The first 200 lines.
...اي عــشــق تــو چــه کــردي
ريا
ريا...ريا
قربان، ريا رفته گوآ
رفته گوآ؟ عجيبه هي ميگفت که نميخواد بره؟
بله، اما بعدش رفت ديگه
اين دختر خيلي عجيبه هر کاري که دوست داشته باشه ميکنه
اصلا نميفهمم
يه چيزي بگم قربان؟
چرا دربارهي ازدواج ريا فکر نميکنيد؟
ريا و ازدواج؟ بذار اول يه پسري رو پسند کنه
"هر روز صبح فاخته آواز ميخونه"
"با شنيدن آوازش تمام دنيا از خواب بيدار ميشن"
"تو هم بلند شو...بدو بدو"
"و از مناظر زيباي دنيا لذت ببر"
"اوه راما، اوه کريشنا"
"حتي آفتاب هم به ديدن تو اومده"
سُستي و بيحالي رو رها کنيد" "و با سرمستي از خونه بياييد بيرون
زندگي زيباست" "يه کم قدرش رو بدونيد دوستان
"تصوير چه کسي روي ابرهاست؟"
"من حس ميکنم يه دختر زيبا باشه"
"اون يه توري هفت رنگ روي سرش انداخته"
اون ميخواد بره، ميخواد بره" "اما کجا ميخواد بره؟
"باد داره ميوزه و اون به دنبال باد ميره"
" بعدش ميپرسه که اين يعني چي؟"
اين رو بدونيد که اين رو براي" " يه لحظه دوست خواهيد داشت
اينجا همه چيز متعلق به توئه" "با عشق نگاه کن
"تمام خوشيها اينجا پشت سر هم قطار شدن"
"حتي اونهايي که دوستشون دارم هم اينجا هستن"
"اون دختر الان مخفي شده، اما يه روز پيداش ميکنم"
"اين ستارههاي چشمک زن به کي خيره شدن؟"
"اين آبهاي جاري مشتاق ديدار چه کسي هستن؟"
اين رو بدونيد که اين رو براي" " يه لحظه دوست خواهيد داشت
"هر روز صبح فاخته آواز ميخونه"
"با شنيدن آوازش تمام دنيا از خواب بيدار ميشن"
"تو هم بلند شو...بدو بدو"
"و از مناظر زيباي دنيا لذت ببر"
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ
قبل از اينکه پرواز کنيد ميتونم يه عکس بگيرم؟
سلام، من جِي هستم
شما اسمتون رو نگفتين اينجا جاي قشنگيه
قشنگه؟ نه؟
خيلي خب ببين موضوع اينه که من عکاسم
اومده بودم اينجا تا عکسهاي پس زمينهي خوب بگيرم
و تو رو ديدم، اما انگار تو توي يه دنياي ديگه هستي
ميشه يه عکس ازتون بگيرم؟- نه-
خيلي خب، حداقل حرف زدي اما چرا نميتونم ازت عکس بگيرم؟
چون من گفتم نه
تو نميدوني، اما من به شنيدن کلمهي "نه" عادت ندارم
اگه دوباره حرف بزني دوربين رو پرت ميکنم پايين- هي، هي، هي-
اين کار رو نکنيد اين دوربين تنها پشتوانهي منه
که تلاش ميکنم با استفاده از اون توي زندگيم موفق بشم
اما "نه" گفتنتون بايد يه دليلي داشته باشه؟-
نه
غير از کلمهي "نه" چيز ديگهاي هم بلدي بگي؟
برو به جهنم
بايد برم اونجا، اما قبلش
اگه يه عکس خوب ازت بگيرم حداقلش اينه که يه مقدار باهات وقت ميگذرونم
عجب سيريشي هستي
آدم اگه با تلاش و ايمان کار کنه
هيچ چيزي غيرممکن نيست
حتي عکس گرفتن از تو هي
اما 15 تا عکسي که قبلا گرفتم رو ميخواي چيکار کني؟
خداحافظ خداحافظ
صبح بخير- صبح بخير-
صبح همگي بخير
جِي کجاست؟
اون رفته گوآ عکس پس زمينه بگيره
آره، اما قرار بود ديروز بياد
اصلا نميشه به اون اعتماد کرد حالا روي جلد بايد چي چاپ کنيم؟
رامپال، چايي بيار
...بفرما
اصلا فکر پول نباش، لذت ببر
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
قربان چايي
قربان ببينيد شکرش کافيه يا نه
به همه دارن زنگ ميزنن حتي به شاهرخ خان هم زنگ زدن
روزي 200 نفر با شاهرخ خان تماس ميگيرن
بابا اون تماسها نه دربارهي مافيا حرف ميزنم
آدم با بدبختي پول در مياره ...اونوقت اين حرومزادهها
تو اينجا چيکار ميکني؟
من هم پول ميخوام قربان
مگه پول علف خرسه؟ برو سر کارت، برو
...قربان- برو-
نه نه اينطور نيست تلاش ميکنم
حتما ميبينمت، حالا توي لندن نشد توي بوستون ميبينمت
اوکي؟ خداحافظ
چند روز ديگه وقت ميخواي وارما؟
قربان 20-25 روز ديگه طول ميکشه
الو، ريا؟ از کجا زنگ زدي؟
تازه از فرودگاه اومدم بابا
اما تنها، بدون اينکه به من بگي کجا رفته بودي؟
به "آيا" گفته بودم ديگه بابا
به "آيا" گفتن چه فايدهاي داره؟ ميتونستي به من هم زنگ بزني
خوبه والا، بدون اينکه به من چيزي بگي
