Kundun

Kundun

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Kundun 1997 720p BluRay
A Commentary by Red-John
برگردان به پارسی : کارن - انجمن تخصصی فری آفلاین

Tags

BluRay
720p
720
Published on: 2014-04-05
Downloads: 65
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

» کوندون « فيلمي از مارتين اسکورسيزي

"عنوانِ " دالايي لاما " را فرزندانِ " چنگيزخان ." به او دادند؛ به معناي " اقيانوسي از خرد در آسيايي که جنگ با آن عجين شده است، تبتي ها .هزاران سال است که به شيوه بدون خشونت پايبند بوده اند

دالايي لاما حاکم آنهاست. او نماد انسانيِ .بوداي مهرباني ست .در سال 1933 دالايي لامايِ سيزدهم درگذشت

چهار سال بعد، يک مرد روحاني که هويت خود را تحت عنوان .يک پيشخدمت پوشانده بود، به منطقه اي دوردست در تبت رفت .او در جستجوي چهاردهمين دالايي لاما بود

،جستجوي او رو به پايان بود ...يک بودا دوباره زاده شده بود

برام بگو - دوباره؟ -

بگو - پدرت خيلي مريض بود -

،فکر کرديم مي ميره بعضي از حيوون هامون مُرده بودن

گاو؟ - آره، يه گاو -

،يه اسب يه گاوميش

و مُرغ

چهار سال محصول خراب داشتيم

همه کشاورزها محصول خراب داشتن - آره -

،بعد يه شب ...ميدونستم که تو داري مياي

،و سپيده صبح تو به دنيا اومدي

بگو - تو گريه نکردي -

گريه نکردم - نه، گريه نکردي -

و همون روز حال پدرت بهتر شد

اسمت رو گذاشت : لامو به معني محافظ

ميدونم

حالا بگير بخواب، لامو

هيشش

من - نه -

من - نه، ديگه بايد اين جريان تموم بشه -

من اينجا - نه، من پدرم و تو بچه. تو همونجا ميشيني -

نه

من اينجا بشينم - نه -

حالا مگه چه ضرري داره بذاري هر جا ميخواد بشينه؟ - بد بار مياد -

فقط تو ميتوني بهش غذا بدي

،فقط تو ميتوني به غذاش دست بزني خيلي تميزه

همه ش همينطوريه - حالا مگه چي ميشه؟ -

فکر ميکنه پادشاهه

داستان منو بگو

دوباره نه

!دوباره، داستان

،باشه لامو من داستانت رو ميگم

،تو سپيده صبح به دنيا اومدي بيرون خيلي ساکت بود

،من به مامان کمک کردم اون فرستاد تا منو خبر کنن

.وقتي به دنيا اومدي، گريه نکردي اصلا گريه نکردي

،من تعجب کردم ما بهت نوشيدني شيرين داديم

!بعدش تو گوزيدي

ميشه بس کني؟

رينپوچه، من باهات تا صومعه ميام - ممنون پدر -

.کلاغ بودن، الان يادم اومد کلاغ بودن

کِي؟ - همون صبحي که لامو به دنيا اومد، يادته؟ -

تو مريض بودي، من آوردمش پيش تو

گفتي اسمشو ميذاريم لامو و رفتي دعا بخوني

من خوابيدم، بعدا که رفتم بيرون اونها رو ديدم

،يه جفت کلاغ اومده بودن تو لونه روي پشت بوم ما انگار که به خاطر لامو اومده باشن

درست همونطور که به خاطر دالايي لاما ميان

!ووي ووي

ديگه بايد بس کني لامو

بله؟

بله؟

مسافر لهاسا هستيم لهاسا پايتخت سنتي کشور تبت - ،که امروزه استاني ست در کشور چين -مرکز مذهبي دين بودايي

