Release info

Wait in Beijing E38
A Commentary by hanchuhan20

Tags

other
Published on: 2022-03-12
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"افسانه ها داستان انسان های گذشته رو میگن"

"که توی تاریکی زمین زندگی میکردن"

"پرنده ی کوچک را فرستادند"

"تا مسیر روشنایی را پیدا کنند"

"بر فراز جزایر پرواز میکند"

"آیا میتونم مکانی برای استراحت پیدا کنم؟"

"شاید کسی باشه تا به حرفام گوش بده"

"شاید پیدا کردن خورشید، رویای خیلی بزرگی باشه"

"ولی من میخوام نور هدایت کننده تو باشم"

"گاهی انقدر تنهام که حمل مشکلات برام خیلی سخته"

"حرفایی که هر گز نمیتونم بهت بگم"

"دلیل ادامه دادنمون چیه؟"

"چرا داریم به جلو رفتن ادامه میدیم؟"

"دستایی که به خاطر مشت شدن؛ زخم شدن شاید بهتر باشه یه قدم عقب بریم"

"همیشه فکر میکردیم میتونیم این آزادی رو داشته باشیم"

"حالا که به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم هیچ چیز تغییر نکرده"

"وقتی احساس کردی عاشق شدی"

"توی مشتت بگیرش و هرگز رها نکن"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"بال های تنهام در نهایت"

"با پیدا کردن تو تونستن پرواز کنن"

"ممکنه کوچک باشه ولی در نهایت داستان ما رو رقم زدن"

"بیا تا به دنیای پر از گل های شکفته با هم نگاه کنیم"

"انتظار در پکن"

"اپیزود 38"

چرا هنوز برنگشته؟

ژنگ ژنگ؛ چرا انقدر دیر کردی؟

بیا یه چیز بخور تازه میخواستم میز رو جمع کنم

بابا؛ من گرسنه ام نیست

ساعت از نصفه شب ام گذشته چرا گرسنه نیستی؟

بعدا داد و فریاد میکنی که یه چیز درست کنم

بیا بشین یه چیز بخور

...گرچه چیز زیادی از

غذا نمونده

من مقصر نیستم کلی منتظرت موندم

ولی برنگشتی منم خیلی گرسنه ما بود

برای همین شروع کردم به خوردن؛

فقط همین باقی موند

ولی خیلی خوشمزه اس

اون موقع ها که جوون بودم ...میرفتم رستوران و باقی مونده غذا رو

چه گوشت و چه سبزیجات رو با هم قاطی میکردم

بابا

چرا انقد باقی مونده این، باقی مونده اون میکنی؟

منظورت رو فهمیدم

بزار یکم بهش فکر کنم

ژنگ ژنگ؛

میدونم چه اتفاقی بین شما افتاده

ولی چرا خودت رو قایم میکنی؟

تا کی میخوای به قایم شدن ادامه بدی؟

میخوای تموم زندگیت قایم بشی؟

شما کلی خاطره با هم دارید

آشتی کنید تموم بشه بره

باشه؟

باشه؛ فهمیدم نگران نباش

واقعا دختر خودمی

زیاد به این چیزا فکر نکن

برم غذا رو دوباره گرم کنم

یه لحظه وایسا

من باید باقی مونده غذا رو بخورم؟

اینطوری میفهمی وقتی جوون بودم چی کشیدم

"بعضی از آدما هستن که با وجود دور بودن"

"بازم بهشون اهمیت میدیم"

"اونا رو توی دلمون مخفی میکنیم"

"تا جایی که خودمون هم به یاد نمیاریم"

"و تنها بعد از به خاطر آوردنشون"

"میفهمیم چقدر دلمون براشون تنگ شده"

شیاو دو مشتری داریم

کسی نیست؟

دارم میام

سلام

اینا لباسایی هستن که خودم طراحی کردم

خودتون طراحی کردید؟

بوتیک به این کوچیکی چرا باید همچین کاری کنید؟

به نظرت خوبن؟

اینا کپی شده نیستن؟

همه اینا رو خودم طراحی کردم

بهتر نیست بریم پاساژ؟ باشه

ممنون که سر زدید

"خوبه که حداقل تو رو دارم"

آنا

شو تیان؛ یه مدتی میشه که ندیدمت

خیلی خوب چینی حرف میزنی

میخوای یه چیز بخوری؟

کی داره به کی یاد میده؟

یه ضرب المثلی هست که میگه؛

"یه کمربند؛ یه جاده"

