The first 200 lines.
.نه، این یارو الکتریکیه یه ساعت و نیم دیر کرده بود
.نمیدونم چرا از این مساله تعجب کردم
چون که آدم های خوش قولی نیستن؟
...نه، چون که بهم گفتن منتظر
.یه یارو به اسم "دیوان" یا "جیوان" یا "کیوان" باشم
.شک ندارم "وان" به آفریقایی یعنی دیر کردن
اینم از این، "پاتریک"؟
."تبریک میگم "اد
این هزارمین حرف نژادپرستانه ای بود .که توی گروه زدی
.خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم
با خودت فکر میکنی کسی واسه حرفات تره هم خرد نمیکنه .اما بعدش میفهمی که اینطور نبوده
.بفرما "اد"، اینو واست گرفتیم
"نوشته "برترین کله پوک دنیا ...هم به زبون انگلیسی هم به زبون اسپانیایی
.چون که میدونستیم چقدر از این دولت متنفری
چرا کاپ بولینگ واسش گرفتین؟
...به یارو گفتم یه کاپ که پرچم "کلان" روشه بهم بده
...اما این حرف اونایی که تو مغازه بودن رو
.بدجوری کفری کرد
.ببخشید دیر کردم
.لیسی"، کارمون تموم شده"
.آره میدونم اما میخواستم نظرتون رو در این باره بدونم
.اوه خدای من
."بنظرم اون لباس فوق العاده ـست "لیسی
.نه، لباس رو نمیگم
حالیت نشده که شکم بند مخصوص حاملگی پوشیدم؟
...چرا، اما نمیخواستم چیزی بگم در صورتی که
.این لباس بدجوری تورو چاق نشون میده
لیسی" واسه چی داری تظاهر به حاملگی میکنی؟"
احتمالاً چون که قراره سر و کله دوست پسر سابق ...و خر پول ایشون پیدا بشه
.و این خانوم میخواد اونو تیغ بزنه
.این حرف حقیقت نداره
...قراره مادربزرگ خرپولم از هندوستان بیاد
.و میخوام اونو تیغ بزنم
.به آمریکا خوش اومدی مامان بزرگ
.ما اینطوری زندگی میکنیم
...مادربزرگم یه انگشتر قدیمیه موروثی داره
.که نزدیک به چندین میلیون دلار می ارزه
و گفته که قراره اونو به اولین کسی که اونو .صاحب نوه کنه بده
لیسی"، اینکار خودخواهی ـه" .تو داری تظاهر به حاملگی میکنی
.تو باید برای اون بچه ای که وجود نداره سرمشق باشی
.خب، من نمیذارم خواهرم دستش به اون حلقه برسه
اون با هر کسی میخوابه و نمیتونه .قبل از من حامله بشه
.و اینکه من خودخواه نیستم
...چون که من دارم نهایت از خودگذشتگی رو انجام میدم
.اینکه خودم رو شبیه ورژن قبلی "کیم کارداشیان" کردم
لیسی"، مطمئناً موی لای درز این نقشه های" ...پول دار شدن تو نمیره
...که امسال با این میشه یکصدمین نقشه
.پاتریک" داشتم غلو میکردم تا یه حرف مهم بزنم"
توی این نقشه، جدی جدی باید یه بچه واقعی .به دنیا بیاری
.نه، بخش قشنگش همینجاست
...مامان بزرگ "مومبای" من خیلی پیره و مریض ـه
...وقتی موقع وضع حمل من برسه
.اون غزل رو خونده
اوه سلام به همگی، "چارلی" یه دقیقه وقت داری؟
.آره حتماً، کارمون تموم شده
.دوشنبه هفته بعد میبینمتون
!"لیسی"
تبریک میگم! چه وقت فارغ میشی؟
...خب، آخر هفته به مامان بزرگم نشون میدم
.و بعدش پرتش میکنم توی سطل زباله
هی "مارتین"، هنوز همخونه پیدا نکردی؟
.خیلی ناراحتم که ترکت کردم
."نه، نه، من درک میکنم "اد
.باید برمیگشتی پیش زنت
کی اهمیت میده کرایه خونه من دو برابر بشه ...حقوق بازنشستگیم دود بشه رفت هوا
و اینکه دارم به سختی با پس اندازم زندگی میکنم؟
.تا وقتی که تو خوشحال باشی اشکالی نداره - !اوه هستم -
