The first 200 lines.
تــــــــــوجـــــــه اين فيلم داراي صحنه هاي بسيار بد ميباشد و براي سنين بالاي 18سال مناسب است
معبد "اماروس"ساخته شده از چوب خيزران بر روي صخره هاي بهم چسبيده
مشهور ترين معبد در كوههاي "امي"بود
اين معبد بخصوص در بين مردم غرب "سيچوان"بسيار محبوب است
عطر عودهايش موجب مسرت است
تالار :گوانين"در سراي سمت راست معبد يك تنديس از بودا
ساخته شده به دست هنرمند مشهور"وو داوزي"دارد
كه ساخت ان به 800 سال پيش برميگردد
گوانين به اجابت كردن دعاها معروف بود
اينگونه،تعداد بيشماري معتقد وجود داشتند
كه روبروي ان تنديس زانو ميزدند و دعا ميكردند
پسر دار شدن ،سلامتي
و يا دور شدن شيطان را خواستار بودند
برو گمشو،برو
بريد بيرون
ديوونه شدي،چه خبره؟
چطور جرات كرده به گوانين كفر بگه
تو به دست خدايان نفرين ميشي بزنيدش...تا حد مرگ بزنيدش
اين بي حرمتي به مقدساته
بريم
خوشحالي واقعي چيه؟
خوشي هاي امروز باعث بدبختي فردا ميشه
بدبختي ها در اينده نتيجه خوشيهاي امروزيه
با اينكه اين رو گفتي
هنوزم خوشيهاي امروز رو ترجيح ميدم
درست مثل شاهزاده ي نيگ
كه به طور وحشتناكي زندگي تجملاتي داره
اون گرانبها ترين اشيا و ادما رو جمع كرده
اما فكر ميكني خوشحاله؟
ماداميكه اون داره اميال بي پايانش رو ارضا ميكنه
فرياد نارضايتي مردم كم كم بلند ميشه
چطور ميتونه در حاليكه مردمش در رنج و عذابن راحت باشه؟
چطور ميتوني يه لا ابالي مثل اون رو
با دانشوري مثل من مقايسه كني؟
من اين بي احترامي رو بي جواب نميزارم
لين"،به نظرت ما براي ازدواج كردن زياد جوون نيستيم؟"
ما هنوز به اندازه كافي زن بازي نكرديم
مطمئنم پشيمون ميشي
اگه من يه همسر دوست داشتني داشته باشم
برام مهم نيست كه يه سري از ازاديهام رو از دست بدم
فقط برو و يه نگاهي بنداز
اگه ازش خوشت نيومد مجبور نيستي باهاش ازدواج كني
من قصد ازدواج ندارم
ارباب،اقاي لين توي اطاق پذيرايي منتظرن
برام مهم نيست
به هر حال بايد بري فقط براي ديدن
خانوم،شما چيزي رو از دست نميدين
نه،من نميرم
اما اقاي "تاي"ادم كسل كننده ايه
و مطمئنم دخترش هم ادم سرديه
...و سكس تون ميشه مثل
خانوم،سريع بياين.... من رو هل نكن
لين"عزيزم،حال پدرتون چطوره؟
سلام رسوند خدمتتون
ايشون"وي يانگ شنگ"هستن،يكي از دوستاي صميمي من
اون هم با من اومده
لين،خيلي متاسفم
دخترم از بيرون اومدن سر باز زد نتونستم اون رو با خودم بيارم
تو تا اينجا اومدي و ميترسم كه نتوني ايندفعه ببينيش
در اينصورت بزن بريم ما يه جورايي يخورده سرمون شلوغه
بجنب،بزن بريم. خداحافظ تا بعد
ارباب،خانوم دارن ميان تا مهمون ها رو ببينن
حالا كه خانوم تاي اينجا هستن بنظرم بهتره يكم بمونيم
باشه
چون كه دخترم مادرش رو وقتي كه خيلي بچه بود از دست داد
يخورده لوسه
يه چيز مهم در مورد اون
اون هميشه خودش تصميم به كاري ميگيره
پدر،من فقط روي مسائل جزيي نظر ميدم
اما ازدواج امر مهميه و البته،من تصميم رو به پدرم واگذار ميكنم
يه زن بايد حرف شنو و پاكدامن باشه،درسته؟
دخترم هنوز ازدواج نكرده
چون تنها بچه منه
و پسر خوانده ام توي فاميل زن برده
با يه دختر زيبا
فرزند اولشون بايد از اسم ما استفاده كنه
با اين شرايط خيلي از مردها كنار نيومدن
خب...اما من هم تنها پسر خانواده هستم پدر و پدر بزرگم....
