The first 200 lines.
آنچه گذشت
ساعت 6 بعدازظهر یک راننده با ماشین استیشن واگن سفید، به یک عابر زده و کشتتش
- فکر میکنی عمدی بود؟ - یه نفر دیده قبل از تصادف برمر با اولاو صحبت میکرده
انگار یه چیزی رو اشتباه فهمیده بود منو با یکی دیگه اشتباه گرفته بود.
راجع به کلید یه آپارتمان حرف میزد
هر ماه 5000 کرون اضافه بر حقوقش به حسابش واریز میشد
فهمیدم کی پول رو برای اولاو کریستنسن تایید کرده
برمر با سران بقیهی حزبها جلسه گذاشته
چارهی دیگهای نمیبینم جز اینکه هارتمن رو به کمیسیون انتخابات معرفی کنیم
مشخصه برمر دوز و کلک سوار کرده...
توئلز هارتمن. مظنون به قتلی؟
باید اون راننده رو پیدا کنیم هیچکس در مورد همکاری این دوتا چیزی نشنیده
اشکالی نداره دو سه روز برم خونهی بابا؟
سلام. بنگت روزلینگ هستم. اسم و شمارهتون رو بگین...
نمیدونم فردا شب هواپیمات کی فرود میاد
ولی دوست دارم ببینمت
اولش اون نروژیه. بعدش پسرت. امیدوارم مادرت سر جاش بمونه
پیدا شدن قاتل مهمه ولی مهمتر از رابطهی تو و تایس نیست
هیچ چیز مهمتری وجود نداره.
- بابا کی میاد؟ - یکم دیگه میاد
از اطرافیانم متوجه شدم بیرک لارسن هستی
- من کجام؟ - مهمانسرای "صلیب مقدس".
رفت بیرون کلوب با یه نفر صحبت کنه
فقط یادم میاد ماشینش سفید بود
تا جایی که یادم میاد، منو واسه اینکه سوار یه سیاهش شده بودم دستگیر کردین
پس من اینجا چه غلطی میکنم؟
من میدونم اون شب توی کلبه داشتی چکار میکردی
حولهها رو چپوندی زیر در، تشک رو گذاشتی جلوی پنجره
درزها رو با روزنامه پوشوندی، گاز رو باز گذاشتی
کمیسیون انتخابات تصمیمش رو گرفته
تا شب معلوم نیست
اون آخر هفته توئلز چه کار میکرد؟
- نمیدونم - چرا میدونی
باید تا امشب از اینجا بیام بیرون
گفتم شاید بهتر باشه همهچی رو تموم کنم
برگردونش به سلولش.
یه ماشین چند دقیقه قبل از تصادف از ساختمون خارج شده
- فیلیپ دیساو، مشاور شهردار؟ - شما ماشین من رو میخواین؟
- اینجا چه خبره؟ - دارن ازم بازجویی میکنن
لوند به گشت گفته ماشین فیلیپ دیساو رو پیدا کنن؟
زن و بچههاش توی ایستگاه پلیس سورو هستن
- روی ماشین حتی یه خراش هم نیست - ای خدا لعنتش کنه!
من دیساو رو فقط توی هواپیما حین رفت و برگشت دیدم
هنوز برنامهی سفر رو داری؟
میرم یه نگاهی بندازم
قتل : THE KILLING
«ترجمه از Emad_Se7en» Telegram Channel: @Emad_Se7en
میر هستم
دارم میرم سمت خونهی هولک. لوند زنگ نزده؟
- نه. چی شده؟ - از همون اول کار هولک بوده
اون بود که با نانا بیرک لارسن رابطه داشته
اون کلیدای آپارتمان رو داره ماشینا رو بفرست اینجا
سوابق مالی نشون میده هارتمن اون پول رو تایید کرده
حتما هولک دستکاری کرده
از وقتی که اون کارمند رو زیر گرفتن، کسی ماشین استیشن واگنش رو ندیده
اینا، هیچی رو ثابت نمیکنه
من آدرسش رو به لوند دادم. نه خودش جواب میده نه هولک
- همین الآن ماشینا رو بفرست - هارتمن چی؟
کیرم تو هارتمن!
