The first 200 lines.
«بیاتوموویز؛ مرجع فیلم و سریال بدون سانسور» :.: Bia2Movies.bid :.:
»» رضا کارگران «« :.:.: greatR :.:.:
اُه، خدایا
شگفتانگیزه
چی؟
- بگو چی شگفتانگیزه - تو
میگن وقتی به قلهی اِورست میرسی، سرگیجه میگیری
داغونی و تهوع داری
ولی تو بالاترین قسمت جهانی
- میبیننت! میبیننت - مهم نیست! مهم نیست!
یه لحظهی فوقالعادهست که قلب رو به تپش میاندازه
بیشتر مردم فقط یک بار تجربهش میکنن
که چیز خوبیـه
چون اگه خیلی بیشتر از اون حسش میکردی...
احتمالاً به کُشتنت میداد
این مُژهها رو نگاه کن
یعنی، خیلی خوشگلی
میدونی اینو؟
آره
هی
سلام
چی کار میکنی؟
داشتم فکر میکردم شاید بتونیم کاری که دیشب شروع کردیم تموم کنیم
همم؟
باید برم سر کار، عزیزم. دیرم میشه
باشه، خب دیر کن
- بیلی - چیه؟
چراغ روغن جگوار هنوز چشمک میزنه
کِی میخوای اونو درستش کنی؟
- ساعت 2 ماشین رو میبرن تعمیر - عالی
بای، دختر شیرینم
بابا! هی
مدرسه بهت خوش بگدره، باشه؟ دوستت دارم، رفیق
میبینمت
بای
برد درست میگه
من یه دروغگو هستم
خیلی بهش فکر میکنم
مشخصه
روزی که شروع کردم به نوشتن این متن خاطرات یادم میاد
اِلری امروز یک ماهشه و هنوز بیشتر شب رو بیداره،
که یعنی منم بیدارم
یه پیلهی عجیبه، این چند ماهِ اولش با یه بچهی جدید
بعضیها میگن، «منزوی کنندهست»
باشه
بله، بله، بله
باشه. بله، بله، بله
باید یادت بمونه که دوش بگیری، لباس بپوشی، بری تو دل دنیا
جون تو بدنت نیست
تا گردن تو گُهی
و خودت هم میدونی
چیزی نیست
با هادسون هم قضیه همین بود
خدای من
میدونم، میدونم
ولی بعدش بزرگتر میشن، راحتتر میشه
میدونم. چیزی نیست
فکر میکنی، «باید یکی دیگه بیاریم»
طوری نیست
و بعد یه روز بیدار میشی و میبینی یه آدم دیگه شدی
بیشتر از اونی که بتونی تصور کنی عشق حس میکنی
ولی همچنان...
نمیتونی فکر نکنی...
اون یکی دختره کجا رفت؟
فکر کردم اگه بتونم همهش رو از سرم خارج کنم، روی کاغذ بیارمش
حس بهتری پیدا میکنم
ولی حالا انگار نمیتونم بس کنم
بیدار شو، زیبای خفته
بیخیال
- نگیرش روی من اونو - نه
یه کیون به این معرکهگی باید توی فیلم ثبت و ضبط بشه
- الان ازت متنفرم - خب...
تا یه دقیقه دیگه ازم متنفر نیستی
خیلیخب
نگاهش کن
ما رو نگاه کن
هادسون
هادسون؟
هادسون
کجایی؟
هادسون، جریان چیه؟
قایم شدم
- چی کار میکنی، عزیزم؟ - نمیخوام برم مدرسه
میدونم
میدونم. میدونم که سخته
یه تغییرـه، ولی، آم...
ولی باید شجاع باشیم
درسته
باشه؟
تو میتونی
میدونم میتونی
بیا اینجا. بیا اینجا. بیا اینجا. بیا اینجا
بیا اینجا.
- هی، کانلی - آه، آره، فرانچسکا
- واسه خبرهای خوب حاضری؟ - حتماً
خیلیخب، همگی، گوش بدین!
تمام پیشنهادهاتون رو خوندم
و خوشحال شدم که بیشتر از یکی دو تاشون بدک نبودن
ولی میخوام کار رو با نانوجنیکز ادامه بدیم، انتخاب مهندسی زیستی کوپر
هفته دیگه شُرکا میان اینجا،
واسه همین کمک همه رو میخوام.
هر سوالی دارین، مسقیم برین سراغ کوپر
و میخوام اضافه کنم؛
خیلی از افراد اعداد و ارقام به نفعشون بوده،
ولی علاوه بر اون کوپر اشتیاق داشت، بینش داشت
اینجا فرصتی داریم تا یه تغییر واقعی ایجاد کنیم
اون چیزیه که توجه بقیه رو جذب میکنه
و...
