XO, Kitty

XO, Kitty

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

XO Kitty S03E04 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-04-20
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫از پسش بر میای، کیتی.

‫کل این هفته رو هر شب بیدار موندی.

‫فقط یه امتحانه، کیتی.

‫مگه اینکه اگه جی‌ وون ردت کنه، ‫باید با دانشگاه نیویورک خداحافظی کنی...

‫و اون وقت باید برای بقیه‌ زندگیِ لعنتیت ‫توی پورتلند توالت بشوری، و...

‫نه، نه، بس کن.

‫همگی مدادها زمین.

‫سال آخری‌ ها، یادتون نره برای ‫یه اطلاعیه به سالن استراحت برید.

‫ممنون. ‫ممنون.

‫- رو به راهی؟ ‫- عالی‌ ام، بهتر از این نمیشه.

‫هفته‌ گذشته رو صرف این کردم ‫که با متن کتاب یکی بشم.

‫- خب، کی نمره‌ ها رو میگیریم؟ ‫- فردا یه زمانی حکم نهایی صادر میشه.

‫ایول! چه زود.

‫اصلاً استرسی نیست.

‫انگار نه انگار که آینده‌م در خطره.

‫میتونی نبضم رو بگیری؟ ‫امتحان پروفسور لی من رو کشت.

‫از وقتی کار برای «ییسو» رو شروع کردم، ‫به‌ سختی وقت کردم درس بخونم.

‫ولی امروز دستمزدم رو میگیرم، ‫این خودش یه نکته‌ مثبته.

‫اوه. پس شنیدم ناهار مهمون توئیم؟ ‫بدجور هوس «بی‌ بیم‌ باپ» کردم.

‫اوه، ها ها. ‫راستش، یه چیزی برات دارم.

‫مادرم موقع باز کردن وسایل پیداش کرد.

‫این مامان هامون توی ترن هوایی هستن؟

‫آره، این ترن «انقلاب فرانسه» توی لاته ورلده.

‫باورت میشه مامانم ‫یه زمانی خوش میگذرونده؟

‫دوست دارم فکر کنم باعث میشدن ‫بهترینِ هم باشن.

‫صبر کن، وایسا، این...

‫آره، این استاد لی با موهای فره.

‫این خیلی بهتر از یه ناهار مجانیه.

‫وای، حتماً باید قبل از پایان سال ‫این عکس رو بازسازی کنیم.

‫آره، این رو هم به لیستم اضافه میکنم.

‫- هی، سلام. ‫- اوه، سلام.

‫پایان امتحانات میان‌ ترم‌تون رو تبریک میگم.

‫همگی حسابی تلاش کردید.

‫بعضی‌ ها، حتی بیشتر از بقیه.

‫و با اینکه باور دارم تحصیل خودش پاداشه، ‫با یکم تفریح هم مخالف نیستم.

‫برای همینه که اردوی ‫سال‌ آخری‌ های امسال به مقصد...

‫هوم.

‫موزه مبلمان کره!

‫پارسال به موزه‌ تمبر رفتن.

‫این یکی شاید بدتر هم باشه.

‫اِم، پروفسور لی؟

‫هر چقدر هم که «موزه‌ مبلمان» ‫جذاب به نظر بیاد...

‫منظورم اینه که، ‫کیه که از یه پافِ خوب خوشش نیاد؟

‫ولی چطوره به جاش به «لاته ورلد» بریم؟

‫اینجا انجمن سقراطی نیست، خانم کووی.

‫اردوی سال‌ آخری‌ ها قراره ‫جنبه‌ آموزشی داشته باشه.

‫توی لاته ورلد کلی پیاده‌ روی هست، ‫که خودش تربیت بدنی میشه.

‫لطفاً کمکم کنید.

‫«لاته» یکی از بزرگ ترین برندهای کره‌ست.

