The first 200 lines.
بیا فعلا فقط بخوابیم
شب بخیر
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
شب بخیر
= قسمت 24 =-
آقای همراه
خوب خوابیدی؟
آقای همران لطفا از روی تخت بیا پایین
زود باشین لطفا از روی تختش بیاید پایین
اینجا اتاق بیماره و فقط بیمار باید از اون تخت استفاده کنه
دوتایی که بخوابین ممکنه اون از تخت بیفته
بله خانم
می خوام برات درجه بذارم
باشه
صبحانه حاضره بیا بخور
باشه
بفرما قهوه
به نظر میاد خسته شدی هم از نظر جسمی و احساسی
خیلی جاهای دیگه کار می کنی؟
فعلا فقط دو جا کار می کنم
اگه بتونم یه 5 ، 6 جا کار بگیرم می تونم توی این سه ماه مخارجمو تامین کنم
دیگه لازم نیست شما ناراحت باشی
لطفا بشین
منظورت چیه بشینم؟ باید برگردم سر کار
فقط ده دقیقه پیش من بشین
چی؟
...چه می شه کرد وقتی کارفرما ازم می خواد
چی شده؟
شما شماره اونو داری؟
پس می خوای بری دیدنش؟
هنوز نمی دونم
به همون اندازه که می خوام برم دیدنش به همون اندازه هم نمی دونم
اون زن هه کانگ عروس داروسازی چئون نیون بوده درسته؟
بله
پس اون برگه طلاقی که دیدم
...شوهر اون زن بوده
بله
اما بعدش اون زن با سوک رابطه عشقی برقرار کرده؟
بله
...چطور همچین چیزی امکان داره
ای بابا این ماجرا باید خیلی برای شما دوتا پیچیده شده باشه
اما اون واقعا شبیه منه مگه نه؟
شباهتی که حتی به اندازه من و وو جو نیست
وقتی منو می بینی چی فکر می کنی؟ احتمالا اونو قبلا دیدی
به همون اندازه که شبیه همین به همون اندازه با هم فرق دارین
...مدیر عامل مین ته سوک
نه ، اون الان رییس شده؟ اون داماد خانواده است
رییس مین ته سوک چطور آدمیه؟
چطور؟
چهار سال پیش اون خیلی بهم کمک کرد
اون حتی خیلی سخاوتمندانه اومد خونه ما
He even came to our house, which was overly generous and undeserving.
اون کسی نیست که بدون انگیزه به کسی کمک کنه
...مخصوصا با یه خبر چین
اون به هیچ عنوان بدون هدف اقدامی نمی کنه
تو اصلا نباید جلوی مین ته سوک آفتابی بشی
در واقع هیچ کدوم از افراد چئون نیون
شما باید الان فقط فکر زندگی خودت باشی
با دونستن این اطلاعت خودت می دونی در خطری
به هیچ کس نباید اعتماد کنی
فقط اینجا مراقب باش تا زمانی که به سلامت برگردی چین
درسته
باشه متشکرم
اعتراف به عوارض پودوکسیون توسط داروسازی چئون نیون
بلکه مدیر عامل
بالاخره اون خودشو نشون داد معاون کیم
دوک گو یونگ کی واقعی خودشو نشون داد بالاخره
ببخشید؟
واقعا خود دوک گو یونگ کی بوده؟
...بیمارستان
توی بیمارستان هانگوگ کره بود
تمام مریضا ، همراها ، سرپایی ها و افراد بستری رو بگرد ...تمامشونو
...آره بچه
درسته اون بچه داشت
دوگ کو یونگ کی یه دختر داره
از بخش کودکا شروع کن، بخش کودکان
نگران نباش ، بعد اینکه به هوش اومد بردنش بخش
اون صحبت می کنه ، غذا می خوره زنده بودنش مثل معجزه می مونه
چیه؟
اولین باره این شکلی می بینمت
چرا؟
من خیلی چیزا نشونت دادم
خیلی زیاد
... داخل انسان خیلی چیزا بیشتر از بیرونش وجود داره
فکر کنم دوباره عاشقت شدم
مثل اولین بار ، همون روز اول
مثل همون روزی که دیدمت
اشکالی نداره مثل اول دوباره
عاشقت بشم؟
داره آب از سرت می چکه برو خودتو خشک کن
لطفا جواب بده
الان نمی تونم بهت جواب بدم
چون در حال حاضر ما
با اون روزی اولی که همدیگرو دیدیم تفاوت داریم
برای اولین بار من تو رو سال 2015 ملاقات کردم
...با اینکه دوستت دارم
اما همسری که برای اولین بار توی کالج ملاقات کردی
نمی دونم اون هنوزم دوستت داره یا نه ، بخاطر همین
من می خوام دوستت داشته باشم
منم می خوام دوستت داشته باشم
آقای همراه لطفا برو پایین
این تخت فقط برای استفاده بیماره شما باید بهتر بدونی
لطفا برو تا من بتونم لباسامو عوض کنم
منم بتونم خودمو بشورم
بیمار پس فکر کردی کار همراه چیه
شمابهتر از من می دونی
اجازه بده همراهت این کارو بکنه
می تونی بری کتابفروشی و برام یه کتاب شعر بخری؟
