The first 195 lines.
: قسمت 11 " جاده ای به برلین "
ها ؟
... درسته ... من
! درسته ! شیزوکا چان
. هاتوری سان حالش خوبه
. فرمانده مینا
اون خسته بود ، الان داره . در پایگاه استراحت میکنه
. ولی هیچ صدمه ای ندیده
. باید از تلاش هایی که کردی تشکر کنیم
. خیالم راحت شد
. به نظر میرسه که وضعیتت بهتر شده
. سعی کن از جادوت استفاده کنی
. چشم
چی ؟
. همونطور که فکر میکردم . تو از همه جادوت در عملیات دیروز استفاده کردی
. تو نمیتونی یه هفته پرواز کنی
. در این زمان تو قادر به جنگیدن نیستی
. که اینطور
. ولی شیزوکا چان حالش خوبه ، من خیالم راحته
. میافوجی سان
با من میای ؟
. بله
فرماندهی عالی ارتش ؟
. درسته . توی آمستردام
... ببین چقدر تانک
. لانه برلین به دیواری تبدیل شده که برلین را محاصره کرده
. این نیروی سطحی برای مبارزه با اونا در نظر گرفته شده
! ساکاموتو سان
شما با من نمیای ؟
. من باید در پایگاه بمونم
. مینا . روت حساب میکنم
. خیالت راحت
! بیاین تو ! برای کنفرانس دیر میرسیم
. پس این کارا بکن
. ما به ده روز زمان نیاز داریم تا افسر میافوجی بتونه دوباره پرواز کنه
چی ؟
. دستورات من برای حفظ قدرت خودش بود
. با اون حمله ممکنه کیل را از بین برده باشیم
. ما تمام تلاشمونا کردیم
. ولی به نظر میرسه هر لحظه قدرتش کمتر میشه
. ما میخوایم عملیات ده روز تاخیر بخوره
اینجوری میتونیم اطمینان حاصل کنیم که اون . با وضعیت مناسب وارد جنگ میشه
... ده روز
، من خیلی دوست دارم بشه . ولی فقط ما نیستیم که درگیر اینیم
. سر جوخه ، ما آماده ایم
. خوبه
... میافوجی سان
تو میخوای ما ماموریت را به تاخیر بندازیم ؟
. بله
. ما به ده روز زمان نیاز داریم تا گروهبان میافوجی را به حالت اول برسونیم ... و بعد
ده روز ؟
میدونی ما چقدر پول هزینه میکنیم ؟
. عملیات در حال حاضر به تاخیر افتاده
. دیگه نمیتونیم صبر کنیم
! ما خودمون برلینا پس میگیریم
شما فقط با ارتش خودتون برلینا پس میگیرین ؟
! فقط ارتش ما میتونه این کارا انجام بده
ارتش شما چیکار میتونه بکنه ؟
. فقط نیروهای نخبه ما میتونن نوروی را شکست بدن
! ارتش ما اونا را شکست میده
! ارتش ما
تو شکست خوردی ، چیکار میتونی بکنی ؟
! حالا میبینی
شما چه غلطی میتونین بکنین ؟
! بهتر از ارتش شما هست که از آدمای بدبخت خیابانی تشکیل شده
، عملیات همونطور که برنامه ریزی شده بود . فردا صبح آغاز میشه
. تاخیری نداره
. خیلی متاسفم
. حتی ما هم کاری از دستمون بر نمیاد
... پس من
، اگر نتونیم ماموریتا به تاخیر بندازیم . تو فرصتی برای بازیابی قدرت جادوییت نداری
. یعنی من نمیتونم شرکت کنم
ها ؟ اون نیست ... ؟
چی شده ، هیکاری ؟
... اونا قبلا یه جایی دیدم
مینیا ؟ و جادوگر از فوسو ؟
اینجا چیکار میکنه ... ؟
... مجموعه 501
اونا در برابر دیوار نوروی در برلین چیکار میخوان بکنند ؟
. همه چیز بد به نظر میرسه
. ما نمیتونیم نگهبانمونا منتظر بزاریم
. درسته
. هیکاری بیا
! اومدم
. درسته
. من دیروز زخمی شدم
! میافوجی سان
! میافوجی سان
... افسر ساکاموتو
... اینجا
. درسته
... گروهبان میافوجی
... میافوجی سان
هاتوری ؟
حالت خوبه از تخت اومدی بیرون ؟
! اون ... اون ... اون واحد
! این شیندنه ! همون واحدی که میافوجی ازش استفده میکرد
... ولی قدرت جادوییش
. اون به خاطر اینکه من موفق نشدم از همه جادوش استفاده کرد
