The first 200 lines.
مترجـــــم: آري
زود باش بلند شو
زمين سرده
براي سلامتي بچه ات ضرر داره
تو کي هستي که نگران مني؟
هميشه دوست داشتم که يه گپِ دوستانه با هم داشته باشيم
برنده مالک همه چيزه
الان بايد خيلي به خودت افتخار کني
چرا اشک تمساح ميريزي؟
من اونيم که هميشه آرزوي مرگتو داشته
حالا برنده شدي،اگه جات بودم
تا فرصت بود زخم زبون ميزدم
احتمالا علتش همينه که ما با هم فرق داريم
من هرگز مرگ تو رو نخواستم
و هيچ وقت هم نخواستم بهت زخم زبون بزنم
ميدونم که ملکه و شاهزاده ها رو کشتي
تا منو متهم کني
بارها شاهزاده ژن بي رو متهم کردي تا بکشيش
حقا،اينقدر سنگدلي که
وقتي بهت فکر ميکنم هيچ کلمه اي به ذهنم نميرسه
.حقير
...تو
همسر نجيب زاده ژانگ
ظاهرت هنوز جوون مونده
اما روحت پير تر ازسنته
و پر از زخمهاي سر بازه
مريض يا خسته نشدي؟
کي هستي که دلسوزي منو ميکني؟
فکر ميکني کي هستي؟
يه خدمتکار از يه عمارت ويران شده
فکر ميکني هيچ کسي از گذشته زشتِ
بين تو و اربابت با خبر نيست؟
حتي اگه تو هم جاي من بودي دستات آلوده ميشد
اينقدر وانمود نکن که پاکدامني
اگه دلت ميخواد من بميرم فقط منو بکش تا دلت راضي بشه
همسر نجيب زاده
!برو گم شو
من اينجام تا يه پيام از طرف اعلي حضرت بهتون بدم
عفو عمومي صادر شده
به خاطر تاجگذاري ملکه جديد
تو هم بخشيده شدي
منظورت چيه؟
من در موردت از اعلي حضرت چيزي نپرسيدم ايشون هم هيچ اشاره اي به شما نکردن
علياحضرت شما سالها در کنار اعلي حضرت بوديد
بايد ميدونستيد که چرا اعلي حضرت در مورد شما چيزي نپرسيدن
شما مطمئن نبوديد که اعلي حضرت شما رو نميکشه؟
به همين دليل براي بخشش به اينجا اومده بوديد درسته؟
برگرد و به بچه ات برس
اون بچه بيگناهه
سعي کن ديگه دردسر درست نکني
اعلي حضرت گفتن که ايشون ميتونن گذشته رو فراموش کنن
اما فکر ميکنم اين چهار کلمه حرف بين ما کافي نباشه
چهار کلمه بيشتر بشنو
هرگــــــــز نبايــــــــــــد همديگـــــــرو ببينيـــــــــــم
.بدرود
درد داره؟
نه درد نداره
.زو جو
من گفتم سرم درد ميکنه ولي چرا به پام سوزن ميزني؟
.اعلي حضرت
سر رو درمون کن وقتي سر درد ميکنه پا رو درمون کن وقتي پا درد ميکنه
اين حقه هاييه که شارلاتان ها باهاش دارو هاشونو ميفروشن
.سر مهمترين عضو بدنه
خون 5 عضو داخلي بدن و انرژي 6 عضو داخلي
ميتونن توي سر جمع بشن
کاري که من کردم خون اين 5 عضو داخلي و
و سمي که داخل اون 6 عضو داخلي بودن رو پاکسازي کردم
.اعلي حضرت
شما بايد دارو مصرف کنيد خودم مرتب براتون دارو درست ميکنم
همين که داروها رو مصرف کنيد ديگه سرتون درد نميگيره
...دختر تو مهارت پزشکي داري
اما تو پر حرفي هم ماهري
چرا تو قصر نميموني؟
ميتونم تو رو جوان ترين پزشک ارشد سلطنتي بکنم
چطوره؟- .اعلي حضرت-
ميخوايد آينده منو خراب کنيد؟
من نميخوام تمام عمرم رو با اون پيرمردها تو دانشگاه حروم کنم
اگه اين کارو بکني پس کي ازدواج بکنم؟
.نه ممنونم
پس بزار ازت بخوام
الان کسي رو زير نظر داري؟
بهم بگو تا همين الان ترتيب ازدواجت رو بدم
الان؟
الان کسي تو نظرم نيست
اما دلم شوهري مثل برادر بي جي ميخواد که اونم قهرمان باشه
اما بيشتر شوخ طبع باشه،بيشتر رومانتيک باشه و بيشتر خنده رو باشه
و کمتر نگراني داشته باشه
چقدر عالي ميشه،بهش فکر کن
فقط همچين مردي به درد من ميخوره
فکر خوبي نيست؟
....اين دختر جداً
جداً چي؟
!جداً جاه طلبه
.واقعاً جاه طلبه
در واقع برادر بي جي تو ممکن نيست رومانتيک نباشه
بيا جلوتر
ميخوام يه رازي رو بهت بگم
جداً؟
.اعلي حضرت
شاهزادا و همسر پرنسس ژن بي اجازه شرفيابي ميخوان
بيارشون داخل- بله-
اعلي حضرت، من ديگه ميرم
بانو زو جو
