Sex/Life

Sex/Life

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Sex Life S01E03 WEBRip x264-ION10
Sex Life S01E03 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Sex Life S01E03 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Sex Life S01E03 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EXPLOIT
Sex Life S01E03 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-GOSSIP
A Commentary by greatR_96
██► رضا کارگران | Bia2Movies.bid ◄◄

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
Published on: 2021-06-25
Downloads: 66
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ «بیاتوموویز؛ مرجع فیلم و سریال بدون سانسور» ‫:.: Bia2Movies.bid :.:

‫»» رضا کارگران «« ‫ :.:.: greatR :.:.:

‫اُه، خدایا

‫شگفت‌انگیزه

‫چی؟

‫- بگو چی شگفت‌انگیزه ‫- تو

‫ میگن وقتی به قله‌ی اِورست می‌رسی، سرگیجه میگیری

‫ داغونی و تهوع داری

‫ ولی تو بالاترین قسمت جهانی

‫- می‌بیننت! می‌بیننت ‫- مهم نیست! مهم نیست!

‫ یه لحظه‌ی فوق‌العاده‌ست که قلب رو به تپش می‌اندازه

‫ بیشتر مردم فقط یک بار تجربه‌ش میکنن

‫ که چیز خوبی‌ـه

‫ چون اگه خیلی بیشتر از اون حسش میکردی...

‫ احتمالاً به کُشتنت میداد

‫این مُژه‌ها رو نگاه کن

‫یعنی، خیلی خوشگلی

‫میدونی اینو؟

‫آره

‫هی

‫سلام

‫چی کار میکنی؟

‫داشتم فکر میکردم شاید بتونیم ‫کاری که دیشب شروع کردیم تموم کنیم

‫همم؟

‫باید برم سر کار، عزیزم. ‫دیرم میشه

‫باشه، خب دیر کن

‫- بیلی ‫- چیه؟

‫چراغ روغن جگوار هنوز چشمک می‌زنه

‫کِی میخوای اونو درستش کنی؟

‫- ساعت 2 ماشین رو می‌برن تعمیر ‫- عالی

‫بای، دختر شیرینم

‫بابا! هی

‫مدرسه بهت خوش بگدره، باشه؟ ‫دوستت دارم، رفیق

‫می‌بینمت

‫بای

‫ برد درست میگه

‫ من یه دروغگو هستم

‫ خیلی بهش فکر میکنم

‫ مشخصه

‫ روزی که شروع کردم به نوشتن این متن خاطرات یادم میاد

‫ اِلری امروز یک ماهشه و هنوز بیشتر شب رو بیداره،

‫ که یعنی منم بیدارم

‫ یه پیله‌ی عجیبه، ‫ این چند ماهِ اولش با یه بچه‌ی جدید

‫ بعضی‌ها میگن، «منزوی کننده‌ست»

‫باشه

‫بله، بله، بله

‫باشه. بله، بله، بله

‫ باید یادت بمونه که دوش بگیری، ‫ لباس بپوشی، بری تو دل دنیا

‫ جون تو بدنت نیست

‫ تا گردن تو گُهی

‫ و خودت هم میدونی

‫چیزی نیست

‫ با هادسون هم قضیه همین بود

‫خدای من

‫میدونم، میدونم

‫ ولی بعدش بزرگ‌تر میشن، راحت‌تر میشه

‫میدونم. چیزی نیست

‫ فکر میکنی، ‫ «باید یکی دیگه بیاریم»

‫طوری نیست

‫ و بعد یه روز بیدار میشی ‫ و می‌بینی یه آدم دیگه شدی

‫ بیشتر از اونی که بتونی تصور کنی عشق حس میکنی

‫ ولی همچنان...

‫ نمیتونی فکر نکنی...

‫ اون یکی دختره کجا رفت؟

‫ فکر کردم اگه بتونم همه‌ش رو از سرم خارج کنم، روی کاغذ بیارمش

‫ حس بهتری پیدا میکنم

‫ ولی حالا انگار نمیتونم بس کنم

‫ بیدار شو، زیبای خفته

‫بیخیال

‫- نگیرش روی من اونو ‫- نه

‫یه کیون به این معرکه‌گی باید توی فیلم ثبت و ضبط بشه

‫- الان ازت متنفرم ‫- خب...

