The first 200 lines.
مطمئنی؟
باید انجامش بدم
شکستن پیمان با قدرتمندترین جدونامهای ...که تا حالا ساخته شده
مسئلهی بزرگیه
"میخواستم بگم "خودکشیِ احتمالی
نمیتونم بدون جادو زندگی کنم
Bain na ceangail seo، Cuir deireadh leis an ngeimheal seo
خیلیخب، پس
مقامات همچنان در جستجوی پاسخی برای این موضوع که
بعد از اینکه 5 بچهی کاملا بیمار ادعا میکنند که فرشتهای شب هنگام ظاهر شده
...و از بیماریهایی مانند سرطان، بیماری کرابه و درمانشان کرده است
واو، شنیدی؟
خوشحالم که توی تیم پاسخگو نیستم
هی رفیق، دارم سعی میکنم مطالعه کنم
اره، اساطیر یونانی
خیلی توی زندگی واقعی به کار میان
دیدی؟ دوباره شروع شد
و ما قراره چیکار کنیم؟ هیچی
قوانین رو میدونی باید منتظر اجازه باشیم
سه ماهه که داریم همینکارو میکنیم
صدای زنگ رو میشنویم ردِ جادو رو میزنیم
مشخص میشه که تلهی پرکسیسها بوده
و ورا مجبورمون میکنه اینجا بشینیم و منتظر بمونیم
و منتظر بمونیم، و منتظر بمونیم، و منتظر بمونیم
!و منتظر بمونیم
معامله همین بود، باشه؟
معاملهی بدیه جک، مثل اینه
که حقوقت رو به ارز بیتکوین بدن
هیچوقت نباید امضاش میکردیم
اگه لیلیث اینجا بود، هیچوقت امضاش نمیکردیم
ملحق شدن به فرقه تنها راه برای حفظ کردنِ شوالیهها بود
ولی ما شوالیهها رو حفظ نکردیم کردیم؟ یا، اه
نمیتونی حساب کنی؟
ما به لذتِ مگوس کبیر خدمت میکنیم
دیدی، این یه چیز دیگهس
وقت برای تئوریهای تو راجب هیمیش و ورا ندارم
من بهشون میگم ورمیش
نمیتونم این امتحان رو بیفتم
هنوز فکر میکنی باید منتظر اجازه بمونیم؟
همه کجان؟
بنظر میخواستن یه لپروکون رو بگیرن
وایسا ببینم، لپروکونها واقعین؟
اره
بجز اینکه از خز پوشیده شدن و چنگ و دندونهای تیز دارن
هاه
نگاه کن، لباسای یکی
پس اینجا بودن
...و بعدش یه صدای بلند اومد و یه نور قرمز و حالا
!توله سگ
سلام سلام
میدونی اینجا چه اتفاقی افتاده؟
شرط میبندم که میدونی
شرط میبندم که میدونی
اه... رندال این توله سگها جدیدن
میدونم
هنوز بوی تازگیشون رو دارن - نه، رفیق -
فکر کنم اینا اعضای پرکسیسن که تا اینجا دنبالشون کردیم
!عق
خیلیخب، جدا میشیم
باشه
رندال، توله رو ول کن
ولی براش اسم انتخاب کردم
همینجا بمون، بندیت
سلام
Basc chun báis!
جک، باید اینو ببینی
...هی، الان دیدم
پشمام
اره، منم همین رو گفتم
ولی صندوقهامون نیستن
کدوم هیولایی زیتونهای سیاه رو میذاره رو پیتزای هاوایی؟
الیسا دریک
اون اونجا بود؟
چرا؟ - براساس کتاب و پیتزا -
بنظرم توی حالتِ تحقیقِ تمام عیار بوده
تحقیقِ چی، دقیقا؟
میخواستم ازش بپرسم ولی خیلی با له کردنم به دیوار مشغول بود
فکر میکردم جادوش ناقصه
بنظرم کاملا سالم بود
جایگاهت رو یادت باشه، شاگرد
راجب توله سگها بهم بگید
این دختره بندیته
و این یکی دختره لَری، دیدی؟
...بندیت مالِ منه، ولی
کی به توله سگها اهمیت میده؟
گرگهای شما اجازه دادن یه خیانتکار قسر در بره
همچنین ما یک سوم وسایل دزدیده شدهتون هم پس گرفتیم
اره، "ما" کاملا
وسایلی که مجبور به پس گرفتنشون نمیشدیم
اگه شما از اول ندزدیده بودینشون
هر چقدر که میخوای سرزنشمون کن پرکسیس همیشه فرقه رو زیر نظر داشته
فقط بحثِ زمانش بود
اعمالِ شما باعث شدن بسیار راحتتر این اتفاق بیفته
مشاور کپلر، مثل همیشه نظر شما محترمه