جدیدا خیلیا چینی یاد میگیرن

به نظر من اون یه پیرمرد بی حوصله اس

...حتی حاضر نیست

یه کلمه انگلیسی یاد بگیره

اصلا انعطاف نداره

عمو یون خیلی باهوشه

پس من باید چیکار کنم؟

این نشون میده از تغییر میترسه

نگران نباش تنها کاری که باید بکنی؛ صبر کردنه

صبر کنم؟

کارت توی اون شرکت حقوقی بزرگ چطور پیش میره؟

اینجا چیکار میکنی؟

عمو یون؛ فکر نمیکنی من به اینجا تعلق دارم؟

به نظر من تو به چین تعلق داری

ولی من اینجا بزرگ شدم هیچ وقت نرفتم چین

میدونم

ولی فراموش نکن؛

تو چینی هستی

و نمیتونی این رو تغییر بدی

چین چه شکلیه؟

نمیتونم چیزی بهت بگم

بهتره خودت بری ببینی

برو خودت ببین اونوقت میفهمی چی میگم

بیا؛ یکم با هم چای بخوریم

بیا دیگه

بشین

برات یه چای خوب میزارم

"شو تیان"

"بلاک کردن مخاطب"

برنامه ی هفته ی مد چطور پیش میره؟

"همه چیز آماده شده"

میتونید برید بعدا میبینمتون

میبینمتون

چه بوی خوبی میده شیاو دو امروز چه سوپی آوردی؟

ازونجایی که سرما خوردید براتون سوپ تقویتی آماده کردم

شما که زنجبیل نمیخورید برای همین نریختم

ما که زنجبیل میخوریم

نکنه دوست پسر قبلیت اینطوری بوده؟

فقط یه دوست قدیمی

"دوست قدیمی"

شما دو نفر اول برید

چه بوی خوبی منم میتونم بخورم؟

بعد از اینکه گرمش کنم یکم برات میارم

ممنون

شیاو دو؛ اون هر روز بخاطر سوپ های تو میاد

شما دو نفر بیکار نمیمونید نه؟

تو خیلی مهربونی شیاو دو

خیلی هم خوشگلی چطور دوست پسر نداری؟

بس کن دیگه

شیاو دو که نباید با هر کسی ازدواج کنه طرف باید آدم حسابی باشه

آدم حسابی باشه؟ اینجور آدم که اصلا گیر نمیاد

فقط توی تلویزیون همچین آدمی میبینی

بس کنید دیگه

داشتم شوخی میکردم بابا مجبور نیستید اینکارو بکنید

شیاو دو مدیر لی

باهات کار دارم

ما دیگه باید بریم باشه؛ شما برید

خدافظ

مدیر لی؛

شیاو دو؛ بزار برسونمت خونه

نه؛ من با اتوبوس میرم

میخوام بابت سوپ ازت تشکر کنم

بزار تا یه جایی برسونمت

واقعا نیازی نیست به زحمت بیوفتید

بیا سوار شو نه؛ ممنون

شیاو دو؛

کوین؛ کی برگشتی؟

به نظر میاد خوب موقعی اومدم خیلی منتظر موندی؟

شیاو دو؛ ایشون دوست پسرت هستن؟ ...من

درسته مشکلی هست؟

شیاو دو واقعا دوست پسرته؟

پس من دیگه میرم فردا میبینمت

خدای من؛ اگه نمیومدی نمیدونم چطوری میخواستم خلاص شم

حالت چطوره؟

خوبم؛ مرسی تو چرا اینجایی؟

تنهایی؟

من با شنگ شیا به هم زدم

چی؟ ...به هم زدید؟ پس

شنگ شیا چی؟

اون برگشته پکن

برگشته پکن؟

برای همین اومدی دنبالش؟

نه؛ اومدم دنبال تو

اولین باره اومدی پکن نه؟ میخوای یکم با هم بگردیم؟ باشه

بیا بریم باشه

این دیگه چیه؟ خارج همچین چیزی ندارن؛ نه؟

اینو امتحان کن این یکی چیه؟

یه رازه چی؟

از اینطرف لطفا

بازم بهمون سر بزنید

...خانم؛ این لباس

چشمای تیزی دارید این جدید ترین لباسمونه

میخواید امتحانش کنید؟

"فکر میکنم خلاقیت نداره"

"هیچ احساسی رو انتقال نمیدن"

"داری باهام شوخی میکنی نه؟"

"ببخشید بابا؛ من اشتباه کردم"

"اگه انقدر خشن باشی؛ کی میخواد تحملت کنه؟

"تو ؛ از این به بعد هر جا بری منم میام"

"پس اگه برم خارج تو هم میای؟"

"معلومه که میام چرا نیام؟"

"باشه؛ پس ما با هم میریم خارج و اونجا درس میخونیم"

"و معروف میشیم"

"معروف ترین طراح های جهان"

"...درسته؛ ما تبدیل میشیم به"

"الگو های دنیای مد"

سلام؛ میتونم بهتون کمک کنم؟

نه؛ فقط میخوام به لباسا یه نگاهی بندازم ممنون

باشه؛ اگه به چیزی نیاز داشتید؛ خبرم کنید باشه

ژنگ ژنگ؟

واقعا خودتی؟

اصلا فکر نمیکردم که بیای دیدنم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left