Blindspot

Blindspot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Blindspot S04E16 The One Where Jane Visits an Old Friend 720p WEBRip X265-NTb
Blindspot S04E16 1080p WEBRip X265-NTb
Blindspot S04E16 The One Where Jane Visits an Old Friend WEBRip X265-ION10
Blindspot S04E16 480p x264-mSD
Blindspot S04E16 2018 WEBRip X265-ION10
Blindspot S04E16 The One Where Jane Visits an Old Friend 480p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
A Commentary by GodBless
▶️▶️ ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | مرتضـی ◀️◀️

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
x265
TS
x264
480p
480
1080
Published on: 2019-03-24
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫همین الآن که حرف میزنیم توی آسمونه.

‫وظیفه‌ات اینه که تو سه ساعت و قبل از فرودش

‫به دی سی، ساقطش کنی.

‫دسترسی به سرورهای بردلیُ برگردون!

‫الان دسترسیُ برمیگردونم!

‫داریم ارتفاع میگیریم، برگشتیم.

‫رو خلبان اتوماتیک هستیم!

‫«تاشا» تو کجایی؟

‫دارم میرم زوریخ، میدونم «مدلین» مدارکی

‫که نابود نمیکنه رو کجا نگه میداره.

‫این کارت اخیراً به یه دستگاه غیرمجاز متصل بوده.

‫دوستت وقتی رسیدم به موبایلش وصل کرده بود.

‫- تو موبایلش بود؟ ‫- فقط یه ثانیه.

‫مطمئنم چیزی ازش نگرفت.

‫باشه، پولشو بده.

‫از بودجه رمینگتون.

‫مطمئنی؟

‫آره مطمئنم.

‫وایسا «دامنیک» داری چیک...

‫کمکش به دردمون میخورد.

‫حق با توئه. کمک لازم داریم.

‫و میدونم چطور پیداش کنم.

‫مجوز پهپاد صادر شد.

‫فکر کردی با یه پهپاد میتونی مشکلاتو حل کنی،

‫ولی یه مشکل بزرگتر واسه خودت درست کردی.

‫وقتی راز کوچیک کثیفتُ فهمیدم

‫میدونستم میشه استفاده مفید کرد.

‫تو فراتر از انتظارات ما پیش رفتی.

‫انتظارات ما؟

‫تو چی میخوای؟

‫در آینده نزدیک،

‫ازت درخواست یه لطفی میکنم،

‫و تو هرکاری میگم انجام میدی.

‫خبرت میکنم.

‫اگه این اپُ داشتم تورو برای چی میخواستم؟

‫برای خنده پیروزیم.

‫ما نذاشتیم «زاپاتا» به فایلهای هلیوس دست پیدا کنه.

‫حالا رئیس اف.بی.آی رو تو جیبمون داریم.

‫و فکر کن تا دو روز پیش انگار تو دردسر بودیم.

‫هنوز مشکلاتی داریم.

‫اینا برامون مشکل ایجاد میکنن.

‫اسم «زاپاتا» رو اینجا نمیبینم.

‫یه نقشه مخصوص براش دارم.

‫امروز.

‫لنزتو گم کردی؟

‫«مدلین» با عجله رفت... حتماً

‫یه چیزی جا گذاشته که میشه باهاش پیداش کنیم.

‫تیم تحقیقات وجب به وجب اینجارو گشتن

‫هیچی اینجا نیست.

‫تیم تحقیقات «مدلین برکُ» نمیشناسن.

‫چی...

‫واو، باشه میفهمم.

‫اینجا خیلی هم برات مث خونه نبوده.

‫حتی یه ذره‌اشُ هم نمیدونی.

‫اون نصفش که منو بستین و تو آپارتمان خودم

‫منو کتک زدین میدونم.

‫بی رحمیش و بازیهای ذهنیش.

‫اگه «مدلین» فرار کنه...

‫اونوقت انگار اینکارو برای هیچی انجام دادی.

‫ولی موضوع این نیست

‫بخاطر تو اون فراری شده

‫ما دل و روده شرکت HCI رو در میاریم.

‫هیچکسی نیست بهش کمک کنه جایی هم نداره بره

‫اون گیر افتاده.

‫از همین میترسم.

‫گزارش «پترسون» شماره 44074

‫راز فرد سرپوشیده مرموز پابرجاست

‫از وقتی وارد زیرزمین مخفی

‫«شپرد» شده سه روز گذشته

‫ما هم اصلاً نمیدونیم اونا کی هستن.

‫تو باورت نمیشه.

‫وایسا ببینم، داشتی چیکار میکردی؟

‫هیچی، چیو باورم نمیشه؟

‫جاکت فرد مرموز از کالاهای مخصوص "هاسلی ریبزِ".

‫فقط تو رستورانهاشون فروخته میشه.

‫خوبه عالیه. اگه بتونیم به بانک اطلاعاتی فروش دسترسی پیدا کنیم

‫578 رستوران در 48 ایالت دارن.

‫تازه اون فروش هفت سال متوقف شد،

‫ولی سوابقشون برای شش سال پیشه، تازه...

‫باشه باشه میفهمم، شروعی نداره.

‫خب حرف یه زیرزمین پر از خاطرات «رمی» شد

‫که باعث شد «جین» وارد یه زوال احساسی بشه،

‫اصل حالش چطوره؟

‫صبح بخیر

‫هی

‫مطمئنی نمیخوای امروز خونه پیشت بمونم؟

‫نه. نه تو برو.

‫شاید فردا آماده بشم.

‫دیروز هم دقیقاً همینو گفتی.

