Fate/Zero

Fate/Zero

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Fate Zero S01 E09 Uncen BD
A Commentary by Dogtor
BD هماهنگ با نسخه

Tags

other
Published on: 2018-12-02
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 159 lines.

فيون مک کامهايل ، قهرمانِ آيلان ها و رهبر شواليه هاي فيونا

، و دخترم گراين

. رسما نامزديشون رو اعلام کردن

! دوستان ، امشب بايد جشن بگيريم

... اون مرده که يه خال زير چشمش داره

اسمش چيه ؟

. شواليه ي فيانا ، ديرمود اوئا ديبونه

.... ديرمود

. خائن

. مطمئن باش پشيمون مي شي ، ديرمود

. منم با خودت ببر

! و فرار کن

... خوشحال باش ، گرانيا

! فيون ازدواجمون رو قبول کرد

واقعا فک کردي قضيه ي گرانيا رو فراموش کردم ؟

خواب مي ديدم ؟

No matter how often I reach out into this world of repetition

کاري از

Sabzchidori

&

Sfmking

هر چقدر دستم رو توي اين دنياي تکراري دراز مي کنم فايده نداره

هميشه اشکاي خالي قلب سياهم رو ذوب مي کنن

وقتي احساساتم توي قلبم به تپش در ميان

نمي تونم بي تفاوت بمونم ، ميام کنارت تا ازت محافظت کنم

وقتي تکه هاي اميدي که گم کرديم رو برمي دارم و به سمت آينده اي روشن تر پيش مي رم

به آرزوهايي که دنبالشون بوديم مي رسيم و مي درخشيم

ما نورمون رو کنار زديم و شکمون رو نابود کرديم

دلم مي خواست ببينمت و ديدمت

اين شب هاي پر اشکو بغل کن

و از غم بنال

آروم آروم آينده اي که جلومونه ، ما رو از زندانِ عقايدمون رها مي کنه

بوسه اي که حس مي کني رو قبول کن و به جلو برو

به هر جايي که بايد بريم

معجزه هاي آلوده ، نشونه اي از زندگيِ واقعين

:هماهنگ سازي

Dogtor

... خوابي که ديدم

. افسانه ي ديرمود بود

يعني اينا خاطرات سرونتم هستن ؟

من کجام ؟

. انگار بيدار شدي

... سولا

اين چيه ؟

مـ - مـن اينجا چيکار مي کنم ؟

يادت نمياد چي شد ؟

... من

. تير خوردم

... فک مي کردم تونستم با هيدراگيوم از خودم دفاع کنم ، اما

چه بلايي سر بدنم اومده ؟

. يه جورايي انگار همه ي مدارهاي جادوي بدنت ناخودآگاه منفجر شدن

. معجزس که درجا نمردي

. براي شروع ، فقط تونستم با اين اعضاي داخلي بدنت رو ترميم کنم

. اما مدار هاي جادوت کاملا از بين رفتن

. ديگه نمي توني از جادو استفاده کني

... من

... من

. گريه نکن ، کِينِث

. براي تسليم شدن خيلي زوده

. ما که هنوز نباختيم

... سولا

، اگه جام مقدس واقعا اونجوري که مي گن مي تونه آرزو رو برآورده کنه

. درمان کردنِ تو که براش کاري نداره

. فقط کافيه برنده بشي

. اگه موفق بشي و جام رو بدست بياري ، همه چي مثل اول مي شه

... پس

باشه ، کِينِث ؟

... علامت هاي فرمانت رو بهم بده

، من ارباب لنسر مي شم

. و جامو برات بدست ميارم

! نـ - نـه

بهم اعتماد نداري ؟

من ، زني که با خاندان آرچيبالد ازدواج کردم ؟

... منظورم اين نبود ... اما

سولا ، تو فک مي کني لنسر

منو ول مي کنه و مياد برات قسم وفاداري مي خوره ؟

. آره . اون يه روح قهرمانه که به دعوت جام مقدس اومده

. مطمئنم اونم مثل ما دنبال جامه

، حتي اگه لازم باشه ارباب رو عوض کنيم

. مطمئنم بخاطر هدفش ، قبول مي کنه

! سولا

! لنسر اون مردِ روياهايي که فکرشو مي کني نيست

چرا همچين حرفي مي زني ؟

، وقتي ازش پرسيدم چه آرزويي داري ، گفت

" . هيچ علاقه اي به جام مقدس ندارم "