‫یعنی راه بهتری برای مطالعه‌ ‫بازاریابی تجاری سراغ دارید؟

‫و، ام، ترن‌ های هوایی هم در واقع ‫همون فیزیکِ کاربردی‌ هستن.

‫- واقعاً همیشه همین رو میگفتم. خب... ‫- ممنون.

‫و شما هم با «لاته ورلد» مخالفتی نداشتید، ‫وقتی دبیرستانی بودید.

‫راستی، فرِ موهات خیلی قشنگه.

‫هیچ‌ وقت با موی فر تصورت نمیکردم.

‫این رو از کجا پیدا کردی؟

‫یوری از مامانش گرفتش.

‫به نظر خاطره‌ فوق‌ العاده‌ ای میاد.

‫همینطور هم بود.

‫پس همون لاته ورلد.

‫داریم به لاته ورلد میریم!

‫شاید بگی دیوونه‌م، ‫ولی به نظرم سالن بازی بهترین جای پارکه.

‫باشه، پس دیوونه‌ ای. ‫اصلاً سوار «کانکیستادور» شدی؟

‫خودشه، قهرمان میدان.

‫تبریک میگم که رکورد مدرسه رو شکستی.

‫این سریع‌ ترین ۱۰۰ متر با مانعیه که ‫مدرسه‌ «کیس» تا حالا به خودش دیده.

‫ممنون. فقط امروز صبح روی فرم بودم.

‫جین، مگه اون رکورد خودت نبود؟

‫- رکوردها برای شکسته شدنن. ‫- آره، ولی با اختلاف ۰.۳ ثانیه.

‫عجب.

‫- مطمئنی با همه‌ اینا مشکلی نداری؟ ‫- البته.

‫گفتم که، برات خوشحالم.

‫فرم‌ های اپلیکیشن رو پر کردید؟ ‫من مال خودم رو یه هفته پیش به دانشگاه سئول دادم.

‫به این زودی؟

‫مهلت اپلیکیشن‌ های زودهنگام ‫تا چند هفته‌ دیگه تموم نمیشه.

‫آره، ولی خب میدونید، ‫دانشگاه رویامه...

‫و قبولی توی دانشگاه‌ های کره ‫هر سال داره سخت‌ تر میشه.

‫شک ندارم که قبول میشی.

‫وایسا، داری شوخی میکنی؟

‫خوبی؟

‫اوه، اولین حقوقم همین الان واریز شد.

‫پس بقیش کجاست؟

‫دختر، هر کسی باید از یه جایی شروع کنه.

‫دیدید؟ موزیک‌ ویدیو‌م تازه توی ‫لیست ۱۰۰ تای برتر کی-پاپ، دهم شد!

‫چی؟! جدی؟ ‫دیروز رتبه‌ش حدوداً ۷۸ بود!

‫آره مگه نه؟ تازه «جنی» هم ‫همین الان توی اینستاگرام فالوم کرد!

‫- نه بابا! چی؟ امکان نداره. ‫- وای خدای من، شوخی میکنی.

‫- نه! ‫- ایول یونیس! میدونستم میترکونی!

‫هی، تو هم داری میترکونی.

‫تبریک میگم که بهش رسیدی. ‫خیلی بهت افتخار میکنم.

‫مرسی، کیتی.

‫اوه، وای. ‫اوم، بابام همین الان گفت...

‫میخواد ضبط آلبوم یونیس رو بلافاصله ‫بعد از فارغ‌ التحصیلی شروع کنه.

‫اوه، عالیه. باورم نمیشه که ‫میدونی سال دیگه قراره چیکار کنی.

‫آره، فکر کنم معنیش ‫اینه که توی سئول میمونم.

‫تو چی؟

‫میدونم عاشق دانشگاه نیویورکی، ‫ولی هیچ‌ وقت به موندن فکر کردی؟

‫اوه، بحث درباره آینده؟ ‫این دیگه بحثِ جدیدیه.