من متوجه شدم
- تبریک میگم، کیوندهی خوششانس - مرسی، رفیق. شرکتِ خوبیـه
شرکت رو نمیگم که، دارم درمورد فرانچسکا حرف میزنم
اونقدر رفته توی کیونت، لامصب، حتما خارش گفتی
میخوای یه لطفی بهم بکنی؟ میخوای این پیشنمایشها رو برام شروع کنی؟
فقط به خاطر اینکه اون شرکتِ منو انتخاب نکرده
- باعث نمیشه میمون حساب و کتابت بشم - بیخیال. لطفاً؟
فقط یه چیزی هست که باید... باید برم انجام بدم
عزیزم، قراره کُلی بهت خوش بگذره
اون گورخرهای کاغذی که درست کردی یادت میاد؟
و نگاه کن! روری اینجاست. و همینطور هم کیتلین
سلام، همگی
باشه، بیا اینجا. بیا اینجا
روز خوبی داشته باشی، عزیزم، و درست بعد از ناهار میبینمت
قول میدم
- نرو! - اوه
نه، مامانی. میخوام پیش تو بمونم
صبح به خیر، هادسون
صبح به خیر
هادسون یه کوچولو مشکل تو انتقال به پیشدبستانی شدن داره
دارم میبینم
میدونم به محض اینکه از دیدش خارج بشم درست میشه
راستش، بهتره حرف بزنیم
چرا شروع نمیکنی کار کردن روی گورخرت؟
درست کنار روری یه صندلی هست
سلام، صبح به خیر
ببین، مشخصه که هادسون خیلی بهت وابستهست
- واضحه که خیلی دوستت داره - ممنون
و میدونم همه اینا بخشی از پروسهش حساب میشه
حقیقت داره، ولی شاید آماده نباشه
فکر کنم بهتره یه قدم برگردیم عقب تا وقتی بیشتر حس راحتی داشته باشه
- به نظرم بهتره بمونی - اُه، باشه
خب، میخوای برگردیم سرِ 10 دقیقه نبودن من، 10 دقیقه بودن؟
فکر کنم باید برنامهریزی کنی که کُل روز بمونی
جدی؟
خب، الان که به هرحال شاغل نیستی، درسته؟ پس...
صحیح
بله
تمرکزم همینه
- عالی! - آره
شاید بتونی یه مقدار خوراکی خُرد کنی تا وقتی هستی
- حتماً - عالی
سلام
باورم نمیشه خانم برندا میذاره تمام روز بمونی
حاضرم هرکاری بکنم تا بذاره پیش هانا بمونم
یه عالمه صحبت با بقیه و تجربه داره که هیچی ازشون نمیدونم
خیلی خوششانسی
دنیای کاملاً جدیدیـه
میتونم موقع ناهار یه ساندویچ برات بیارم
نه. طوری نیست. یعنی، لازم نیست همچین کاری بکنی
شوخی میکنی؟ دارم میمیرم ببینم هانا با کی ناهار میخوره
بی.اِف.دی موزیک، میتونم کمکتون کنم؟
سلام. ام...
- دنبال برد سایمون میگردم - همین الان رفتش
ممنون
سلام، خوش اومدین
سلام، آره. قیمتِ.. آم..؟
قیمت روزانهتون چقدره؟
- برنامهی ماهانهمون از 600 شروع میشه - نه، فقط یه روز احتیاج دارم
خب، میشه بعد از صحبت با یکی از مشاورهامون برای هفته آزمایشیمون ثبتنام کنی
اطراف رو نشونتون میدن و برای آبمیوهها تخفیف میگیرین
فقط حدود 40 دقیقه طول میکشه. راستش برندی میتونه همین الان نشونتون بده
یه ماه بهم بده. یه ماهه رو برمیدارم
- فوقالعاده - مرسی
- یه مقدار لباس لازمم میشه - فروشگاه حرفهای درست پشتتونه
بقای اشیاء
اسمش رو این گذاشتن
وقتیه که بچهها یاد میگیرن اشیاء
حتی وقتی نمیبینیشون به وجود داشتن ادامه میدن
که هنوز اون بیرون هستن، یه جایی توی این دنیا
حتی وقتی که برای 8 سال طولانی ندیدیشون
اینجا مثل قصر میمونه
مطمئنم یه شاهزادهی واقعی تو یکی از سوئیتهای درجه یکیشون زندگی میکنه
خبر نداشتم مامانت اینقدر با کلاسـه
آه، همیشه اینطوری نبود. پدرخوندهمـه که پولداره
خب، هیچوقت درمورد والدینت حرف نمیزنی، پس...
والد. فقط مامان
شانس آوردی
باشه. خب، این حرف یعنی چی؟
- ببین، فقط میخوام ازم خوشش بیاد، پس... - آروم باش. عاشقت میشه
فقط استرس گرفتم
چی کار میتونم بکنم که آروم بگیری؟
برد. خُل شدی؟
داریم میریم طبقهی 22
نوزده طبقه وقت داری ارضا بشی
آره
خدای من
آره!
آره
آره!
بیلی؟
No comments yet. Be the first to leave one.