. سرونتي پيدا نمي شه که جام رو نخواد

... مطمئنم يه چيز مهمي رو داره مخفي مي کنه

، اما هر چي که هست

. وقتي علامت فرمان دستم باشه ، ازم اطاعت مي کنه

... کِينِث

... علامت هاي فرمان رو بهت نمي دم

کِينِث ، انگار هنوز حاليت نشده ، نه ؟

. حاليت نشده که به هر قيمتي شده بايد برنده بشيم

... گوش کن ، کِينِث

درمانگرِ تازه کاري مثل من

. نمي تونه وقتي علامت فرمان به يه نفر ديگه داده شد ، ازش بگيره

تنها راهِ مسالمت آميزش اينه که

. به اراده ي صاحب علامت باشه

، اگه واقعا نمي توني اينو قبول کني

. آخرين انتخابم اينه که دست راستتو قطع کنم

نظرت چيه ؟

آيرسويل ؟

. مشکلي نيست

. درمانِ جادويي خيلي به بدنِ آدمي که تحت درمانه فشار مياره

. فک نمي کنم به اين زوديا بيدار بشه

مي شه حواست بهش باشه ؟

مي خواي بري به کيريتسوگو گزارش بدي ؟

. مطمئنم اونم نگرانه

. آيرسويل يه درخواستي دارم

. مي خوام به جاي من با کيريتسوگو حرف بزني

. بهش بگو بايد سريعا بريم دنبالِ کستر

... سابر

. اگه کاري نکنيم ، بچه هاي بي گناه بيشتري گرفتار مي شن

کيريتسوگو ؟

چقدر طول مي کشه که مايا دوباره سرِ پا بشه ؟

. حداقل يکي دو روزي نمي تونه تکون بخوره

. که اينطور

. تو و سابر همينجا بمونيد

. من مي رم دنبال کِينِث

! وايسا ، کيريتسوگو

سابر بهت گفت اول بايد بريم دنبالِ کستر ؟

. انگار همينطوره

از دست سابر عصباني هستي که جلوي لنسر رو نگرفت ؟

... آيري

. نجات چند تا ، يا حتي ده بيستا بچه هدف ما نيست

. سابر احتمالا مطمئن بود که لنسر منو نمي کشه

اما اگه لنسر خيانت مي کرد چي ؟

. جنگ جام مقدس همون موقع برامون تموم مي شد

... لازم نيست بهش بگي کجا دارم مي رم

. لنسر ؟ خودتو نشون بده

سولا - ساما ، حال کِينِث - دونو چطوره ؟

... زياد تعريفي نداره

... هر کاري از دستم بر ميومد انجام دادم

! تقصير تو نيست ... تقصير کِينِثه

. همه ي اينا يعني جنگِ جام مقدس هنوز براش خيلي زود بوده

... درسته ، اما

. اون لياقت نداره ارباب تو باشه ، ديرمود

، کِينِث ميدون مبارزه رو ول کرد

! و دست راستش رو به من داد تا ارباب تو باشم

. به عنوان شواليه ، من فقط به کِينِث - دونو وفادارم

. سولا - ساما ، همچين کاري از من بر نمياد

... وايسا

مگه تو با جادوي من نيست که به عنوانِ يه سرونت ، شکلِ مادي گرفتي ؟

. و تازه علامت فرمان هم که دست منه

. من قبل از اينکه يه سرونت باشم ، يه شواليم

. اربابم فقط و فقط يک نفره

يعني من لياقتِ اينکه اربابت باشم رو ندارم ؟

... گفتم که موضوع اين نيست

! وقتي باهام حرف مي زني بهم نگاه کن

! لنسر ، کنارم بجنگ . ازم محافظت کن

! پشتيبانم باش . با من جام مقدس رو برنده شو

. نمي تونم

، اگه کِينِث - دونو ، اين مبارزه رو رها کرده و رفته

. پس ديگه چيزي نيست که منو به جام وابسته کنه

! فقط يه معجزه مي تونه درمانش کنه

. فقط جام مي تونه همچين کاري بکنه

... اگه واقعا بخاطر اتفاقي که براش افتاده احساس مسئوليت مي کني

... اگه واقعا مي خواي افتخارش به عنوانِ لرد ال ملويِ پرقدرت رو برگردوني

! بايد بخاطر اربابت جام مقدس رو بدست بياري

More Farsi Persian subtitles for Fate/Zero

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left