The first 200 lines.
!اش"، ماشینو نگه دار"
به دهه 80 خوش اومدی بچه جون
ما الان دهه 80ایم؟
اگه وقتی جوون بودم اون کتابو نمیخوندم
شیطان زندگیمو به فنا نمیداد
و "پابلو" الان زنده بود
من هنوز از روی کتاب نخوندم
این ممکن نیست
فرار کن
"کی اونجاست؟ "هنریتا
شوهرم، یه کتاب مردگان پیدا کرده
...من چرا اینجام؟ چی
!لعنتی
من از روی کتاب خوندم
و شیطان "کاندریان" رو احضار کردم
جلوی پروفسور رو بگیر
میخوام بدجوری دهنتون رو سرویس کنم
هرگز دستت به کتاب مردگان نمیرسه
،آهای خرخون
!گم شو بیا اینجا، همین الان
خواهش میکنم، منو ببخش
اوه، خدای من
همین الان با کتاب رفت
"هیچ کس نمیتونه از سرنوشت فرار کنه، "اش
!حالا باید ببینی چطوری روحت رو میمکم
!مواظب باش تخمهامو نخوری
« اَش برعلیه شیطان مُرده » « قسمت آخر از فصل دوم »
« ترجمه از ارمـیـا ، پــریسـا ، فـرشـاد » .::. Elka021 , PariSa , SiGMA .::.
خوشمزهست، اما نمیتونم تا آخر بخورمش
!کمک
!خواهش میکنم
!نمیخوام بمیرم
!زود باش، کون گنده
!کمکم کن - اوه -
اوه، "روبی"، تویی
اوه، عالیه، کتاب رو گیر آوردی آفرین
چه تغییری کردی؟
!وای
!"بیا اینجا، "اش
!وای
تو کی هستی؟
!من توام
از یه زمان دیگه
اینجا چی کار میکنی؟
برای اون اومدم
و برای "اش"، اون کجاست؟
!"اش"
تو با اونی؟
نظر درمورد یه شیر داغ چیه؟
!نه
!از مامان بزرگ - !نه -
!نه، نه
اوه، وحشی بازی درمیاری، آره؟
حالا که رفته تو، چه حالی میده
!من به هر مردی که میبینم نمیدم
!میکشمت
!میکشمت! صورتت رو جر میدم
!همونجا بمون
!بیا بخورش، جنده
!صورتم رو ول کن
تمام زورت همین بود؟
!لعنتی
!"آماده باش "اش
!دوست دارم روت باشم
!لعنت.. به تو
!تو یجور حقهای
نه، برعکس
من کلیدی هستم که تو رو به چیزی میرسونه که همیشه میخواستی
تنها چیزی میخواستم این کتاب بود و...
بچههات - میدونم -
،خیلی خب، اون پیر خرفت ...حتما بدجوری داغونم کرده
چون الان دارم دو تا "روبی" میبینم
بدجوری مستی
صبر کن، این تنها فرصتته که زندگی جدیدی رو انتخاب کنی
اوه، یه لحظه صبر کن
الان فهمیدم چی شده
تو ورژن دهه 80ای "روبی" هستی
!وای! خیلی عجیبه
اوه، یه سوال
،اگه الان سکس داشته باشیم ...یه سکس سه نفره حساب میشه
چون شما دوتا یه نفرین؟
...خیلی خب، در هر صورت
،روبی"، باید بهش گوش کنی" چون آیندهت افتضاحه
بچههای پلیدت قراره با پدر شیطانشون بهت خیانت کنن
بعدش مجبورت میکنن اونو بکشی
چی؟ - آره -
فکرشم نمیکردی، نه؟ سعی دارم کمک کنم
تو بچههامو میکشی؟
اما مجبور نیستی
متوجه نیستی، میتونی با جاودانگی بی نقصت فرار کنی
میتونی آینده جدیدی بسازی
باید چی کار کنم؟
هر کاری، هر کاری میتونی بکنی
هر کاری
!اوه - !نه -
!"روبی"
الانه که بلند شه
،هر کاری بتونم میکنم ولی ازتون میخوام از اینجا برین
اینجا تنهات بذاریم تا بمیری؟ !فکر نکنم، نه
باید جلوی خونریزی رو بگیریم
کلی"... بس کن"
پس "روبی"، این یعنی لازم نیست
اون 20 دلاری رو بهت برگردونم؟