داتی" قراره خوراک گوشت بپزه" .و کانال "اچ بی او" رو هم تازه راه انداختیم
.اطراف تو پر شده از شیاطین
آره، و بعضی وقتا یه دفعه .سر و کله ـشون دم خونه سبز میشه
.چه خنده دار
.مرد بانمکی هستی
خب پسر عزیز من چه میکنه؟
.پولی بهت قرض نمیدم بابا
.من هیچوقت ازت پول قرض نکردم
.گفتم بهم پول بده آره، اما نه قرض
.من که بهت زندگی قرض ندادم، بهت زندگی دادم
.اما واسه این نیومدم اینجا
گوش بده، خبرای خوبی دارم .یه زن جدید تو زندگیم پیدا شده
بابا، من که بهت گفتم .سیری" یه نرم افزار سخنگو واسه آیفون ـه"
.اسمش "جوان" هستش و رابطه بینمون داره جدی میشه
اما قبل از اینکه بخواهیم بیشتر بریم جلو .اون دلش میخواد با خانواده من آشنا بشه
.ببین، نمیخوام منو قاطی این ماجرا کنی
همون کاری که من وقتی یکی میخواد .با خانوادم آشنا بشه انجام میدم رو انجام بده
چی؟ - .بهشون میگم همشون مردن -
.و وقتی شروع به گریه کردن میکنه، میری تو کارش
داریم درباره اینکه بریم با هم زندگی کنیم ."صحبت میکنیم "چارلی
اما اول اون میخواد مطمئن بشه که .من آدم خوبی هستم
آدمای هم سن من هنوز به این چیزا اهمیت میدن میبینی؟
.خب، پس کارت ساخته ـست
شنیدی که بهت گفتم شیطان، مگه نه؟
.گوش کن، این مساله خیلی مهمه
همش درباره اینکه چه آدم با فضیلت و با کمالاتی هستی ...بهش گفتم
.و اون خیلی تحت تاثیر قرار گرفت
.اما شاید یه کوچولو اغراق کرده باشم
.بهش گفتم که تو فوق لیسانس روانشناسی داری
.من لیسانس روانشناسی دارم
.از هاروارد - ."نه، از "دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در دومینگوئزهیلز -
.که همه میدونن شعبه ای از هاروارد ـه
.نه نیست - .حالا هست، تبریک میگم -
نه گوش کن، میتونی بهم کمک کنی تا .همه چیز رله بشه
.اون میتونه ازم مراقبت میکنه
محض رضای خدا .اون یه خونه وسط زمین گلف داره
اون آسیاب بادی کوچیک جلوی دیدت رو گرفته نمیتونی بقیه سوراخ های زمین رو ببینی؟
.دارم جدی میگم، پای پول وسط ـه
چون پولداره باهاش دوست شدی؟
.این که وحشتناکه
...با این وضعیت مالی که من دارم پسرم
اگه این برنامه به نتیجه نرسه .میام اینجا با تو زندگی کنم
.میدونی چیه؟ عشق به تدریج به وجود میاد
شما بچه ها چه موقع قراره بیایین اینجا؟
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــویــبــاری De PALMA & Juybari
.سلام بابا - ."سلام "چارلی -
.میخوام که با "جوان" آشنا بشی
.از دیدنتون خوشحالم - .منم همینطور -
.میدونی، پدرت فقط درباره تو حرف میزنه
درباره حرفه روانشناسیت ...درباره اون زمان که بیسبال بازی میکردی
و درباره برنامه ای که داری واسه بچه های گرسنه .آفریقا انجام میدی
آره، حتماً براتون جای تعجبه که کدوم .روانپزشکی پیدا میشه که همچین کاره بکنه
.فکر میکنین که مشکلشون از گرسنگی باشه
اما مشخص شد که به خاطر کمبود اعتماد به نفس .و شکل بد بدن هستش
عشق بین ما دو طرفه ـست و به طور متقابل ."به همدیگه احترام میذاریم "جوان
...یکم خجالت میکشم که جلوی روش بگم
اما همین هفته پیش گفتش که ...من بهترین پدری هستم
.که اون میتونسته تصورش رو بکنه
و باور کنین که من پدرهای مختلف دیگه ای .رو توی ذهنم تصور کردم
.اوه میدونی، ببخشید اما ما باید بریم
