The first 200 lines.
از اونی که تو فکرشو میکنی اونجا اتفاق بدتری افتاده
ما به میل خودمون اونجا پا نذاشتیم
به خاطر همینم اون آدما ذست از کاری که داشتن انجام میدادن برنمیداشتن
بهمون گشنگی دادن، زیر پامون گذاشتن
ما رو تو یه اتاق سرد پرت کردن
و منتظر میموندن تا از سرما یخ بزنیم
...من میدونستم
به خاطر همینم چاره ای جز کاری که کردم نداشتم
...من
از همون اول میدونستم قراره چه خبر بشه
پس تو فقط لازمه که به حرفم گوش بدی
فقط لازمه هرکاری که میگم بکن
تو کی هستی؟
فکر نمیکنی داری زیاده روی میکنی؟
این منطقه مسکونیه
نمیخوام سر و صدا کنم، گم شو
ببخشید
سلام کارآگاه
ببخشید که بدون تماس اومدم دیدنتون
عیبی نداره، نگران نباش
ممنون
حالت چطور بوده؟
...نمیدونم، حالا که میپرسین
نمیدونم چجوری بودم
...در واقع
اون آشغال رو دیدم
چو کیونگ هو
...اون موقع مطمئن شدم که
اون تو ناپدید شدن جه یونگ دست داشته
برای همین بازم دنبالش میگردم
میخوام هر کاری از دسنم برمیاد انجام بدم
...کاراگاه، شما
متقاعد شدین که جه یونگ مرده؟
...در این مورد
چیزی ندارم که بتونم بهت بگم
من این طوری فکر نمیکنم کاراگاه
من دیدمش
صورتش پوشونده شده بود، ولی مطمئنم خودش بود
جه یونگ بود که اونجا وایساده بود
خودت جه یونگ رو دیدی؟
واقعا؟
تو یه ساختمون دور افتاده تو کوهستان بود
...وقتی برگشتم
...اون ساختمون بسته بود- ...یه ساختمون توی جنگل-
...و جه یونگ رفته بود
کِی بود؟
مکانش رو یادته؟
نمیخوای بهم بگی
ببخشید
تصمیم گرفتم خودم جه یونگ رو پیدا کنم
...فکر میکنی
اگر پلیس درگیر بشه، براش خطرناک میشه؟
...وقتی دیدمش
...مطمئن نیستم ولی فکر میکنم
تا حدودی چون خودش میخواست، اونجا بود
...اگر واقعا درست باشه، میخوام
...همزمان با مکانش
دلیلش رو هم پیدا کنم
نمیفهمم چی میگی
چرا باید بیای اینجا و اینا رو بهم بگی؟
...فکر کنم احتمالا
موقع گشتن دنبالش تو خطر میوفتم
...اگر موضوع اینه
...میخوام شما بدونی
جه یونگ هنوز زنده ست
...اومدم اینجا
که اینو بهتون بگم
نمیخواد بدرقه ام کنین
میرسونمت خونه
واقعا لازم نیست
ببخشید سرزده اومدم
...چیزه
...اگر پلیس
...باید اونو برای پرونده ببینه
پشنهاد میکنم شخصا نرید دیدنش
از چیزی که شما فکر میکنین خطرناک تره
منظورت چو کیونگ هوئه؟
بله، واقعا از این اسم متنفرم
اسم اصلیش نیست
...بعد از فوت پدرم
گفت میخواد همون اسم رو داشته باشه
اسمش رو به صورت قانونی عوض کرد
...همیشه از گفتن
اون اسم متنفر بودم
اسم پدرتونو رو خودش گذاشته؟
بله
...چو کیونگ هو
اسم پدر مرحوممونه
نمیدونستم
چیزی نیست که مردم بهش علاقه ای داشته باشن
من رفع زحمت میکنم
شی جونگ و زنش
مراسم یادبود 49امین روز فوتشون رو شرکت میکنی؟
پس میبینمت
یاد بود 49امین روز؟- بله-
چوی کیونگ جو، همسر شی جونگ
همکلاسیت بود
...تو نمیدونستی
اونا مُردن
هی وایسا
