The first 194 lines.
دیجی موویز در شبکههای اجتماعی DigiMoviez@
«مشخصات جسد برای سوزاندن» «جولیا ناوارو»
«ساخت آمریکا»
«31 دسامبر، چهاردهمین روز از شب»
این هم از خاکسترش، عزیزم
ممنون که گذاشتی از نزدیک ببینم
خواهش میکنم، فقط لطفاً به هیچکس نگو
اینجا رو امضاء کن
مراقب باش. داغـه
دکتر میگه صحبت رو باید به ده دقیقه محدود کنیم
هنوز کاملاً خوب نشده، پس بهش سخت نگیر، خب؟
باشه
کلارک رو از قبل میشناختی؟
اوتیس؟
میشناختیش؟
نه. از سلال خبر داشتم، ولی آدمایی که اونجا بودن رو نمیشناختم
ازت چی میخواست؟
ازم میپرسید چطور از اون جراحات جون سالم به در بردم
اونوقت چطور جون سالم به در بردی؟
لعنت بهش. به نظرت واقعاً جون سالم به در بردم؟
خیلیخب. الان کلارک کجاست؟
نمیدونم
گفتی...
گفتی که اون...
داره برمیگرده به سرزمین شبانه
- جدی؟ - آره، توی لاروبگر
- منظورت چی بود؟ - نمیدونم
- خر مغزش رو گاز گرفته بود - خیلیخب، دیگه چی میگفت؟
- «اون بیدار شده» - «اون بیدار شده»
چند بار اینو گفت
گفت: «باید مخفی بشم
اون یه جایی اون بیرونـه.»
حرومزادهی حال به هم زن
خب
بیا درمورد قبلش صحبت کنیم
روزی که مجروح شدی، چه اتفاقی افتاد؟
این کوفتی واسه سی سال پیشـه
چه اهمیتی داره؟
اهمیت داره. بگو
یکی از غارها فرو ریخت
افراد توی یخها گیر افتادن و جونشون رو از دست دادن
ما دویدیم بیرون که کمک بیاریم، ولی کولاک بود
یه چیزی...
اوتیس؟
...شنیدم
داشت جیغ میزد، زوزه میکشید
بقیه شروع کردن به دنبال کردنِ اون صدا
سعی کردم برم دنبالشون و بعد
هیچی
- هیچی. منظورت چیه؟ - توی بیمارستان چشم وا کردم
چشمام سوخته بودن، گوشام به فنا رفته بودن
خیلیخب
خیلیخب
پس
این همون مجموعهی غارهاییـه که داشتی براش نقشهکشی میکردی؟
میشه محل ورودی رو مشخص کنی؟
درست انتهای «نهرِ خرس»ـه
اینجا؛ ولی نمیتونی تنها بری
غارها فرو میپاشن و پایدار نیستن
اون یخ مثل راه رفتن روی شیشهی نازکـه
آره خب، تو ما رو میبری اونجا
با این وضعیتم که نمیتونم
تا چند روز دیگه بهتر میشی
منظورم این نیست
میتونی کمکم کنی بهتر بشم
نمیتونم برات هروئین جور کنم، خودت میدونی
وقتت تمومـه
ورودی رو پیدا کردم. مطمئنی واسه این کار پایهای؟
آره
میخوای درموردش حرف بزنی؟
نه
خیلیخب
این چیه؟
کیفِ توئـه
لطفاً امشب برنگرد
- نه. وایسا، کیلا. نمیتونی... - لطفاً برو
نه، نه، نه، کیلا؟
نمیتونی همینطوری منو با اُردنگی بندازی بیرون، کیلا. این خانوادهی من هم هست!
پس این غار جزو ملکِ «سیلور اسکای»ـه؟
آره. اونا صاحب کل اون منطقه هستن
لیا حالش چطوره؟
دوستدختر داره
خب؟ من هم تا دلت بخواد داشتم
آره، گمونم
دوستدختر داشتن ایرادی نداره
لی مثل این دیوونههای افراطی شده
که همه جا رنگ سیاه میپاشن
دیوونه نیستن. مشکل از آبِ کیریـه.
- میدونم. خب؟ میدونم - داره مردم رو مسموم میکنه
همینـه؟
انگار یکی ورودی رو ترکونده تا مسدود شه
چون البته که این گوه رو خوردن
- کیر توش! - آهای
کیر توش بره!
ما از قبل اینجا بودیم، وقتی هم که برید همینجا میمونیم!