کتاب " شهر من" از مجموعه اشعار شیم بو سون
می خوام راحت خودمو بشورم و لباسامو عوض کنم
خودم می تونم این کارو انجام بدم اگرم سخت بود از پرستار کمک می گیرم
باشه فهمیدم
راستش اولین کسی که به یادم اومد چوی جین یون بود
تنها چیزی که به یاد آوردم اون بود
...من
اون آدم چوی جین یون
دوستش دارم ، سوکا
من آرزو دارم از بین این مردم برداشته بشی
واقعا آرزو می کنم نا پدید بشی
آرزو می کنم بمیری
کسی که به 119 زنگ زد
طبیعتا فکر می کردم تو باشی
هر کسی می تونست زنگ زده باشه ، چه اهمیتی داره کی بوده ؟ مهم اینه که تو زنده ای
یه نفربو د که این کارو انجام نداد وقتی که کسی در حال مرگ بود
اگه هر کسی جای تو بود مطمئنم سعی می کردم نجاتش بدم وقتی در حال مرگ بود
بنابر این سعی نکردی منو نجات بدی چون من بودم؟
برای اینکه آرزوی مرگ منو داری ؟
بله - چرا؟ -
برای اینکه تویی - من کی ام ؟ -
اگه خاطر ات من برگرده
اونوقت بیا دوباره با هم حرف بزنیم
اینکه من کی هستم یا کی بودم
بیا بعد از اون به این گفتگو ادامه بدیم
بیا همین کارو بکنیم من براش روز شماری می کنم
برای اینکه خاطرات تو برگرده
برای برگشتن نفرتت
برای اینکه برگردی به خود خود خودت
مادر آلزایمر گرفته پدر
اون با من رفت بیمارستان و تست ازش گرفتیم
لازم نیست منو بندازی بیرون چیز خاصی نمی خوام
من تمام کارای طلاق انجام دادم
وقتی تصمیم گرفتی بیا موال تقسیم کنیم بعد بشینیم در موردش حرف بزنیم
کی قراره طلاق بگیره؟ من تو رو طلاق نمی دم
نمی تونم
بخاطر اینکه نمی خوای اموالت رو تقسیم کنی درسته؟
چون قراره از دارایی هات بهم بدی بخاطر همین دلت نمیاد؟
می دونم من مثل همسر اولت نبودم و اینکه با عشق ازدواج نکردیم
این یه اشتباه بود که تو گمراه شدی و با زنی مثل من قاطی شدی
دارایی هایی که با خون و عرق ریختن به دست آوردی
برای چی بخوای به خاطر یه آشتباه با یکی تقسیم کنی؟
می تونم احساست رو درک کنم
اگه نمی خوای به من بدی بده به جین یون
این که اونو دوست داری یا نه اون تنها پسرته
احتمالا به اون راحت تر میدی تا به من
خودت انتخاب کن عزیزم
من هر چی رو که دارم می دم به تو هر چی که بخوای - هان ؟ -
تا زمانی که تو ازم طلاق نخوای همه چی بهت میدم
من گول حقه های تو رو نمی خورم آقای چوی مان هو
فکر کردی من مثل یه خرس پیر کنار تو پیر شدم؟
باشه پس بیا بریم دادگاه
من قصد دارم سریع اقدام کنم برای اینکه عجله دارم پس خودت رو آماده کن
بیا صبحانه بخور - سه هی -
چی باعث شده یهو اسم منو صدا بزنی؟ اونم بعد چندین سال؟
چیه ؟ چرا صدام زدی؟ هان ؟ گفتم چر صدام زدی؟
بیا باهم دوتایی غذا بخوریم فقط من و تو
چی؟
من یه عالم غذا برای همه آماده کردم واسه چی بریم بیرون غذا بخوریم
چرا مثل قوباغه بر خلاف جریان آب حرکت می کنی
واقعا این پیر مرد چش شده؟
به هر حال همیشه هر کار دلت خواسته کردی
حتی شبیه این نینست که ازم بخوای توی یه رستوران شیک با هم خدا بخوریم
فقط می خوای بهم بگی همه چی رو ول کنم
نکنه باز می خوای سوپ اون مادر بزرگرو بخوری؟
خودت تنهایی برو ، خودت برو باشه؟
چی شده؟ منتظر من بودی اینجا؟
بله - چرا ؟ -
می خوای دوتایی بریم بیرون صبحانه بخوریم؟
ها؟
میرم بالا لباسامو عوض می کنم سریع بر می گردم
اونوقت میریم بیرون یه غذای خوشمزه می خوریم
موضوع چیه چرا یهویی
پدر و پسر جفتی از م می خوان باهاشون غذا بخورم؟
ها؟
من صبح کله سحر رفتن بازار ماهی
براتون صدف آبالون با هشت پا خریدم
چطوری این غذاهارو ول کنیم بریم رستوران
شما دوتا واقعا گاگول گاگولین
برو با بابات بیرون غذا بخور
بهتره گاگول گاگولا با هم غذا بخورن
چطوری شما دوتا اینقدر با هم هماهنگین؟
چطوری با این همه هماهنگی نمی تونین با هم زندگی کنین؟
به نظر میاد نمی تونم هیچ وقت از خونه برم بیرون
فقط یه ده روز رفته بودم دیدن بچه ها
ببین چطوری خودتو مریض کردی
همین با ناله بستری شدی
No comments yet. Be the first to leave one.