200دلار بوده
درموردت اشتباه میکردم
تو یجورایی یه آدم خوبی
یجورایی
خب، با اینکه تو یه شیطان رو وارد این دنیا کردی
،وقتی داشتم درستش میکردم سر راهم قرار نگرفتی
،واسه همین فکر کنم تو نصفه شیطان و نصفه انسانی
من نمردم، حرومزاده احمق
.اوه، عجب. عجیب بود یه لحظه واقعا مرده بودی
..."اوه، "کلی
اوه، بگیرش
میدونی باید چیکار کنی
برو و این راه رو ادامه بده، باشه؟
تا جایی که بتونم، معطلش میکنم
وقت رفتنه
چه اتفاقی داره میافته؟
اش"، چی شده؟"
!دستم
کلی"، میبینی؟"
!من دست دارم! واقعیه
جواب داد
عالیه
خیلی بد شد که "پابلو" نیست اینو ببینه
نه، "اش"، متوجهی این یعنی چی؟
ما تاریخ رو عوض کردیم
جواب داد
!"پابلو"
!منو از اینجا بیارید بیرون
یه لحظه صبر کنید
...من... چی - !اوه -
چه اتفاقی داره میافته؟
چی شده؟ - خب، تو مرده بودی -
...واسه همین، برگشتیم به گذشته
تاریخ رو عوض کردیم، و حالا زنده شدی
صبر کن. من مرده بودم؟
اوه، آره چشات گود افتاده بود، بوی گند میدادی
کاملا مرده بودی
"خوش برگشتی، "پابلیتو
!عجب - آره -
"به این میگن یه دست دادن اساسی، "حفه
مسخرهست، نه؟ یه دست جدید واسه درکونی زدن
یا، یه دست برای یه درکونی تازه؟
...خب
،صبر کنید بچهها روبی" کو؟"
زنده نموند، رفیق
،"یعنی چی، اون یکی "روبی ...روبی"ِ دهه 80ای"
داره توی کابین میمیره؟
روبی" ما میخواست تا جایی که" ...میشه معطلش کنه، تا اینکه
میشه موضوع بحث رو عوض کنیم که انقدر ناراحت کننده نباشه؟
مثلا "پابلو"، چطوره درمورد وقتی که مردی تعریف کنی؟
اوه، آره
تقریبا یجوری بود انگار داره ...واسه یه منِ دیگه اتفاف میافته
اما این من هنوز درموردش میدونه
و آخرین لحظه، قبل از مُردنم
...به تنها چیزی که فکر میکردم این بود که
چقدر دلم میخواد دنیا رو نجات بدم و .یه قهرمان مثل تو بشم
خب تو هیچوقت مثل من نمیشی چونکه من ...یه شهروند قانونی هستم
اما واقعا دنیا رو نجات دادی
...دلم نمیخواد ضدحال بزنم اما باید
برگردیم به آینده
"اونم بدون کمک "روبی
کلی"، کتاب رو رد کن بیاد"
"پابلو"
...به نظرت چون اون کتاب داخلت بوده
یه مقدار زبان "سومری" بلد شدی؟
به اندازهای که بتونی مسیر برگشتمون رو بخونی
"نگران نباش "هفـه
اون با من
!ایول
میدونستم میتونی انجام بدی
آره میتونم انجام بدم
اما نمیخوام
چی؟
"گفتم "نمیخوام بخونم
!وای
!وای
بهتر شد؟
!"بیل"
!عوضی
!نه
!وای
!نه
!وای
اش"؟"
کلی"؟"
برگشتیم "جکسون ویل"؟
مامان
ببین کی بیدار شده
میشه بگی اینجا چه خبر شده؟
داریم روند کار رو اصلاح میکنیم
خانوادهای که تو زدی داغونش کردی رو دوباره میسازیم
میدونی، "روبی"ــه فعلی تحت تاثیر تو قرار ...نگرفتـه
دقیقا برعکس اون یکی "روبی" که دیگه نیست
مثل اون بهم خیانت نکرده
خب، خوبه، برای خودت یه نگهبان پیدا کردی
حالا بگو "پابلو"ی من کجاست؟
گفتنش سخته آخه اکثر فرهنگها ...برای دنیای مردگان اسامی
No comments yet. Be the first to leave one.