The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
پادشاهان همهی جنگهارو برای حفظ اقتدار خودشون انجام میدن
،برای ادامه دادن اونها نیاز به اسمهای زیادی داشتن
...زمین
...مردم
...تقوا
...حقوق
اقتدار" تنها اساس هر سلطنت هست"
اقتدار
بابام رانادهران مبارز خوبی هست؟
آره... البته شکست ناپذیره
دلیل پیروزیهای رانادهران نه فقط قدرت او بود
بلکه قبیلههای قدرتمندی داشت که ازش حمایت میکردن
مخصوصا قبیله پرامپالی
تو هر شرایط خطرناکی، پرومپلی پشت پاندیاس بود
رانندیرن تا حالا ترسیده؟
یه داستان برات تعریف میکنم
یاتیسای هرگز دوست نداشت تو صلح باشه
در زمان سلطنت آریکساری، پدر راندهران
جنگ بین قبیلههای چرا، چولا و پاندیاس دوباره شروع شد
این جنگ چند روز و چند ماه طول نکشید
پس از شکست، نیروهای چرا بیرحمانه حمله میکردن
زمان گذشت، و همینطور جنگ
سن آریکساری باعث شده بود در دیوارهای قلعه محصور بشه
رانادهران شروع به رهبری نیروهای پاندیان کرد
چران فرض میکرد که الان زمان خوبی برای شکست پاندیاس هست
از چولاس درخواست کمک کردن
با چولاس، کانگو، کارناتاکا، شش قبیله ولیر
و ده قبیله کوچک دیگه، در مقابل پاندیاس ایستادن
قبیله ما اینار هم بین اونا بود
تاریخ شاید به اشتباه قضاوت کرده که این امر باعث پایان دوران پاندیاس خواهد بود
ولی پاندیاس توسط رانادهران رهبری میشد
اون روز یاتیسای چیزی به جز جنازههای کشته شده نداشت
حتی بادی که اونجا میوزید بوی خون میداد
رانادهران چراس شکست خورده رو به عنوان برده به پیش عربها تبعید کرد
چولاس گمشده در جنگل کمین کردن
پاندیاس کنترل کامل منطقه جنوبی رو به دست گرفت
قلعه چولان رو به عنوان قلمرو شمالی خودشون قرار دادن
رانادهران در قلعه چولان به تخت سلطنت نشست و شروع به حکمرانی کرد
درگیری بین امپراتوریها قبیلههای کوچکتری که درگیر هستن رو ناپدید میکنه
گروههایی که رها شدن یا عشایر شدن یا پناهنده
خیلی از قبیلههای ولیر استقلال خودشون رو داخل اون جنگ از دست دادن
خیلی از قبیلههای کوچکتر بدون بازمونده ناپدید شدن
قبیله ما تا صحرا دنبال شد
نمیتونستیم زراعت کنیم پس خیلی ضعیف شدیم
قبلا ما کارخونه آهن رو اداره میکردیم ولی الان باید با سنگ شکار میکردیم
اما قانون طبیعت بیخبر بود
وقتی حتی امپراتورها از رانادهران ترس داشتن
طبیعت یک جنگجو بزرگ علیه رانادهران به وجود آورد
کوتی حین افزایش دما در صحرا به دنیا اومد
بیست و پنج سال بعد، کوتی خودش رو به عنوان یه مرد آلفا اشکار کرد
هر روز رانادهران، کسی که ندیده بود رو به یاد میآورد
اون صحرای خشک این انگیزه رو به کوتی داد که سلطنت رو مال خودش کنه
اون انگیزه بهش این قدرت رو داد که جلوی رانادهران بایسته
این اتفاق 15 سال پیش افتاده
انگیزه کوتی
باعث شد که متوجه سنگرهای چولانی بشه که پاندیاس سالها پیداشون نکرده بود
انگیزه کوتی، دوباره قراره جون خیلیهارو بگیره
انگیزه کوتی، قراهر دوباره یاتیسای رو غرق خون بکنه
پناهگاههای چولان
چطوری ردپای چولان رو دنبال کردید؟
درود به قهرمان 100 میدان نبرد
پیامی داری؟
برای پس گرفتن زمینهای چولان از پاندیاس
برای کمک به چولاس، اینارها آماده هستن
قبیله چولاس آماده نیست
،در حین جنگ چرا در مقابل سلسه چولا نابود شد
آخرین امید ما، شاهزاده 4 ساله چولان، نالان هست
مهمترین چیز برای ما امنیت او هست
برای 15 سال بعدی، کاری نمیکنیم
بعدش دوباره همه چیز رو به دست میاریم
چی گیرتون میاد؟
استقلال قبیلهام
طی یک سال، اینارها دوباره قلعه رو به چولاس پس میدن
در عوض
اینارها یه پادشاهی جدا خواهند داشت
و چولاس باید تاییدش کنه
باید از پرداخت مالیات آزاد بشیم
باید دوباره سرزمینمون رو به دست بیاریم
شجاعانهست
...ولی
یه تیم کوچیک نمیتونه پاندیاس رو شکست بده
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود
وقتی که قلعه رو تسخیر کردیم بیست هزار نیروی چولان برای مقاومت لازم دارم
باید اجازه استفاده از پرچم چولان رو داشته باشم
قلعه کمتر از یه سال سقوط میکنه
امتحان کنید
