SHY

SHY

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

SHY-08 [AioFilm team]
A Commentary by AioFilm

Tags

other
Published on: 2023-12-20
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 180 lines.

‫‫قسمت 8 ‫‫‫سوپرایز

‫‫...تنها

‫‫دستبند ‫‫‫تغییر قلب

‫‫تزوتا کوریسکایا ‫‫‫ملیت: ???? ‫‫‫ علاقه مندی ها: یخ، آتش ‫‫عضوی از آماراریروکو که قدرت کنترل یخ رو داره

‫‫لباساتو با خودت آوردی؟

‫آره

‫و مسواکت؟

‫میتونم به هرکس که نفر بعد هست کمک کنم

‫آوردمش

‫وای، پاسپورتت؟

‫دارمش بخدا

‫منم تایید میکنم

‫همچی مرتبه

‫همچی مرتبه

‫هرچی نباشه... من یه قهرمانم

‫حق با توئه

‫خیلی خب، سفر خوبی داشته باشی

‫ممنون

‫سلام به همه ژاپنی ها

‫ما در حال حاضر... روسیه هستیم

‫چون یکی از اعضای آماراریروکو ‫‫ برای پپشا سان آشنا به نظر میرسید

‫برای بررسی کردن این مسئله، دارم میرم ‫‫ پپشا سان رو تو کشورش ببینم

‫ولی...

‫پپشا سان هنوز نیومده؟

‫واقعیتش، تنها بودن توی یه کشور دیگه یکم ترسناکه...

‫ترو چان!

‫ممنون که تا اینجا اومدی

‫پپشا سان!

‫زخمت بهتر شده؟

‫الان دیگه کاملا خوب شدم، خیلی گرمم و حس خوبی دارم

‫و حالا که تو اینجایی، خیلی هم خوشحالم

‫خیلی خب، بزن بریم

‫باز مسته

‫پپشا سان، تو همیشه مستی؟

‫بیخیال، ترو چان! ‫‫یجوری داری میگی انگار مریضی چیزی ام

‫میدونستم امروز قراره تو رو ببینم ‫‫واسه همین مست کردم

‫چون قرار بوده منو ببینی؟

‫ترو چان، اگه منو در حالت عادی میدیدی

‫احتمالا نمیشناختی

‫هان؟

‫میگم، کجا داریم میریم؟

‫داریم به جایی میریم که من توش بزرگ شدم

‫اونجا آلبوم عکسای قدیمی دارن، با خودم فکر کردم ‫‫ شاید دیدنشون کمکمون کنه

‫بچگیات چجوری بودی، پپشا سان؟

‫خب... من خیلی بچه شادی نبودم

‫عه... یجورایی عجیبه

‫جدی؟ البته، حق داری اینو بگی!

‫رسیدیم

‫اینجا کجاست؟

‫پرورشگاه یوری

‫اینجا جاییه که من بزرگ شدم

‫میگم...

‫نگران نباش! آدمای اونجا خیلی مهربونن!

‫خب، خب، صداهای قشنگی داره به گوشم میرسه

‫خوش اومدی پپشا... دختر عزیزم

‫آقای ایساک!

‫خیلی وقته که ندیدمتون!

‫ایشون کی باشن؟

‫ایشون مومیجیاما ترو چان از ژاپن هستن

‫دوست منه

‫سلام. از دیدنتون خوشوقتم

‫منم همینطور

‫به پرورشگاه یوری خوش اومدی

‫اسم من ایساک هست

‫رئیس اینجام

‫با این سن کمت خیلی خوب به زبون ما حرف میزنی

‫ممنون

‫داره از قدرت دستبند تغییر قلبش واسه ترجمه استفاده میکنه

‫اینجا حرف زدن دیگه بسه

‫بیاید بریم داخل

‫همه منتظرتونن

‫خیلی خب بچه ها. به مهمون هامون سلام کنید

‫پپشا سان برگشته

‫چی؟ پپشا سان؟

‫واقعا؟

‫سلام! حالتون چطوره؟

‫چیشد که برگشتی؟

‫کتابایی که برامون گرفتی به دستمون رسید!

‫خوراکیا هم خیلی خوشمزه بودن

‫مرسی که همیشه چیز میز برامون میفرستی!

‫خواهش میکنم. مثل اینکه حالتون خوبه

‫پپشا سان اینجا هم خیلی محبوبه

‫کجا با پپشا آشنا شدی، ترو سان؟

‫چی؟ خب...

‫یجورایی باهم همکاریم

‫که اینطور

‫پپشا خیلی در مورد کارش با من صحبت نمیکنه

‫ولی خوشحالم که همکاری مثل تو داره

‫ممنون

‫ده سالی میگذره که پپشا اینجارو ترک کرده

‫ولی هنوزم به فکر ما هست

‫همیشه ماهی یه بار برامون پول میفرسته

‫به لطف اون، واسه اداره پرورشگاه به مشکلی نخوردیم

‫ولی هیچ.قت به من نگفته که چه کاری انجام میده...

