي ميدوني؟ - .هيچي -
.ولي مردم رو ميشناسم
و ميدونم دشمنان ما از هم تنفر دارن .تقريباً همونقدري که از ما تنفر دارن
.جافري" پادشاهه" - .جافري" پادشاهه" -
تو اينجايي که فقط .به اون مشاوره بدي
من اينجام که فقط .به اون مشاوره بدم
و اگه پادشاه به حرفي که ...ميزنم گوش بده
اون بچه ممکنه داييِ .خودش، "جيمي" رو پس بگيره
چطوري؟
.تو بچه هات رو دوست داري
.اين تنها صفت خوبته .هم اين و هم استخوان گونه ت
استارک" ها هم" .بچه هاشون رو دوست دارن
.و دوتا از اونها پيش مان - .يکي -
يکي؟ - .آريا"، اون حيوون کوچولو...غيبش زد" -
غيبش زد؟ چي شد، دود شد رفت هوا؟
"ما سه تا "استارک .براي مبادله داشتيم
سرِ يکيشون رو جدا کردي .و گذاشتي يکي ديگه شون هم فرار کنه
.پدر عصباني ميشه
...ممکنه برات سخت باشه
که بچه اي باشي که... .پدرت رو نااميد کردي
سرور من، خداوند بزرگ ...حافظ شما و برادرتون
و همينطور تمام... .فرزندانِ شماليِ شما باشه
ديوارهاي انبار آذوقه ي من .زمستان رو دوم نميارن
سنگ هاي اونجا در زمان ...پادشاه "آريس" بنا گذاشته شدن
و همينطور امروز سنگ کار ها .نميتونن جاي پدرانشون رو پر کنن
...وقتي من يه پسر بچه بودم
يادم مياد اونها رو ميديدم که در تابستان... .در ميدانِ "تورِن" يه برج جديد ميساختن
.مردها اون موقع کار ميکردن
ولي امروز، انبار آذوقه ي من طوري .بنظر مياد انگار توسط آدماي مست ساخته شده
در شب ميتونين صداي وزش باد از بين .فضاهاي خاليِ انبار رو بشنوين
.و خدا هم بارش باران رو دريغ کرده
و همينطور، من هم در زيرِ .يک آبشار ميخوابم
نگهداري از يه انبار آذوقه رسماً به عهده ي .صاحب اون انبار آذوقه ست
.رسماً، بله
ولي من تمام مرداي جوونم رو ."فرستادم براي جنگِ "راب استارک
."پادشاه "راب .و اينکه اين جنگ، جنگ اون نيست
.اون اين جنگ رو انتخاب نکرد
ممکنه اينطور نباشه سرور من، ولي اون پرچمدارانش رو .خبر کرده و براي لشکرش افراد جمع کرده
...جافري" پدر منو کشت"
.پادشاه با شرافتِ شما رو...
شما پيمانتون رو يادتونه، آقا؟
!البته که يادمه
ما ميتونيم براي يک هفته .چهار سنگ کار رو بهش بديم، سرور من
براي درست کردن ديوارهات اين مقدار کافيه؟
.من فکر ميکنم کافيه
ما که نميخوايم تمام روز اينجا باشه، ميخوايم؟
از طرز حرف زدنش درباره ي .راب" اصلاً خوشم نيومد"
.منم همينطور
ولي گوش دادن به آدمايي که ...ترجيح ميدي حرفشون رو گوش ندي
يکي از مسئوليت هاي تو در زمان... .فرمانرواييِ "وينترفل" ـه
."لرد "پورتان
سرور من، خداوند حافظِ ...شما و برادرتون
و همينطور تمام... .فرزندانِ شماليِ شما باشه
اينو واسه يه ساعت .بجوشونين و چايي رو بخورين
.تمام دردتون رو از بين ميبره
.ديگه دردي ندارم
.خوش به حالتون
.از اونطرف
.شما دوباره اون خواب ها رو ميبينيد
.من خواب نميبينم
.همه خواب ميبينن
.ولي من نه
شنيدم مردم درباره ي .ستاره دنباله دار حرف ميزدن
.اونا ميگن اين يه نشونه ست
ميگن اين يعني "راب" در جنوب .پيروزي بزرگي داره
واقعاً؟
شنيدم بعضي احمقا هم ميگفتن .لنيستر" قرمز ميبره"
يعني قبل از اينکه خيلي طول بکشه .لنيستر" ها هفت اقليم رو فرمانروايي ميکنن"
شنيدم يه پسري که توي اسطبل .کار ميکرد ميگفت اين رنگ خونه
.که مرگ پدرت رو نشون ميده
ستاره ها براي آدمها .از آسمون نميفتن
.ستاره ي دنباله دار قرمز يه معني ميده، پسر
.اژدها ها
.تمام اژدها ها مردن
.الان قرن هاست که مردن
برادرت درباره ي اونها چي گفت "کاليسي"؟
.گفت اونا گوشت ميخوردن
نگفت چه نوع گوشتي؟
برادر من چيزي درباره ي .اژدها ها نميدونست
No comments yet. Be the first to leave one.