The first 200 lines.
تقديم به همه پارسي زبانان
هميلتون با افتخار تقديم ميکند
''بدانيد و آگاه باشيد,کانک شرما به پشت گرمي بايا کانديدا شده''
...ما بايد راده بايا رو
يکبار ديگر بعنوان دبير اتحاديمون انتخاب کنيم
...اگه راده بايا برنده انتخابات بشه
ميتونيد بريد يه فيلم تماشا کنيد و مسايل شما مورد رسيدگي قرار خواهد گرفت
و ميتونيد با خودتون سر جلسه امتحان,تقلب بياريد
چشمک زدن به دختراي خوشگل هيچ ايرادي نداره
...گروه رقص مشهور هم اينک از دهلي وارد شدن
تمام مقدمات جشن فراهم شده
ما فقط در انتظار اعلام نتايج انتخابات هستيم
من خيلي روي اين انتخابات انرژي گذاشتم
''اگر توي اين انتخابات ببازيم,بايد برم خودکشي کنم''
''هي, همنت باهايا.چرا ميخواي خودکشي کني؟''
اوني که بايد بره بميره کانک شرماست خودم اون حروم زاده رو ميکُشم
عقلت رو ازدست دادي؟ چرا داري مزخرف ميگي؟
آلکس بهم گفت من اون حروم زاده رو ميزنمش
''تيواري,ول کن اين جفنگيات رو''
تو نبايد بلند بلند افکارت رو مطرح کني
راده
...دلبرم
...دلبرم
''...قلبم ميگه,دلبرم''
...به ديدنم بيا
هيچ وقت ازم دور نشو
''نه, نه, نه''
...من در دام عشق نميوفتم
...قلبم رو ندزد
به من نزديکتر نشو
''ببين,بذار بهت يه چيزي رو بگم''
''در عشق, وقتي ميگي نَه,معنيش يعني آره''
''بهانه دختر خوشکلا ديگه قديمي شده,هيچ کس تاحالا اونا رو کشف نکرده''
''اونا يه کلمه هم حرف نميزنن,چشماي اوناست که حرف ميزنه''
اونا دلهاي ما رو ميدزدن
...بهتره قبول کني
''اونايي که عاشق ميشن,اشکشون درمياد''
''بعضيها برنده ميشن,بعضيها بازنده,بعضيها لبخند ميزنن,بعضيها جيغ''
''بعضيها بيدار مشن,بعضيها هرلحضش رو توي خوابن''
''آون آتش به پا ميکنه,باعث ايجاد درد و رنج ميشه''
تو رو هم شکنجه ميده
''نه, نه, نه''
دلبرم
''...قبلم بهم ميگه,دلبرم''
...به ديدنم بيا
هيچ وقت ازم دور نشو
''اولين نسيم صبحگاهي,دنيا رو بيدار کن''
زنبورهاي عسل شروع به فعاليت ميکنن
پرندگان بالهاشون رو بهم ميزنن
''آزينهاي رنگارنگ همه جاي حياط ديده ميشن''
...جهت خير و برکت
...جهت اجابت دعا
''رادا به پات گُل ميريزه,اي کريشنا''
''...تنها تو در قلب مني''
اي کريشنا
اي کريشنا
''من ديوانه ي عشقم,من هوش و حواس ندارم''
"من کُشته مُرده تو هستم"
''...هر روز و هر شب,در درگاه تو''
''فقط نام تو را مناجات ميکنم''
''هرچي که دارم,از توئه''
''زندگيم پيشکش توئه''
''رادا به پات گُل ميريزه,اي کريشنا''
''...تنها تو در قلب مني''
...اي کريشنا
...صداي دل انگيز دختر شما هر روز صبح
تمام نگرانيهاي ما رو پاک ميکنه
''مدرست تموم شده.بعدش ميخواي چيکار کني فرزندم؟''
ميخواد بره دانشگاه دانشگاه به چه دردت ميخوره؟
آخرش بايد ازدواج کني
دامادم گفته که دوست داره دخترم بيشتر درس بخونه
''ميبينيم.واقعا رامشوار؟?''
