Release info

Tantei wa Mou Shindeiru (1-12) full
A Commentary by Sakht_sar
forums.animworld.net ***** @Awsub @Awforum

Tags

other
Published on: 2021-09-25
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

!قاپ‌‌زن دستگیر شد! دبیرستانی‌ای قهرمان ماجرا

قسمت ۲

.بعد از این همه مدت، هنوز یادمه

...یگهد کارآگاه

.دهمـــــــــــــــر

اجاره‌ی لباس مــــــــــبـــــــــــدل

اگه بتونی همه‌شو تو یه !ساعت بخوری، پول نمی‌گیریم

ویـژه‌ی تابستان

فستیوال فرهنگی

کرپ

بین مسافرین عزیز‏،‏ کارآگاهی حضور دارن؟

بین مسافرین عزیز‏،‏ کارآگاهی حضور دارن؟

حتماً اشتباه شنیدم‏.‏

این چیزی نیست که باید توی پرواز مسافرتی‌ای که ۱۰ هزار متر با زمین فاصله داره بگن‏.‏

پس حتماً سوءتفاهم پیش اومده‏،‏ و من اشتباه شنیدم‏.‏ حداقل امیدوارم اینطوری باشه‏.‏

من همیشه‌ی خدا با مشکلات دردسرساز سر و کله می‌زدم‏.‏

دردسرربا‏:‏ کسی که دردسر رو مثل یه آهن‌ربا به خودش جذب می‌کنه‏.‏

شایدم بشه گفت یه دردسرربا هستم‏.‏

.فلش ماب: به نمایش‌های خیابانی که از قبل برنامه‌ریزی شده باشند، فلش ماب می‌گویند

،اگه از خیابون اصلی برم ...درگیر یه «فلش ماب» میشم

یا اگه از کوچه پشتی برم‏،‏ شاهد معامله‌های مواد میشم‏.‏

اینقدر صحنه‌ی قتل به پستم خورده‏.‏‏.‏‏.‏

که هر دفعه توسط پلیسی که از قبل منو یادشه بهم شک وارد میشه‏.‏

و امروز هم‏.‏‏.‏‏.‏

مجبورم کردن با کیفی که خدا می‌دونه چی توشه به خارج از کشور سفر کنم‏.‏

اصلاً نمی‌فهمم یعنی چی‏.‏ نامنصفانه‏ست!‏

بعدشم‏،‏ توی همچین مواقعی معمولاً باید دنبال دکتر یا پرستار باشن‏.‏

ولی دنبال کارآگاهن‏.‏‏.‏‏.‏؟

بین مسافرین عزیز‏‏،‏‏ کارآگاهی حضور دارن؟

پس اشتباه نشنیده بودم‏.‏‏.‏‏.‏ خب‏،‏ مشکلی هم نداره‏.‏ من که کارآگاه نیستم‏.‏

بله‏،‏ من کارآگاهم‏.‏

میگم، اسمت چیه؟

آه‏!‏ یه دفعه‌ای چی دارم میگم؟‏!‏

چه خوب‏.‏ تو‏.‏‏.‏‏.‏

دستیار من شو‏.‏

ها؟

من کارآگاهم‏،‏ ایشون هم دستیارمه‏.‏

عه؟

از این طرف لطفاً‏.‏

هـ هوی‏!‏ داری چیکار‏.‏‏.‏‏.‏

سیِستا‏.‏

سیستا؟

این اسم منه‏.‏

چه اسم عجیبی‏.‏

اسم رمزی‌‍ه‏.‏

اسم رمزی؟

مردم معمولاً یکی دارن‏.‏

...معمولاً» ندارن ها»

اسم تو چیه؟

کیمیزوکا کیمیهیکو‏.‏

.که اینطور. پس همون «کیمی» صدات می‌کنم

.کیمی» در ژاپنی به معنی «تو» است» .در ادامه شاهد استفاده‌ی بسیاری از این کلمه خواهیم بود، که برای جلوگیری از مشکلات ترجمانی، به صورت «تو» ترجمه خواهد شد

اینو از تو اسمم برداشتی؟ یا منظورت فقط «تو» هست؟

فکر می‌کنی کدومه؟

کارآگاه و دستیارشون رو آوردم‏.‏

هوو‏.‏‏.‏‏.‏ پس یه کارآگاه واقعاً بین مسافرین بود‏.‏

جوون‌تر از اون چیزی هستید که فکرشو می‌کردم‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏ کدومتون کارآگاهه‌ست؟

