The first 200 lines.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجیموویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
چی شده؟
فقط میخواستم مطمئن شم
دربارهی چی؟
دربارهی خپل
این وقتِ شب اینجا چیکار میکنی؟
...خیلی ببخشید
چرا سر این موضوع، این همه راه رو کوبیدی اومدی اینجا؟
هر کاری صلاح میدونی بکن
خودت میدونی باید چیکار کنی
برگردیم بخوابیم
بوی گند مشروب میده
خب؟ مشروب خورده بودی؟
ها؟
فرمانده! این چه سؤالیـه؟
باشه، باشه
خب، بعدش چی شد؟
وقتی به بان گفتم که ژنرال ،چطوری طفره رفت
،دوستم تو روم خندید و گفت
ژنرال همینـه دیگه! چه انتظاری داری؟»
،هیچوقت بهت نمیگه چیکار کنی
،ولی بهتره کاری که میخواد رو بکنی «وگرنه کارت رو میسازه
!فرمانده، دردسرسازه باز شروع کرده
توی این اردوگاه لعنتی بدون من کاری از پیش نمیره
منتظر بمون. زود برمیگردم
بهش قلم و کاغذ بده
ببین، توی چنین شرایطی سهتا راه هست
ژنرال کدوم رو میخواد؟
،اعدام در ملأ عام ،تصادف ناگوار
یا ناپدید شدنِ مرموز؟
طبیعتاً اعدام در ملأ عام ولی در قالب یه تصادف ناگوار
در این صورت باید ترتیب یه سرقت مسلحانه رو بدیم
اونموقع همینطوری به نظر میاد
.نه، کار خودمـه .ژنرال به من گفته بکُشمش
تو تجربهی چنین کاری رو نداری
اونوقت تو داری؟
ناسلامتی عملیات تروره
نمیخوایم که با چتر فرود بیایم و همه رو ببندیم به گلوله
...مسئله اینـه که
من یه چترباز عادی نبودم
چی؟
اسم برنامهی اف6 به گوشِت خورده؟
چی؟
متأسفم
هیچوقت به تو یا مان نگفتم
اف6 یه برنامهی فوق سرّی بود
خودت که میدونی یعنی چی
اف6، فرشتهی مرگ
وقتی فهمیدم دوستم یه قاتل آموزشدیدهست که
،دهها نفر از همرزمهامون رو کُشته خیلی ترسیدم
ولی راستش مایهی آرامش خاطر هم بود
فقط من نبودم که توی این سالها دروغ میگفتم
ضمناً تخصصش هم به کارم میومد
نگاه کن
منتظره شیرینیهاش رو بگیره
اونجا رو ببین. هر روز همینـه
این هفته هر روز همین کار رو کرده
میدونی چیـه؟
اخیراً خیلی پُرحرف شدی
چِت شده؟
چرا چیزی نمیگی؟
خودت گفتی پُرحرف شدم
سر ظهر
دقیقاً به موقع
درستـه. تازه صاحب یه دوقلو شدن
جفتشون پسرن؟ یا یه پسر و یه دختر؟
نمیدونم
!لعنتی
چِت شده؟
فقط...واسه چی بچههای کوفتی رو آورده؟
!لامصب کالسکه رو هم آورده
نمیخواستم اونا رو ببینم
.بالاخره که میدیدیشون .توی جشن درازی عمر
جشن درازی عمر؟
...لعنتی، نگو که
ما هم دعوتیم
دعوتنامهها رو آورد مشروبفروشی
خپل انقدر به هشتاد ساله شدنِ مادرش افتخار میکنه که
،برگشت گفت
،اگه همینطوری پیش بره
مطمئنم قبل از اون، خودم میمیرم
یعنی مان در چه حالـه؟
،اگه نتونسته باشه فرار کنه
احتمالاً الان داره شکنجه میشه
توی یه زندانی به اسم اردوگاه بازپروری
کیر توش
!بان، نه
بان، وایسا! اگه یکی ما رو ببینه چی؟
خیابونش خلوتـه. راحت میرسیم به آزادراه
محلهی ناامنی هم هست
،پس اگه کیفپولش رو برداریم پلیس خیال میکنه قصد اولیه دزدی بوده
زده به سرت؟ میخوای اینجا بکُشیش؟ جایی که خانوادش زندگی میکنه؟
...ببین
محل قتل اینجاست
بین ماشین و دیوار و کانال راه فراری نداره
،یدونه گلوله، یا پسِ کلهاش یا توی پیشونیش
بستگی داره روش کدوم طرفی باشه
در هر صورت کثافتکاری میشه
تابحال ترکیدن مغز کسی رو دیدی؟
آره، معلومـه. از صحنههای موردعلاقمـه