‫البته که به موندن توی سئول برای ‫دانشگاه فکر کردم، فقط یه ذره.

‫نمیدونم. شاید.

‫منظورم اینه که میتونم توی ‫«ایته‌ وون» یه آپارتمان بگیرم.

‫و مدام «جی‌ وون» و «ایمو-هالمونی» رو ببینم.

‫شاید شاهد ترفیع گرفتنِ «یوری» باشم.

‫و من و تو هنوز کلی کار داریم ‫که باید از لیست غروبم خط بزنیم.

‫و ممکنه چند تا مورد دیگه هم ‫داشته باشم که بهش اضافه کنم.

‫میتونه یه جورایی شگفت‌ انگیز باشه.

‫ولی فعلاً، بیا کاری کنیم که ‫امروز فراموش‌ نشدنی بشه.

‫خب بچه‌ ها، یادتون باشه ‫هوای همدیگه رو داشته باشید.

‫- طوری نیست، دیگه بچه‌ کوچیک نیستن. ‫- بدتر، نوجوون‌ هستن.

‫من که کاملاً پایه‌م!

‫ای وای، دارن میدون.

‫- هی، هی، هی. یواش‌ تر. ‫- وای!

‫سلام، سلام. ‫لطفاً بلیط‌ هاتون رو نشون بدید.

‫- یونیس؟! همونی که توی موزیک‌ ویدیو بود؟ ‫- خودِ خودمم!

‫من طرفدار شماره یکِ یونیتتم.

‫واقعاً؟ ممنونم!

‫میتونم تو و دوست هات رو ‫از ورودی وی‌ آی‌ پی به داخل ببرم.

‫واقعاً؟

‫میخوان بذارن ما از صف ‫وی‌ آی‌ پی به داخل بریم!

‫ممنون! بعداً پیشم بیا ‫تا با هم یه عکس بگیریم!

‫مرسی!

‫- خیلی هیجان‌ زده‌م! ‫- ببخشید.

‫وای، خدای من!

‫وایسید، شما دو تا لبخند بزنید، ‫و وی‌ آی‌ پی بگید!

‫- اوه، چه ایده خوبیه! ‫- حتماً.

‫- وی‌ آی‌ پی! ‫- هورا!

‫خوبه! آره، عالیه!

‫بقیه کجا رفتن؟

‫ای وای، یه لحظه حواسم پرت شد.

‫ولی میدونی چیه؟ ‫حقته که یه ذره خوش بگذرونی.

‫شاید یکی دو تا وسیله سوار بشیم.

‫حتماً باید لباس فرم مدرسه بگیریم.

‫خیلی نوستالژیک میشه. ‫این رسم «لوته ورلده».

‫پروفسور فینرتی، ما بزرگسالیم.

‫ما اینجاییم تا مراقب دانش‌ آموزها باشیم.

‫بیخیال، فقط یه بار سوار بشیم؟

‫هوم.

‫مطمئنی این همون ترن هواییه؟

‫- انگار از نزدیک خیلی بزرگ تره. ‫- ببین، اگه مامان هامون تونستن، ما هم میتونیم.

‫میدونی توی اون تونل چی میگذره؟ ‫راستش، نمیخوام بدونم.

‫کیتی سانگ-کووی، ‫از یه ترن هوایی میترسه؟

‫- حالت خوبه؟ ‫- کاملاً.

‫تازه به ذهنم رسید که این از ما قدیمی‌ تره، ‫برای همین ممکنه خطر ایمنی داشته باشه.

‫به حست اعتماد کن، کتی.

‫سالیانه بیش از ۱۰۰ مورد مرگ ‫در اثر حوادث شهر بازی رخ میده.

‫فکر میکنی چرا اسمش رو ‫«انقلاب فرانسه» گذاشتن؟

‫همین الانش هم سرت زیادی بزرگه. ‫کسی متوجه نبودنش نمیشه.