‫تا یه دقیقه دیگه ازم متنفر نیستی

‫خیلی‌خب

‫نگاهش کن

‫ما رو نگاه کن

‫هادسون

‫هادسون؟

‫هادسون

‫کجایی؟

‫هادسون، جریان چیه؟

‫قایم شدم

‫- چی کار میکنی، عزیزم؟ ‫- نمیخوام برم مدرسه

‫میدونم

‫میدونم. میدونم که سخته

‫یه تغییرـه، ولی، آم...

‫ولی باید شجاع باشیم

‫درسته

‫باشه؟

‫تو میتونی

‫میدونم میتونی

‫بیا اینجا. بیا اینجا. بیا اینجا. ‫بیا اینجا

‫بیا اینجا.

‫- هی، کانلی ‫- آه، آره، فرانچسکا

‫- واسه خبرهای خوب حاضری؟ ‫- حتماً

‫خیلی‌خب، همگی، گوش بدین!

‫تمام پیشنهادهاتون رو خوندم

‫و خوشحال شدم که ‫بیشتر از یکی دو تاشون بدک نبودن

‫ولی میخوام کار رو با نانوجنیکز ادامه بدیم، ‫انتخاب مهندسی زیستی کوپر

‫هفته دیگه شُرکا میان اینجا،

‫واسه همین کمک همه رو میخوام.

‫هر سوالی دارین، مسقیم برین سراغ کوپر

‫و میخوام اضافه کنم؛

‫خیلی از افراد اعداد و ارقام به نفعشون بوده،

‫ولی علاوه بر اون کوپر اشتیاق داشت، بینش داشت

‫اینجا فرصتی داریم تا یه تغییر واقعی ایجاد کنیم

‫اون چیزیه که توجه بقیه رو جذب میکنه

‫و...

‫من متوجه شدم

‫- تبریک میگم، کیونده‌ی خوش‌شانس ‫- مرسی، رفیق. شرکتِ خوبی‌ـه

‫شرکت رو نمیگم که، ‫دارم درمورد فرانچسکا حرف می‌زنم

‫اونقدر رفته توی کیونت، ‫لامصب، حتما خارش گفتی

‫میخوای یه لطفی بهم بکنی؟ ‫میخوای این پیش‌نمایش‌ها رو برام شروع کنی؟

‫فقط به خاطر اینکه اون شرکتِ منو انتخاب نکرده

‫- باعث نمیشه میمون حساب و کتابت بشم ‫- بیخیال. لطفاً؟

‫فقط یه چیزی هست که باید... ‫باید برم انجام بدم

‫عزیزم، قراره کُلی بهت خوش بگذره

‫اون گورخرهای کاغذی که درست کردی یادت میاد؟

‫و نگاه کن! روری اینجاست. ‫و همینطور هم کیتلین

‫سلام، همگی

‫باشه، بیا اینجا. بیا اینجا

‫روز خوبی داشته باشی، عزیزم، ‫و درست بعد از ناهار می‌بینمت

‫قول میدم

‫- نرو! ‫- اوه

‫نه، مامانی. میخوام پیش تو بمونم

‫صبح به خیر، هادسون

‫صبح به خیر

‫هادسون یه کوچولو مشکل تو انتقال به پیش‌دبستانی شدن داره

‫دارم می‌بینم

‫میدونم به محض اینکه از دیدش خارج بشم درست میشه

‫راستش، بهتره حرف بزنیم

‫چرا شروع نمیکنی کار کردن روی گورخرت؟

‫درست کنار روری یه صندلی هست

‫سلام، صبح به خیر

‫ببین، مشخصه که هادسون خیلی بهت وابسته‌ست

‫- واضحه که خیلی دوستت داره ‫- ممنون

‫و میدونم همه اینا بخشی از پروسه‌ش حساب میشه

‫حقیقت داره، ولی شاید آماده نباشه

‫فکر کنم بهتره یه قدم برگردیم عقب تا وقتی بیشتر حس راحتی داشته باشه

‫- به نظرم بهتره بمونی ‫- اُه، باشه

‫خب، میخوای برگردیم سرِ 10 دقیقه نبودن من، 10 دقیقه بودن؟

‫فکر کنم باید برنامه‌ریزی کنی که کُل روز بمونی

‫جدی؟

‫خب، الان که به هرحال شاغل نیستی، درسته؟ ‫پس...