''بله,عموجان.من که هيچي نشدم''
حداقل زنم تحصيل کرده باشه
پس تو زني ميخواي که بتونه انگليسي صحبت کنه
''اما حتما ميدوني که توي دانشگاه چه خبره, مگه نه؟''
بچه ها توي دانشگاه آگرا بيشتر فيلم نگاه ميکنن تا درس بخونن
نيرجارا اين تيپي نيست And she has lndu for company
She'll take the 7:35 a.m. Frontier Mail every morning
دانشگاه نزديک ايستگاهه ...به محض اينکه کلاسهاش تموم بشه
اون با قطار ساعت 16:35 برميگرده
...با دوري از کينه و دشمني
...در دنياي عشق
''ممکنه شادي رو پيدا کني,دوست من''
...يه زماني حيوانات,انسان رو ميکُشند
''...ولي الان که انساني حيواني رو ميکُشه''
چرا دنيا ساکته؟
اون مربا رو بده من
به من گفتن که ديروز توي دانشگاه يه بَل بَشو ايجاد شده تو هم دعوا راه انداختي
دعوا؟نه,برادر.من فقط پاهاشون رو شيکوندم
اگه به موقع نرسيده بودم,آدماي آلکس,کوناک رو کشته بودن
چرا بايد توي کاري که به يکي ديگه ربط داره دخالت کني؟
اون دوستمه.چرا وقتي يکي ميخواد خدمتش برسه بايد ساکت باشم؟
''وانگهي,اونجا دانشگاه منه''
دانشگات بود!چند سال از زمانيکه دَرسِت تموم شده ميگذره؟
...اما هنوز آويزون اونجايي.حالا به هر دليلي
ميخواي زندگيت رو به ولگردي بگذروني يا اينکه کاري چيزي پيدا کني؟
بسه ديگه.بذار صبحانش رو توي آرامش بخوره
يه دونه پوري بهم بده چرا يه دونه؟ پنجاه تا بردار
...غذاي مُفت بهش بده بخوره تا اين نرّه غول قويتر بشه
تا بتونه راحت به همه حمله کنه
پوريت,نونت و شيرت مال خودت
غذات رو بخور
راده نه
گوش کن,راده نه,خواهر
راحت شدي؟ از سر سفره بلندش کردي
آسمون که به زمين نيومده توئي که اونو خرابش کردي
...با اون موهاش ميره ول ميچرخه
چند نفر ديگه مثل خودش رو علّاف ميکنه
نميدونم توي زندگي ميخواد چيکاره بشه
راده يکي از دانشجوهاي قديمي دانشکدست
اون دانشجويهاي جديد رو همراه با دوستاش,از راه به در مکينه
نگاشون نکن راهتو برو
نگاه کن,راده.يه دانشجوي تازه وارد همراه ايندوئه
گوش کن ببينم
بيا اينجا
تو نَه.تو برو به کلاس و درست بِرِس
سال اولي هستي؟
B.A. pass course
بلد نيستي به بزرگترها سلام بدي؟
اينطوري نه.مثل اداي احترام سرباز بگو
هر وقت از کنار من ردشدي اينطوري سلام بده
چشم اون چيه؟
اين چيه؟ پر طاووسه
خودم دارم ميبينم.واسه چي گذاشتيش توي کتاب؟
اگه توي کتاب نگهش داري,دوتا ميشه
احتمالا تخم ميکنه
توي اون جعبه چي داري؟
واو!پوري همراه با سبزيجات
خوشمزس
نه, دستات رو با لباس من پاک نکن
چيکار داري ميکني,راده؟
دستت رو با اون پاک نکن اينکار گناهه
اسمت چيه؟ نيرجارا رائو
يعني چي؟ يعني چي؟ اسممه
اسم خيلي سختيه ازت پرسيدم معنيش چيه
نميدونم
کي اين اسم رو روت گذاشته؟ مادرم
خب از مادرت بپرس اون مُرده
پدرت زندست؟ بله
فردا که اومدي از پدرت بپرس
چشم دستت درد نکنه
تو منو از گناه کردن نجات دادي
...غذام
وقتي اون پر طاووس دوتا شد,يکيش رو بده به من
پدر!چرا مادر اسم منو نيرجارا گذاشت؟
براي اينکه مادرت مادرم رو خيلي دوست داشت
يعني مادر بزرگت رو اسم اونهم نيرجارا دِوي بود
خب معنيش چيه, پدر؟
چرا امروز اينو ميپرسي؟
بهم بگو,بابا.همه ازم اين مساله رو ميپرسن حتي منو دست ميندازن
...نيرجارا يعني
پول؟
بيا بگير
چاندو...يه ليوان چاي بهش بده
اي به چشم,راده بايا
!نات
صبرکن الان بهت ميدم
دست نزن چيکار داري ميکني؟
...بفرماييد
اذيتم نکن
منو ببخش راده غلط کردم
ديگه هيچ وقت از اين غلطا نميکنم به پات ميوفتم
خواهش ميکنم منو ببخش فقط اينبار رو
بخور
بخورش.يالا
بينتي,اگه بري بالا,عموت رو بيدار ميکني
بذار بخوابه,پاپا امروز يکشنبست
امروز روز تولدشه,نادون تولدشه
زود بيدارش کن.آماده ميشيم براي دعا بريم معبد
چقدر شد,آقا؟
هيچي, قربان...چطور ميتونيم از راده بايا پول بگيريم؟
سلام,راده بايا
شهرت بردارت رو ميبيني؟
گُل فروش ازش پول نگرفت
مردم از روي ترس بهش احترام ميذارن اونا بهم احترام ميذارن
و تو از اينهم خوشت نمياد ...ببين. اين چيزا
ميخواي بذارم برم؟ چطور دلت مياد بذاري بري؟
تو مرد فوق العاده اي هستي امروز روز تولد راده هستش
حداقل امروز بهش متلک نگو بيائيد,بيائيد بريم
...اي گوروي عزيز
پشت و پناهم باش
توي درس و دانشگاه کمک حالم باش
فرزندم,يه خورده فرني درست کن رامشوار دوست داره
چشم,پدر
به اسم چه کسي اين هديه رو پيشکش ميکنيد؟
به اسم راده موهان
...ببخشيد
لطفا تشريف بياريد
سلام سلام
پس تو دختر يه روحاني هستي؟
بله,ما برهمن هستيم
پدرم ميگه,اجداد ما در اين معبد ,روحاني بودن
...من چيزي در مورد اجدادم نميدونم.چيزي که من ميدونم اينه که
پدرجد من براي يه تيم انگليسي هاکي بازي ميکرد
پدربزرگ من با دو تا از مشهورترين بازيکنان هند هاکي بازي ميکرد
انگشت شصت پدرم توي وقت اضافه ي فوتبال ميشکنه
اونم ميره چوب هاکي ميفروشه
براي همينه که تو همه رو با چوب هاکي ميزني؟
چيه؟ چي شد؟
No comments yet. Be the first to leave one.