‫خیلی خب شما دو تا، ‫لازم نیست با هم دوست باشید.

‫به همین رابطه‌ «دوست‌ نمایانه» راضی‌ ام.

‫- عمراً همچین اتفاقی بیفته. ‫- توی خواب ببینی.

‫شاید بهتر باشه، میدونی، ‫کم‌ کم خودم رو براش آماده کنم.

‫ایده‌ عالی‌ ایه.

‫ساعت ۱۰ شب دم ورودی ‫جمع میشیم و با هم میریم.

‫- قبوله. ‫- عالیه.

‫- باشه. ‫- اون عکس رو برات میگیریم.

‫این آخرین کاریه که انجام میدیم.

‫توی شهر بازی، کووی. ‫نه توی زندگی.

‫پس چند ساعتی وقت داریم. ‫سراغ «کونکیستادور» بریم؟

‫راستش حق با تو بود. ‫باید سراغ همون سالن بازی بریم.

‫در واقع داشتم به «المپیک لاته ورلد» فکر میکردم، ‫من و تو، یه رقابت شبانه تمام‌ عیار.

‫- البته اگه از پسش بر بیای. ‫- من هیچ‌ وقت از چالش جا نمیزنم.

‫چقدر نازه.

‫حیف شد که پراوینا نتونست بیاد.

‫آره. آخه برای بازدید از دانشگاه‌ ها ‫به سوئیس رفته.

‫میدونی که اون رشته علوم سیاسی ‫چقدر براش مناسبه؟

‫یه روزی دنیا رو به دست میگیره.

‫اِ...

‫اون چیزی در این مورد بهم نگفت.

‫منم فقط چون برای پیشنهاد ‫رستوران بهم پیام داد، خبردار شدم.

‫عجیبه؟

‫به نظرم باحاله که شماها با هم دوستید.

‫باشه.

‫اوه، اون «جایرو دراپه». ‫بچه‌ ها، بیاید بریم.

‫داری شوخی میکنی؟ ‫اون صف وحشتناکه.

‫وسیله‌ های بازی همینه دیگه.

‫آه، راستش رو بخوای...

‫من همیشه این کار رو فقط ‫با یه دستیار شخصی انجام میدادم.

‫آره، من و یوری قبلاً به اینجا میومدیم ‫تا از دست پدر و مادرهامون فرار کنیم.

‫منظورم اینه که بدون صف، ‫غذاهای عالی، همه‌ چی وی‌ آی‌ پی.

‫خیلی خوب بود، مگه نه؟

‫آره، بود.

‫الان به زور از پسِ هزینه‌ ‫درست کردن ناخن هام بر میام.

‫آخ، دلم برای پولدار بودن تنگ شده! ‫از توی صف موندن متنفرم.

‫این چطوره؟

‫من دستیار شخصیت میشم، ‫بدون هیچ هزینه‌ ای...

‫و باز هم بهت خوش میگذره.

‫باشه.

‫دیدی؟ این‌ همه آدم سوار اون وسیله شدن، ‫و صحیح و سالم برگشتن.

‫گفتی ترسناک نیست!

‫وای، خدای من.

‫خب، شاید نه خیلی باوقار.

‫مگه چیزی که من دیدم رو ندیدی؟ ‫خیلی شیب‌ داره. ممکنه کمربندت پاره بشه.

‫ممکنه توی اون حلقه‌ گنده ‫به سمت بیرون پرت بشی.

‫بعدش هم که توی تاریکی هستی، ‫و نمیدونی قراره چی بشه.

‫آره، کیفش به همینه دیگه.

‫ببخشید، ولی دیروز خیلی ‫برای این هیجان داشتی.

‫چی عوض شد؟

‫دقیقاً نمیدونم.

‫میگی میخوای از کم شروع کنی ‫تا به بالا برسی، درسته؟

More Farsi Persian subtitles for XO, Kitty

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left