یه گروه کوچیک نمیتونه پاندیاس رو شکست بده
یاتیسای
منطقه اینار
با من مبارزه کن
رهبر واقعی داخل میدون نبرد مشخص میشه
نفر بعدی؟ تو باهام مبارزه کن
چرا؟ با موفقیتت برو خونه
جلوی شجاعت خودتون رو نگیرید
باهام مبارزه کن، بیا
این وسواست به رهبری رو به من تحمیل نکن
...بیخیال شدم
فقط بخاطر تو بیخیال شدم
قراره حمله کنیم؟
قراره؟
پسرم قراره فرزند یه پادشاه باشه
زیاد بهش فکر نکن، آروم باش
مطمئن شو بچه جدید حتما پسره
اجازه بده حرف کشیش به واقعیت بپیونده
دریای عرب، 3500 مایل دورتر غرب کشور پاندیاس
بعد از 25 سال داری به سرزمین مادریت برمیگردی
میتونی گرماش رو حس کنی؟
شماها چجور مردمی هستید؟
چرا رانادهران میخواست این همه سال شما رو تو همین وضعیت نگه داره؟
و چرا میخواست تو زنده برگردی؟
ذهنیتت چیه؟
کی باعث شده امید داشته باشید زنده بمونید؟
باشد که به زودی به آرامش برسید
کاروایور، منطقه پاندیان
شهوت مارو جوون نگه میداره
دختران رقاص یا فرشتگان الهی؟
حرکتش من رو نابود کرد
همچین دختر خوشگلی تو همچین جایی؟
کی میتونم شهدش رو بچشم؟
چشیدن دیگه آسون نیست
قوانین معبد سختتر شدن
رهبر زنشون هم این اجازه رو نمیده
رهبر زن؟
چند مدت پیش، خود رهبرشون اومد مارو سرگرم کرد
اون مال قبلا بوده
امروزه قوانین خیلی سختتر شده
خیلی احتمالش کمه
پس بیارشون پیش من
کل گروه رو میخرم
میبرشون داخل معابد چولان
دستور پادشاه مطالبه میشه
پادشاه؟ ما اینجا خدا هستیم
خودم حواسم به دستورات هست
آماده حرکتشون کن
چرا سر حال نیستی؟
هیچی... امروز چندتا مرد جدید مارو دیدن
بعد از دیدنشون استرس دارم
هر روز خیلیها مارو میبینن، مهم نیست که
خیلی خب، بگو ببینم، چیکار کنم که خوشحال شی؟
کانان رو برام بیار
یا من رو از اینجا آزاد کن
خودت گفتی کانان خودش میاد
ولی چرا حالا داری از من درخواستش میکنی؟
بریم دنبالش بگردیم؟
ما؟ چطور ممکنه؟
این پیشرفت باید اتفاق بیفته
چه شکست بخوریم چه پیروز شیم مهم نیست
بذر امیده
یه روزی، این بذر باعث میشه قبیله ما به سلطنت برسه
با این کار خودت رو به کشتن میدی
این دیدگاهت باعث نابودی ما میشه
پاندیاس ماهی طعمه نیست
اونا نهنگهایی هستن که کوسههارو قورت میدن
اگر پاندیاس بخواد، اینارها نابود میشن
پاندیاس حتی به ما فکر هم نمیکنه
قدرت ما همینه
هیچ چیزی در مورد ما نمیدونن
یه حمله برنامهریزی شده تو زمان درست نابودشون میکنه
هر نقشهای که داری احتمال موفق شدنش صفره
پیروزیمون یه سرابه
ما به جنگ میریم
کسایی که از خون میترسن میتونن همینجا بمونن
تاریخ فریاد میزنه که صدها اینار
هزاران نفر از پاندیاس رو شکست دادن
کالان تا وقتی که من برگردم اینجارو رهبری میکنه اگه برنگشتم، اون رهبره
وزیر پاندیان ازتون میخواد که به معابد چولان جابهجا بشید
درآمدتون سه برابر میشه نظرت چیه؟
نمیدونم چی بگم
شاها رقاص مادرزادی هستید
اینجا خودتون رو گرفتار نکنید
میزان دیده شدنتون تو معبد چولان خیلی بیشتره
خیلی محبوب میشید و تبدیل به یه ستاره میشید
اینجا آرامش داریم و حس امنیت میکنیم
خداوند در همه چیز قادر مطلقه
نگران این چیزاش نباش
ستاره میگن تو صد سال بعدی
پادشاهی پاندیان شکوفا خواهد بود شما به کارتون ادامه بدید
نگرانیتون رو درک میکنم
همه حیوونها قبل از کمین کردن مثل هم رفتار میکنن
فقط یه حمله شجاعانه، یه ببر رو از یه روباه متمایز میکنه
شماها ترسیدید، فرار کردید و زندگی عشایری داشتید
همین رو هم به من یاد دادید
چرا ما زراعت نداریم؟
زمینمون کجاست؟
بچه من نباید این سوالهارو از من بپرسه
نباید یه شکارچی عشایر باشه
بدون تو، نمیتونم برم
نیروهامون به حضورت نیاز دارن
امید اونا هستی
بهم اعتماد کن
با من بیا، نه بخاطر من، بخاطر بچهام
ما حیوون هستیم؟ که بقیه بهمون دستور بدن؟
دولت بهمون دستور میده چیکار میتونیم بکنیم
پس بگو دولت خودش بره برقصه
نظر استادمون چیه؟
میگه باعث افزایش محبوبیتتون میشه
بخاطر محبوبیت ما نیست بخاطر شهوت خودشونه
هی، چی داری میگی؟
ولش کن
No comments yet. Be the first to leave one.