،خواهش ميکنم بفرماييد داخل بيرون خيلي سرده

پيشخدمت هاتون ميتونن از آشپزخونه استفاده کنن

اين مال منه

اگه بگي من کيم، ميدمش به تو

لاما -لاما به معني پيشواي دين بودا-

!مال من

،نه نه لامو پسش بده

،معذرت ميخوام معمولا همچين کارهايي نميکنه

لهاسا

.هميشه ميگه ميخواد بره لهاسا لامو

هيش

لامو

ممنون که اومدي پيش ما

ميگي اين براي توئه؟

ديگه چي براي توئه؟

هيش

آره، اونها براي توئن

آره، مال توئن

آره

اين مال منه

،مال من !من من

آره کوندون

اين مال منه

!من !اينو ميخوام

مال منه مامان

لامو، يه دونه بهترشو برات مي گيرم

،دو سال بعد

،بيا لامو بايد بريم

،تو بايد يه لاماي خيلي بزرگ بشي يه راهب تبتي والا. پس اين چيز خوبيه

نترس، تو اولين پسري نيستي که اينجوري انتخاب ميشي

و قطعا آخرينشون هم نيستي

،هيچوقت نميذارم آسيبي بهت برسه تو بايد انسان بزرگي بشي

ميدونم

کي بهت گفت ميتوني اينجا بشيني؟

،عاليجناب نماينده رتينگ

کاروان پسر نزديکه

همان نوزاديست که مرا براي پيدا کردنش فرستاديد، عاليجناب

،خيلي قويه خيلي کنجکاوه

.يه کمي مي ترسه آماده ست تا مردي رو که کشفش کرد ملاقات کنه

.الان ميخوايم موهات رو کوتاه کنيم نترس

نترس فرزند تناسخ يافته، بيا اينجا

.ميخوايم موهات رو کوتاه کنيم کجا رفتي؟ بيا بيا

: ميتوني اينو از بَر بخوني باشد که پزشک و دارو و پرستارِ

تمام موجودات بيمار در دنيا باشم

.تا آن هنگام که شفا يابند

حفظ شدي؟

.باشد که محافظ کساني باشم که محافظي ندارند

باشد که پُل و قايق و کشتيِ

.همه کساني باشم که ميخواهند از آب بگذرند

قرن ها پيش

پسري تو تبت به دنيا اومد

اسمش «گيندن دروب» بود -نخستين دالايي لاما-

شب تولدش، دزدها به خانه شان آمدند

و خانواده اش براي حفظ جانشان مجبور به فرار شدند

اونها نوزاد رو پنهان کردن

وقتي روز بعد برگشتن

نوزاد زنده بود

يک جفت کلاغ سياه از او محافظت مي کردند

او، نخستين بود

اون «آوالوکيتِشوارا» بود ،به معني سروري که فرو مي نگرد- -تجسمي از مهرباني در دين بودا

ما او را «کوندون» مي ناميم

آوالوکيتِشوارا

من تو رو در رويا ديدم

من رتينگ هستم، نماينده ي تو

،من تو رو پيدا کردم کار مشکلي بود

ولي تو نشونه هاي خوبي از خودت بروز دادي

اميدوارم انتظار طولاني اي نبوده باشه، کوندون

تو برگزيده شدي تا يک بار ديگر به اين زندگي بازگردي

تا هنگامي که بتوني، در اين زندگي ميموني

و سپس، دوباره باز خواهي گشت

...دوباره و دوباره زاده خواهي شد

ماداميکه زندگي ادامه دارد

تو اينجايي تا همه جُنبندگان را عاشقانه دوست بداري

فقط دوستشان داشته باشي

،به آنها اهميت بدي مهربان و دلسوزشان باشي

،تا آن هنگام که زندگي هر جُنبنده اي ادامه دارد

،هر جا که او باشد، مهرباني و دلسوزي هست

...باشد که «بودا» پديدار گردد

بوداي مهرباني

جواهر برآورنده ي اُميدها

چهاردهمين دالايي لاما

پرده دار شما اکنون به ديدارتان خواهند آمد

.عاليجناب، من «پالا» هستم پرده دار شما

تا آنجا که بتوانم خدمتگذاري شما را خواهم کرد

دالايي لاماي پنجم

دالايي لاماي هفتم

دالايي لاماي سيزدهم

،و هنگامي که شما هم به سن لازم برسيد

مُهر اعظم، به شما سپرده خواهد شد

چقدر فرخنده ست، دالايي لاماي چهاردهم

پاره ش کنم؟ آره؟ تو فقط تماشا کن

نوبت توئه، بيا بازي کنيم - !قدرت -

من روي کوههاي بلند هستم و به افراد تو شليک ميکنم

من شجاعترم - من افراد بيشتري دارم -

،من افراد باهوشتري دارم همه افراد متعلق به من هستن

.امروز باختي، کوندون فردا شايد ببري

زندگي تغيير ميکنه، کوندون

،کوندون ،کوندون کوندون

کوندون، کوندون

رتينگ از ما درخواست هاي زيادي داره

چقدر ديگه بايد زمين و پول بهش بديم تا پسر رو پيدا کنه؟

پولش داره از جيب ما ميره

اونوقت دارايي ها رو ميدن به خانواده دالايي لاما

پدر رو نگاه کن - کيف هاي ما خالي شده -

ارتش ما کوچک شده

،نماينده بابت پيدا کردن دالايي لاما پاداش زيادي طلب کرده

ميخواد تا آخرين شاهي پولها رو هم ازمون بگيره

مطمئنا منظورتون اين نيست که هزينه پيدا کردن اون پسر

از جيب خود رتينگ پرداخت بشه

،خودش که نخواسته اين شغل رو بهش بدن !ترجيح ميداد گوشه عزلت خودش بشينه

!آره، با همه زن هاش

همه ما نميتونيم دالايي لاماي بزرگ سيزدهم رو در چهره اين کودک زيبا ببينيم؟

او اين شهامت را داشته که درست لب مرز چين به دنيا بياد

مثل اين ميمونه که يک شال رو گرفته باشه و تا جايي که ميتونسته اون رو پرتاب کرده باشه

.تا در شهر " آمدو" به زمين افتاده باشه .سيلي محکمي به صورت چين

و گفته باشه " اينجا تبت است، من اينجا به دنيا خواهم آمد "

درست لب مرز کشور ما و بگه " اينجا تبتِ من است "

،خانه جديدتون، پيشخدمت ها همه چيز همونطوري هست که ميخواستيد؟

.ما خيلي خوش بختيم سپاسگزارم جناب نماينده

مامان

مامان

من اينجا رو دوست ندارم

اينجا قديمي و تاريکه

ولي از کاخ تابستاني بيشتر خوشت مياد

،اونجا باغ هست حيوان هست

مثل آهو و سگ

...خرس هاي کوچولو و پرنده ها طاووس

فيل هم هست؟

نه، ولي يه رودخونه و يه درياچه داره

ماهي - خيلي ماهي داره -

اون زنه کيه؟

اون " پالدن لامو " ئه

.وظيفه مخصوص اون حفاظت کردن از تو و دولت تبته

واقعيه يا الکي؟

واقعيه

واقعيه

اول کوچولوها

گنده ها وايسيد، نخوريد نه نه

بذاريد اول کوچولوها بخورن

عاليجناب شما بالاي ميز مي شينيد؟ - اونجا جاي توئه -

.دالايي لاما نبايد گوشت خوک بخوره .براي مغزت بده

.برو درس بخون، اگه درس نخوني من تو دردسر ميفتم

.دالايي لاما نبايد تخم مرغ بخوره

ببخشيد

بالاخره اومد پيش ما

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left