بابا، من ميتونم از خودم مراقبت کنم
"بابا، من ميتونم از خودم مراقبت کنم" عادت داري بحث کني
ميدوني چقدر نگران بودم؟
بابا شما هم هميشه سرزنشم ميکنيد- نميخوام چيزي بشنوم-
بيملاحظه بودن هم حدي داره
تا حالا حرف کسي روت تاثير گذاشته؟ ...اگه توي آينده
سلام، خوب شد که اومدي
چيکار کنم؟ بدون تو نميتونم زندگي کنم
ويسپي منتظرته- و تو؟-
جِي
براي منه؟ ممنون- اين رو برام نگه ميداري؟ ممنون-
سلام بچهها- سلام-
سلام رومئو- بله جوليت-
ممنون- خيلي خوشگل شدين دوشيزه مهرا-
دوشيزه نه، خانم مهرا- اوه-
هميشه يادم ميره چيکار کنم؟ اصلا بهتون نميخوره
ورزش ميکنيد؟- نه-
پس رژيم غذايي خوبي دارين؟- نخير-
پس بايد عاشق باشين ببخشيد، ببخشيد
سلام رفيق- چه خبر؟-
سلام
آقاي کاپور، توي 10 روز همه چيز اينجا عوض شده
به جز شما ...وقتي خانم سونيا اينجاست
چطور ميتونيد به غذا فکر کنيد؟
تو غير از دختر مگه به چيزي هم فکر ميکني؟
من ديوونهي زيبايي ام
...شما بگيد، توي اين اداره
زيباتر از سونيا کسي هست؟
سلام بر سردبير بزرگ
اوه، بالاخره ارباب وقت کرده بياد اينجا
چيکار کنم؟ کار خوب وقت ميبره ديگه
اگه اينطور پيش بره کلا بايد مجله رو تعطيل کنيم
فقط چهار روز تا چاپ وقت داريم
و هنوز هيچ عکس پس زمينهاي نداريم اين چيه؟
راه حل تمام مشکلات شما
واو...احسنت، عجب فرشتهاي
ريا کجاست؟
ريا؟ اينجا چيکار ميکني؟
بلند شو، اين ديوونه بازي چيه؟
بيا، بيا بريم داخل
آيا، يه حوله بيار چيکار ميکردي؟
ديوونه شدي؟ اگه سرما ميخوردي چي؟
خودش اشتباه ميکنه بعد خودش هم عصباني ميشه
سرت رو خشک کن- نه-
باشه پس من برات خشک ميکنم
صبر کن، من متاسفم باشه؟ اشتباه از من بود
ديگه اين کار رو نميکنم
اما دخترم يه چيزي بگم؟ اينجا خونهي خودته
اينجا هر کاري بکني اشکال نداره
...اما وقتي ازدواج کني
عجب دختريه، هيچوقت نميشه فهميد کِي قراره عصباني بشه
يه کم لج بازه آقا
يه کم؟
ميدوني بچه که بود يه بار چه اتفاقي افتاد؟
تبليغ يه اسباب بازي رو توي تلويزيون ديد
و گير داد که اون اسباب بازي رو ميخواد
اون موقع مادرش زنده بود و به من گفت که براش بخرم
..هزار بار سعي کردم براش توضيح بدم که
اين اسباب بازي مال يه شرکت آمريکاييـه و اينجا پيدا نميشه
اما گوش نميداد فقط همون رو ميخواست
فقط خودم ميدونم که چقدر دردسر کشيدم تا اون اسباب بازي رو پيدا کنم
سه روز طول کشيد و در طول اون سه روز ريا هيچ غذايي نخورد
"يه کم لجبازه"
بله، بفرما
ويسي- بله خودمم-
خيلي انگليسي حرف ميزني- شما کي هستين؟-
چوتا وکيل
چوتا شکيل؟
نه، من چوتا وکيل هستم برادر کوچيکتر چوتا شکيل
آقاي وکيل، من هيچ پروندهاي ندارم
خودم برات پرونده درست ميکنم اين روزها داري پول پارو ميکني
نه، کي بهتون گفته؟
حرومزادهي عوضي من داداشم، داداش
داداشمون از دبي؟
نه، از دايسار داداش بزرگ توي دبي هستش
و داداش کوچيک توي دايسار
داداش، از من چي ميخوايد؟
بگو چقدر ميخوام
چقدر؟ چقدر چي؟
يک ميليون روپيه
يک ميليون؟ اما چرا؟
وقتي گلوله از عينکت رد بشه و از اونطرف سرت بياد بيرون
ميفهمي چرا، گرفتي چي گفتم؟- بله، بله-
و گوش کن، آبدارچي شرکتتون هست...رامپال
پول رو بده اون بياره
رامپال؟
درست شنيدي حالا قطع کن گوساله
تو چوتا وکيل رو از کجا ميشناسي؟
ميشناسيش يا نه؟
چي دارين ميگين قربان؟
حرف بزن- بله-
چطور؟- نپرسيد قربان-
بگو ديگه
حرف پنج سال پيشه قربان ...من و اون
اون کيه؟
چوتا وکيل توي روستا با هم درس ميخونديم
با همديگه، با قطار جانتا اومديم بمبئي
من راه درست رو انتخاب کردم
و با آدم پاکي مثل شما آشنا شدم -نه، نه- و به اينجا رسيدم-
اون راه غلط رو انتخاب کرد و الان به دنياي جرم و جنايت رسيده
حتي الان هم گاهي از من ياد ميکنه
شما چطور شده به ياد اون افتادين؟
بهم زنگ زده بود يک ميليون روپيه پول ميخواست
چرا؟ از شما يک ميليون روپيه پول خواسته؟
اون ميره به جهنم حتي توي جهنم هم جايي براي اون نيست
No comments yet. Be the first to leave one.