The first 192 lines.
گروه مترجمين آريايي تقديم ميکند
Episode 5
داري چکار مي کني؟
دستت رو بده
بهت مياد
از وقتي که بچه بودم، هيچوقت از ظاهرم خوشم نميامد
شکل ظاهريم، رنگ پوستم ، مدل موهام
اينکه با بقيه متفاوت بودم رو دوست نداشتم
هي بچه ها! شما يه بوي بدي حس نميکنيد؟
چرا
پرنسس پيازي حمله کرده
هي پرنسس نفست رو نگه دار
آفرين، آفرين
!يه هفته شده
واقعاً مي خواي مدرسه رو ترک کني؟
من مي خواستم که مثل اونا باشم
با اين وجود اين رو هم مي دونستم که چنين معجزه اي وجود نداره که باعث اين اتفاق بشه
يه جوجه اردک زشت نميتونه يه قوي زيبا بشه
چون در دنياي واقعيت معجزه ها واقعاً اتفاق نمي افتند
همون موقع، من تائه جون رو ديدم
اون توي آسمون پرواز کرد در حالي که مي گفت
'معجزه اسم ديگر پشتکاره'
تصميم گرفتم براي اولين بار در زندگيم به معجزه ها اعتقاد پيدا کنم
اين شد که تصميم گرفتم ورزش "دو" رو شروع کنم
و به جاي قايم شدن، مقابل مردم بايستم
و
جا هي، تو ميتوني اين کار رو بکني...مگه نه؟
البته
قبل از مسابقه چيزي هست که بخواي بگي؟
معجزه اسم ديگر تلاشه
چي گفتي؟
يه معجزه اتفاق افتاد
تغييري ايجاد نشده بود، فقط يه معجزه همه چيز رو عوض کرده بود
اراده ي واقعي براي نرفتن همون معجزه اي رو ساخت که تائه جون گفته بود
اون معجزه اسم ديگري براي يک تلاش بود
سلام به مربي ورزش من من جا هي هستم
فقط ببين چطوري يک معجزه سبب شد که من وارد دنيا بشم
مربي، لطفاً به تائه جون کمک کن تا دوباره بپره
من حتي توپي رو که ازت قرض گرفته بودم بهت پس ندادم
فکر مي کنم مجبورم برگردم آمريکا
چرا اومدم اينجا؟
فکر کنم از اول اشتباه بود
تو مجبور نيستي اين کار رو بکني
من بايد اين کار رو بکنم
مسأله اي نيست
!مراقب خودت باش سانچو
به اميد ديدار
بايد سخت بوده باشه
به خاطر وجود تو.....اشکال نداره
!به هر حال
تو نميتوني پرش ارتفاع رو ول کني
تو فقط از روي لج بازي اينو گفتي...نه؟
من روي چيزي که تو گفتي فکر کردم
يک معجزه اسم ديگر يک تلاشه
من اومدم تا ببينم تائه جون مي پره، هيچ چيز ديگه اي هم مهم نيست
...تائه جون
تو گفتي که اومدي تا پريدن منو ببيني
و الان مي خواي بري؟
...تائه جون
...نرو !گو جا هي
داري منو اذيت مي کني، باز چي شده؟
...هي، ميدوني چيه
چيزي نيست
چيه؟ يه چيزي مي گي و نصفه ميذاريش؟
نه...نه چيزي نيست، من فقط دارم مي خوابم
!هي ...احياناً تا حالا تو
احياناً، فرضاً،اتفاقاً ...چي؟
...منظورم اينه که، اين چيزي که من دارم ميگم
بنا به دلايلي، داشتن اين احساس
....يعني
...اينکه بخواي لب هات رو بذاري روي لب يه پسر ديگه
يه پسر... بخواي چکار کني؟
مهم نيست، هيچي
اين داره چه چرندي ميگه؟
...زندگي
مثل گلوله هاي شکر حل نشده توي
اسپروسس
اکسپرسو
ميمونه
(اَه..گوجيل گوجيل (پيچيده_آشفته
واقعاً بايد بيشتر مراقب بود
فروش اين زيرنويس در فروشگاه هاي عرضه فيلم و سريال ممنوع مي باشد
...تائه جون
مي خواد دوباره بپره
به اين زودي کجا رفته
زيرنويس اين سريال را گروه مترجمين آريايي به شما تقديم ميکند مترجم: مينا 28
w
ww
www
حواست به من هست...نه؟
.سرعت شروع با 30 کيلو شروع کن
از خط شروع تا نقطه پرش بايد 5 ثانيه طول بکشه
هرچه نزديک تر ميشي بايد روي قدمهات بيشتر دقت کني
با 100 درصد فشار روي پاي چپت فشار بيار
با بالا کشيدن بدنت به خودت کمک کن
هي، گو جا هي، تو اونجايي؟
در رو باز کن
چي شده که يکدفعه در رو قفل کردي؟
