The first 200 lines.
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در سايت ها فروشگاه ها و... غيرقانوني و غيراخلاقي است
اوه عزیزم تو بیداری؟
آره
وای ببین چه نازه
متشکرم
چهره مصممش رو ببین
یه پسر باید اینجوری باشه
دختره
معذرت میخوام
ما اخیراً یک پسر توی خانوادمون داشتیم
"پسر به دنیا آورد"
پسری به دنیا آورد که مانند یشم درخشان بود
آپلود زیرنویس : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani
یعنی ممکنه قطار با گراز وحشی برخورد کرده باشه؟
نه، فکر کنم خرس باشه
اگر خرس بزرگی باشه
پس برای مدتی گرفتار شدیم
واقعا اعصاب خردکنه
…این
میشه بپرسم جریان چیه؟
ما در حال بررسی هستیم
...خب
فرزندم به دنیا اومده
لطفا سریع قطار رو روشن کنید
پسری که مثل یشم درخشانه
ممنونم
آهای؟
گریه نکن، لطفا گریه نکن
عزیزم
چه کار باید بکنیم؟
چیزی نیست
آروم باش اروم باش
ماساجیرو؟
بابا
میفهمم که مشتاق دیدن پسرت هستی
اما ورود به خانه بدون اینکه ابتدا به مغازه بیای و به من سلام کنی چه معنایی داره؟
صمیمانه عذر میخوام
ما در مورد اسم کودک تصمیم گرفتیم
چه اسمی؟
کنجی
کنجی؟
میازاوا کنجی
اسم خوبیه
سلام
امروز واقعا گرمه
میشه بگید این چقدر ارزش داره؟
دو ین
لطفا کمی بیشتر بدید
دو ین و پنجاه سن چطور؟
حداکثر ارزشش دو ینه
در ضمن استاد کنجی
اون سال آینده مدرسه ابتدایی رو شروع میکنه، درسته؟
زمان میگذره
خب بله
اون مطمئنا بچه عالی میشه
نمیتونیم با اطمینان بگیم که آینده چی میشه
یک پدر نباید اینجوری باشه آقای سیجیرو
شما دانشمند برتر هاناماکی ما هستی
مثل پدر، مثل پسر
نه، اونقدرها هم چشمگیر نیست
حتی اگر استاد جوونت محقق برتر موریوکا بشه
یا حتی توی ایواته، تعجب آور نیست
درست نیست
فقط گفتی آینده نامشخصه
درسته
اگر واقعیت پیدا کنه، شما خیلی خوشحال میشید، درسته؟
شاید
بیاید اون رو دو ین و بیست سن کنیم
خیلیخب
ازتون ممنونم
...نه
فقط میتونم حداکثر دو ین به شما بدم
خیلی ازتون ممنونم
چی شده؟
کن، من نمیدونم چه اتفاقی افتاده
نه تنها تب شدیدی داشت بلکه خونریزی هم داشت
خون ریزی؟
وقتی به توالت رفت دیدم خون بود
اون رو به بیمارستان بردم دکتر گفت اسهال خونیه
اسهال خونی؟
بله، تصمیم گرفتن بلافاصله اون رو بستری کنن
عزیزم؟
بذار من برم - چی؟ -
من از کنجی مراقبت میکنم
این چه حرفیه که میزنی!؟
شما چطور میتونی از یک بیمار توی بیمارستان مراقبت کنی؟
من به خوبی ازش مراقبت میکنم
شما بمون و خانه رو مدیریت کن
مغازه چطور؟
از بابا کمک میخوام
لطفا تجدید نظر کن
اگر شما بری بیمارستان و از مریض مراقبت کنی
چطور میتونم در آینده با همسایهها روبرو بشم؟
پسرم مریضه
سر چی دعوا میکنید؟
شوهرم میخواد بره و از کنجی مراقبت کنه
احمق
مراقبت از یک بیمار کاری نیست که یک مرد انجام بده
اما اگر اتفاقی برای کنجی بیفته
نگران نباش، اون رو به دکتر بسپاره
چطور میتونم اون رو به دکتر بسپارم؟