‫میدونم، فقط هربار که به رفتن

‫فکر میکنم... یا رفتن به بیرون،

‫بدنم خشکش میزنه، و انگار...

‫بهم هشدار میده که تمام دنیا یه بمب ساعتی بزرگه،

‫هرلحظه ممکنه تو صورتم منفجر بشه.

‫نمیتونی تا ابد از خاطرات «رمی» پنهان بشی.

‫خب ای کاش فقط خاطرات بود.

‫درمورد دروغ گفتن به تو فکر میکنم و...

‫اینکه چقدر نزدیک بود...

‫چی پشتت قایم کردی؟

‫سمه.

‫به چند نفر زنگ زدم

‫دنبال یه روانشناس میگشتم

‫که تو کارش مهارت داره

‫و تو مشکلی که داری کمکت کنه.

‫و یه اسم مدام تکرار میشد.

‫خیلی خب... الان به خودت بستگی داره.

‫خواستم بدونی.

‫متشکرم.

‫فهمیدم.

‫خب اقلاً میدونی دیگه مجبور نیستی

‫برگردی اینجا، نه؟

‫این درخته دیگه چیه؟

‫عجیبه

‫بهش میگه درخت مرگ.

‫البته

‫هی اگه الان بریم هنوز میتونیم به

‫واسه کیک تازه بریم رستوران میبل.

‫بخواب رو زمین!

‫اون دیگه چی بود؟ میخوان «مدلینُ» بکشن؟

‫«مدلین» فرار کرده و تمام دنیا میدونه.

‫اون برای ما بود.

‫ «:: مــتـرجـم: مرتضی ::» ‫ |^| GodBless |^|

‫ آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال ‫در تلگرام و اینستاگرام ما ‫.:. @OfficialCinama .:.

‫فکر میکردم همه چیز خوبه

‫تا اینکه به «گیبز» برخوردم.

‫«کمرون گیبز».... ‫من تورو استخدام کردم.

‫یه پشت میز نشین بی خطر

‫که رمی ازش یه ماشین قاتل ساخت.

‫و هربار که بهش فکر میکنم حس...

‫متأسفم نمیشه با کلمات بیانش کرد.

‫فقط خاطرات نیست

‫که تورو از کار انداخته.

‫یه درگیری درونی

‫بین احساسات «رمی» و توئه...

‫بین خشم اون و افسوس تو.

‫آره دقیقاً همینه.

‫پس باید چیکار کنم؟

‫صادقانه بگم این جزو تخصص من نیست.

‫خبر خوب...

‫یه مشاور رفتارشناسی اهل

‫کلمبیا هست.

‫یه متخصص در، برشناختهای غیرعادی.

‫اگه سوابق پرونده شمارو بهش بدم...

‫فکر میکنم امروز تورو ببینه.

‫پس داری بهم میگی نمیتونی کمکم کنی.

‫فقط نمیخوام بهت وعده ای بدم

‫که مطمئن نیستم بتونم تحویل بدم.

‫اه مرد، مثل سکانس آخر فیلم صورت زخمیه.

‫این کاردستی «مدلینِ»؟

‫یه مسلسل کالیبر بالا تو روز روشن؟

‫به مشخصاتش نمیخوره، زیادی شلخته و غیرشخصیه،

‫و خودشم فراریه و فعلاً مخفی شده.

‫ردیابی مسیر گلوله ها به

‫محل شلیک.

‫طبقه دهم از ساختمون اونطرف خیابون.

‫دوربینها تصویری از این مرد گرفتن

‫اون تنها کسی بود که در زمان تیراندازی

‫وارد و از ساختمون خارج شد

‫درحالی که یه چمدون بزرگ دستشه که میتونه یه

‫سلاح کالیبر بالا رو حمل کنه.

‫رسماً اون «آلونزو کروز» تاجر بین المللیه.

‫و غیررسمی؟

‫پلیس مبارزه با مواد مخدر فکر میکنه اون «آلونزو کُرتزِ».

‫پسرعمونی «فرنکو کرتز».

‫رئیس کارتل مواد سابینیتو.

‫میخوایم هکرتونُ قرض بگیریم.

‫قبوله.

‫اون رئیس آدمکشای کارتله.

‫یه جوخه مرگ یه نفره.

‫پس کارتل دنبال توئه.

‫من آدمشون «دل تورو» کشتم

‫ممکنه بخاطر انتقام باشه.

‫تو تنها دوست اف.بی.آی نیستی

‫که در اون قتل دست داشته.

‫«بوستون» هم اونجا بوده

‫شاید بهتره بیاریمش اینجا میدونی، برای حفاظت؟

‫حفاظت یا برای اینکه بتونی به

‫دوست سابق آزادت برسی؟

‫ببخشید، میشه حال «جینُ» از «کرت» بپرسی؟

‫- چطور جرأت میکنی؟ ‫- اصلاً ربطی...

‫باشه! «ریچ» راست میگه.

‫درمورد «بوستون» ممکنه تو دردسر باشه.

‫خیلی خب باشه.

‫میریم اون کوچولو رو میاریم.

‫کار درست همینه.

‫و تنها کسی که میدونست سم زیپ آثار خطرناکی داره

‫برادرم بود که...

‫ببخشید، برادرت همون...

‫رومن ‫رومن

‫بله اون دیوونه، البته.

‫و «آلیس» هم...

‫من قبلاً اون بودم.

‫فکر کردم قبلاً رمی بودی.

‫بودم ، قبل از

‫اینکه «رمی» بشم «آلیس» بودم.

‫فهمیدم، فهمیدم.

‫و اون خالکوبیهای درخشان که اشاره کردی،

‫یه استعاره بود؟

More Farsi Persian subtitles for Blindspot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left