ما از قبل اینجا بودیم، وقتی هم که برید همینجا میمونیم!
ما از قبل اینجا بودیم، وقتی هم که برید همینجا میمونیم!
ما از قبل اینجا بودیم، وقتی هم که برید همینجا میمونیم!
زمین رو پس بدید! آب رو پس بدید!
ما از قبل اینجا بودیم، وقتی هم که برید همینجا میمونیم!
ما از قبل اینجا بودیم، وقتی هم که برید همینجا میمونیم!
ما از قبل اینجا بودیم...
زمین رو پس بدید! آب رو پس بدید!
الو
- سلام پدر - سلام
سلام
مشغول چه کاری هستی؟
دارم روی کامیونم کار میکنم. چی شده؟
کیلا
فکر میکنه یه مدت باید از هم دو باشیم
و
برام سؤال بود اگه زحمت نمیشه
میشه بیام پیش تو؟
اوه، آره
هتل پنج ستاره نیست، ولی بیا
باشه، عالیه
گمونم یه پنج دقیقه باهات فاصله داشته باشم
باشه
خیلیخب
زمین رو پس بدید! آب رو پس بدید!
- آهای! آهای! - حرکت کنید! ولش کنید!
همین الان ولش کن! برگرد عقب! بخوابید روی زمین!
سر از راه برو کنار! متفرق شید!
زمین رو پس بدید! آب رو پس بدید!
بیا اینجا، جندهی دوزاری!
ولم کن، خوکِ کثیف!
شری!
شری! شری!
نزدیک نشو!
آهای! اون بچهست!
- تو خوبی؟ - گور بابای پلیس!
چه غلطی میکنی، ناوارو؟
بیخیال تد، تظاهرات بود
از من چی میخوای؟
خون جلوی چشم کیت رو گرفته و جواب میخواد
خب، چرا من؟
حتی حوزهی استحفاظی ما نیست. کار پلیس ایالتیـه.
میخواد تو بری اونجا
ناسلامتی رئیس پلیسی
باشه. میرم دفترش
- اونجا میبینمت - وایسا
تو هم میای؟
چه خبر شده، تد؟
فقط تن لشت رو بیار اونجا
باشه
ناوارو
اخبار بدی برات دارم
واقعاً؟
چون این کار رو میکنم
باشه
چی گفت؟
سرت چطوره؟
خوبه. خونش بند اومد
حیف شد. کمربندت رو ببند.
تو اونجا چه غلطی میکردی؟
خودت اونجا چه غلطی میکردی؟
یعنی، طرف کی هستی؟
لیز، درک میکنم، ولی خودت میدونی توی این شهر چه خبره
چه فکری میکردی؟
یا خدا، واقعاً دلم برای دنورز میسوزه
فقط منو ببر خونه
خونه نمیری
چی داری میگی؟
میخواد بازداشتت کنم
شوخیت گرفته لامصب؟
خوکهای کثافت. همهتون
- سلام - سلام، دنبالت میگشتم
خبر داشتی لیا قراره بره به اون تظاهرات؟
- نه، نه، نه. حالش خوبه؟ - چون اگه داری هواش رو نگه میداری...
- نه، نه، اینطور نیست - قسم بخور
توی خونه نیستم. کیلا منو انداخت بیرون.
واو، این...
خیلی سختـه
جایی واسه موندن میخوای یا؟
نه. نه، اگه بیام پیشت، رسماً راه طلاق رو هموارتر کردم
اونقدرا هم بد نیست. بیا، یه نگاهی به این بنداز.
این چیه؟
این همون چیزیـه که دنبالش بودی
لیز؟
نگاه نکن
- نه - چی شده؟
- کوپ؟ - بله؟
- مشخصاتم رو ثبت کن - چشم، خانم
- خدایی؟ - این چیه؟
شرکت مسئولیت محدودی که هزینههای ایستگاه رو تأمین میکنه
- آره - آمار پرداختیهای مالیاتشون رو گرفتم و
رسیدم به شرکت «تاتل یونایتد»
اونا رو یادت میاد؟
آره، روغن نخل، بازیهای ویدئویی، خطوط کشتیرانی
آره، و چهار تا قرارداد توی کانادا و دو تا توی چین
با مؤسسهی اعتباری نوربانک دارن، یکی از شرکای بنیانگذارِ...
شرکت حفاری سیلور اسکایـه
این مدرکـه
این یعنی، هزینههای سلال رو تأمین میکنه و
No comments yet. Be the first to leave one.