The first 191 lines.
حمله
!حمله
!عالیه
!عالیه- !عالیه-
همگی- !عالیه-
بیاین برای پیروزی اعلیحضرت
بنوشیم و برای پیروزی بی عیب و نقصشون
!در مقابل ارتش "آن" دعا کنیم
ایشون قطعا پیروز برمیگردن
باشد که اعلیحضرت به پیروزی بیعیب و نقصی دست پیدا کنن
و ارتش آن رو شکست بدن
عالیه، همهتون پاداش میگیرین
بعدا، بیرون میبینمت
این اواخر گردنم خیلی سفت شده
بعدا ماساژت میدم
بیاین یکم استراحت کنیم
الان برو
!ولم کن
خوشگله، لازم نیست اول به شاهزاده هان خدمت کنی
چرا اول به من خدمت نمیکنی؟
!خواهر لینگ لونگ
تو دیگه بزرگ شدی، ولی همش خرابکاری میکنی
دوست دارم بدونم کی بهت توصیه کرد یه محافظ سرخ بشی
از اولش تو جاسوسی خوب نبودم
...اگه الان تو نبودی من
به هر حال، ما باید اول ماموریتمونو تموم کنیم
اگه نکنیم، هممون میمیریم
تو پایتخت وو فقط بیست تا گنجشک سفید
از محافظان سرخ وجود داره
اما شاهزاده هان فقط تو رو دوست داره
خودتو درست کن و برو شاهزاده هان رو ببین
یادت باشه با جذابیتت شاهزاده رو فریب بدی و
بهش بگی به عمارتش ببرتت
نتیجهی جنگ فقط به این بستگی داره که میتونی
نقشهی تدارکات جنگ رو از اتاق مطالعهی پدرش بدست بیاری یا نه
اونو باید چیکارش کنیم؟
اون؟
نیاز نیست نگرانش باشی
یکم دارو خواب آور با خودم اوردم
وقتی از خواب بیدار شه
فقط یادش میاد که مست شده و
خوابهای بد بد دیده
بعدش
دیگه مرد نیست
عالیجناب
امروز
بوی خیلی خوبی میدی
نه
نمیتونیم اینکارو اینجا بکنیم
عالیجناب
...من
من دیگه نمیخوام توی اون خرابهی انجمن بمونم
میتونین وقتی ضیافت تموم شد
منو به عمارت خودتون ببرین؟
حتما
وقتی ضیافت تموم شد
میبرمت به عمارت خودم و
صیغهی خودم میکنمت
ممنونم عالیجناب
رقص رو شروع کنین
فرمانده ژائو از تالار شش قلمرو تشریف اوردن
شوالیهی شش قلمرو اینجاست؟
جناب ژائو
جناب ژائو، حضور شما باعث افتخارمه
متاسفم که زودتر به استقبالتون نیومدم
شی یی، خیلی مبادی آداب هستی
از اونجایی که برای ضیافت تولدت دعوت نامه دریافت کردم
البته که باید میومدم
جناب ژائو، بفرمایین
بنوازین
رقصو ادامه بدین
!چقدر بیشرمانه
جناب ژائو، چی شده؟
"سطر بعدی اینه"ژنرال پس از 100 نبرد میمیرد
اعلیحضرت فرماندهی فعلی ارتش ما هستن
ایشون خودشون وارد جنگ با "آن" شدن
شماها چطور جرات میکنین با این اجرا اعلیحضرت رو ناراحت کنین؟
شما لیاقتتون مرگه
جناب ژائو، لطفا آروم باشین
من جرات این کار رو ندارم
ما جرات این کار رو نداریم
به نظر میرسه که جناب ژائو چشمش به هدایای تولده
جناب ژائو، حماقت من بود
من متوجه وضعیت نشدم
میترسم جاسوسای آن به محل اقامت من نفوذ کرده باشن
قربان
میترسم برخی از این هدایا
به خاطر کاری که نکردم برام تهدید محسوب بشن
جناب ژائو، لطفاً اونهارو ببرین و در موردشون تحقیق کنین
همگی میتونین بشینین
ممنونم قربان
عالیجناب
ژائو جی از تالار شش قلمرو خیلی سرسخته
شی یی اینجا تولدش رو جشن میگیره
اما اون در انظار عمومی تلکهاش میکنه
اگه میخوای همین الان بمیری میتونی صداتو بلند کنی