این بدترین موقعیت ممکنه‏.‏

قبل از همه چیز‏،‏ اول اسمتو بگو‏.‏

.کوموری» در ژاپنی به معنی «خفاش» است»

.کوموری». البته اسم رمزی‌‍ه»

دیدی؟

ها؟

همونطور که گفتم‏،‏ همه یه اسم رمزی دارن‏.‏

مگه مهمه؟ برای من که فاقد ذره‌ای اهمیته‏،‏

الانم وقت این حرفا نیست‏!‏

من سیستا هستم‏،‏ اینم دستیارم‏،‏ واتسون‌‍ه‏.‏

.رفرنس به شرلوک هلمز و دستیارش، دکتر واتسون

با همدیگه تو خیابون بیکر بزرگ شدیم‏.‏

خب، کوموری. هدف تو چیه؟ چرا منو، منی که یه کارآگاه بزرگ هستم رو، صدا کردی بیام اینجا؟

ها‏!‏ چه دختر جالبی‏.‏

خب‏،‏ سعی کن با استنتاج بفهمی که چرا من این هواپیما رو به تصرف درآوردم‏.‏

اگه استنتاجت درست باشه‏،‏ از شکستن گردن خلبان دست می‌کشم‏.‏

ها؟

همم‏.‏‏.‏‏.‏ یعنی فقط برای استنتاج ما رو صدا کردی بیایم اینجا؟

آره‏،‏ دقیقاً همینطوره‏.‏ بازی‌‍ه‏،‏ بازی‏.‏

بازیِ مرگی که جون ۶۰۰ نفر بهش بنده‏.‏ خیلی هیجان‌انگیزه‏،‏ مگه نه؟

شرط برد شما اینه که انگیزه‌هام رو برای هواپیماربایی درست حدس بزنید‏.‏

فقط همین‏.‏

،داری میگی اگه ما برنده شیم همه نجات پیدا می‌کنن‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

و اگه شکست بخوریم‏‏،‏‏ همه می‌میرن؟

آه‏‏.‏‏ قوانین ساده‌ای هستن‏‏،‏‏ مگه نه؟

درسته‏‏.‏‏ ولی اگه ما شکست بخوریم‏‏،‏‏ تو هم به سرنوشت ما دچار میشی‏‏.‏‏

جون خودت برات مهم نیست؟

اگه این کارو نکنم احساس زنده بودن نمی‌کنم‏.‏‏.‏‏.‏ یا یه همچین چیزی‏.‏

که اینطور‏.‏ ظاهراً خیلی بیکاری‏.‏

آره‏،‏ خیلی بیکارم‏.‏ اینقدر بیکارم .که بلند شدم هواپیما دزدیدم

بله‏.‏ پس همین جوابته‏.‏

چـ؟‏!‏

تو اینقدر بیکاری کشیدی‏،‏ .که آخرشم حوصله‌ت سر رفت و دست به هواپیماربایی زدی

اینم از جواب نهاییم‏.‏

یـ یه لحظه وایسا ببینم‏.‏ الان جدی‌ای؟

جون همه‌ی مسافرین به این جواب وابسته‌ست ها‏!‏

آخه‏.‏‏.‏‏.‏ اون مرد خودش گفت‏،‏ مگه نه؟

اینقدر بیکاری کشید که تهش حوصله‌ش سر رفت و هواپیما رو دزدید‏.‏

راست میگی‏،‏ همچین حرفی زد‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏ مگه همه‌ش یه مشت چرت و پرت نبود که داشت تفت می‌داد؟

اوه؟ پس داری میگی این مرد داشته دروغ می‌گفته؟

ها؟

یعنی داری میگی اون از ...این کارآگاه بزرگ ترسیده

و ادعا می‌کنه جوابی که از دهنش ،بیرون پریده، دروغی بیش نبوده

و می‌خواد این بازی رو با پافشاری روی شکست من به پایان برسونه؟

به زبانی دیگه... یعنی ترسیده؟

اینطوره؟

شگفت‌انگیزه‏!‏ واقعاً شگفت‌انگیزه‏!‏ خیلی تاثیر برانگیز بود‏.‏ واقعاً تاثیر برانگیز بود‏.‏

