Granblue Fantasy: The Animation

Granblue Fantasy: The Animation

グランブルーファンタジー the Animation

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

[Animworld] Granblue Fantasy The Animation 02
A Commentary by sfmking
http://forums.animworld.net/ Translator : MOMAN_M111 / دنیای انیمه تقدیم می کند

Tags

other
Published on: 2017-01-27
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 181 lines.

این ... این .... این دیگه چه جونوریه !؟

! مهم نیست چیه ، هرچی جلوی من قرار بگیره نابود میشه

! هیدورا بیارش پایین

! کمکمون کن ، باهاموت

! هیدورا

! یالا ! سریع ترتیبش رو بده

! تازه شروع کردیم ! بیشتر بیشتر ، بزن دهنش رو سرویس کن

! وقتی دست و بالت بسته باشه همین بلا سرت میاد

! امکان نداره ! امکان نداره ! امکان نداره

! همچین چیزی ممکن نیست

این جونور دیگه چه موجودیه !؟

! عقب نشینی کنید

! همگی برگردید به کشتی

! باید هرچه سریعتر به امپراتوری گزارش بدم

... پس این قدرت لیریا ـست

. واقعاً که وحشتناکه

... لیریا

این اژدها چی بود ؟

... اون باهاموتِ

. و به ما کمک کرد

به ما ؟

. بله ، به من و تو

. خیلی ممنون

! گوران

! طاقت بیا ، گوران

! گوران

... اینجا آخرشه

. اینجا آخر آسمونه

. بالاخره موفق شدم به اینجا برسم

... فرزند عزیزم

. من توی جزیره " آسترال" در " ایستالسیا " منتظرتم

! گوران

چرا اینجا دراز کشیدی ؟

بازم داری نامه پدرت رو میخونی ؟

. آره

، توش درمورد جزایر باد ، آتش ... اژدهای بزرگ سخنگو

و همینطور درمورد جزیره آسترال . که قدرت عجیبی داره نوشته شده

وقتی درمورد این ماجراجویی ها ... ورای این آسمون فکر میکنم

! خیلی هیجانزده میشم

منم میخوام یه مسافر آسمانی بشم . و خودم همشون رو تجربه کنم

دوست داری بری به جزیره آسترال ؟

! از دست تو ، عوض بشو نیستی

آرون ؟

. اینا همشون افسانه هستن

... اینطور نیست

... هم توی این نامه نوشته شده و همینطور توی کتابا

! ولی کی میتونه بگه واقعیت دارن یا نه

! حتی اگه افسانه نباشن ، ممکنه یه داستان ساختگی باشن

تا کی میخوای این چیزا رو باور کنی ؟

! اینا داستان های ساختگی نیستن

! جزیره آسترال مطمئناً وجود داره

... آخ آخ آخ

! چون پدرم اونجا منتظرمه

میخوام مثل پدرم یه مسافر آسمانی بشم . و به جزیره آسترال برم

حرفای گنده گنده نزن ، اونم وقتی که . توی جنگل خودمون گم میشی

... اون موقع اتفاقی راه اصلی رو گم کردم

! پس توی آسمونم همینطور راهت رو گم میکنی

. معلومه نمیتونی بری

! معلومه که میتونم

! وقتی میگم نمیتونم یعنی نمیتونی

! میتونم - ! نمیتونی -

! هوی ! با شماهام

! نمیتونی

! آخ سرم - ! آخ سرم -

! باهم دعوا نکنید

! امروز خبری از غذا نیست

اگه غذا میخواید بهتره سریعتر . کارتون رو تموم کنید

... هه

. گوران

میدونم از دیدن نامه خیلی خوشحال شدی . ولی زیاد به خودت سخت نگیر

! فعلاً توی وضعی نیستی که بتونی بری

... ولی عمو

. نیازی نیست عجله کنی

. مطمئن باش زمانش میرسه

. و وقتی رسید ، خودت برو و تجربش کن

. باور دارم که تو میتونی

! باشه

... گوران

لیریا ؟

توی اتاق من چیکار میکنی ؟

خدا رو شکر ، بالاخره بیدار شدی ؟

! واقعاً خوشحالم

. زخمت کاملاً خوب شده

... هی

جاییت درد نمیکنه ؟

مثلاً شکمت ؟ یا سرت ؟

... نه

حس عجیبی نداری ؟

... خب ، خب ، یه لحظه وایسا

... آی سرم

! بـ ... ببخشید

! گوران

بالاخره بیدار شدی ؟