شما ها هم بايد در دستشويي رو ببنديد
نه...نبايد
!واقعاً فوريه
شوخي رو بس کن و در رو باز کن
اين دستشويي عموميه؟
برو يه جاي ديگه
چرا تو اينجوري هستي آخه؟
برو کنار...کي داخله؟
! گو جا هي
هي، گو جا هي در رو باز کن
چرا يک دفعه اي اينطوري ميکني آخه؟
ارشد محترم، با اون همکلاسيم که دوستش دارم همکاري کن
OK? اگه مي خواين سبک بشين، برين يه جاي ديگه
!هي
دارم ديوونه ميشم
واقعاً که....ببين به خاطر تو سر صبحي...شلوارم
تو شلوارت چکار کردي؟
...نکنه
...فقط گفتم بابا
براي چي تو يک دفعه در رو قفل کردي؟
براي اينکه قفل در قبلاً خراب بود
واقعاً فکر مي کردي چون دوست دارم اجازه مي دادم بياي توي دستشويي مون؟
حالت خوبه؟ !مراقب باش
!آره...خوبم
شرمنده ام..اما ممکنه بري کنار؟
من بايد براي مسابقه تمرين کنم
نشنيدي...چي گفتم؟
گفتم برو
اين چيزي نيست که تو بخواي خودتو درگيرش کني
اونقدر که فکر مي کردم باهوش نيستي يه جورايي احمقي ...ها؟
به نظر ميرسه که يادت رفته اما الان زمان تمرين منه پس
ازت خواهش ميکنم که گم شي
!واقعاً
اونجا چه خبره؟
تو تيم ورزشي رو ترک نکردي؟
من ميخوام که برگردم
هي کانگ تائه جون، فکر مي کني چون هميشه اينطوري بوده هر وقت هر چيزي رو بخواي مي توني بدست بياري؟
هر وقت دلت مي خواد بري
و هر وقت خواستي دوباره شروع کني؟
اينطوري نيست
!چي؟
مطمئنم که گفتي مي خواي کنار بکشي و من هم بر اساس اون عمل کردم
...برو
برو چون الان بچه هاي تيم بايد تمرينشون رو شروع کنند
تو اينقدر به سانچو نزديک شده اي که بهش غذا بدي؟
من هنوز هم باهاش راحت نيستم
اما معمولاً تائه جون غذاش رو نميداد؟
اين به خاطر اينه که از اين به بعد تائه جون سرش خيلي شلوغ ميشه
هي، تلفنت زنگ ميزنه، نمي خواي جواب بدي
نه، تماسيه که نبايد جواب داد
اين ديگه چه جور تماسيه؟
نمي خواي جواب بدي؟
اين هم تماسيه که نبايد جواب داد
همين الان خودت گفتي اين حرف بي معينيه
کيه؟
يه دختره
پس چرا جواب نمي دي؟
آخه مثل اين ميمونه که من نمي دونم چي بگم
هي، به اين ميگن طناب کشي
پسرا لازمه که يه ذره رمزآلود (مشکوک) رفتار کنند اينطوري محبوب ترند
اگه تو دوستش داري، پس دوستش داري طناب کشي ديگه چيه؟
...تازه چي ميشه اگه طناب پاره بشه و پشيمونيش برات بمونه
من، هيچي در مورد دخترا نمي دونم
گو جا هي، تو چيزي در مورد دخترا ميدوني
منظورم اينه که....يه مقدار خيلي جزئي
ييش....تو؟چي ميدوني؟
ييش...چي ميدوني؟
بله؟
اُه، تائه جون
بشين
براي چي اينهمه راه رو آمدي تا اينجا؟
بفرماييد خيلي خوبه که آمدي
منم مي خواستم بيام ببينمت
بايد در مورد يه چيزايي با هم صحبت کنيم
نظرت در مورد شرکت در يک نمايش متفاوت چيه؟
...متأسفم، اما
موضوع چيه؟
براي چي متأسفي؟
من مي خوام دوباره شروع کنم به پريدن
به خاطر صدمه اي که ديده بودي، برات مشکل نيست؟
متأسفم
راستش رو بخواي، من مخالفم
اگرچه تو وانمود مي کني که حالت خوبه اما بقيه فکر ميکنن تو هنوز مشکل سندروم ييپز داري
وقتي که تو اعلام کني که دوباره شروع مي کني، اما نتوني مثل قبل بپري
اوضاع از ايني که هست سخت تر ميشه
در موردش فکر کردي؟
من فقط ميخوام دوباره بپرم
اين به اندازه کافي دليل مناسبي نيست؟
با پدرت در موردش صحبت کردي؟
اون با من کاري نداره
ما قراره چکار کنيم؟
اعتماد به نفس داري؟
اونطوري نخند! خودت هم ميدوني من در برابر خنده ات ضعيفم
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.