میدونی از چیش بدم میاد؟
وقتی میپاشه توی دهنت
،تیکهتیکهست و سیاهِ خالخالی
...به خاطر خونِ لخته شده
متأسفانه پسرم رفته سر کار
عروسم هم بچهها رو بُرده بگردونه
پس فقط خودم خونهام
تنها. مثل همیشه
که اینطور
خب، پس یه وقت دیگه برمیگردیم
این همه راه رو اومدید و میخواید همینطوری برید؟
مگه خودتون هم نمیخواستید برید بیرون؟
...آه
اوه، نه
...نه
آره
انگار سرگرد ویارِ شیرینی گرفتن
نه. اونا رو توزیع میکنه
میخواد پولدار شه
عین یه آمریکایی واقعی
ای وای! مهموننوازیم کجا رفته؟
نمیتونیم توی پارکینگ ترتیبش رو بدیم
نه وقتی مادرش همیشه اینجاست
ببین، دقیقاً به خاطر همینت نگران بودم
اون همه چی رو میشنوه
ولی اون فقط خیال میکنه که در رو محکم بستن
آرومتر. نمیخوره شنواییش مشکل داشته باشه
!خدای من، زنیکه فسیلـه
حالا میشه لطفاً بریم؟
نه، نه، نباید برید
یه هدیهی مخصوص براتون دارم
!حتی از دست پسرم هم قایمش کردم
بیسکوئیتهای تمشکی پایلدور
داشتید میگفتید چیو دوست ندارید بخورید؟
همین الان؟ بیرون؟
ببخشید؟ - ...میگفتید تیکهتیکهست و -
...سیاهـه و
توش خون لخته شده؟
ما داریم منوی جشن شنبهام رو آماده میکنیم
...پودینگ سیاه. آه
بان خیلی از پودینگ سیاه بدش میاد
پودینگ سیاه؟
پودینگ خونیـه
عینِ «تیکانیِ» خودمون میمونه
!اوه، نگران نباشید
جشن درازی عمره. پودینگ سیاه و اینا نداریم
،حالا بگو ببینم، سروان
خودت چرا تا الان زن نگرفتی؟ تو که خیلی خوشتیپ و باهوشی
خودتون که میدونید چرا
سر همون؟
!این چرندیات چیـه؟
!اینجا آمریکاست
میگن توی این کشور حرومزاده بودن واسه هیچکس مهم نیست
حالا قول بده یکی رو !با خودت واسه جشن میاری
چی شده یهویی اومدی اینجا؟
گفتم بهت یه سر بزنم
باشه. فکر کنم باید یه قانون دیگه هم بذاریم
ملاقات بیخبر ممنوع
خوشگل شدی
خودت هم به عنوان یکی که
فقط اومده «سر بزنه» بد نیستی
تابحال رفتی جشن درازی عمر؟
نه
ولی احتمالش هست توی یکی از قسمتهای «استارترک» دیده باشم؟
میخوای باهات بیام؟
،اگه قبول کنم
چطوری به مهمونهای دیگه معرفیم میکنی؟
...آه
،چرا حس میکنم هر جوابی بدم دهنم سرویسـه؟
سؤالم واسه مچگیری نیست
.بیخیال، عزیزم. آروم باش .گاهی زیادی جدی میگیری
،آره، قبول دارم، ولی
این یعنی باهام میای؟
امشب بهت زنگ میزنم
وای، چه دلخراش
...تو
تعقیبم میکنی؟
،نه، نه. کاملاً تصادفی خوردیم به پُست هم
واسه همینـه تعجب کردم
نمیدونستم سگ داری
.آها، اینو میگی .آره، ابزار نمایشی خوبیـه
یه همجنسگرا که سگ فسقلیشو آورده قدم بزنه، خیلی جلبتوجه نمیکنه
همجنسگرایی؟
هر چی لازم باشه هستم
عین خودت
سیآیاِی اونو بهت داده؟
بذار فقط بگیم که چیزای مشکوک رو تشخیص میده
،حالا که حرفش شد شک و شبهههای ژنرال به جایی نرسید؟
مأمورت توی سایگون چیز جالب توجهی پیدا نکرد؟
الساعه نگرانیهای ژنرال رو رفع کن
میدونی چرا؟ چون بهش نیاز داریم
ولی الان فقط یه دلقکِ بیخاصیتـه، نه؟
آره، ولی همچنان پادشاهـه
دلقکی که تاج پادشاهی داره
پس انقدر مردد نباش و برو و برام مدرک پیدا کن
برای خودت هم خوبـه
یادت باشه، خودت اولین بار بحث شیرینیها رو پیش کشیدی
حالا خودت یکم شیرینی بکن تو حلقش تا خفه شه
منظورت مدرکـه؟ - یا میتونیم به سرگرد بگیم بیاد به «پرچم زرد» و -
یکم گوشمالیش بدیم
No comments yet. Be the first to leave one.