The first 200 lines.
قسمت 15
هي، خيلي بي عاطفه اي
قيافه اش رو ديدي و بازم تونستي کلا نديد بگيريش
تحت تاثير قرار گرفتم- بسه ديگه اين قضيه رو تمومش کن-
ممنون که اون موقع
با من اون عکسا رو گرفتي
پس
چه طوره که جدي جدي دوست پسرم بشي؟
هي، فقط داشتم شوخي ميکردم
همه چي رو خيلي جدي ميگيريا
گمونم، همين ويژگيته که دل ميبره
خوب درس بخون واقعا اميدوارم که مدال فيلدز رو برنده شي
نه من و نه جي هون هيچ وقت نمي تونيم
گمونم جي هون انتخاب ديگه اي نداشت
اما تو چرا نتوني؟
بايد بري
پرواز هاي خارجي
خانم گونگ
خانم گونگ- را را-
خداي من، انقدر دلت برام تنگ شده بود؟
داري گريه ميکني؟
را را، اتفاقي افتاده؟
نه
گريه ميکنم چون خيلي خوشحالم که ميبينمتون
منم خوشحالم که ميبينمت را را چند وقت شده؟
منم خيلي دلم برات تنگ شده بود
را را، عزيزدلم
واقعا دلم ميخواد تو رو به معلم پيانوم معرفي کنم
از ديدنت خيلي خوشحال ميشه
ميدوني، کلا مدلت يه جوريه که ازت خوشش مياد
انقدر راجع به معلم پيانوي قديمت شنيدم که
منم دلم ميخواد ببينمش
خيلي خوب ميشد اگه ميديدمش
اشکالي نداره
قسمت 15 وداع
شبيه يه گل فروشيه
با يه دفتر تشريفات عروسي و يه يخچال غير معمولي
را را
اينجا زندگي ميکني؟
نه، يه جاي ديگه زندگي ميکنم
اينجا جاييه که فقط توش استراحت ميکنم
نميتونم باور کنم که خودت تنهايي اين آکادمي پيانو رو باز کردي
کلي از ديگران کمک گرفتم- از کي؟-
واقعا اين همه بلا سرت اومده؟
بابت پدرت خيلي متاسفم
شنيدن اينکه همه چيزت رو از دست دادي قلبمو به درد مياره
حتي نتونستم تو مراسم ختمش شرکت کنم براي آخرين بار خداحافظي کنم
پس؟
آقاي چشمک بزن هنوز تو بيمارستانه؟
بله
واقعا ميخوام بدونم
اون مرد و رئيس گو از کجا همديگه رو ميشناختن
به زودي به هوش مياد
آره، البته
به هر حال، اسم اين آکادمي کاملا مناسبته
فکر ميکردم هنوز فقط يه دختر بچه اي
خيلي بهت افتخار ميکنم که تو اين شهر دور افتاده اين آکادمي رو راه انداختي
من خيلي کارا ميتونم بکنم
بگذريم، گفتي يه پسري که اسمش جونه
کمکت کرد اينجا رو باز کني. الان کجاست؟
دوست دارم ببينمش
از هم جدا شديم
گفت ديگه منو دوست نداره و رفت
را را
هنوزم يادته که هميشه بهت
چي ميگفتم، آره؟
را را
پيانو بزن
وقتي ناراحتي، وقتي خوشحالي
و حتي وقتي به خاطر اينکه زندگي سخته افسرده اي
فقط پيانو بزن
روحيه ات رو عوض ميکنه و سرحال ميشي
اين کاريه که موسيقي و پيانو ميتونن انجام بدن
البته. يادمه
وقتي من رفته بودم، تو اوقات سختي داشتي
خداي من! خوش اومدين خانم
مراقب قدماتون باشين- خداي من-
به اونپو خوش اومدين- به اونپو خوش اومدين-
از آشناييتون خوشبختم
خانم گونگ، ايشون خانم جين سوک گيونگ، صاحب سالن زيبايي جينه
همينطور صاحبخونه منم هست
من به را را گفتم که بياردتون اينجا خانم گونگ
ميخواستم به طور رايگان موهاتون رو مدل " خوش اومدين به اونپو" درست کنم
مدل موي خوش اومدين به اونپو؟
تا دا
خوبه- واي، قشنگه-
بانوي کره- بانوي کره
خوبه
خانم گونگ، منم وقتي براي اولين بار اومدم اينجا موهامو اين مدلي درست کردم
به اونپو خوش اومدين
به اونپو خوش اومدين- به اونپو خوش اومدين-
فوق العاده به نظر مياد- خداي من-
عجب آدماي خوب و باحالي هستن
مگه نه؟- حسوديم ميشه-
قبلا عادت داشتي هر جا من ميرم دنبالم راه بيفتي اما خودتو ببين
خانم گونگ
يه چيزي هست که هميشه راجع بهش کنجکاو بودم ميتونم درباره ش ازتون بپرسم؟