اون رازي رو که بهت گفتم بايد بين خودمون بمونه
نبايد به کسي بگي
ميدونم
!من دهنم قرصه
هيچ کسي نميتونه از من حرف بکشه
خوبه
درود بر اعلي حضرت-
راحت باشيد
اعلي حضرت،حالتون بهتره؟
الان که بانو زو جو به من رسيدگي ميکنه حالم بهتر شده
ديگه سرم درد نميکنه
اين دختر خيلي دلنشينه
اون خيلي بامزه است
تو دکتر خوبي برام پيدا کردي
خيلي خوبه که باعث رنجش خاطر اعلي حضرت نشدن
اون اصلا ناراحتم نکرد من از مصاحبتش لذت بردم
هر دوتون با هم به ملاقاتم اومديد دوباره اتفاقي افتاده؟
اعلي حضرت،چيزي نيست
الان دوران آرامشه
براي بدرور گفتن اومديم
با من بدرود کنيد؟
وضعيت تو قصر و کشور به ثبات رسيده
اعلي حضرت الان همسر دانايي دارن
الان وقتشه تا با اعلي حضرت خداحافظي کنيم
ميخوايم از فردا سفرمون رو شروع کنيم
برنامتون بعد از اينکه از اينجا بريد چيه؟
ميخوام اوقات خوبي رو با پينگ تينگ بگذرونم
جايي ميرم که اون آرزو داره بره
و براي خشنوديش تا آخر عمرم هر کاري ميکنم
حالا که تصميمت رو گرفتي منم ديگه جلوت رو نميگيرم
ميدونم زماني که بهت قول دادم ديگه نميتونم زير قولم بزنم
حالا که آرزو داري زندگيت رو تو کوه ها بگذروني
برات آرزوي خير و برکت دارم
....فقط اينه که
هر جا که هستي يادت نره که هنوزم يه پادشاه داري
گاهي اوقات به من سر بزن
اينجا خونه توئه
من در ايالت جين بزرگ شدم
من هميشه مديون شما باقي ميمونم
و حتي بيشتر،اعلي حضرت
خوبه
خوبه
ايالت يان و ايالت جين اتحاد و دوستي آغاز کردن
ايالت جينِ بزرگ بر سر صميميت و قولش باقي ميمونه
به عنوان يه ايالت قوي ايالت يان
صميميت و دوستي بين دو پادشاه رو ناديده گرفته
هونگ قلبش شکسته و عميقاً نا اميد شده
پنج سال پيمان صلح بايد از امروز لغو بشه
بيشتر از صد هزار سرباز بايد در مزر يان و جين استقرار پيدا کنن
پادشاه يان مراقب اعمالتون باشيد
اگه به سرزمين ما تجاوز کنيد
جينِ بزرگ دوستي گذشته رو ناديده ميگيره و پاسخ سختي به شما ميده
توسط اعلي حضرت
!پاينده باد اعلي حضرت
ارباب جوان،گرفتمش
ارباب جوان،اينجا پر از خاکه
برگهاي ريخته شده جارو نشدن
به نظر نمياد اين اواخر کسي به اينجا اومده باشه
بريم تو يه نگاهي بندازيم
ارباب جوان،قفل در زنگ زده
قفل در حتي براي مدت زيادي بسته نشده بوده
اگه ميخواستن با اين اسلحه ها بجنگن
حتماً سربازان ما کشته ميشدن
ما بيشتر رازهاي خانواده گويي رو فهميديم
بايد کاملا ازشون تحقيق کنيم
همين که مدرک داريم گويي چانگ چينگ فقط ميتونه بميره
به پرنسس خوش آمد ميگيم
!زنده باد پرنسس
خدمتگزاران عزيزم،بلند شيد
من منتظرتون گذاشتم
ممنونيم،علياحضرت
علياحضرت
سفر طولاني بوده
من اين مکان رو به دقت تميز کردم
و منتظر رسيدن علياحضرت شدم
علياحضرت،از اين طرف،لطفاً
علياحضرت،خواهش ميکنم
پرنسس
من در مورد اتفاقي که افتاده شنيدم
ما بايد مسيرها رو باز کنيم و تجارت رو شروع کنيم
به خاطر اشتباهي که خو شيا مرتکب شده
هرچند علياحضرت بايد اينهمه راه رو به خاطر اون بيان
براي عذرخواهي کردن با اين خفت
اگه من بودم هيچ شرطي رو قبول نميکردم
علياحضرت،نگران نباشيد
حالا که علياحضرت اومدن اينجا با خيال راحت تو خُوارونگ بمونيد
يکم استراحت کنيد
فکر کنيد اينجا منزل خودتونه
کدوم سرزمينه که به فرمانرواش متعلق نباشه؟
ممکنه خُوارونگ دور باشه اما متعلق به ايالت باي لانه
قطعاً اينجا خونه منه
بله،علياحضرت درست ميفرمايند
اينجا خونه علياحضرته
منظور ژنرال جوان اين بود که خُوارونگ خيلي دوره
و علياحضرت به ندرت به اينجا سر ميزنن
ميخوايم مطمئن بشيم که علياحضرت راحت هستن
دقيقاً ميخوايم مطمئن بشيم
No comments yet. Be the first to leave one.