‫اون واسه همه بچه های اینجا یه قهرمانه

‫درسته

‫اینم آلبوم عکس ها از زمانی که اینجا بودی

‫خیلی ممنون!

‫ولی برای چی لازمشون داری؟

‫دارم یه اتفاقی که اون موقع افتاده رو بررسی میکنم

‫برام سواله بدونم اون موقع چجور بچه ای بودم

‫خب، فکر کن خونه خودته

‫‫راستی، پشا...

‫ظاهرا الکل خیلی دوست داری

‫ولی زیادی مصرف نکن

‫چشم آقا

‫نمیدونم میتونیم چیزی پیدا کنیم یا نه

‫میگم...

‫‫میدونم الان گفتنش دیره، ولی...

‫نمیدونستم توی پرورشگاه بزرگ شدی

‫آره. وقتی دوازده سالم بود آوردنم به این پرورشگاه

‫و تا هفده سالگیم اینجا موندم

‫جای خوبیه، مگه نه؟

‫همه اینجا خیلی خونگرم و مهربونن

‫واسه همین هم وقتی از اینجا رفتم ‫‫ خیلی احساس تنهایی کردم

‫ولی خب، هر چند وقت یه بار به اینجا سر میزنم

‫واسه همین کاملا از اینجا جدا نشدم

‫اوه، ببین، ترو چان!

‫این منم

‫کجا؟

‫این

‫خدای من! چقد اینجا بد عنقم! ‫‫حتما خیلی شخصیت مزخرفی داشتم!

‫اصلا هم اینجوری نیست

‫خیلی هم بامزه افتادی

‫جدی؟

‫آخه نگاه کن. چقدر بد عنقم

‫تو این عکس لبخند زدی

‫این دیگه چه قیافه ایه؟

‫نمیتونستم قشنگ تر لبخند بزنم؟

‫ولی... یجورایی شبیه اون دختره تزوتا هستی ها

‫واقعا؟ فکر نمیکنم با یه عکس بشه به این نتیجه رسید

‫بیا عکسای بیشتر پیدا کنیم

‫یه چیزی افتاد

‫یعنی چی میتونه باشه

‫این چیه؟

‫این...

‫یه عکس از مامانمه

‫عکس از مادرت؟

‫آره. لای صفحه ها مونده بوده

‫آدمو یاد گذشته میندازه

‫‫درسته...

‫فکر کنم، اون اول که به اینجا اومدم...

‫همه جا با خودم این عکسو میبردم

‫خیلی حس تنهایی میکردم

‫حتما خیلی مادرتو دوست داشتی

‫آره، و تحسینش هم میکردم

‫اون منو تک و تنها بزرگ کرد

‫مامانمم توی این پرورشگاه بزرگ شده بود

‫و من اینطوری تونستم وارد اینجا بشم

‫معمولا خیلی صحبت نمیکرد

‫ولی شب های خاصی بود که واقعا پر حرف میشد

‫میدونی چرا؟

‫چرا؟ من...

‫بعله!

‫به خاطر اینکه مست بود

‫مامانم همیشه آدم صبور و دوست داشتنی ای بود

‫ولی وقتایی که مست میکرد، مثل یه دوست پرحرف و بامزه بود

‫و واسه همین، اون موقع ها، فکر میکردم...

‫که الکل یه داروی جادوییه که به بزرگترا اجازه میده ‫‫ دوباره بچه بشن

‫و دقیقا واسه همینه که بچه ها اجازه نوشیدنش رو ندارن!

‫چون اونوقت تبدیل به نوزاد میشی ‫‫ یا اصلا ناپدید میشی!

‫‫که اینطور. پس...

‫حتما باید به مادرت رفته باشی، پپشا سان

‫چی؟ جدی؟

‫آخه... با توجه به چیزایی که بهم گفتی...

‫میدونی... مثل این قضیه که جفتتون الکل دوست دارید

‫اینکه وقت مست میشید چقدر بامزه میشید...

‫بیخیال. مردم اینجا همشون همینن

‫بله؟

‫چیزی که دنبالش بودید رو پیدا کردید؟

‫آقا

‫سر ظهره

‫چرا نمیاید باهم ناهار بخوریم؟

‫خیلی خوشمزه بود

‫ممنون بابت غذا

‫آقا، میگم آبجو دارید؟

‫پشا... باید بدونی که کی دست نگه داری

‫‫عه...

‫آهای، تو که اینجایی. دنبال این میگردی؟

SHY subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for SHY

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left