True Detective

True Detective

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

True Detective S04E05 Part 5 2160p MAX WEB-DL DDP5 1 HDR DoVi x265-NTb
A Commentary by llillusionll

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x265
HD
webrip
x264
BRip
720p
720
1080
HEVC
2CH
480p
480
Published on: 2024-02-10
Downloads: 73
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 194 lines.

‫دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫DigiMoviez@

‫«مشخصات جسد برای سوزاندن» ‫«جولیا ناوارو»

‫«ساخت آمریکا»

‫«31 دسامبر، چهاردهمین روز از شب»

‫این هم از خاکسترش، عزیزم

‫ممنون که گذاشتی از نزدیک ببینم

‫خواهش می‌کنم، فقط لطفاً به هیچکس نگو

‫اینجا رو امضاء کن

‫مراقب باش. داغـه

‫دکتر میگه صحبت رو باید ‫به ده دقیقه محدود کنیم

‫هنوز کاملاً خوب نشده، ‫پس بهش سخت نگیر، خب؟

‫باشه

‫کلارک رو از قبل می‌شناختی؟

‫اوتیس؟

‫می‌شناختیش؟

‫نه. از سلال خبر داشتم، ‫ولی آدمایی که اونجا بودن رو نمی‌شناختم

‫ازت چی می‌خواست؟

‫ازم می‌پرسید چطور از اون ‫جراحات جون سالم به در بردم

‫اون‌وقت چطور جون سالم به در بردی؟

‫لعنت بهش. به نظرت ‫واقعاً جون سالم به در بردم؟

‫خیلی‌خب. الان کلارک کجاست؟

‫نمی‌دونم

‫گفتی...

‫گفتی که اون...

‫داره برمی‌گرده به سرزمین شبانه

‫- جدی؟ ‫- آره، توی لاروبگر

‫- منظورت چی بود؟ ‫- نمی‌دونم

‫- خر مغزش رو گاز گرفته بود ‫- خیلی‌خب، دیگه چی می‌گفت؟

‫- «اون بیدار شده» ‫- «اون بیدار شده»

‫چند بار اینو گفت

‫گفت: «باید مخفی بشم

‫اون یه جایی اون بیرونـه.»

‫حروم‌زاده‌ی حال به هم زن

‫خب

‫بیا درمورد قبلش صحبت کنیم

‫روزی که مجروح شدی، چه اتفاقی افتاد؟

‫این کوفتی واسه سی سال پیشـه

‫چه اهمیتی داره؟

‫اهمیت داره. بگو

‫یکی از غارها فرو ریخت

‫افراد توی یخ‌ها گیر افتادن و ‫جون‌شون رو از دست دادن

‫ما دویدیم بیرون که کمک بیاریم، ‫ولی کولاک بود

‫یه چیزی...

‫اوتیس؟

‫...شنیدم

‫داشت جیغ می‌زد، زوزه می‌کشید

‫بقیه شروع کردن به دنبال کردنِ اون صدا

‫سعی کردم برم دنبال‌شون و بعد

‫هیچی

‫- هیچی. منظورت چیه؟ ‫- توی بیمارستان چشم وا کردم

‫چشمام سوخته بودن، ‫گوشام به فنا رفته بودن

‫خیلی‌خب

‫خیلی‌خب

‫پس

‫این همون مجموعه‌ی غارهایی‌ـه ‫که داشتی براش نقشه‌کشی می‌کردی؟

‫میشه محل ورودی رو مشخص کنی؟

‫درست انتهای «نهرِ خرس»ـه

‫اینجا؛ ولی نمی‌تونی تنها بری

‫غارها فرو می‌پاشن و پایدار نیستن

‫اون یخ مثل راه رفتن روی شیشه‌ی نازکـه

‫آره خب، تو ما رو می‌بری اونجا

‫با این وضعیتم که نمی‌تونم

‫تا چند روز دیگه بهتر میشی

‫منظورم این نیست

‫می‌تونی کمکم کنی بهتر بشم

‫نمی‌تونم برات هروئین جور کنم، خودت می‌دونی

‫وقتت تمومـه

‫ورودی رو پیدا کردم. ‫مطمئنی واسه این کار پایه‌ای؟

‫آره

‫می‌خوای درموردش حرف بزنی؟

‫نه

‫خیلی‌خب

‫این چیه؟

‫کیفِ توئـه

‫لطفاً امشب برنگرد

‫- نه. وایسا، کیلا. نمی‌تونی... ‫- لطفاً برو

‫نه، نه، نه، کیلا؟

‫نمی‌تونی همینطوری منو با اُردنگی بندازی ‫بیرون، کیلا. این خانواده‌ی من هم هست!

‫پس این غار جزو ملکِ «سیلور اسکای»ـه؟

‫آره. اونا صاحب کل اون منطقه هستن

‫لیا حالش چطوره؟

‫دوست‌دختر داره

‫خب؟ من هم تا دلت بخواد داشتم

‫آره، گمونم

‫دوست‌دختر داشتن ایرادی نداره

‫لی مثل این دیوونه‌های افراطی شده

‫که همه جا رنگ سیاه می‌پاشن

‫دیوونه نیستن. ‫مشکل از آبِ کیریـه.

‫- می‌دونم. خب؟ می‌دونم ‫- داره مردم رو مسموم می‌کنه

‫همینـه؟

‫انگار یکی ورودی رو ترکونده تا مسدود شه

‫چون البته که این گوه رو خوردن

‫- کیر توش! ‫- آهای

‫کیر توش بره!