به من گوش کن. ما باید همین الآن لوند رو پیدا کنیم!
یه ماشین میفرستم. چیزی فهمیدی بهم زنگ بزن
یکشنبه 16 نوامبر 20:07
ینس هولک؟
هولک؟
آهای!
- آهای! - از در فاصله بگیر
- چی میخوای؟ - میخوام با وکیلم صحبت کنم
امکانش نیست
بشین
- وکیلم بهت چیزی گفته؟ - میخوام در مورد ینس هولک ازت سوال کنم
من قبلا در مورد همهچی هرچی میدونستم بهتون گفتم
امشب یه رایگیری خیلی مهم هست.
ساعت چنده؟
ممکنه هولک حسابکتابها رو دستکاری کرده باشه؟
چه حسابکتابی؟
حسابکتابهایی که نشون میده تو اون پول رو برای اولاو تایید کردی
- فکر میکنین کار ینس بوده؟ - جواب سوالم رو بده
- این اواخر رفتارش عجیب نشده؟ - عجیب؟...
تشخیصش سخته. اون خیلی آدم خوشبرخوردی نیست
بله؟
اونجایی که من بهش آدرس دادم نبود. ماشینش هم اونجا نبود
اون خونه رو گذاشتن واسه فروش.
- شهرداری نیست؟ - نه. زنگ زدم اونجا
دستور بده دنبالش بگردن
اولین باری نیست که لوند گم میشه
نه، این دفعه یه جای کار بدجوری میلنگه باید همین الآن دست به کار بشیم
- در حال حاضر هولک کجا زندگی میکنه؟ - چی شده؟
اگه خونهاش نباشه، کجا ممکنه باشه؟
تازه طلاق گرفته
پیش اقوامش میمونه
- کدوم اقوامش؟ - نمیدونم. چی شده؟
هارتمن میگه اون پیش اقوامشه
- کدوم اقوامش؟ - نمیدونم. پیداش کن.
اگه فکر میکنین کار هولک بوده، پس من اینجا چه کار میکنم؟
- ببرش توی سلولش - یکم دیگه جلسه شروع میشه
میدونی که من کاری نکردم میدونی که من نبودم!
باید برای لوند و ماشینش جستوجو رو شروع کنیم
من یه کارخونه دارم که خودم از صفر ساختم
ساختنش 5 سال طول کشید. 30تا کارمند هم دارم
یه شعبه همینجا توی دانمارک، تولید هم توی ویتنام
...یک تغییر در انتخابات
شغل تو چیه؟
چه پروندهی وحشتناکیه
شورای شهر امشب به کنار گذاشتن هارتمن از انتخابات رای خواهد داد
،هارتمن به قتل متهم شده اگرچه طبق برخی منابع...
سفر زیاد میری؟
یه نقل قولی هست میگه: «سفر کردن، خود زندگیه»
البته منظورش سفر کاری نبوده
- بیا بریم توی اتاقت - چی؟
بزنش به حساب اتاقم
وقتی میام شهر، اینجا میمونم بیا داخل
ببخشید
نمیدونستم قراره برام مهمون بیاد
یه نوشیدنی میخوری؟ چی دوست داری؟
دانشجو که بودم توی بارِ "گرند هتل" اسلو کار میکردم
جین و تونیک. بدون یخ، بدون لیمو
ببخشید، فکر کردم ما...
مشکلی پیش اومده؟
میخوای یه نوشیدنی دیگه برات بیارم؟
لباسام رو دربیار
مطمئنی؟ به نظر یکم...
