The First Order (Diyi Xulie , 第一序列)

The First Order (Diyi Xulie , 第一序列)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Episode16(ComingHome)
A Commentary by Rezamxc

Tags

other
Published on: 2024-02-11
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 124 lines.

تقدیم می کند‫ ،نی کاشو

‫Rezamxc

قسمت 16 برگشت به خانه

به منطقه شهری عقب نشینی کنید

عقب نشینی کنید

متاسفم

نتونستم شو شیانچو رو بیارم

اشکالی نداره

به سمت غرب عقب نشینی کنیم

باید یه راه دیگه ای واسه برگشت به سد شماره 112 باشه

سوار ماشین بشید

یه مشکلی داریم

همه چرخ های ماشین هامون

خراب اند

‫شو شیانچو...

تا الان دلم نمیخواست یه نفر به این حد بکشم

یونی فرم منو بیار

پیاده از اینجا میریم

بله

ممکنه به خاطر این شکست

توسط اتحادیه مجازات بشیم

مشکلی نیست

اون پیرمرد های خرفت به بعضیا نیاز دارن تا کارای کثیفشون رو انجام بدن

فقط به عنوان یه تفریح بهش فکر میکنم

رن شیائوسو چی؟

‫اگه اون در کوه جینگ نمرده،

‫ احتمالاً راهی واسه برگشتن به سد شماره 113 پیدا کرده

از «لو لان» بخواه مراقبش باشه

هنوز تصمیم نگرفتم باهاش چیکار کنم

‫همینطور،

مطمئن شو که اون «ژانگ جینگلین» پاشو از اونجا میذاره بیرون

اون مرد نباید به دستای ما بمیره

افرادی که میخوان اون بمیره

احتمالا هیچی نشده تو راه اند

‫اشکال تیره غیرطبیعی رو در جنگل دیدیم. ‫ناپدید شد. همه ناپدید شدند

اون درست پشت سر توئه

تو خود شیطانی، نه؟

‫بلند شو «لیووان»

نمیخوام

یکم بیشتر میخوام بخوابم

‫اگه یک ربع همیشه زود بیدار بشی،

توی سال، 90 ساعت وقت اضافه داری

میتونی از این زمان هرکاری که دلت میخواد استفاده کنی

‫بهم بگو،

کار مورد علاقه ات چیه؟

کار موردعلاقه ام خوابیدنه

بیدار شو

تو هم داری مثل داداشت میشی

‫لیووان،

‫لیووان،

ببین چی آوردم

‫شیائو یو،

واسه هر کدومتون یکی

هنوز داغه بخور

‫عمو فوشی،

چرا اینقدر سیب زمینی شیرین دوست داری؟

هر روز سیب زمینی شیرین کباب می کنی

‫وقتی بچه بودم،

در سد شماره 107 قحطی بود

پس، من و پدرم

فرار کردیم تا بریم پیش فامیل هامون

توی راه

چیز زیادی واسه خوردن پیدا نکردیم

‫یه بار،

‫ دو سیب زمینی شیرین رو از دل طبیعت دراوردیم

و پدرم واسم کباشون کرد

فکر می کردم

سیب زمینی شیرین کبابی

خوشمزه ترین چیز دنیاست

‫حالا که آقای ژانگ بره،

ما دیگه معلم مدرسه ای داخل شهر نداریم

آموزش چینی جلد سوم

مسئله بزرگی نیست

وقتی داداشم برگرده

معلم مدرسه میشه

‫قبل از اینکه بیام، ‫یه کارگر از کارخونه نزدیک کوه جینگ برگشته بود

و گفت اونجا یه اتفاقی داره می افته

آتشفشان ممکنه فوران کنه

و آسمون پوشیده از ابرهای تیره شده

مطمئنم حال داداشم خوبه

همینطوره

‫اون بچه تسیلم شدن،

توی وجودش نیست

شماها باید مراقب باشید

‫اگه میخواین از شهر بازار برید، فقط بهم بگید،

تا ببینم می تونم کمکی کنم

فکر نمی کنم

این افراد دنبال شما باشن

اونا احتمالاً دنبال رن شیائوسو هستن

میخوان شیائوسو بگیرن؟

چرا؟

امیدوارم به خاطر این نباشه که رن شیائوسو

کار اون تیم رو داخل کوه جینگ تموم کرده باشه

احتمالش خیلی زیاده

چقدر دیگه باید بریم؟

رئیس

استایل تون خوب نیست

‫شو شیانچو!

‫جزا شو میدی!

انگار که آتشفشان داخل کوه جینگ فوران کرده

تموم آسمون بالای کوه جینگ پر از دوده

نترس

آتشفشان داخل کوه جینگ هیچ ربطی به ما نداره

از اینجا خیلی دوره

از کجا میای؟

من یه افسر ایمنی داخل معدن ام

از معدن برگشتم

مدیر کارخونه ازم خواست که وضعیت رو به سد گزارش کنم

خیلی خب

گمشو برو

همگی مواظب باشید

و بعد از تموم شدن زلزله به قوطی حلبی هاتون برگردید

الان دقیقا چی شد؟

یه وضعیت گرفتیم

یه چیز بد

واقعا بد

‫معدن از دورن نابود شد!

خیلی از پرنده ها و حشرات عجیب از کوه جینگ میان و گوشت آدمی زاد رو

میخورن

داداش

برو وسلیه هاتو جمع کن، زود

‫وانگ،

تو اینجا بمون تا ما بریم

ببخشید بابت دردسرهام

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left