اون میخواد برای عملیات بعدی ازش استفاده کنه ؟
. فرماندهی نیاز به استفاده از میافوجی داشت
. و شنیدم سلاح نهایی ما در جنگ بعدیه
. من تمام شب و روز کار کردم تا به درخواست ساکاموتو اون مشکلا حل کنم
... پس
. دکترِِ میافوجی شگفت انگیزه
. نمیتونم باور کنم که راندمان قدرت جادویی چقدر بالا هست
... اما با استفاده از قدرتش چیزی برای انجام این کار وجود نداره
! صبر کنین ، فرمانده جوخه
! لطفا
. صبر کنین تا عملیات شروع بشه تا قدرت جادوییش بهبود پیدا کنه
! هاتوری
. تغیر افراد در رتبه تو غیر ممکنه
. ولی
. اون خیلی تلاش کرد تا بتونه فشار جادوییشا کنترل کنه
. اون هنوز نمیتونه بجنگه
. این سرنوشته
! افسر ! خفه شو
! من دستور میدم
. وجود شیندن بسیار محرمانه هست
. نباید کسی با خبر بشه
. میافوجی بخصوصه
. اگر اون بفهمه مشکل پیش میاد
فهمیدی ؟
. بله
. ما اونا اینجا مخفی میکنیم و برای فردا حمل میکنیم
فهمیدین ؟
. دریافت شد
. هاتوری
. دریافت شد
! شیزوکا چان
. خیالم راحت شد حالت خوبه
جاییت آسیب دیده ؟
... نه اصلا . خیلی خوبم
... ولی تو میافوجی سان
. آه جادوما میگی ؟ چیزی نیست چیزی نیست
. مشکلی ندارم
پس چه زمانی عملیات آغاز میشه ؟
. برای فردا برنامه ریزی شده
. که اینطور ، فهمیدم
، اگر اورسولا سان اینجاست یعنی سلاح جدیدی هست ؟
. نه
. ما به هیچ وجه از اون استفاده نمیکنیم
درست میگم ، افسر اورسولا ؟
. بله
. از اون استفاده نمیکینم
عه ! پس اینطوریه ؟
. من می خواستم اونا ببینم
! من ... من اشتباه کردم
. شیزوکا چان
! منا ببخش میافوجی سان
! منا ببخش
چی شده شیزوکا چان ؟
... هاتوری سان
، لانه نوروی ، گرگ . از دیوار ها تغیر شکل داده و برلین را محاصره کرده
. این عملیات ، عملیات ویکتوریا
. هم تئاتر غربی ما را مجبور خواهد کرد
، با تخریب واحد اصلی در مرکز دیوار ها
. این بار ، به خوبی قادر به پس گرفتن برلینه
. اما با اون دیوار ها نمیتونیم نزدیک بشیم
. اگر از هوا حمله کنیم ، اون تیرهای قدرتمند سرنگونمون میکنن
. تانک های ژنرال پاتون با اونا مقابله میکنه
. و این سلاح نهایی ماست
" آندکروزِِر رات "
! بزرگه
. در کارسلند ساخته شده ، من مطمئنم
... یه چیز مسخره دیگه
. ماموریت مجموعه 501 اینه که حمله را از نوروی نوع دیوار متوقف کنه
. و یک واحد "رات" که در محدوده شلیک قرار داره دفاع میکنه
ما فقط از اونا مافظت میکنیم ؟
. این یه استراتژی متمرکز بر شکست دادن نوروی روی زمینه
، همچنین ، با توجه به گروهبان میافوجی دریاچه قدرت سحر و جادو ما
. اون در کیل میمونه
... میافوجی سان
. همگی ، آماده بشین برای راه اندازی
. هاتوری سان
دیشب تونستی بخوابی ؟
. بله خوب خوابیدم
. درسته ، زیاد نگران میافوجی سان نباش
. یوشکا چان از پس خودش بر میاد
! بریم
! چشم
! میافوجی سان ، من ، تمام تلاشما میکنم اینجا کار بزرگی انجام بدم
! در کیل منتظرم باش
... زمان نهایی
. آره ، زمان راه اندازی "رندکروز راته" هست
. با برای آوردن این مورد به بندر کیل نیاز داشتیم
! اون نوروی های دیواری جلوی ما ایستادند ، نابودشون میکنیم
میافوجی ؟
چی شده ؟
. من یه درخواست دارم
چرا میافوجی دوباره به پایگاه برگشت ؟
. شنیدم اون داوطلبانه در کیل مونده
. اون نمیتونه بدون قدرت جادویی مبارزه کنه
. شاید اون می خواست از نگرانی هاتوری جلوگیری کنه
... اون
No comments yet. Be the first to leave one.