! وین

! ای بی معرفت

! اینقدر منُ جون به لب نکن

! هی ! بس کن

! چیکار میکنی ؟ نکن

! راستی ! وین

سربازای امپراتوری چی شدن ؟

. فعلاً نمیخواد نگران اونا باشی

. ارتش امپراتوری از این جزیره رفتن

... کاتالینا سان

. فکر نکنم به این زودیا برگردن

. خدا رو شکر

! حقشون بود

اهالی روستا هم خوبن ؟

. البته ، روستا هم هیچ آسیبی ندیده

. کسی هم صدمه ندیده

. که اینطور

! تنها کسی که بدجور صدمه دیده بود تویی

... اون موقع

... تو مُردی

... مُردم

چی داری میگی ؟

درسته که زخمش اونقدر جدی بود ... که باعث مرگش میشد

ولی با یه چیزی مثل جادو مگه درمونش نکردی ؟

! نه ، با جادو نمیتونی مرده ها رو زنده کنی

پس ، اون چه کاری بود که کرد ؟

! خب ، اون قدرت منحصر به فرد لیریا بود

قدرت لیریا ؟

... واقعاً متأسفم

... منُ ببخش گوران

... من

. لیریا

چی شده ؟

. یه چیزی هست که حتماً باید بهت بگیم

. بهتره خودت رو آماده شنیدنش کنی

... چندین سال پیش

امپراتوری شروع به تحقیق . در مورد کریستال های قدیمی کردن

. و اطلاعاتی زیادی بدست آوردن

! و کلید اصلی اون پژوهش ها ، لیریا ـست

... اما با تمام امکاناتی که داشتن

! نتونستن قدرت اصلی لیریا رو آزاد کنن

لیریا برای مدت خیلی زیادی ... تحت نظر قرار گرفته بود

برای همین ، میخواستم نشونش بدم . که این آسمون چقدر بزرگ و پهناوره

. قدرت لیریا از کریستال اصلیه

میتونه موجودات قدیمیِ مربوط به . جزیره آسترال رو کنترل کنه

اون اژدهای سیاه ، خیلی اتفاقی . توی این جزیره خوابیده بود

و به خاطر قدرت لیریا بیدار شد ، درسته ؟

. قدرت من دلیلش بود

معمولاً این موجودات کهن . فقط از اهالی آسترال اطاعت میکنن

پس یعنی این خانم کوچولو اهل آسترال افسانه ایِ ؟

. نه ، به احتمال زیاد اینطوری نیست

... شنیدم که جزیره آسترال چندین قرن پیش نابود شده

! و کسی توش زنده نمونده

... پس اینطوریِ

پس این خانم کوچولو کی هستن ؟

. خودمم نمیدونم

نمیدونی ؟

لیریا هیچ خاطره از . پیش از دستگیری توسط امپراتوری نداره

. من نمیدونم که واقعاً کی هستم

. یا اینکه چرا همچین قدرتی دارم

... اما اون موقع

، اونجا وقتی به نجات گوران فکر میکردم . حس کردم که میتونم

. فقط همینُ میدونم

! من ، زندگی خودم رو به زندگی تو متصل کردم

. اینجوری تونستم روحت رو به بدنت برگردونم

. اما الان دیگه نمیتونم ازت جدا بشم

منظورت چیه ؟

تو و لیریا الان . از یک نیروی زندگی واحد دارید استفاده میکنید

. در حال حاضر شما مثل یک روح در دو بدن هستید

اگه زیاد از هم فاصله بگیرید ... این اتصال گسسته میشه

! و اینطوری هردو نفرتون می میرید

ها !؟

این یعنی تو نصف زندگی خودت رو به من دادی !؟

. این تنها کاری بود که میتونستم بکنم

. معذرت میخوام

ما میخوایم قبل از اینکه . نیروی ارتش امپراتوری برسه از این جزیره بریم

برای همین ، از شما . درخواست میکنم ما رو همراهی کنی

چون در حال فرار هستیم . هیچ مقصد معینی نخواهیم داشت

واقعاً متأسفم که تو رو ! درگیر این ماجرا کردیم ، گوران

خیلی وقت بود مهمان نداشتیم . پس باید حسابی جبرانش کنیم

هنوز هیچی نشده مست کردید !؟

! آدم بشو نیستید

! اوه ! بالاخره اومدن

! خیلی لفتش دادی ، گوران

! چه مهمونی خفنی

! از مهمون نوازی شما سپاسگذارم

... اما باید معذرت بخوام که

! بیا ، بیا اینجا

Granblue Fantasy: The Animation subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left