The first 200 lines.
▪مترجمین: ▪
◾مرتز◾ ◾ More Tez ◾
◾ ایمان ◾ ◾ Iman ◾
جانی هندسام
اره تو بار اشپزی میکنم
اما وقتی که برای اولین بار مشترک شدم، مجبور بودم پول نقد بگیرم
وام بگیرم
تو منو میشناسی جانی فقط یه بچه فقیر اهل شیورپورتم
تنها وثیقه که به بانک بردم دکتر اسمیث وسن بود
خب، کی میخواد بهم پول بده؟
به یه کار احتیاج دارم جانی
. اون هر کوفتی رو که در حال حاضر دارم بدست میاره
در تمام مدتی که او نو تماشا میکردم،
حتی نصف سیگاریمم مال اونه
بزودی صاحب همه چیز میشه
باید دوباره برگردم تو بازی جانی
حالا، میدونم که همیشه یک نقشه داری
منم میخوام
. بهش نیاز دارم
این دفعه نمیتونم راه برم جانی
من جایی برای رفتن ندارم
دارم از تو به خاطر قدیما میخوام
. یا خدا
با اون کار میکنیم؟
لعنتی درباره استخدام معلولان صحبت کن.
چرا یه استراحتی به ما نمیدی؟ . یه کیسه رو سرش بذار
قبل از اینکه تعطیل کنن بهشون حمله میکنیم
اینطوری خسته میشن و پول نقد دارن
انگار همین الانشم رو سرش کیسه داره
ای عوضی
. مواظب حرف زدنت باش
جانی میدونه چه خبره چی داره میگه
حالا فقط گوش کن چی میگه
تو اصلا حس شوخطبعی نداری، پیرمرد؟
. فقط داشتم شوخی میکردم
میدونی شاید اون راه های فنی خودشو داره
نمیدونم داره؟
داری؟
. این معامله تویه
اما من ازش خوشم نمیآید.
و از اونا هم خوشم نمیاد
. بعدا میبینمت، رومئو
. ممکنه این اتفاق بیفته تو این کار هیچ تضمینی وجود نداره
دو نفر پیر به راه افتادند.
ببین، من از پسش بر میام، گاوچرون
حالا این اعداد مقدار زیادی پوله برای رفتن
همه خوشحالو مایه دار میشن
. عجب جنده
میخوای چه کار کنی؟
خوب پیدا کردنش سخته
جانی ، الان میدونم تو این کارو برای من میکنی.
. ولی تو همین الانش هم جون منو نجات دادی
. باید درستش کنی
. از پسش بر میام. من بدترش رو انجام دادم
خیلی خب، رفیق؟
ساعت جدیدم رو دیدی؟
. خب، عصر بخیر، قربان
میخواستم یه هدیه بخرم برای دوست پسرم.
میخواستم یه چیزی گیر بیارم یک چیز باحال
اون یک کلکسیونر جدیه؟
اوه، اون تو هیچی جدی نیست
اون فقط سکه دوست داره می دونی منظورم چیه؟
، یادت باشه، وقتی رفتیم بیرون بشین روی صندلی عقب.
نذار پشت سرمون باشه.
جانی من یه چیزی پیدا کردم برای اون و اون جنده
فقط محض احتیاط، اونا باهوش میشن.
این موزه ایه
این به نظر قدیمی نیست، درسته؟
هزینه چنین سکه ای چقدر میتونه باشه؟
ارزش فعلی 77،280 دلار ه.
خدای من.
لعنت
اون چه کوفتی بود؟
. باشه، رفیق
فکر میکنی داری چه غلطی میکنی؟
... لطفا ! خفه شو
تو دیر کردی، عوضی.
! اینجا رو تمیز کن
! کونت رو تکون بده، بابا
! خفه شو و کارتو بکن جنده
! مرتیکه احمق
نه
چه غلطی داری میکنی؟
. کلهخر " زد به زنگ خطر"
! در رو پوشش بده، عوضی
جمع کن بیار
. خیلی خب، بیا انجامش بدیم
زود باش پیرمرد، بیا سهم خودت رو بگیر
. یه چیزی برات دارم، پسر
زودباش، برو سراغ گیک هاوس ! اون گیک لعنتی رو بگیر
اره
هی، چاقالو، کونت رو تکون بده و یه کمکی بده
چه اتفاقی افتاد؟ مایکی و جانی کجان؟
اونا اینجان عزیزم.
بازش کن
صبح بخیر قربان
بهم گفتن یه دوست قدیمی من
کاری قدیمی رو بازسازی کرده
تا خودم ندیدم باور نکردم
میدونی جانی، تو هیچوقت خیلی آدم خاصی نبودی
ولی هیچوقت احمق نبودی
منظورم اینه که هیچوقت بهشون دست هم نمیزنی
خودت میدونی که میدونم
فقط بهم بگو اونا کی هستند و کجا میتونم پیداشون کنم.
و من بخاطر جفتمون خیلی خوب ازشون مراقبت میکنم.
اون مایکی شلمیت پیر...
لعنتی،اون دقیقا مثل داداش بزرگت بود.
تو و اون باهم خیلی اوقات رو سپری کردین.
شامل همه اون زمان سخت اونجا توی مزرعه آنگولا .
خب،من همین الان مایکی رو پایین توی سردخونه دیدم.
بدبخت نامرد پیر.
واقعا یکاریش کردن.
تو هیچ برتری نسبت به من نداری.
معاون
اوه،جانی.
