The first 200 lines.
پائولو کوئیلو نویسندهی 'کیمیاگر' یه بار گفته
"وقتی آرزوی چیزی رو داری"
"کل جهان دست به دست هم میدن تا به دستش بیاری"
عالی نیست؟
چه طوره همهامون امروز یه آرزو بکنیم؟
به امید این که جهان تو رسیدن به رویاهاتون کمکتون کنه
اینم از آهنگ بعدیمون
لی سون جه -
«تاکسی شخصی»
جانگ یانگ سوک -
چو هان چول، به هه سون، لی یه وون -
یه مو یانگ، کیم گی چون -
- داستان از لی یون ای - - نویسنده : یون جونگ مین و لی چانگ گون -
تهیه کننده : سین یانگ ایل -
کارگردان: لی چانگ گون -
!مامان بزرگ! نمرهی عالی رو گرفتی! دمت گرم
!همه اش به لطف معلممه
!اون جی دم تو هم گرم
!سلام بابابزرگ
غذا کوش؟
غذا؟
یادم رفت! الان میزو آماده میکنم
!ولش کن
حواست کجاست؟
!اون جی! بیا غذا بخوریم
!گیرت انداختم
!دوباره باختم
!همیشه همین مدلی 'تالک' میکنی
تالک' چیه؟ '
یه کلمهی انگلیسیه تو همیشه قابل پیش بینی هستی
حالا من باید از تو زبان یاد بگیرم
میخوای ببینی چه طوریه؟
!یک میشه وان! دو میشه تو !سه میشه تری! چهار میشه فور
!پنج میشه فایو
!واو
این شنا چین دیگه؟
چرا تو اتاق شنه؟
حتی تمیزکاریم نمیکنی؟ اونم وقتی کل کاری که انجام میدی خونه موندنه؟
غذا نمیخوری؟
!خداحافظ بابابزرگ
!بابابزرگ خیلی بدجنسه
بدجنسه مگه نه؟ - !آره -
یه کم گوشت میخوای؟ همون که همیشه دوست داری؟
!آره
!آره
!همیشه هروقت بابابزرگ میره میای بیرون
از کجا فهمیدی؟
!بذارش زمین! به کمرت آسیب میزنی
برام استفادهای نداره
بیا تاکسیتو بده من و یه دونه جدیدشو بخر
مدل جدیدا قشنگن
!این یه ماشین آنتیک باکلاسه
وقتی رانندگی میکنم مردم به ماشینم خیره میشن
مرسدس و بی ام و قابل مقایسه نیستن
آنتیک؟ آره راست میگی
!اونا بهش خیره میشن چون عجیب غریبه نه چون قشنگه
!ترجیح میدم زنمو عوض کنم تا اینو
تا وقتی میتونی حرکت کنی با خانواده ات خوب رفتار کن
وگرنه وقتی از کار افتاده بشی ازت مراقبت نمیکنن
این داستان غم انگیزه توعه رفیق
!واقعا که
بیا بالا قهوه بخوریم - حتما -
جین سو مشغول چه کاریه؟
چرا میپرسی؟
میخوای بهش شغل بدی؟ - درسته -
دیگه نمیتونم اینجا رو بچرخونم
اگه سرش شلوغ نیست بگو بیاد اینجا کار کنه
واسه کی مهمه که اون دکترا داره؟
اینم یه مهارت به دردبخوره
!واقعا که! هرکسی نمیتونه دکترا بگیره
!پس فراموشش کن
غذا هم شاملش میشه؟
!آره
این چیه؟
کیم با گوشی من چیزمیز سفارش داده برای همین آوردنش اینجا
!عصر همگی به خیر
!امروز عصر حس خوبی دارم
!اوه خدای من
!بالاخره رسیدم اینجا
!عینک آفتابی
چرا پولتو هدر میدی؟
!میبینی؟ لباس شنا
!به نفعته برامون کادو بیاری
بالاخره بعد از مریض شدن زنت سر عقل اومدی هوم؟
حداقل من سر عقل اومدم
می خوام لباس درست و حسابی بپوشم و یه بار سوار هواپیما کنمش
میرسونیمون فرودگاه آره؟
!تو بهترین دوست منی
!خیلی ممنون
!چه طور جرات میکنه
!مامان بزرگ
اون مرده با یه زنه دیگه رابطه داشته؟
اون بچه هه، دخترش بود؟
!راست میگی! ای وای
!هیجده
چی؟
!هیجده
چی؟
اون حرفو نگو !تو کره ای مثل فحش میمونه
باشه
!هیجده
من اومدم خونه