‫ما از قبل اینجا بودیم، ‫وقتی هم که برید همینجا می‌مونیم!

‫ما از قبل اینجا بودیم، ‫وقتی هم که برید همینجا می‌مونیم!

‫ما از قبل اینجا بودیم، ‫وقتی هم که برید همینجا می‌مونیم!

‫ما از قبل اینجا بودیم، ‫وقتی هم که برید همینجا می‌مونیم!

‫زمین رو پس بدید! ‫آب رو پس بدید!

‫ما از قبل اینجا بودیم، ‫وقتی هم که برید همینجا می‌مونیم!

‫ما از قبل اینجا بودیم، ‫وقتی هم که برید همینجا می‌مونیم!

‫ما از قبل اینجا بودیم...

‫زمین رو پس بدید! ‫آب رو پس بدید!

‫الو

‫- سلام پدر ‫- سلام

‫سلام

‫مشغول چه کاری هستی؟

‫دارم روی کامیونم کار می‌کنم. ‫چی شده؟

‫کیلا

‫فکر می‌کنه یه مدت باید از هم دو باشیم

‫و

‫برام سؤال بود اگه زحمت نمیشه

‫میشه بیام پیش تو؟

‫اوه، آره

‫هتل پنج ستاره نیست، ‫ولی بیا

‫باشه، عالیه

‫گمونم یه پنج دقیقه باهات فاصله داشته باشم

‫باشه

‫خیلی‌خب

‫زمین رو پس بدید! ‫آب رو پس بدید!

‫- آهای! آهای! ‫- حرکت کنید! ولش کنید!

‫همین الان ولش کن! ‫برگرد عقب! بخوابید روی زمین!

‫سر از راه برو کنار! ‫متفرق شید!

‫زمین رو پس بدید! ‫آب رو پس بدید!

‫بیا اینجا، جنده‌ی دوزاری!

‫ولم کن، خوکِ کثیف!

‫شری!

‫شری! شری!

‫نزدیک نشو!

‫آهای! اون بچه‌ست!

‫- تو خوبی؟ ‫- گور بابای پلیس!

‫چه غلطی می‌کنی، ناوارو؟

‫بیخیال تد، تظاهرات بود

‫از من چی می‌خوای؟

‫خون جلوی چشم کیت رو گرفته و ‫جواب می‌خواد

‫خب، چرا من؟

‫حتی حوزه‌ی استحفاظی ما نیست. ‫کار پلیس ایالتیـه.

‫می‌خواد تو بری اونجا

‫ناسلامتی رئیس پلیسی

‫باشه. میرم دفترش

‫- اونجا می‌بینمت ‫- وایسا

‫تو هم میای؟

‫چه خبر شده، تد؟

‫فقط تن لشت رو بیار اونجا

‫باشه

‫ناوارو

‫اخبار بدی برات دارم

‫واقعاً؟

‫چون این کار رو می‌کنم

‫باشه

‫چی گفت؟

‫سرت چطوره؟

‫خوبه. خونش بند اومد

‫حیف شد. ‫کمربندت رو ببند.

‫تو اونجا چه غلطی می‌کردی؟

‫خودت اونجا چه غلطی می‌کردی؟

‫یعنی، طرف کی هستی؟

‫لیز، درک می‌کنم، ولی خودت ‫می‌دونی توی این شهر چه خبره

‫چه فکری می‌کردی؟

‫یا خدا، واقعاً دلم برای دنورز می‌سوزه

‫فقط منو ببر خونه

‫خونه نمیری

‫چی داری میگی؟

‫می‌خواد بازداشتت کنم

‫شوخیت گرفته لامصب؟

‫خوک‌های کثافت. همه‌تون

‫- سلام ‫- سلام، دنبالت می‌گشتم

‫خبر داشتی لیا قراره بره به اون تظاهرات؟

‫- نه، نه، نه. حالش خوبه؟ ‫- چون اگه داری هواش رو نگه می‌داری...

‫- نه، نه، اینطور نیست ‫- قسم بخور

‫توی خونه نیستم. ‫کیلا منو انداخت بیرون.

‫واو، این...

‫خیلی سختـه

‫جایی واسه موندن می‌خوای یا؟

‫نه. نه، اگه بیام پیشت، رسماً ‫راه طلاق رو هموارتر کردم

‫اونقدرا هم بد نیست. ‫بیا، یه نگاهی به این بنداز.

‫این چیه؟

‫این همون چیزیـه که دنبالش بودی

‫لیز؟

‫نگاه نکن

‫- نه ‫- چی شده؟

‫- کوپ؟ ‫- بله؟

‫- مشخصاتم رو ثبت کن ‫- چشم، خانم

‫- خدایی؟ ‫- این چیه؟

‫شرکت مسئولیت محدودی که ‫هزینه‌های ایستگاه رو تأمین می‌کنه

‫- آره ‫- آمار پرداختی‌های مالیاتشون رو گرفتم و

‫رسیدم به شرکت «تاتل یونایتد»

‫اونا رو یادت میاد؟

‫آره، روغن نخل، ‫بازی‌های ویدئویی، خطوط کشتی‌رانی

‫آره، و چهار تا قرارداد توی کانادا و ‫دو تا توی چین

‫با مؤسسه‌ی اعتباری نوربانک دارن، ‫یکی از شرکای بنیان‌گذارِ...

‫شرکت حفاری سیلور اسکایـه

‫این مدرکـه

‫این یعنی، هزینه‌های سلال رو تأمین می‌کنه و

More Farsi Persian subtitles for True Detective

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left