حدس بزن پسرا چی پایین ایستگاه اتوبوس پیدا کردن
احتمالا آدمای زیادی داری که واست متاسف باشند و دل بسوزونن.
چون تو یک حرومزاده ی بیریختی.
اما من نه.
چون من میدونم تو از درون چی هستی
هیچی جز یک خلافکار رده پایین
اوضاع اینطوریه حالا اگه امتحانش کنی
جوری سرویست میکنن
که قتل رو هم شامل میشه.
حالا،من میخوام بگم اونا چیزی پیدا کردن بدون اینکه پای تو وسط کشیده بشه.
اما دارم یچیز میگم،
اونها از اسم و رسمت برای ارائه به دادگاه استفاده کردن.
حالا،با یکم تحریک و حرکت دوستانه از طرف من
شاید بتونم مجبورشون کنم تا بزنن تجهیزات و دم و دستگاهاشون رو خراب کنن
تا شاید بگن اگه چیزی دزدیدن.
فکر نمیکنم کسی رو داشته باشی که ضمانتت رو بکنه
بالاخره ۵ ساله.
تازه اگه مایل به توپ بازی با درونز باشی.
-نه -شاید ۲۸ماه بعدش ازادی مشروط داشته باشی
اگه درست رفتار کنی
حالا،اون بهترین چیزیه که میتونم با سیستم اینجا انجام بدم. میدونی که چطور کار میکنه؟
شرط میبندم.
بسیارخب،آقای جان سدلی،این دستور دادگاه هست
شما در زندان ایالتی در آنگولا بازداشت هستید تا زمان حکم نهایی
برای مدت حداقل ۵سال
با احترام به قوانین و شروط درحال اجرا توسط ایالت لویزیانا،
و بخش ارلئالنز
پس از مدت بازداشتی،شما توسط مامور اجرای مصادره برای انتقال تحویل مقامات ذی ربط داده خواهید شد.
حالا زندانی بهش تلقین شده که یک مجرم جنایتکار باسابقه هست.
اگر،درصورت آزادی او دوباره متهم به جنایتی شود،
او بدون هیچ عفو و بخششی محکوم به اعدام خواهد شد.
اونایی که گیرت انداختن،میدونی چی گیرشون اومد؟
هزار دلار توی هر بسته سیگار
خب پس یکی بوده که این قتل رو سبک شمرده
شاید مثل یارویی که تازگی بار مایکی رو بدست اورد.
گاوچرونی به اسم ریف.
تو این خفن رو میشناسی.
میدونی چکار کرد.
خیلی خب جانی،
شاید این اطراف ببینیمت،اما یجورایی شک دارم
گمون نکنم ریف دوباره بهت گند بزنه.
دیگه از ابن به بعد کسی واسه مایکی تره هم خرد نمیکنه.
نه من،قاعدتا تو هم نه.
هیچکس.
میشنوی جان؟ میفهمی چی میگم؟
تو الان توی قسمت حکومت نظامی توی خیابون خیریه متیو هستی.
و تو الان برگشتی به شهر،جان.
من دکتر استیون رِشِر هستم،از دپارتمان اصلاحات.
و رابط به جامعه پزشکی.
من دکتر دائمت نیستم.
من مسئول یک برنامه هستم که با جراحی دوباره سازی در ارتباط هست.
دوست داری صورت جدیدت چطوری باشه؟
مراجعین ممکن هست احتیاج به دوره مربوط به فک یا آرواره داشته باشن.
بهرحال،مکنه مراجعین بیشتر سود کنن.
-دکتر رِشِر؟ - ... از فک بالایی سرزده،دورش.
-بله. -«آ.زی.درونز»،پلیس نیو اورلئانز.
بله فهمیدم،چکاری میتونم واستون انجام بدم؟
بیمارت چطوره دکتر؟
-کدوم بیمار منظورته؟ من... -جان سدلی.
میدونی،پسر خوشگله
چیز قشنگی نیست که بگی.
خب،آدم خیلی خوبی هم نیست،دکتر. حالا،حالش چطوره؟
ببین،دکتر،بیا بخودت و خودم اجازه ندیم اینجا قدم اشتباهی برداریم.
من افسر پرونده محول شده این پسر هستم.
هرگونه اطلاعاتی مربوط به اون به من مربوط هست.
حالا بذار یبار دیگه برسم. حالش چطوره؟حالش روبه راه میشه؟
فهمیدم.
شانسش از یک ریکاوری کامل عالیه.
اگه دوست داشته باشی،میتونی یک گزارش کامل روزانه از روندش از پرستار بگیری.
او ساعت۷ برای کار حاضر میشه.
حالا اگه اجازه بدین بکارام برسم.
لعنتی.ممنون،دکی
چهار هفته بعد
یک تئوری هست،جان
که ترمیم سازی پزشکی میتونه یک بازدارنده نسبت به تکرار خلاف وجرم باشد.
یا هر تئوری دیگه،محتاج این هست که با حقایق تایید و معتبر بشه.
مستند آماری.
تو اولیش نخواهی بود،جان.
اما اگر بگی بله،تو آخرینش نخواهی بود.
فرض میگیریم،چند لحظه وقت منو بگیره،
اما تو میتونی باتموم کردنش معمولی بنظر بیای
حتی بهتر از اون.
نکته اینه که من رضایتت رو میخوام.
تو قوانین زندان رو همون طوری که من میدونم میدونی.
اما بذار بهت اطمینان بدم که حرفی از اینکه روی تو آزمایش میکنیم نمیزنم
No comments yet. Be the first to leave one.