!سلام
باید خسته باشی برو استراحت کن
تکلیفاتو تموم کردی؟
!دارم تلویزیون میبینم! مامان مزاحمم نشو
!وای
پاشو اینارو بشور
!دارم بازی میکنم! مزاحمم نشو
دنگ
چیه؟
از کجا اینارو آوردی؟
اگه نمیتونی یه دونه جدیدشونو بخری فقط بشورشون
میشورمشون
نمیشه از اینجا بریم؟
چرا؟
داریم با اینجا زندگی کردن پول ذخیره میکنیم
مامانم از اون جی مراقبت میکنه خوب نیست؟
میتونی با کار کردن کمک کنی
جونگ هی خبرای خوب دارم
امروز استاد هونگ زنگ زد برای همین رفتم ملاقاتش
سونبه ام رو میشناسی دیگه؟
هنوزم میخوای استاد بشی؟ - همه چی خوب به نظر میاد -
یه استادی با ماشین تصادف بدی کرده
توی کماست خیلی حالش بده
اگه تا آخر این ترم به هوش نیاد
اون وقت من میتونم جاشو بگیرم
فقط بیخیالش شو. میشه؟
دست از رویاپردازی در موردش بردار !یا حواستو میارم سر جاش
اگه مردم رویا نداشته باشن یعنی مردن
میشه لطفا بزرگ شی؟
نمیتونی یه کلمه هم به پدرت بگی
هنوز منو نشناختی؟ منم اخلاق تندی دارم میدونی؟
به خاطر آرامش خانوادهست که ساکت میمونم
...فقط نگام کن! اگه دوباره چیزی بگه من
!جین سو کجاست؟
!همین الان بیا اینجا
چی کار کردی؟
دوباره گند زدی؟
!همه اش قبض باره
وقتی همه دارن کلی تلاش میکنن تا یه شغل گیر بیارن
!اون احمق رقت انگیز میره سراغ نوشیدن
!همین الان بیا اینجا
باید با آدما ملاقات کنه تا کار گیر بیاره
فردا باهاش حرف بزن بیا بریم تو اتاق
!همه اش تقصیر توعه که این عوضی این طوری بار اومده
جلوی اون جی، پسرتو این جوری صدا نکن
اون جی؟ برو داخل اتاقتو بخواب
برو تو تختت
شب به خیر
سلام پدر
جین سو باید به خاطر مصاحبه ی امروزش خسته باشه
خوابه
قبل از این که یه کار کنم تا آخر عمرش بخوابه !بهش بگو بیاد بیرون
!دست از سرزنش کردنش بردار شنیدی که روز سختی داشته
!تو که حتی خوندن نوشتنم بلد نیستی خودتو از این قضیه بکش کنار
!بابابزرگ! تو خیلی بدجنسی
چی؟
!بچهی کوچیک بی ادب
اون با نگاه کردن به تو یاد گرفته که !جواب منو پس بده
!برو تو تختت
پدر! لطفا سرش داد نزن
!وقتی اینجوری میشی منم میترسونی
!واقعا که
به نظر میاد مستی فردا باهاش حرف بزن
!چه طور جرات میکنی
چون مامانش رفتار درستی نداره !بچه هم منو آدم حساب نمیکنه
!زنا قصد کردن تا این خانواده رو نابود کنن
!نمی خوام کس دیگه ای هم مثل مه جا احمق باشه
!...لعنتیه حرو
چی گفتی؟
!گفتم هیجده
هیجده؟
منظورت حر... بود؟
!زن لعنتی
!مامان
!بابا
اون جی گریه نکن
بریم داخل
برو از اونجی معذرت بخواه
!تقصیر توعه
تا حالا دیدی من تو کل زندگیم از کسی معذرت بخوام؟
خوبه
امتحانش کن
مامان تو نمیخوری؟
امروز من خیلی اشتها ندارم
چی؟
مامان بزرگ حتما یواشکی شبا یه چیزی میخوره
از کجا فهمیدی؟
مامان بزرگ؟ من مرغ میخوام
مرغ میخوای؟
بعدا برات یه کم میخرم
یه کم بهم پول بده تا بعدا برای اون جی یه کم مرغ بخرم
!پول ندارم
پول از اون جی مهمتره؟
!نمیتونی با خودت ببریش تو قبر
!زن لعنتی
مامان بزرگ؟
مرغ نمیخوام نخرش، باشه؟
برای مهدکودک آماده شو امروز میبرمت اونجا
No comments yet. Be the first to leave one.