پس به کی دیگه میتونی بسپاریش؟
معلومه! به خودم
کمی خویشتن داری نشون بده
رئیس خانواده میازاوا
نباید همچین کار شرمآوری انجام بده
این فقط یک کودک بیماره
بابا اون فقط یک بچه نیست
اونی که مریضه کنجی عزیز ماست
اگر کنجی بمیره، نمیتونم ادامه بدم
…کنجی
تخت کناری، اسم بیمار میازاوا کنجیه
من پدرش ماساجیرو هستم
از امروز موقتا اینجا هستم
لطفا مراقب ما باشید
بیمار تازه پذیرش شده، میازاوا کنجی
من پدرش ماساجیرو هستم
از امروز موقتا اینجا هستم
لطفا مراقب ما باشید
بیمار تازه پذیرش شده، میازاوا کنجی
من پدرش ماساجیرو هستم
از امروز موقتا اینجا هستم
لطفا مراقب ما باشید
بیمار تازه پذیرش شده، میازاوا کنجی
یک راه درمان مخفی رو از پرستار شنیدم
خیلی گرمه؟
چطوره؟ احساس بهتری داری؟
همینو بگو
زمان خاموش شدن چراغ هاست
برو بخواب
دکتر اینم گفت خواب موثرترین داروئه
ممنونم
شب بخیر
شب بخیر
چیشده؟ نمیتونی بخوابی؟
بابا برات لالایی میخونه تا بهت کمک کنه بخوابی
افتضاحه
چه احمقی، قبلا بهت گفتم
مراقبت از بیمار باید به پرستاران سپرده بشه
این اسهال خونیه
مسری نیست
همش همینطوره
تو مریض شدی چون رفتی از مریضی مراقبت کنی
بابا من قصد دارم
کنجی رو به زودی به دبیرستان در موریوکا بفرستم
چه تحصیلاتی نیازه که یک گروفروش داشته باشه؟
اگر یهویی وارد ادبیات یا هنر بشه
بدتر از افراط در الکل و عیاشی میشه
بابا
چیه؟
من با تو فرق دارم
من پدری هستم در دوران متمدن و روشنفکر جدید
من پدر دوران میجی هستم
تو کوچولو
ماساجیرو
چه اشکالی داره؟
تو
بیش از حد روی نقش یک پدر متمرکز شدی
پدر راهآهن راه شیری
من کنجی هستم و از موریوکا برگشتم
رتبه 60 از 88 دانش آموز
بله
الان میدونی که سطوح مختلفی از افراد و چیزها فراتر از درک ما وجود داره
بله، به لطف پدرم
من چیزهای زیادی در مورد دنیای پهناور یاد گرفتم
در هر صورت تو با موفقیت از دبیرستان فارغ التحصیل شدی
ممنونم
اول جشن بگیریم
دوست داری چی بخوری؟
گلابی؟ سیب؟
یا سوشی؟
میخوام همه رو بخورم
خیلیخب
ممنونم
از فردا روی مطالعه کسب و کار خانوادگی تمرکز کن
نمیخوام
چی؟
من نمیخوام گروفروشی رو اداره کنم، پدر
پس از خوندن امرسون، برگسون و تولستوی
متوجه شدم که مغازه گرویی بر اساس استثمار کشاورزان ساخته شده
به عبارت دیگه
شما به ضعیف ها قلدری می کنید، اینطور نیست؟
اینطور نیست
گوش کن کنجی
بانک ها به کشاورزان فقیر وام نمیدن
بدون گرویی مثل ما
افراد بیشتری مجبورن دختراشون رو بفروشن یا برای پول دست به خودکشی بزنن
ما به ضعیفها رو قلدری نمیکنیم
ما به کشاورزها کمک میکنیم
این فقط لفاظیه، پدر
امرسون، برگسون، داستایوفسکی رو خوندم
ساکت، ساکت- و کتاب های تولستوی -
وای، ساکت
تو فقط حرف بیخود میزنی
به هر حال
از فردا توی مغازه کار میکنی، فهمیدی؟
باشه
میتونم بیام تو؟
بله، سرما میخوری
اینو بگیر
No comments yet. Be the first to leave one.