فکرشم نمی‌کردم همچین حرف ساده‌ای رو به همچین گره‌ی پیچیده‌ای تبدیل کنی‏.‏

نتیجه غیرمنتظره‌تر از چیزی بود که انتظارشو داشتم‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏ مهم نیست‏.‏

همین الانشم به هدفم رسیدم‏.‏ همین‌جا عقب می‌کشم‏.‏

نگران نباش‏.‏ اون فقط بی‌هوش شده‏،‏ نمُرده‏.‏

وقتی برسیم به فرودگاه من احتمالاً دستگیر شم‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

کسی رو که نکشتم‏.‏

احتمالاً یه‌کم آب خنک می‌خورم‏،‏ بعدش دوباره آزاد میشم‏.‏

آه‏،‏ پس واقعاً هم داشتی دروغ می‌گفتی‏.‏

منظورت چیه؟

نه‏،‏ هیچی‏.‏

میگم ها‏،‏ خانوم کارآگاه‏.‏‏.‏‏.‏

درسته‏.‏ انگیزه‌های من برای دزدیدن این هواپیما متفاوت بودن‏،‏

ولی برای احترام به جسارتتم که شده دارم ادای بازنده‌ها رو درمیارم‏.‏

واقعاً که‏.‏ مجبورم نکن به زبون بیارمش‏.‏

درسته‏،‏ درسته‏.‏ خب پس‏،‏ بیا کمی از عکس‌العمل بالغانه‌ی کوموری یاد بگیریم‏،‏

و ما هم کم‌کم برگردیم سر جامون‏.‏

نه‏،‏ منظورم از دروغ اون بخشش نیست‏.‏

ها؟

وقتی گفتی برات مهم نیست زندگیتو تو هواپیماربایی از دست میدی یا نه‏،‏

دروغ گفتی‏،‏ مگه نه؟

راستش اینه که واقعاً از مُردن می‌ترسی‏.‏

چی داری میگی؟

زیادی زود عقب کشیدی‏.‏ زیادی زود شکستتو قبول کردی‏.‏

توی این دوره زمونه‏،‏ امکان نداره مردی که به تنهایی یه هواپیما رو دزدیده‏.‏‏.‏‏.‏

به همین راحتی جلوی یه دختر بچه و همراهش عقب بکشه‏.‏

من بر این باورم که تو داری به دستور کسی این هواپیما رو می‌دزدی‏.‏

و اینکه به خود تو هم دستور داده شده موقع سقوط هواپیما بمیری‏.‏

ولی در حقیقت‏،‏ تو از مُردن می‌ترسی و نمی‌خوای بمیری‏.‏

بخاطر همینم از ما به عنوان وسیله‌ای برای فرار از مرگ استفاده کردی‏.‏

ولی‏.‏‏.‏‏.‏ اونطوری چه دلیلی پشت این بازیِ حدس زدن بود؟

اگه می‌خواست دست از هواپیماربایی بکشه‏،‏

نیازی نبود این همه زحمت به خودش بده.‏ می‌تونست مثل بچه‌ی آدم تسلیم بشه‏.‏

غرورش این اجازه رو بهش نمی‌داده‏.‏

به‌جای اینکه به آرومی تسلیم بشه‏،‏ می‌خواسته مبارزه کنه و عادلانه شکست بخوره‏.‏

حتی اگه فقط یه نمایش هم بوده باشه‏.‏

پس قضیه اینطور بوده؟

هوی‏!‏

یه دفعه‌ای کجا میری؟

کارمون تموم شده‏،‏ بخاطر همونم گفتم بهتره برگردیم‏.‏

خب باشه‏،‏ ولی منو ول نکن‏!‏

فکر می‌کردم بدون اینکه چیزی بگم دنبالم می‌افتی‏.‏

میگم‏.‏‏.‏‏.‏

.بذار برای آخرین دفعه ازت چیزی بپرسم چطوری تونستی همه‌شو بفهمی؟

چی باعث شد به این استنتاج برسی؟

فقط این بود که من زیادی سریع تسلیم شدم؟ واقعاً فقط همین بود؟

اینم بود‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏ من از همون اولشم راجع به تو می‌دونستم‏.‏