فکر کنم به خاطر ما افتاد زمین
حالتون خوبه؟
چرا خوردی بهش؟- عمه-
ببخشید
...ما اینا رو میچسپوندیم
و یکی بخاطرش دنبالمونه
عجله داریم
دیدی؟ من درست گفتم
...اونایی که سری پیش چسپوندیم
زیر بارون پاره شدن و همشون از بین رفتن
بله درسته، میدونی امروز چند بار اینو گفتی؟
ما این کاغذا رو داریم
باهوشیم نه؟
...یه دلیل داشتیم که
عکس شما رو از کاغذا درآوردیم
...راستش
جه یونگ تو این عکس خیلی خوب افتاده بود
ممنون، جه یونگمون خوشگله
مگه نه؟
بازم باید چهره ی های خودتون رو تار میکردین
دیدی؟ من درست گفتم
میدونستیم
خودمون نمیخواستیم
چرا؟
...با پوشوندن چهره ی هممون
چه یونگ یکم تنها به نظر میرسید
نمیخواستیم این کارو بکنیم
منم، چرا تلفنت رو جواب نمیدادی؟
تازه برگشتم خونه
ضروریه؟- مصاحبه سر جاشه-
الو؟ گوش میدی؟
اوکی داد
شنیدم
فقط باید روز و زمانش رو تعیین کنیم
بالاخره میتونیم چهره ی چو کیونگ هو رو ببینیم
بیاین یکم اینجا وایسیم، سرما میخورین
باشه
اونجا رو از قبل چسبوندیم
مجبور نیستیم عوضشون کنیم، نم نگرفتن
راست میگی، یکم ذخیره میکنیم
آوردیشون؟
ایول
تمیز به نظر میاد
دلم سوپ میخواد
خوبه، گرمه
عمه
یکم بخور
این چیه؟
مردم چه پست شدن
عمه
...اگر گناه دیگران رو ببخشی
...پدرت
گناهان تو رو هم میبخشه
خودشه؟
خودشه
خودشه، نه؟- آره خودشه-
لطفا ساکت باشین
ادامه میدم
خودشه
...اگر گناهان دیگران رو
میدونین این چیه؟
...این یکی از اون همه سنگیه که
پرت شد توی پنجره ی رستورانمون
...به سمت مامانم
تصمیم گرفته بقیه عمرش رو توی پشیمونی زندگی کنه
یکی از اون همه سنگیه که از پنجره پرت شد
چرا مامان من باید با همچین چیزی روبرو شه؟
درسته که خانواده ی یه قاتل همچین چیزایی رو تجربه کنن؟
...این تنفر
و تحقیر نسبت به جه یونگ عادلانه ست؟
...جونگ هیون میدونم ناراحتی
ولی چرا داری اینا رو اینجا میگی؟
درسته
اینجا تنها نقطه ی شهر نیست که از این سنگا داشته باشه
...این سنگای گرد و صیغلی رو...من هیچ جای دیگه ای
جز پارکینگ این کلیسا ندیدم
...اگرچه
مطمئنم این فقط یه تصادفه
برای همین میخوام از همه تون بپرسم
...همتون باور دارین مادرم و جه یونگ
بیگناهن، مگه نه؟
...همتون دعا میکنین جه یونگ
سالم برگرده، مگه نه؟
...اگر میذاری من از طرف همه اینجا صحبت کنم
تو هم درست میگین
...هرچند خیلی از مردم هر روز عذاب میکشن
به خاطر کاری که خانواده ی تو مرتکب شد
لطفا دیگه سعی نکن فریبشون بدی
...این مردم رو
به گناه وادار نکن
...کاری نکن ما
از خانواده ی تو که خانواده ی ما هستن متنفر بشیم
خواهش میکنم
لطفا این شهر رو ترک کن
این بهترین راه برای هممونه
نه
نه، کشیش، شما اشتباه میکنین
همه چیز به خانواده ی ما ربط نداره
کسایی که باید محکوم بشن من و چو کیونگ هوییم
فقط ما دوتا، پس فقط منو تحقیر کنین
No comments yet. Be the first to leave one.