- مطمئنی نمیخوای تا فردا اینجا بمونی؟ - ممنون بابت کمکتون. باید برم
خوش اومدی
خیلی وقت پیش، من تمام چیزهای که دوستشون داشتم رو از دست دادم
مهم نیست چطوری یا چرا. ولی این اتفاق افتاد
دیگه زندگی برام ارزشی نداشت و احساس گناه، مجبورم کرد دست به کارهای وحشتناکی بزنم
من زندگیم رو نفرین کردم
ولی امروز میفهمم پشت اون اتفاقات یه هدفی بوده. بگیر. واسه خودت.
ممنون
چیزی که فکر میکردم نقطهی پایانه، در واقع شروع یه چیز جدید بود
سختیهایی که خدا بهمون میده، دلیل دارن
البته ما وقتی که تا گردن توی گُه دست و پا میزنیم، درکشون نمیکنیم
قبل از اینکه با همسرم آشنا بشم و تشکیل خانواده بدم،
کارهای اشتباه زیادی انجام دادم
مردم رو اذیت میکردم، چون فکر میکردم حقشونه
حرف خیلی وقت پیشه
ولی فکر میکنم اون بالایی هنوز من رو نبخشیده
فقط یه مدت گذاشته بود راحت باشم
من مطمئنم یه چیزی هست،
که به تو و خانوادهات امید رو برگردونه
آره هست
ولی من فکر نمیکنم ربطی به مسیحیت داشته باشه
دستمو باز کن
حلش میکنیم
میدونم قصد نداشتی همچین کاری بکنی
حلش میکنیم
باشه؟
پلیسا میتونن منو پیدا کنن
اون شب چند نفر از شهرداری اومدن بیرون و رفتن تو شهر
ما خیلی الکل خورده بودیم
اون کارمند دولت گفت که میتونم شب رو توی آپارتمان حزب بمونم
احتمالا هارتمن تازه از اونجا رفته بود
وقتی رسیدم اونجا، کامپیوتر هنوز روشن بود
واسه همین یه پیام فرستادم
فقط واسه سرگرمی. اینجوری با دختره آشنا شدم.
اون دخترهی جنده
من به مرکز گفتم کجا میخوام برم
اونا تو راهن
بچه داری؟
اینا بچههای منن
و زنم
زن سابقم
میگه از این به بعد، من زیاد نمیبینمشون
من اصلا نمیتونستم آدم بکشم
ولی اون کارمند هی بهم فشار میآورد
تا همونجا هم خیلی بهم ضربه زده بود
میدونم
واسه همین باید منو آزاد کنی، تا بتونیم درست راجع بهش صحبت کنیم
- دلم میخواد - آره
ولی نمیتونم
مطمئنم که درک میکنی
صبر کن
گوش کن پلیس داره میاد
اونا میتونن اون یکی موبایلم رو ردیابی کنن من دوتا موبایل دارم
داری دروغ میگی
برو خودت چک کن. توی ماشینمه
یا توی داشبورده، یا توی سبد بین دوتا صندلیه
باشه
وایسا هولک!
اسلحه رو بنداز!
اسلحه رو بنداز! لعنت بهت!
بخواب رو زمین!
اسلحه رو بنداز دور!
اون اسلحهی لعنتی رو بنداز!
زود باش! بخواب رو زمین!
به زنم بگو...
چجوری اینجا رو پیدا کردی؟
همونجوری که لوند پیدا کرد. به زن سابقش زنگ زدم.
در مورد شلیکت تحقیقاتی صورت میگیره بهت اطلاع میدن
باید به والدین دختره خبر بدیم
کارت خوب بود، میر
- برو یکم بخواب، خب؟ - باشه
چک کن همهی وسایلت باشن و اینجا رو امضا کن
نمیخواین بهم بگین چی شده؟
فعلا چیزی نمیتونم بگم
آزادی
یه ضربهی خفیف به سرت خورده. برو خونه و استراحت کن
حالم خوبه
هنوز کارمون تموم نشده
اگه زخمت باز شد، باید دوبازه بخیه بزنی
No comments yet. Be the first to leave one.