ها؟

اینکه تو داخل این هواپیما بودی رو‏،‏ اینکه تو می‌خواستی بدزدیش رو‏،‏

و اینکه همکارات بهت چه دستوراتی دادن رو‏.‏ همه‌شون رو‏.‏

یه کارآگاه رده اول کسی‌‍ه که قبل از رخ دادن پرونده‏،‏ پرونده رو حل کنه‏.‏

پس اینطور بوده‏.‏‏.‏‏.‏

خب‏،‏ خوشحالم که محض اطمینانم شده آخرین سوالو ازت کردم‏.‏

دستیار‏،‏ دراز بکش‏.‏

ها؟

هوی‏،‏ داری چیکار‏.‏‏.‏‏.‏؟

شرمنده‏.‏ گمونم نقشه قراره عوض شه‏.‏

قراره بهت یه چیزی رو یاد بدم‏.‏

می‌دونی‏.‏‏.‏‏.‏ وقتی یه مأمور رده اول یه استعداد جوون رو پیدا می‌کنه‏،‏ قبل از اینکه بتونه کامل رشد کنه‏،‏ ریشه‌کَنش می‌کنه‏.‏

هـ هوی‏.‏

نباید دستیار می‌گرفتم‏.‏ تا الان به هیچ دردی نخورده‏.‏

نامنصفانه‌ست‏.‏ تو بودی که مجبورم کردی برات کار کنم‏!‏

ولی خب‏،‏ اینکه به دردت نخوردم رو خودمم قبول دارم‏.‏

اون دیگه چیه؟

اندرویده‏.‏

ها؟

اون مرد عضو سازمان .مخفی‌ای به نام «اسپِس» هست

اسپس»؟»

اسپس اندرویدهایی با هوش ابرانسانی تولید می‌کنه‏،‏ تا بتونه دنیا رو تهدید کنه‏.‏

تو قضیه‌ی این مرد‏،‏ فقط یه گوشش اینطوریه؛

چون که اونا صرفاً یه نسخه‌ی آزمایشی رو دزدیدن و به بدنش تزریق کردن‏.‏

.اون الان یه «اندروید ناقص»‍ـه

چطوری تو این همه می‌دونی؟

و‏.‏‏.‏‏.‏ اون بخاطر خیانت به سازمانشون‏،‏ داره به عنوان مجازات‏،‏ تاوان پس میده‏.‏

گفتم که؛ چطوری تو این همه می‌دونی؟ نکنه تو هم‏.‏‏.‏‏.‏

که اینطور‏.‏ پس تا اونجاشم می‌دونی‏.‏

خب پس‏،‏ در اون صورت جسدتو به عنوان سوغاتی برگردوندن بهترین گزینه‌ست‏.‏

دستیار‏!‏

نکنه‏.‏‏.‏‏.‏ تو هم اندرویدی؟

تو احمقی چیزی هستی؟

من شبیه هیولام؟

گمونم برداشتم ازت یه‌کم شبیه هیولاهاست‏.‏

تو... زیاد بین دخترا محبوب نیستی، نه؟

اون دیگه چیه؟

آروم بمونید‏!‏ لطفاً بدون دویدن از این طرف اینجا رو تخلیه کنید‏.‏

آه‏،‏ چه غوغایی شده‏.‏ اوضاع خرابه‏.‏

قراره همه‌ی این اضافی‌ها رو بکشم‏.‏

پیاده شو با هم بریم‏!‏ اگه این کارو بکنی‏،‏ هواپیما سقوط می‌کنه و تو هم می‌میری‏!‏

خلبان رو زنده نگه می‌دارم خب‏.‏ اصلاً وایسا ببینم‏،‏ تو کی بودی؟

من دستیار کارآگاه بزرگم‏!‏

هــه؟

اشتباهه‏!‏ حرفمو پس می‌گیرم‏.‏

.تو منو «کارآگاه بزرگ» خطاب کردی

چه دستیار خوبی‏.‏

دستیار‏!‏

واقعاً که‏.‏‏.‏‏.‏ اینجا چه خبر شده؟

تو واقعاً هیچی نمی‌دونی‏،‏ مگه نه؟

The Detective Is Already Dead subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Detective Is Already Dead

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left