7نسل بودن،تموم اجداد و نياكان ما تك پسر بودن
اما اگه افتخار ازدواج با دختري
مثل خانوم تاي نصيبم بشه
برام مهم نيست كه توي خانواده تاي ازدواج كنم
من فكرام رو كردم من ازدواج ميكنم
تموم بچه هام ميتونن فاميلي شما رو داشته باشن
منم فكرام رو كردم
حتي نوه من هم ميتونه اسم شما رو داشته باشه
اما
من اول به خانواده لين قول دادم پس به اون ميرسه
....خب
ميشه يه تيكه كاغذ بهم بدين؟
خانوم اون واقعا استعداد داره
اين نقاشي نه چندان جالب كار منه
اميدوارم خانوم و اقاي تاي يه نظراتي در موردش بدن
يك عكس با نوازش و حركات ارام يك هنرمند به وجود مياد
چشماني به شفافي اب و برق نگاهي زيبا،لبهايي قرمز
درست مثل زني كه در شعر "سانگ يو" توصيف شده
خانوم دانگ كه فقط نيم تنه ش رو به اون نشون داد
پدر من تصميمم رو گرفتم
من بغير از "وي يانگ شنگ"با كس ديگه اي ازدواج نميكنم
و منم بغير از خانوم تاي با كس ديگه اي ازدواج نميكنم
خب...مبارك باشه
بزاريد بهترين دوستم رو بهتون معرفي كنم
ايشون، اديب، "شانگوان شون"هستن
دوست خوبم "ويانگ شانگ
از ديدنتون خوشحالم
منم همينطور
استاد ميخواد كه به ديدنش بري
ببخشيد
اينا خانوم و اقاي خوشبخت هستن
اونا 90سالشونه
و براي 70 ساله كه ازدواج شادي رو دارن
استاد دعوتشون كرد تا اينطوري به شما دعاي خير برسه
اقا و خانوم خوشبخت
اميدوارم عمر طولاني داشته باشيد
خوبه،بعدا بهت يه پاكت قرمز ميديم
عزيزم به خودت نگاه كن
تموم بدنت غذا ست
ببخشيد
شما دوتا براي دهه هاست كه با هم ازدواج كرديد
چطور ممكنه كه
هنوز عاشق همديگه باشيد؟
نميدونم
من فقط ميدونم كه خيلي دوستش دارم
و وقتي ما ميگيم عشق بازي
تو مجبوري عشق بازي كني
به نظرم سالهاست كه عشق بازي نكردي؟
چطور ممكنه هنوز عاشق باشي؟
عشق بازي كردن همچين مسئله مهمي نيست
وقتي موقعش برسه خودت ميفهمي
لعنتي
عروس و داماد بايد در مقابل بهشت و زمين زانو بزنند
خيلي قشنگه
يه لحظه وايسا
عزيزم درد داره؟
درد داره اما يه حس خيلي خوبي بهت ميده
اخيش درد نداشت...اما
حس خوبي هم بهم دست نداد
بايد اعتراف كنم يه جاهايي هست كه ميتونن من رو درمان كنن
به نظرم بايد تمرين بيشتري بكنم
قطعا امكان درمان شدن هست
ديدي؟
نه.تو يه چشم بهم زدن تموم شد
تو از شاهزاده ي نينگ خيلي متنفري
چرا ازم ميخواي ببرمت به قلعه چيزهاي كمياب؟
اگه نرم به غار ببر
چطور ميتونم اثار جرمش رو جمع كنم؟
اوه بله،نكته خوبي بود
سرورم امروز بهترين دوستم رو اوردم اينجا
بنظرم احتياج نيست كه قوانين رو توضيح بدم
قبل از اينكه وارد برج بشم،بايد چيز كميابي رو پيشكش كنم
متوجهم
اين از گنجينه پدرمه
ميدونم كه چيز زياد كميابي نيست
زياد سخت نيست كه مرجان به اين بزرگي پيدا كني
اما مرجان قرمز رنگ به اين بزرگي خيلي كميابه
چند تا از اون مرجانها رو
كه توي انبار هست بياريد بزاريد يه نگاه بهش بندازن
فكر ميكني با چيزي به مزخرفي اين ميتوني وارد قلعه بشي؟
حالا ميتوني هر كدوم از اينا رو كه خواستي
به عنوان خسارت برداري
و ديگه برنگرد،باشه؟
ناداني من موجب سرافكندگيم شد
من در مقامي نيستم كه چنين هداياي سخاوتمندانه اي رو از شما قبول كنم
بهتره راهم رو بكشم و برم
فكر كنم در مورد يكي از سليقه هاي اعلا حضرت يه ذوقي داشته باشم
اما من انتظار ديدن يه نقاشي تقلبي و به اين اندازه واقعي رو روي ديوار رو نداشتم
اين نقاشي توسط كار بلد هاي زيادي تاييد شده
كاغذ،جوهر و قلم مو همه براي سلسله "تنگ" هستن
حتي امضاي "وو"هم پاي نقاشيه
بر چه اساسي فكر ميكني تقلبيه؟
اگه لبه كاغذ رو ببري
متوجه ميشي كه نقاشي از دو لايه تشكيل شده
نكته انحرافي اين كارهاي تقلبي استفاده از كاغذ قديمي براي اين حقه ست
كاغذ نازك بالايي
امضاي "وو" رو داره
اما كاغذ زيري
از كاغذهاي جديد دوره "تنگ" هست
ميتونيد چاپ مخفي هلو رو روي كاغذ پاييني ببينيد
اينها حداقل دويصت سال با هم فاصله دارن
پس چطور ميشه واقعي باشه؟
نبوغت به اندازه كافي نادر هست
تا تو رو توي قلعه ببره
ممنون
ببين
يه اسب
بهش دست بزن
اين....؟
اين اسب افسانه اي كه عرقش از خونه
واي...چه جالب
اما هيچ چيز قابل قياس با غار سعادت نيست
بايد چند تا پودر "ووشي"مصرف كني قبل از اينكه بري داخل
بعد از استفاده از پودر سنگ پنجم به خلسه خواهي رفت
همه چيز با خيال در اميخته ميشه
بيا بنوشيم
دوباره؟
اره،نوبت توئه
نرو
اگه بگيرمت ميكشمت
اون رو ميشناسي؟
اون"شانگوان شن"ه
No comments yet. Be the first to leave one.