هرچند، این یورش یه موفقیت بود
فکر میکنم شوالیهها لیاقت پاداش رو دارن
من شما رو به رتبهی مجیستراتوس ترفیع میدم
پنج امتیاز به گریفیندور
ورا، لطفا
باید یه مهمونی بگیریم
فکر کنم همه موافق باشیم
الیزابت، اگه مقدماتش رو ترتیب بدی
من شراب سفارش میدم
شامپاین، لطفا
ما با پرکسیس توی جنگ هستیم، توهین آمیز بود
همش همین
رندال، رفیق، فکر کنم باید یکم با هم صحبت کنیم
راجبِ چی؟
چیزی میخوای بگی اقای مورتون؟
...خب، فقط داشتم فکر میکردم
اگه دوباره الیسا رو دیدم شاید بتونم متقاعدش کنم برگرده
خانم دریک انتخاب خودش رو کرد
گفتی یه نور بوده
قرمز بود؟
میدونی چی بود، مگه نه؟
یه تئوری دارم
اگه درست باشه، روزهای تاریکی پیش رو داریم
بهت توصیه میکنم خودت رو اماده کنی
مرموز، عالیه، خودم رو برای چی اماده کنم؟
بدترین
همیشه برای بدترین اماده باش اقای مورتون
از مهمونی لذت ببر
شامپاین؟
پس همهی وسایل غار رو دزدیدن، راجبش دروغ گفتن
تقریبا دو بار ما رو به کشتن دادن
و بهشون ترفیع داده شد؟
عجب کصشرایی
یه مگوس کبیر واقعی تا الان کشته بودشون
ممم
عصر بخیر، مربیها
مراسم قشنگیه، مگه نه؟
مجیستراتوس
اگه شما میگید پس حله
رندال، باید صحبت کنیم
اوه، ببخشید نیکول
من واقعا توی حالتِ تئاترِ
"این تقصیر توئه که لیلیث توی جهنمه" نیستم
خب، این که تقصیر تو هست
عالیه، از مهمونی لذت ببر
اخرین یورش شما... یه کتاب هست
فکر میکنم این همون کتابه
همونی که کمکمون میکنه نجاتش بدیم
اوه باشه، بذار هوشیار شم
چیپس میخوام
و زیتون و بادام
فردا خوبه
ساعت یازده اینجا باش
یازده، اینجا
اینجاست
اره
سلام
دوباره داریم دعوا میکنیم؟
باشه، ازت میخوام منو توی جریانش قرار بدی
حتما شوخیت گرفته
چیه؟ ورا ازمون خواست خونههای مخفیِ پرکسیس رو پیدا کنیم
بخاطر همین بهشون میگم پرکسیسهای عوضی
وقتی این اسم رو ساختی منم اونجا بودم یادته؟
اره، یادمه
...خب، شاید اون رویداد خاص رو یادم نباشه، ولی
بعضی وقتا دلرباییت زیاد هم دلربا نیست
جدی؟ - ممم -
الان
چطور؟
ممم
اینجا چه مرگشه مرد؟
همه خیلی جدی گرفتن
اره، این یه بطری 300 دلاریه که بعدا قراره بالا بیاریش
جدی؟
...در اون صورت
نه، ممنونم، من خوبم
چته تو حاملهای؟
بیخیال، اگه سریع باشیم میتونیم قبل از اینکه مخم بی حس بشه برسیم به خلوتگاه
نه، نمیتونیم بریم این مهمونیِ ماست
بچهها، ما شوالیههای سنت کریستوفر هستیم
ما بیرپانگ و قلعههای فنری داریم نه
هرچیزی که این هست
این یه چوب کرفس هست تو دقیقا میدونی کرفس چیه
بهم نگو چی میدونم
تو دیگه رهبر ما نیستی هیمیش
رهبرها پیداشون میشه
من داشتم به مگوس کبیر کمک میکردم
اره، داشت "کمک" میکرد
محض اطلاعتون اگه نمیفهمید، ما توی جنگیم
میدونم ما هستیم، ولی تو چی؟
بریم
کصکشایِ عوضی
مشکلات اخلاقی؟
هیچوقت فکر نمیکردم باید بین دوستام و صداقتم یکی رو انتخاب کنم
شاید اونا درست میگن شاید باید باهاشون به یورش بعدی برم
الان نمیتونم معافت کنم
توی پروژهی تحقیق بهت نیاز دارم
تا حالا راجب فوران تارتاروس شنیدی؟
همیشه فکر میکردم که اینا افسانه هستن
داستانهایی که پدرم برای ترسوندن من از جادو بهم میگفت
Qui fractus, sanetur
...و بعد یکیشون رو دیدم، و
باور نکردنیه
ممنونم - دقیقا -
ممنونم
سالوادور، قضیه جدیه
No comments yet. Be the first to leave one.