دخترم توی ماشینه و نمیخواهیم که واسه .کلیسا دیر کنیم
واو، واو، واو ببخشید چی؟
."اوه یادت که نرفته "چارلی
.بهت که گفتم قراره با هم بریم مراسم عشای ربانی
.درسته متاسفم، خراب کردم
.به صورت اتفاقی رفتم به یه مراسم دیگه
.همین چند ساعت پیش از مراسم اومدم
...به تازگی از طرف جناب آقای مسیح
.مورد بخشش قرار گرفتم
.اوه چقدر حیف
.مری کتلین" امروز قراره آواز بخونه"
"درسته "چارلی .دلت نمیخواد که از دستش بدی
واقعاً نمیخوام از دستش بدم .اما قرار نیست زیاد بمونم
.من به آدم های فقیر و بیچاره انجیل درس میدم
با خودم گفتم وقتشه که یکی بالاخره .این فقیر بیچاره ها رو با مذهب آشنا کنه
ببخشید که مزاحم شدم .اما حتماً باید خودم رو به کلیسا برسونم
.باشه
.اوه سلام، شما باید "چارلی" باشین
.سلام، از دیدنتون خوشحالم
.بزن بریم
من فکر کردم واسه فقیر بیچاره ها .کلاس تدریس انجیل داری
...خب، انجیل پر شده از رمز و راز
و معمای امروز اینه که "چارلی" کجاست؟
تا وقتی خودم رو با آب مقدس تقدیس نکنم .حس نمیکنم که یکشنبه شده
جدی؟ ...چون من هیچوقت قبل از ساعت چهار بعدازظهر
.متوجه نمیشم که یکشنبه ـست
.هر چیزی قبل از اون شنبه شب حساب میشه
.چارلی"، بیا واسه عمه "رز" شمع روشن کنیم"
.داخل میبینمت
.زودی میاییم
.میخوام واسه عمه "رز" یه پنج دلاری آتیش بزنم
.اولین بسته سیگار رو اون واسم خرید
."گور بابای عمه "رز
.دیگه با "مری کتلین" لاس نمیزنی
.بابا، چیکار کنم وقتی ذاتاً جذابم
.میدونی، از یه نسل رد شده تا به من رسیده
.چارلی" گوش کن چی میگم"
.مری کتلین" باکره ـست"
اون چیه؟
جوان" بهم گفته که بهش افتخار میکنه که" .خودش رو تا زمان ازدواج نگه داشته
...خب، این مسخرست، من ازدواج کردم
.و ارزش نداره خودت رو واسش نگه داری
...حواست رو درست جمع کن مگه اینکه بخوای
.واسه بقیه عمرت منو بدون شورت توی خونه ـت ببینی
.خب، این امکان نداره
بهترین قسمت بچه بودن اینه که .مامان بابات اول میمیرن
دارم بهت هشدار میدم .از اون دختره دور باش
.قبول
.چارلی" کنار من جا هست"
.نه، نه، میخوام جلوتر بشینم
.اینطوری اول دعاهای من مستجاب میشن
.خواندن دعا به صورت تک نفره را شروع میکنیم
سلام، اشکالی نداره کنارت بشینم؟
.چرا که نه، فقط حواست باشه که من بدجور دعا میکنم
اونایی که بغلم هستن با به نام خدا .محکم با پشت آرنج، صورتشون مورد نوازش قرار میگیره
.دلم میخواد مثل یه راهبه عصبانی بهم درکونی بزنی
ببخشید چی؟
.میخوام دست و پام رو ببندی و یادم بدی رئیس کیه
.خب، بر اساس این کتاب رئیس خداست
اما اگه از من بپرسی، واسه دفعه دوم میگم ."بروس اسپرینگستین"
...میدونم که باید مثل یه دختر ناز اهل کلیسا باشم
اما دلم میخواد کارایی بکنم که ارزش .اعتراف کردن داشته باشه
تا حالا اعتراف به دزدی از مغازه مشروب فروشی کردی؟
".مری کتلین هم اکنون به ما ملحق میشود"
.باید برم برای خدا آواز بخونم
...میدونه که شورت پام نکردم
.و حالا تو هم اینو میدونی
.خدایا، به من قدرت مقاومت در برابر وسوسه رو بده
.این بار جدی میگم
.نمیخوام که اینکارو بکنم
...تو هیچی درباره حاملگی نمیدونی
.و مامان بزرگت درجا میفهمه
No comments yet. Be the first to leave one.