‫صحیح

‫بله

‫تمرکزم همینه

‫- عالی! ‫- آره

‫شاید بتونی یه مقدار خوراکی خُرد کنی تا وقتی هستی

‫- حتماً ‫- عالی

‫سلام

‫باورم نمیشه خانم برندا میذاره تمام روز بمونی

‫حاضرم هرکاری بکنم تا بذاره پیش هانا بمونم

‫یه عالمه صحبت با بقیه و تجربه داره که هیچی ازشون نمیدونم

‫خیلی خوش‌شانسی

‫دنیای کاملاً جدیدی‌ـه

‫میتونم موقع ناهار یه ساندویچ برات بیارم

‫نه. طوری نیست. ‫یعنی، لازم نیست همچین کاری بکنی

‫شوخی میکنی؟ دارم می‌میرم ببینم هانا با کی ناهار می‌خوره

‫بی.اِف.دی موزیک، میتونم کمکتون کنم؟

‫سلام. ام...

‫- دنبال برد سایمون میگردم ‫- همین الان رفتش

‫ممنون

‫سلام، خوش اومدین

‫سلام، آره. قیمتِ.. آم..؟

‫قیمت روزانه‌تون چقدره؟

‫- برنامه‌ی ماهانه‌مون از 600 شروع میشه ‫- نه، فقط یه روز احتیاج دارم

‫خب، میشه بعد از صحبت با یکی از ‫مشاورهامون برای هفته آزمایشی‌مون ثبت‌نام کنی

‫اطراف رو نشونتون میدن و برای آب‌میوه‌ها تخفیف میگیرین

‫فقط حدود 40 دقیقه طول می‌کشه. ‫راستش برندی میتونه همین الان نشونتون بده

‫یه ماه بهم بده. یه ماهه رو برمیدارم

‫- فوق‌العاده ‫- مرسی

‫- یه مقدار لباس لازمم میشه ‫- فروشگاه حرفه‌ای درست پشتتونه

‫ بقای اشیاء

‫ اسمش رو این گذاشتن

‫ وقتیه که بچه‌ها یاد میگیرن اشیاء

‫ حتی وقتی نمی‌بینیشون به وجود داشتن ادامه میدن

‫ که هنوز اون بیرون هستن، ‫ یه جایی توی این دنیا

‫ حتی وقتی که برای 8 سال طولانی ندیدیشون

‫اینجا مثل قصر می‌مونه

‫مطمئنم یه شاهزاده‌ی واقعی ‫تو یکی از سوئیت‌های درجه یکیشون زندگی میکنه

‫خبر نداشتم مامانت اینقدر با کلاس‌ـه

‫آه، همیشه اینطوری نبود. ‫پدرخونده‌م‌ـه که پولداره

‫خب، هیچوقت درمورد والدینت حرف نمی‌زنی، پس...

‫والد. فقط مامان

‫شانس آوردی

‫باشه. خب، این حرف یعنی چی؟

‫- ببین، فقط میخوام ازم خوشش بیاد، پس... ‫- آروم باش. عاشقت میشه

‫فقط استرس گرفتم

‫چی کار میتونم بکنم که آروم بگیری؟

‫برد. خُل شدی؟

‫داریم میریم طبقه‌ی 22

‫نوزده طبقه وقت داری ارضا بشی

‫آره

‫خدای من

‫آره!

‫آره

‫آره!

‫بیلی؟

More Farsi Persian subtitles for Sex/Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left