فکر کردی تالار شش قلمرو هنوز زیر نظر نینگ یوان ژوئه؟
فراموش کردی که
سرپرست ژو چطور ماه قبل فوت شد؟
عالیجناب، به نکتهی خوبی اشاره کردین
قربان
الان
فکر میکنم دیگه دلیلی
برای شک به من وجود نداره، درسته؟
اینا فقط رشوههایی هستن که توسط جاسوس ها فرستاده شدن، ها؟
اما من اینجا جاسوسی نمیبینم
جناب ژائو، به نکتهی خوبی اشاره کردین
اونا
همهشون جاسوس هستن
اگه اینطوره، اونا رو گردن بزن
بیا مشکلتو حل کنیم
بله، جناب ژائو
افراد
!سرورم بهمون رحم کنین
!توروخدا بهمون رحم کنین
!سرورم لطفا جونمونو ببخشین- !توروخدا جونمونو ببخشین-
!بلند شید- !سرورم لطفا جونمونو ببخشین-
!سرورم از جونمون بگذرین- !بلند شین-
!عجله کن- !بلند شین-
!لطفا بهمون رحم کنین، ما بی گناهیم- !عالیجناب-
!عالیجناب لطفا نجاتم بدین- !سرورم بهمون رحم کنین-
!برو
!عالیجناب- !یالا-
!عالیجناب، نجاتم بدین- !برو-
!برو- !یالا-
!یالا- !برو-
زود باشین
!یالا- سریع تر-
!تکون بخور
قربان، لطفا بهم رحم کنین
من بیگناهم
خوشگله
میدونم تو بیگناهی
ولی متاسفانه اخیرا جناب ژائو کفگیرش خورده ته دیگ
!برین سمت برکه و زانو بزنین
!زانو بزن- !یالا-
باید چیکار کنیم؟- نترس-
هر کاری من میکنم بکن
!قربان، لطفا صبر کنین
من یک مروارید گرانبها با خودم دارم که حاضرم به شما تقدیمش کنم
فقط امیدوارم بتونین بدنم رو دست نخورده رها کنین
پس اونم هنرهای رزمی بلده؟
وایسا، فعلا نکشش
با قضاوت از روی فنهاش
به نظر میاد یکی از اعضای محافظان سرخه
!مواظب باش
رو یی؟
!نکن
!رو یی
!رو یی، این کارو نکن
فقط مردهها میتونن رازداری کنن
وقتی توی اردوگاه گنجشک سفید بودی
مربیت بهت اینو یاد نداد؟
ولی هرچی نباشه ما باهم آشناییم
تو دقیقا کی هستی؟
چطور اینقدر مهارت داری؟
تو آزادی میخواستی، درسته؟
این بهترین فرصتته
اعضای شعبهی اینجا نمیدونن که ما هنوز زندهایم
با این حال، گنجشکای سفیدی مثل ما
باید هر شش ماه یکبار پادزهر مصرف کنیم تا زنده بمونیم
...اگه الان فرار کنیم- اون زهر چیزی نیست-
فقط باید پنج چیان ریواس مصرف کنی
و یه روز قبل از اثر کردن سم
وقتی سم در ضعیف ترین حالتشه
سه بار بالا بیاری
واقعا؟
بستگی به خودت داره که منو باور کنی یا نه
چطور انقدر میدونی؟
با مهارتهات، مطمئنم میتونی یه پیام رسان بنفش بشی
چرا به جاش به عنوان یه گنجشک سفید کار میکنی؟
عجب احمقیام
فکر کردم دختر ضعیف و نادونی هستی
من کسی نیستم
فقط یه روح سرگردانم
با من میای یا نه؟
نه
من باید به شعبه برگردم
یو لانگ هنوز اونجاست
نمیتونم تنهاش بذارم
چرا گنجشک سفید شدی؟
برای بازپرداخت بدهی خانوادهام
برادر بزرگم مریض بود
مادرم چارهای نداشت جز اینکه منو بفروشه
چرا وقتی برادر بزرگت مریض بود
مادرت تو رو فروخت؟
چون دختر بودی به زندگیت اهمیت نمیداد؟
ده سال پیش خانوادهات تو رو به خاطر یه مرد فروختن
حالا بعد از ده سال جونت رو به خاطر
یه مرد دیگه به خطر میندازی
ارزششو داره؟
No comments yet. Be the first to leave one.