چيه؟
تمام شاگرد هايي که بهشون درس ميدادين به طرز باور نکردني با استعداد بودن
حتما من خيلي پايين تر از سطح استاندارد هاتون بودم
چرا منو شاگرد خودتون نگه داشتين؟
واقعا فقط به خاطر حمايت هاي مالي پدرم بود؟
را را
جوري که تو پيانو ميزدي
پر از شادي بود
آروم بگيرش
وقتايي بودن که خيلي بد بود
ولي با اينحال هميشه پر از شاديِ واقعي بود
قبلنا زياد نمي خنديدم
چي اينقدر خنده داره؟
شوهرم توي کارش ورشکسته شد
واسه همينم از نظر مالي و روحي واقعا تحت فشار بودم
ولي
اين موزا شبيه پي پي ئن
پي پي
خداي من گمونم به لطف تو خنده ام گرفت
من افسرده بودم ولي تو لبخند به لبم آوردي و منو خندوندي
پيانو زدن تو همچين قدرتي داره
پس را را
هيچ وقت پيانو رو ول نکن
اين چيزيه که تو هستي
باشه؟
باشه خانم گونگ
ميدوني که من فردا دارم با خانماي (الف-ب-ط) ميرم بيرون، درسته؟
آره معلومه
بايد خيلي زودتر برم
پس يادت نره که واسه خانم گونگ صبحونه درست کنيا
سوپ و بقيه غذاها توي يخچاله
و فقط دکمه رو فشار بده تا پلوپز کار کنه، گرفتي؟
ديگه نميخواد همه چيزو برام توضيح بدي بچه که نيستم
هنوزم بچه اي
مهم نيست چند سالت باشه هميشه بچه مني
مامان خفه شدم
عزيزم چقد تو گوگولي اي آخه
را را
چطوره توي همون دانشکده اي که من تدريس مي کنم بياي؟
دانشکده؟
آره ميتوني چيزاي بيشتري ياد بگيري و به عنوان دستيار من کار کني
نظرت چيه؟
درباره اش فکر مي کنم خانم گونگ
باشه
يکم سرش زمان بذار و تصميمت رو بگير
آپارتمان مي جو واحد408
ميتونم بيام و خونه ات رو ببينم؟
چرا توي خونه تو بيشتر نوشيدني نخوريم؟
از چي حرف ميزني؟ محاله
چي رو داره مخفي ميکنه؟
جدي جدي با يه زن زندگي مي کنه؟
ميفهمم بالاخره
اي خدا
خداي من
تو کي هستي؟- کي هستي؟-
اوه هي- هي-
اين زن رو مي شناسي؟
اون خيلي خوب منو ميشناسه
چي بود؟
خونه ات خيلي قشنگه
اصلا اين مرده کيه؟
من مستاجر دکتر چا هستم
ببخشيد؟- آشپزي کار مورد علاقمه-
شما بايد همسر سابق دکتر چا باشين
بله
بخاطر کاري که دارم
همچين که طرفو ببينم تا ته قضيه رو ميتونم بخونم
اوه ممنونم- هر وقت خواستي ميتوني بهم زنگ بزني-
دروغگو اون روز توي بيمارستان ديديش
واقعا خوب بلدي خودت رو بفروشي
هي چخبره؟ چي تو رو کشونده اينجا؟
چي؟
اومدم که اينو بهت بدم
ميتونستي فقط با يه پيک بفرستيش
واسه نشون دادن چهره ام بهت اومدم
هنوزم خوشگلم نه؟
آژانس تحقيقات خصوصي چو
اين همه راه تا اينجا اومدي که اينو بدي
ممنون- واقعا؟-
پس يه غذايي مهمونم کن
دلم ميخواد ولي امروز يه برنامه ديگه دارم
با کي؟
دانشکده؟
آره خانم گونگ بهم پيشنهاد داد
من درست بعد از جشن فارغ التحصيلي ام بي خيال پيانو شدم
واسه همين هيچ وقت فکرشم نمي کردم کارم به دانشکده برسه آخرش
ولي از طرفي من با عشق به پيانو بزرگ شدم واسه همينم الان مرددم
بنظرت من بايد چي کار کنم؟
اگه تو بري من ناراحت ميشم
ولي بايد بري پي حرف دلت
شما ساختمون لالا لند رو خريدين و حتي اجاره هم ازم نگرفتين
خيلي هوامو داشتين واسه همينه که ناراحتم
لزومي نداره ناراحت باشي
ممنونم دکتر چا
راستش رو بخواي
لالا لند پر از خاطرات جونه
مطمئن نيستم
که بتونم تنهايي اينجا دووم بيارم
رارا
خيلي درباره اش فکر کردم که اينو بهتون بگم يا نه
ولي فکر کنم که بايد بدونين
کسي که اين ساختمون رو خريد
جون بوده
No comments yet. Be the first to leave one.